احکام پزشکی

احکام عمل جراحی اجازه ی عمل جراحی س۱. پزشک حاذق و ماهر، بدون سهل انگاری اقدام به عمل جراحی بیماری […]

اجازه ی عمل جراحی
س۱. پزشک حاذق و ماهر، بدون سهل انگاری اقدام به عمل جراحی بیماری نموده است و در حین عمل، آسیبی به بیمار وارد گردیده است. آیا داشتن اجازه ی عمل از بیمار یا بستگان در رفع ضمان مؤثر است؟ دیه به عهده ی کیست؟
ج. به نحو کلی در موارد ثبوت ضمان، اجازه ی بیمار یا بستگان وی رافع ضمان نیست و در مواردی که پزشک ضامن  دیه است، باید از مال خود بپردازد.
 
تأخیر عمل جراحی برای کسب اجازه
س۲. اگر پزشک منتظر اجازه ی بستگان بیمار برای عمل جراحی شود، ممکن است بیمار دچار نقص یا از کار افتادگی عضو شود. در این صورت آیا پزشک می تواند عمل جرّاحی را به تأخیر بیاندازد؟
ج. اگر خطر فوت بیمار در میان باشد، تأخیر جایز نیست.
 
انجام جراحی ضروری بدون رضایت بیمار
س۳. برخی از بیماران عاقل و بالغ که نیازمند عمل جراحی هستند، به علت ترس یا هر توجیه دیگری حاضرند درد و رنج را تحمل نمایند، ولی تن به عمل ندهند، و این در حالی است که پزشک می داند که در صورت عمل نکردن، بیمار به زودی خواهد مرد یا دچار عوارض سختی خواهد شد. با این فرض، آیا پزشک می تواند با تصمیم خود، او را عمل جراحی کند؟ اگر علی رغم مخالفت بیمار، بستگان وی چنین اجازه ای را صادر کنند، تکلیف پزشک چیست؟
ج. اگر نجات بیمار از مرگ مستلزم عمل جراحی است، اشکال ندارد.
 
انجام جراحی غیر ضروری به اصرار همراهان بیمار
س۴. پزشکی یقین دارد که انجام گرفتن عمل جراحی روی بیمار، تأثیر در زنده ماندن او ندارد، و در هر صورت، بیمار پس از مدت کوتاهی خواهد مرد. آیا جایز است پزشک بنا به اصرار همراهان بیمار یا مسئولان بیمارستان، اقدام به جراحی نماید یا نه؟
ج. با اطلاع دادن به بیمار یا همراهان او نسبت به عدم تأثیر عمل، اقدام به عمل جراحی مانعی ندارد.
 
درمانهای پرخطر برای تأخیر انداختن مرگ
س۵. اگر بدانیم یا احتمال بدهیم بیماری در اثر بیماری ای مثل «لوسمی»(۱) و یا «متاستاز»(۲) یا برخی از سرطانها و برخی تومورها به زودی خواهد مرد، آیا مجازیم برای افزایش طول عمر او ـ در حد چند ماه ـ از شیوه های درمانی پرخطر و پرعارضه، مانند شیمی درمانی که اغلب عوارض آن بسیار شدیدتر از بیماری اولیه است، استفاده نمائیم؟
ج. اشکال ندارد، بلکه بعید نیست در برخی موارد لازم باشد.
 
مرگ زود هنگام یا تحمّل درد
س۶. بنا بر تشخیص اطباء حاذق در صورت ترک نمودن عمل جراحی، بیمار به زودی خواهد مرد و در صورت اقدام به عمل جراحی، به احتمال قوی زنده می ماند. ولی تا پایان عمر دچار درد و رنج شدید و توان فرسا می شود، تکلیف این بیمار چیست؟
ج. در فرض مذکور که ترک عمل و معالجه موجب مرگ می شود، اقدام به عمل واجب است.
تسریع در مرگ بیمار
س۷. «اتانازی»(۱) بر سه قسم است:
۱_ نوع فعّال که با تجویز داروی کشنده از طرف پزشک به زندگی بیمار خاتمه داده می شود.
۲_ نوع انفعالی، به صورت خودداری از ادامه ی مداوا و زنده نگاه داشتن بیمار محتضر.
۳_ نوع غیر مستقیم، با قرار دادن داروهای به مقدار زیاد در دسترس بیمار تا بیمار شخصاً به زندگی پر رنج خویش پایان دهد.
استفاده از کدامیک بلااشکال است؟
ج. حفظ محتضر و تأخیر مرگ او واجب نیست، بنابراین قسم دوّم مانع ندارد. ولی هر کاری که موجب مردن او باشد، مثل دو قسم دیگر جایز نیست.
 
س۸. از «اتانازی» در فارسی به «قتل از روی ترحم» و «بیمارکشی با ترحم» تعبیر می شود و به منظور کوتاه کردن مدت درد و رنج بیمار لاعلاجی است که بر اساس دانش پزشکی امروز، هیچ امیدی به شفا و یا بهبود او وجود ندارد اقدام به این کار چه حکمی دارد؟ آیا سرپرست یا نزدیکان بیمار می توانند به پزشک همچین اجازهای بدهند؟
ج. جایز نیست و قتل نفس محسوب میشود.
 
س۹. گاهی به جهت تعجیل در راحت شدن محتضر، به او مواد مُهلکه (کُشنده) تزریق می کنند؛ آیا این عمل جایز است یا نه؟ و در صورت عدم جواز، آیا عاملان این کار، در قتل او شریکند؟
ج. جایز نیست و در صورتی که موجب قتل شود، قصاص یا دیه ی آن واجب می گردد.
 
کشتن بیمار مرگ مغزی
س۱۰. شخصی که در اثر آسیب مغزی درک و شعور و شنوایی و بینایی و حس خود را از دست داده و فقط قلب او میزند و حرکت می کند اگر کسی او را در این شرایط بکشد، آیا باید دیه ی کامل بپردازد؟
ج. بلی دیه ی کامل دارد.
 
س۱۱. آیا می توان این بیمار را به همان حال باقی نهاد تا قلب او هم از کار بیفتد؟
ج. اگر دستگاهی به او وصل شده و برداشتن دستگاه موجب مرگ وی می >شود، نمی توان چنین کاری را انجام داد.
استفاده از داروهای ضروری حرام یا نجس
س۱۲. با توجه به اینکه برخی از داروهای ضروری و حیاتی از منابع حرام یا نجس مثل اعضای انسان یا حیوان و غیر آنها تهیه میشوند و معمولاً اینگونه داروها از کشورهای خارجی و غیر مسلمان وارد میشوند، حکم شرعی مصرف اینگونه داروها برای انسان و نیز معامله بر روی آنها چیست؟
ج. اگر معالجهی بیماری متوقف و منحصر در آن باشد اشکال ندارد.

 

وظیفه داروساز نسبت به بیمار
س۱۳.  نظر به اینکه قانوناً تجویز دارو به عهدهی داروساز نمیباشد، به استثنای داروهای بدون نسخه، چنانچه مریض به حال اضطرار مراجعه کند و با توجه به فوریت، در صورت ندادن دارو، منجر به نقص، جرح یا فوت بیمار گردد، آیا داروساز در عواقب فوق متهم به قصور است؟
ج. با فرض اینکه طبق قانون رفتار کرده تکلیفی متوجه او نیست.
 
وظیفه داروساز نسبت به تجویز دارو
س۱۴. با توجه به اینکه تشخیص بیماری و تجویز دارو به عهدهی پزشک معالج واگذار شده و طبق قوانین موجود، داروساز موظف به تحویل داروی تجویزی میباشد، آیا داروساز نسبت به عواقب یا عوارض ضررهای ناشی از تجویز غیرعلمی یا غیرضروری و احیاناً تجویز بر اساس سودجویی و غیره ضامن است؟
ج. در فرض مرقوم ضامن نیست.
 
درمان با داروی موجب مرگ زودرس
س۱۵. اگر کسی برای بهبودی موقتی یا رفع درد از داروئی استفاده کند که مرگ را بهطور قابل ملاحظهای جلو بیندازد، حکم چیست؟ مثلاً از «کورتیکو استروئید»(۱) و یا «زیدوودین»(۲) یا «سیکلو سپورین»(۳) استفاده شود.
ج. اگر موجب مرگ زودرس باشد، علاج نیست و باید ترک شود.
 
فروش داروی خطرناک بدون تجویز پزشک
س۱۶. آیا فروش داروهایی که مصرف آنها عوارض شدید در بردارد، بدون تجویز پزشک جایز است؟
ج. بدون تجویز دکتر، فروخته نشود.
لمس و نظر حرام در معاینه
س۱۷. دانشجویان دانشگاه پزشکی (دختر یا پسر) برای آموزش، چاره ای جز معاینه فرد اجنبی، از طریق لمس و نظر ندارند و چون این معاینات جزو برنامه درسی است و برای کارآموزی و آمادگی آنان برای معالجه بیماران در آینده مورد نیاز است و عدم انجام آن باعث می شود از تشخیص بیماری افراد مریض عاجز باشند و این امر منجر به طولانی شدن دوران بیماری افراد بیمار و گاهی فوت آنان می شود، بنابراین آیا این معاینات جایز است یا خیر؟
ج. اگر از موارد ضروری برای کسب تجربه و آگاهی از نحوه درمان بیماران و نجات جان آنان باشد، اشکال ندارد.
 
س۱۸. در صورتی که هنگام ضرورت، معاینه بیمارانی که محرم نیستند، توسط دانشجویان رشته پزشکی جایز باشد، مرجع تشخیص این ضرورت چه کسی است؟
ج. تشخیص ضرورت موکول به نظر دانشجو باملاحظه شرایط است.
 
س۱۹. گاهی در هنگام آموزش با مسئله معاینه غیرمحارم مواجه می شویم و نمی دانیم این کار برای آینده ضرورت دارد یا خیر؟ ولی به هر حال جزئی از روش درسی دانشگاه ها و وظیفه دانشجویی رشته پزشکی و یا حتّی تکلیفی از طرف استاد است. با توجه به این مطالب آیا انجام معاینات مزبور برای ما جایز است؟
ج. مجرد اینکه معاینه پزشکی، از برنامه های آموزشی و یا از تکالیف استاد به دانشجو است، مجوّز شرعی برای ارتکاب امر خلاف شرع محسوب نمی شود، بلکه ملاک در این زمینه فقط نیاز آموزشی برای نجات جان انسان و یا اقتضاء ضرورت می باشد.
 
س۲۰. آیا در معاینه نامحرم که به خاطر ضرورت آموزش پزشکی وکسب تجربه و مهارت صورت می گیرد، بین معاینه اعضای تناسلی و سایر اعضای بدن تفاوت وجود دارد؟ بعضی از دانشجویان که بعد از اتمام تحصیل برای معالجه بیماران به روستاها و نقاط دوردست می روند، گاهی مجبور به زایمان زن و یا درمان آثار آن از قبیل خونریزی شدید می شوند، این کار چه حکمی دارد؟ بدیهی است که اگر این خونریزی و بیماریهای دیگر به سرعت درمان نشود، حیات زنی که تازه زایمان کرده، در خطر خواهد بود، با علم به اینکه شناخت راههای معالجهی این بیماریها مستلزم کارآموزی در هنگام تحصیل علم پزشکی می باشد؟
ج. هنگام ضرورت فرقی بین حکم معاینهی اعضای تناسلی و غیر آنها نیست و ملاک کلی، احتیاج به تمرین و فراگیری علم پزشکی برای نجات جان انسان می باشد و در این موارد باید به مقدار ضرورت اکتفا شود.
 
س۲۱. غالباً در معاینه اعضای تناسلی – اعم از اینکه توسط فرد مماثل (همجنس) صورت بگیرد یا خیر- احکام شرعی مانند نگاه کردن پزشک یا دانشجو از طریق آینه، رعایت نمی شود و چون ما برای فراگیری چگونگی تشخیص بیماریها از آنان تبعیت می کنیم، وظیفهی ما چیست؟
ج. تحصیل و فراگیری علم پزشکی از طریق معایناتی که فینفسه حرام هستند، در مواردی که یادگرفتن این علم و شناخت راههای درمان بیماریها متوقف بر آن باشد، اشکال ندارد، مشروط بر اینکه دانشجو اطمینان داشته باشد که توانایی نجات جان انسانها در آینده متوقف بر اطلاعاتی است که از این طریق به دست می آید و همچنین مطمئن باشد که در آینده در معرض مراجعهی بیماران بوده و مسئولیت نجات جان آنان را بر عهده خواهد داشت.
 
نگاه کردن به تصویر نامحرم
س۲۲. آیا نگاه کردن به عکس مردان و زنان غیرمسلمان که در کتابهای اختصاصی رشتهی درسی ما به صورت نیمهعریان وجود دارد جایز است؟
ج. اگر به قصد ریبه نباشد و خوف ترتّب مفسده هم در آن وجود نداشته باشد، اشکال ندارد.
 
س۲۳. دانشجویان رشتهی پزشکی در خلال تحصیل، عکسها و فیلمهای مختلفی را از اعضای تناسلی بدن به قصد آموزش می بینند، آیا این عمل جایز است یا خیر؟ دیدن عورت غیر مماثل چه حکمی دارد؟
ج. نگاه کردن به فیلمها و تصاویر فی نفسه اشکال ندارد، به شرط اینکه به قصد لذت نبوده و خوف ارتکاب حرام هم وجود نداشته باشد. آنچه حرام است نگاه به بدن غیر مماثل و لمس آن است.
 
کشف عورت و دیدن آن
س۲۴. زن در هنگام وضع حمل نسبت به رعایت پوشش چه تکلیفی دارد؟ و زنان پرستار که به زنهای دیگر درهنگام وضع حمل کمک می کنند، نسبت به کشف عورت و نگاه کردن به آن چه تکلیفی دارند؟
ج. جایز نیست زنان پرستار عمداً و بدون اضطرار، به عورت زنان در هنگام وضع حمل نگاه کنند و همچنین پزشک هم باید از نگاه کردن و لمس بدن زنی که بیمار است، تا زمانی که اضطرار پیدا نکرده، خودداری کند و بر زنان واجب است که در صورت توجه و توانایی، بدن خود را بپوشانند و یا از کس دیگری بخواهند این کار را انجام دهد.
 
دستگاههای تناسلی مصنوعی آموزشی
س۲۵. در خلال تحصیلات دانشگاهی، برای آموزش از دستگاههای تناسلی مصنوعی که از مواد پلاستیکی ساخته شده اند استفاده می کنند، نگاه کردن و لمس آنها چه حکمی دارد؟
ج. آلت و عورت مصنوعی حکم عورت واقعی را ندارد و نگاه کردن و لمس آنها اشکال ندارد، مگر آنکه به قصد ریبه بوده و یا موجب تحریک شهوت گردد.
 
تحقیقات و معالجه های غیر مشروع
س۲۶. مباحث من راجع به تحقیقاتی است که در محافل علمی غرب راجع به تسکین درد از طریق معالجه با موسیقی، معالجه با لمس، معالجه با رقص، معالجه با دارو و معالجه از طریق الکتریسیته مطرح است و مباحث آنان در این زمینه، نتیجه هم داده است. آیا شرعاً مبادرت به این تحقیقات جایز است؟
ج. تحقیق راجع به امور مذکور و آزمایش مقدار تأثیر آنها در درمان بیماریها شرعاً اشکال ندارد، به شرطی که مستلزم ارتکاب اعمالی که شرعاً حرام هستند نباشد.
 
س۲۷.  آیا در صورتی که آموزش اقتضا کند، جایز است زنان پرستار به عورت زن دیگر نگاه کنند؟
ج. اگر درمان بیماریها و یا نجات نفس محترمی متوقف بر درسی باشد که یاد گرفتن آن مستلزم نگاه به عورت دیگران است، اشکال ندارد.
 
انجام تحقیقات پزشکی روی حیوانات
س۲۸. اگر آزمایشهای طبی روی حیوانات انجام شود و در پایان، حیوانات از بین بروند، صرف نظر از ضمان، آیا چنین کاری برای پیشرفت پزشکی جایز است؟
ج. فینفسه منعی ندارد، لکن باید طوری عمل شود که موجب اذیت و آزار حیوان نشود.
 
فراگیری علوم پزشکی برای بانوان
س۲۹. با توجه به مراجعهی زنان به برخی پزشکان مرد و آثار مترتب بر آن، آیا بر زنانی که استعداد یادگیری علوم پزشکی مربوط به زنان را دارند، واجب است که این علوم را یاد بگیرند؟
ج. یادگیری درحد رفع نیازهای ضروری، واجب کفائی است.
 
آزمایش های پزشکی روی انسان
س۳۰. اگر فایدهی آزمایشها به سود تمامی افراد بشر باشد، آیا می‌‌تواند خود را در معرض چنین آزمایشهایی قرار دهد، با فرض اینکه علم به ضرر یا احتمال ضرر و یا عدم علم به ضرر داشته باشد؟
ج. جایز نیست مگر ضرورت پزشکی و مصلحت اهم اقتضا نماید و تأمین این ضرورت از راههای دیگر و بی‌‌خطر و یا کمخطرتر امکانپذیر نباشد.
 
آزمایشهای پزشکی بر روی بیمار بدون اطلاع او
س۳۱. در صورتی که آزمایش خاص پزشکی برای پیشرفت علم هیچگونه ضرری برای بیمار نداشته باشد، آیا پزشک بدون اطلاع به بیمار و بدون کسب اجازهی او می‌‌تواند چنین اقدامی نماید؟
ج. جایز نیست.
 
فاش کردن اسرار بیمار برای پیشرفت علم پزشکی
س۳۲. آیا جهت امر آموزش بالینی دانشجویان و انترنها(۱) و رزیدنتها(۲) مجاز هستیم شرح حال مریض و بعضاً اسرار وی را در جمع پزشکان مطرح کنیم یا خیر؟
ج. اگر این امر به مصلحت بیمار بوده و یا برای آموزش دانشجویان مفید باشد مانعی ندارد.
 
پژوهش در طب اسلامی
س۳۳. انجام دادن تحقیق و پژوهش در مورد حجامت(۳) و فصد(۴) و سایر موضوعات پزشکی مشابه که در روایات موجود است، مطابق با استانداردهای علمی بینالمللی و بررسی آماری نتایج حاصل از آن، از نظر شرعی چه وجهی دارد؟
ج. با رعایت اصول و موازین پزشکی روز بلامانع میباشد.
 
آموزش عمومی برای مبارزه با ایدز(۵)
س۳۴. با توجه به مصیبتبار بودن بیماری ایدز، آیا آموزش گروههای مختلف سنی را در مورد راههای انتقال و نحوهی پیشگیری از بیماری ایدز، جایز میدانید؟
ج. فی‌‌‌نفسه منعی ندارد، مگر آنکه مستلزم مفسده بوده و نتایج سوئی داشته باشد.
 
لزوم یادگیری مسائل شرعی مورد ابتلا برای پیراپزشکان(۶)
س۳۵. دانستن مسائل شرعی برای پزشکان، دندانپزشکان، داروسازان، پرستاران و به طور کلی پیراپزشکان، در حین آموزش و کار تا چه حدّی لازم است؟
ج. اگر نیاموختن احکام به ترک واجب یا ارتکاب حرام بینجامد، گناهکار است.
 
دستورات غیرشرعی در مؤسسات پزشکی
س۳۶. در صورتی که فتوای مراجع با عملکرد و گفتار بعضی از رؤسای بیمارستانهای آموزشی یا آزمایشگاهها مطابق نباشد، تکلیف دانشجویانی که موظف به اجرای دستور اساتید و پزشکان در امر معاینهاند، چیست؟ آیا باید از اساتید تبعیت کنند یا خیر؟
ج. در این زمینه دانشجویان باید به مسئولین مافوق مراجعه کنند تا آنها هماهنگی‌‌‌های لازم را انجام دهند و در صورت عدم هماهنگی موارد آن مختلف است و در هر جا که ضرورت باشد باید بر اساس آن عمل نمود.
 
معاینه بیماران غیر همجنس در مراکز درمانی جهت آموزش
س۳۷. در بخشهای بیمارستانی معمولا هر دانشجوی پزشکی مسئولیت چند بیمار را عهدهدار است، آیا دانشجویان می توانند نسبت به معاینهی بالینی سایر بیماران غیر همجنس که حکم آموزش دارد و نه تشخیص مبادرت نمایند؟
ج. اگر رفع نیاز پزشکی کشور متوقف بر آن باشد یا ضرورت دیگر لازمالمراعاتی اقتضا کند مانع ندارد و گرنه نظر به نامحرم جایز نیست.
 
آموزش پزشکی با دیدن تصاویر عریان
س۳۸. آیا دیدن تصاویر عریان زنان و مردان غریبهی مسلمان وغیر مسلمان که جزو امر آموزش پزشکی هستند، اشکالی دارد؟
ج. نظر به عکس ناشناس بدون ریبه و فساد مانع ندارد.
 
اختلاف نظر استاد و دانشجو معاینه
س۳۹. بسیاری از اساتید ذکر میکنند که بهترین معاینه، کاملترین آن است و عدم توجه به این موضوع در مواردی موجب اعتراض استاد به دانشجو میشود، در حالی که با تأمل در شرایط بیمار و لزوم عمل، دانشجو تشخیص میدهد که بسیاری از معاینات ضرورتی ندارد، تکلیف او در این صورت چیست؟
ج. در این زمینه دانشجویان باید به مسئولین مافوق مراجعه کنند تا آنها هماهنگی‌‌‌های لازم را انجام دهند و در صورت عدم هماهنگی موارد آن مختلف است و در هر جا که ضرورت باشد باید بر اساس آن عمل نمود.
جراحت یا شکستگی در اعضای وضو
س۴۰. شخصی که زخم یا دمل یا شکستگی در جلو سر یا پاها دارد و روی آن باز است و آب ریختن نیز روی آن ضرر دارد آیا باید تیمم کند؟ در غیر این صورت چه باید بکند؟
ج. اگر نمی توان روی زخم محل مسح دستِ تر بکشد باید به جای وضو تیمم کند. ولی در صورتی که می تواند پارچه ای روی زخم قرار دهد و بر آن دست بکشد، احتیاط آن است که علاوه بر تیمم، وضو نیز با چنین مسحی بگیرد.
 
نماز های قضا شده در حال بیهوشی
س۴۱. بیمارانی که به مدت یک روز یا چند روز به حالت بیهوش هستند و در اثر بیماری به حالت اغماء روند یا طی عمل جراحی توسط پزشک بیهوش شوند و نتوانند نماز بخوانند آیا نمازهای این مدت را باید قضا کنند؟
ج. بیهوشی اگر مستند به فعل خود شخص نباشد نمازش قضا ندارد و الاّ بنا بر احتیاط قضا دارد.
 
نماز شخص عاجز از ایستادن
س۴۲. بیماری که ایستاده نماز می خواند و ناگاه در بین نماز احساس سرگیجه و عجز می کند، آیا می تواند بقیه ی نماز را به حالت نشسته یا خوابیده بخواند؟
ج. اگر معذور باشد مانع ندارد؛ ولی اگر وقت دارد و می تواند نماز ایستاده بخواند در آن  وقت بخواند.
 
نماز خواندن با خون «هموروئید»(۱)(بواسیر)
س۴۳. آیا با خون «هموروئید»(بواسیر) داخلی یا خارجی می توان نماز خواند؟
ج. با خون بواسیر می شود نماز خواند چنانچه ازاله و تطهیر آن حرجی باشد اگر چه داخلی باشد.
 
استفاده از آمپول های غیرضروری برای روزه دار
س۴۴. استفاده نه چندان ضروری از آمپول هایی که به جای غذا به کار می رود برای روزه دار چه حکمی دارد؟
ج. آمپول که برای تغذیه به کار می رود بنابر احتیاط واجب مبطل روزه است.
 
استفاده از وسایل دندان پزشکی برای روزه دار
س۴۵. آیا بردن وسایل غیر خوراکی مثل وسایل دندان پزشکی در دهان باعث بطلان روزه می شود؟
ج. چنانچه چیزی در حلق وارد نشود مبطل نیست.
 
استفاده از اسپری برای روزه دار مبتلا به آسم
س۴۶. برخی از بیماران مبتلا به آسم مجبور به استفاده از اسپری «سالبوتامول»(۲) و … برای باز کردن راه تنفّسی می باشند، حکم روزه ی این دسته چیست؟
ج. وسیله ی مذکور اگر صرفاً برای بازکردن راه تنفس استفاده می شود مبطل روزه نیست.
 
تنقیه با چیز روان برای روزه دار
س۴۷. تنقیه ضروری با چیز روان برای بیماری که هیچ منع دیگری برای روزه داری ندارد چه حکمی دارد؟
ج. مبطل روزه است.
 
جلوگیری از بارداری
س۴۸. آیا برای زنی که سالم است، جلوگیری از بارداری به طور موقت از طریق به کارگیری وسایل و موادی که از انعقاد نطفه جلوگیری می کنند، جایز است؟
ج. اگر با موافقت شوهر باشد، اشکال ندارد.
 
استفاده از دستگاه های جلوگیری از بارداری
س۴۹. استفاده از یکی از دستگاه های جلوگیری از بارداری که چگونگی جلوگیری از حاملگی توسط آن تا به امروز معلوم نشده، ولی به عنوان وسیله ای برای جلوگیری از بارداری شناخته شده است، چه حکمی دارد؟
ج. اگر موجب از بین رفتن نطفه بعد از استقرار آن در رحم شود و یا مستلزم نگاه و لمس حرام باشد، جایز نیست.
 
س۵۰. آیا جلوگیری دائم از حاملگی برای زنی که از خطر بارداری خوف دارد، جایز است؟
ج. جلوگیری از بارداری در فرض مذکور اشکال ندارد؛ بلکه اگر حاملگی برای حیات مادر خطر داشته باشد، باردار شدن به طور اختیاری جایز نیست.
 
جلوگیری دائمی از بارداری
س۵۱. آیا جلوگیری دائمی از بارداری برای زنانی که زمینه مساعدی برای به دنیا آوردن فرزندانی معیوب یا مبتلا به بیماری های ارثی جسمی و روانی دارند، جایز است؟
ج. اگر با یک غرض عقلائی صورت بگیرد و ضرر قابل توجهی هم نداشته باشد و با اجازه ی شوهر باشد، اشکال ندارد.
 
بستن لوله ها توسط مرد
س۵۲. بستن لوله های منی مرد برای جلوگیری از افزایش جمعیت چه حکمی دارد؟
ج. اگر این کار با یک غرض عقلائی صورت بگیرد و ضرر قابل ملاحظه ای هم نداشته باشد، فی نفسه اشکال ندارد. اما انجام این عمل برای جلوگیری از افزایش جمعیت امر مذمومی است.
 
استفاده از روش های جلوگیری از بارداری
س۵۳. آیا زن سالمی که حاملگی برای او ضرری ندارد، جایز است از طریق عزل یا دستگاه دیافراگم(۱) یا خوردن دارو و یا بستن لوله های رحم، از بارداری جلوگیری کند، و آیا جایز است شوهرش او را وادار به استفاده از یکی از این راه ها غیر از عزل نماید؟
ج. جلوگیری از بارداری فی نفسه به طریق عزل، اشکال ندارد و همچنین استفاده از راه های دیگر هم اگر با یک غرض عقلائی صورت گیرد و ضرر قابل ملاحظه ای هم نداشته و با اجازه ی شوهر بوده و مستلزم لمس و نظر حرام نباشد، اشکال ندارد. ولی شوهر حق ندارد همسر خود را به این کار وادار نماید.
 
س۵۴. آیا جایز است زن بارداری که قصد دارد لوله های رحم خود را ببندد، از طریق عمل سزارین فرزند خود را به دنیا آورد تا در هنگام آن عمل، لوله های خود را هم ببندد؟
ج. حکم بستن لوله های رحم قبلاً گذشت، ولی جواز عمل سزارین متوقف بر نیاز به آن یا درخواست خود زن باردار است و به هر حال لمس و نظر مرد اجنبی به زن هنگام عمل سزارین و بستن لوله های رحم حرام است. مگر در حال ضرورت.
 
اذن شوهر در بستن لوله های زن
س۵۵. آیا جایز است زن بدون اجازه ی شوهرش از وسایل پیشگیری از بارداری استفاده نماید؟
ج. محل اشکال است.
 
رضایت زن در بستن لوله های مرد
س۵۶. مردی که دارای چهار فرزند است، اقدام به بستن لوله های منی خود کرده است، آیا در صورت عدم رضایت زن، آن مرد گناهکار محسوب می شود؟
ج. جواز این کار متوقف بر رضایت زوجه نیست و چیزی بر عهده ی مرد نمی باشد.
 
جلوگیری از انعقاد نطفه
س۵۷. آیا در صورتی که بچه دار شدن موجب بروز خطراتی برای مادر باشد، زن می تواند با اذن شوهر از انعقاد نطفه جلوگیری کند؟ بدون اذن شوهر چطور؟
ج. مانعی ندارد، اما درصورتی که باردارشدن برای او خطر قابل توجه داشته وحرجی باشد، بدون اذن شوهر نیز می تواند مانع انعقاد نطفه شود.
 
وظیفه ی شخصی که خود را عقیم کرده
س۵۸. شخصی با عمل جراحی خود را عقیم کرده، آیا واجب است دوباره خود را معالجه کند تا در صورت امکان به حالت اول درآید؟
ج. واجب نیست.
 
حق تقدم در عقیم کردن یکی از زوجین
س۵۹. در صورتی که بستن لوله های زن یا مرد اجازه داده شود، حق تقدم با کدام یکی است؟
ج. در صورت رعایت شروط شرعی حق تقدمی در کار نیست و از جهت تفاوت موقعیت افراد با پزشک مشورت شود.
 
جلوگیری از بارداری با «آی.یو.دی»(۲)
س۶۰. با توجه به اینکه در قرار دادن «آی.یو.دی»، در حال حاضر، لمس و نظر صورت می گیرد، آیا انجام دادن این عمل توسط پزشک زن، جایز است؟
ج. در فرض مرقوم جایز نیست مگر در مقام ضرورت.
 
کنترل جمعیت
س۶۱. نظر اسلام در مورد کنترل توالد چیست؟ آیا مسلمانان می توانند از آن استفاده کنند؟ آیا استفاده از کاندوم و… صحیح است؟
ج. کنترل توالد و ازدیاد اولاد و استفاده از کاندوم فی نفسه اشکال ندارد. امّا انجام این عمل برای جلوگیری از افزایش جمعیت امر مذمومی است.
 
سزارین
س۶۲. برخی از خانم های حامله که می توانند به وضع طبیعی زایمان کنند، اصرار دارند که سزارین شوند تا درد کمتری را تحمل کنند. در این زمینه نظر حضرت عالی چیست؟
ج. اگر ضرری برای خود مادر یا کودک نداشته باشد، منعی ندارد.
 
عمل جراحی برای زنده ماندن مادر یا جنین
س۶۳. زنی می خواهد وضع حمل کند. پزشک متخصص تشخیص داده که باید مادر و یا بچه به وسیله ی عمل جراحی یا طریقه ی دیگری کشته شود تا دیگری سالم بماند؛ ولی بدون عمل جرّاحی هر دو می میرند و با عمل، به احتمال زیاد یکی از آن ها زنده می ماند. در این صورت عمل جرّاحی جایز است یا خیر؟ بر فرض جواز، زنده ماندن کدام اولی است؟
ج. در فرض سؤال عمل جرّاحی جایز است و هر کدام احتمال ماندنش بیشتر است او را زنده نگهدارند.
 
گذاشتن «آی. یو .دی» توسط پزشک
س۶۴. گذاشتن «آی.یو.دی» برای جلوگیری از حاملگی در زنان بدون لمس و نظر امکان پذیر نیست در این صورت آیا انجام عمل توسط پزشک زن یا مرد جایز است؟
ج. لمس و نظر جایز نیست هر چند اصل عمل جایز است در صورت اجازه ی شوهر.
 
عمل «وازکتومی»(۳)
س۶۵. آیا انجام عمل وازکتومی که برای عقیم و نازا کردن مردان و با رضایت خود آن ها صورت می گیرد و تقریباً غیر  قابل برگشت است اشکال دارد یا نه؟ آیا برای انجام این عمل رضایت همسر ضرورت دارد؟
ج. این عمل فی نفسه مانع ندارد و باید از لمس و نظر حرام اجتناب شود و در مرد رضایت همسر معتبر نیست.
 
بستن لوله های رحمی
س۶۶. بستن لوله های رحمی منجر به ناباروری دائمی می شود و امکان دوباره آبستن شدن مستلزم عمل جرّاحی و بازگشت قابلیت حامله شدن در بهترین شرایط حدود ۵۰% است. آیا اقدام به این عمل جهت کنترل جمعیّت بلا مانع است؟
ج. این عمل فی نفسه اشکال ندارد و از لمس و [نگاه] حرام باید اجتناب شود و در زن باید با اجازه ی شوهر باشد.
 
جلوگیری از بارداری بدون اجازه ی شوهر
س۶۷. آیا زن می تواند بدون رضایت شوهر ازقرص های ضدّ بارداری استفاده کند؟ یا مثلاً برای گذاشتن «آی. یو. دی» اقدام نماید؟
ج. اگر با موافقت شوهر باشد، اشکال ندارد.
سقط جنین به دلیل مشکلات اقتصادی
س۶۸. آیا سقط جنین بر اثر مشکلات اقتصادی جایز است؟
ج. سقط جنین به مجرد وجود مشکلات و سختی های اقتصادی جایز نمی شود.
 
سقط جنین ناقص الخلقه
س۶۹. پزشک بعد از معاینه در ماه های اول حاملگی به زن گفته است که استمرار بارداری برای او احتمال خطر جانی دارد و در صورتی که حاملگی ادامه پیدا کند، فرزندش ناقص الخلقه متولد خواهد شد و به همین دلیل دستور سقط جنین داده است، آیا این کار جایز است؟ و آیا سقط جنین قبل از دمیده شدن روح به آن جایز است؟
ج. ناقص الخلقه بودن جنین، مجوّز شرعی برای سقط جنین، حتّی قبل از ولوج(۱) روح در آن محسوب نمی شود، ولی اگر تهدید حیات مادر بر اثر استمرار حاملگی مستند به نظر پزشک متخصص و مورد اطمینان باشد، سقط جنین قبل از ولوج روح در آن اشکال ندارد.
 
س۷۰. پزشکان متخصص می توانند از طریق استفاده از روش ها و  دستگاه های جدید، نواقص جنین در دوران بارداری را تشخیص دهند. با توجه به مشکلاتی که افراد ناقص الخلقه بعد از تولد در دوران زندگی با آن مواجه می شوند، آیا سقط جنینی که پزشک متخصص و مورد اطمینان آن را ناقص الخلقه تشخیص داده، جایز است؟
ج. سقط جنین در هر سنی به مجرد ناقص الخلقه بودن آن و یا مشکلاتی که در زندگی با آن مواجه می شود، جایز نمی شود.
 
سقط جنین
س۷۱. آیا از بین بردن نطفه ی منعقد شده ای که در رحم مستقر شده، قبل رسیدن به مرحله ی علقه که تقریباً چهل روز طول می کشد، جایز است؟ و اصولاً در کدام یک از مراحل ذیل سقط جنین حرام است:
۱. نطفه ی استقرار یافته(۲) در رحم،
۲. علقه(۳)،
۳ ـ مضغه(۴)،
۴ ـ عظام(۵) (قبل از دمیدن روح).
ج. از بین بردن نطفه بعد از استقرار آن در رحم و همچنین سقط جنین در هیچ یک از مراحل بعدی جایز نیست.(۶)
 
سقط جنین با احتمال بیماری
س۷۲. بعضی از زوج ها، مبتلا به بیماری های خونی بوده و دارای ژن(۷) معیوب می باشند و در نتیجه ناقل بیماری به فرزندان خود هستند و احتمال اینکه این فرزندان مبتلا به بیماری های شدید باشند، بسیار زیاد است و چنین کودکانی از بدو تولد تا پایان عمر، دائماً در وضع مشقّت باری به سر خواهند برد. مثلاً بیماران هموفیلی(۸) همواره ممکن است با کوچک ترین ضربه ای دچار خون ریزی شدید منجر به فوت و فلج شوند. حال آیا با توجه به اینکه تشخیص این بیماری در هفته های اول بارداری ممکن است، آیا سقط جنین در چنین مواردی جایز است؟
ج. اگر تشخیص بیماری در جنین قطعی است و داشتن و نگهداشتن چنین فرزندی موجب حرج می باشد، در این صورت جایز است قبل از دمیده شدن روح، جنین را اسقاط کنند؛ ولی بنابر احتیاط، دیه ی آن باید پرداخت شود.
 
س۷۳. سقط جنین فی نفسه چه حکمی دارد؟ و در صورتی که ادامه ی بارداری برای زندگی مادر خطر داشته باشد، حکم آن چیست؟
ج. سقط جنین شرعاً حرام است و در هیچ حالتی جایز نیست، مگر آنکه استمرار حاملگی برای حیات مادر خطرناک باشد که در این صورت سقط جنین قبل از ولوج(۹) روح، اشکال ندارد، ولی بعد از دمیدن روح جایز نیست، حتّی اگر ادامه ی حاملگی برای حیات مادر خطرناک باشد، مگر آنکه استمرار بارداری، حیات مادر و جنین هر دو را تهدید کند و نجات زندگی طفل به هیچ وجه ممکن نباشد، ولی نجات زندگی مادر به تنهایی با سقط جنین امکان داشته باشد.
 
دیه سقط جنین ناشی از زنا
س۷۴. زنی جنین هفت ماهه ی خود را که ناشی از زنا بوده بنا به درخواست پدرش سقط کرده  است، آیا دیه بر او واجب است؟ و بر فرض ثبوت دیه، پرداخت آن بر عهده ی مادر است یا پدر او؟ و در حال حاضر به نظر شما مقدار آن چقدر است؟
ج. سقط جنین حرام است هر چند بر اثر زنا باشد و درخواست پدر باعث جواز آن نمی شود و در صورتی که مادر مباشر در سقط جنین باشد، دیه بر عهده ی مادر است. اما در مقدار دیه ی جنین در فرض سؤال، تردید وجود دارد و احوط این است که مصالحه شود و این دیه در حکم ارث کسی است که وارث ندارد.
 
دیه سقط جنین
س۷۵. مقدار دیه ی جنینی که دو ماه و نیم عمر دارد، در صورتی که عمداً سقط شود چقدر است و پرداخت آن برعهده ی کیست؟
ج. اگر علقه باشد، دیه ی آن چهل دینار است و اگر مضغه باشد، شصت دینار است و اگر استخوان بدون گوشت باشد، هشتاد دینار است و دیه به وارث جنین با رعایت طبقات ارث پرداخت می شود؛ ولی وارثی که مباشر سقط جنین بوده، از آن سهمی ندارد.
 
س۷۶. اگر زن بارداری مجبور به معالجه ی لثه یا دندان هایش شود و بر اساس تشخیص پزشک متخصص نیاز به عمل جراحی پیدا کند، آیا با توجه به اینکه بیهوشی و عکس برداری با اشعه باعث نقص جنین در رحم می شود، سقط جنین برای او جایز است؟
ج. دلیل مذکور مجوّزی برای سقط جنین محسوب نمی شود.
 
خطر برای مادر با وجود جنین
س۷۷. اگر جنین در رحم، مشرف به موتِ حتمی باشد و باقی ماندن آن در رحم به همان حال برای زندگی مادر خطرناک باشد، آیا سقط آن جایز است و اگر شوهر آن زن مقلد کسی باشد که سقط جنین در حالت مذکور را جایز نمی داند، ولی زن و اقوام او از کسی تقلید می کنند که آن را جایز می داند، تکلیف مرد در این حالت چیست؟
ج. چون در فرض سؤال امر دائر است بین مرگ حتمی طفل به تنهایی و بین مرگ حتمی طفل و مادر او، بنابر این چاره ای جز این نیست که لااقل زندگی مادر با سقط جنین نجات داده شود و در فرض سؤال، شوهر حق ندارد همسرش را از این کار منع کند، ولی واجب است تا حد امکان به گونه ای عمل شود که قتل طفل مستند به کسی نشود.
 
س۷۸. آیا سقط جنینی که نطفه اش با وطی به شبهه(۱۰) توسط فرد غیر مسلمان و یا با زنا منعقد شده، جایز است؟
ج. جایز نیست.
 
سقط جنین به خاطر حفظ آبرو
س۷۹. اگر بارداری باعث خجالت و آبروریزی من یا خانواده ام شود، آیا می توانم در سه ماهه ی اول آن را سقط کنم؟
ج. سقط جنین شرعاً حرام است و آنچه در سؤال ذکر شده، مجوز آن نمی باشد.
 
سقط جنین به خاطر بیماری
س۸۰. این جانب زنی باردار هستم. با توجه به وضعیت نامناسب جسمانی و ترس از تشدید کم خونی، ناراحتی معده و ضعف کلی بدن، مایل به سقط جنین هستم. لطفاً حکم شرعی را بیان کنید.
ج. سقط جنین جایز نیست و موارد مذکور موجب حلیّت آن نمی باشد.
 
کتمان ناقص بودن جنین
س۸۱. با پیشرفت علوم پزشـکی و جنین شنــاسی در دوران بـــــارداری اطباء  ناقص الخلقه بودن جنین را تشخیص می دهند و اگر بخواهند ناقص الخلقه بودن جنین را به اطلاع والدین برسانند، ممکن است آن ها اقدام به سقط جنین یا اقدام به رفع نقص جنین نمایند، در حالی که احتمال بهبودی بسیار ضعیف است. در فرض سؤال اطلاع دادن دکتر جایز است یا نه؟
ج. اطلاع دادن فی نفسه واجب نیست، مگر آنکه قانونی در این زمینه موجود باشد، یا غرض از مراجعه به طبیب و پرداخت پول به او اطلاع از حال جنین باشد.
 
سقط جنین مشرف به موت
س۸۲. در صورتی که می دانیم مسلماً جنین بعد از تولد خواهد مرد، آیا سقط  درمانی جایز است؟
ج.  اگر تشخیص بیماری در جنین قطعی است و داشتن و نگهداشتن چنین فرزندی موجب حرج می باشد، در این صورت جایز است قبل از دمیده شدن روح، جنین را اسقاط کنند، ولی بنابر احتیاط، دیه ی آن باید پرداخت شود.
 
دیه ی جنینی که به دستور مادر، سقط شده
س۸۳. اگر دکتر به دستور مادر، جنین را سقط کند، دیه ثابت می شود یا قصاص؟
ج. در فرض مرقوم، دیه ثابت می شود و بر عهده ی دکتر است.
 
وجوب پرداخت دیه بر مباشر سقط
س۸۴. دیه ی سقط جنین که با رضایت کامل پدر و مادر، و از راه های مختلف انجام می شود، به عهده ی کیست؟
ج. دیه بر عهده ی مباشر سقط می باشد. اگر دکتر مستقیماً سقط را انجام دهد، دیه بر عهده ی اوست و اگر پرستار تزریق نماید، به عهده ی اوست و اگر مادر دارو را خورده بر عهده ی مادر می باشد و در همه ی موارد، دیه باید به ورثه ی طفل پرداخت شود که در موارد اول و دوم پدر و مادر و در مورد سوم پدر است که اگر ایشان عفو نمایند، ساقط می شود؛ هر چند گناه آنکه قتل نفس یا مشابه آن انجام داده باشد ثابت است.
 
ملاک  جواز سقط جنین
س۸۵. در منابع و عرف پزشکی، خطر جانی و مرگ مادر و احتمال عوارض در حاملگی ها و بیماری های مختلف، با درصد تعیین می شود. آیا سقط درمانی، فقط در مواردی که درصد بالایی از خطر، مادر یا کودک را تهدید می کند، جایز است، یا درصد پایین نیز می تواند مجوز باشد؟
ج. ناقص الخلقه بودن جنین، مجوز شرعی برای سقط جنین  ـ حتّی قبل از ولوج روح در آن ـ محسوب نمی شود، ولی اگر تهدید حیات مادر بر اثر استمرار حاملگی مستند به نظر پزشک متخصص و مورد اطمینان باشد و یا موجب مشقّت شدیده باشد، سقط جنین قبل از ولوج روح در آن اشکال ندارد.
 
از بین بردن تعدادی از جنین ها برای حفظ بقیه
س۸۶. با توجه به روش های درمان نازایی که در حال حاضر انجام می شود، گاهی اوقات حاملگی های چند قلو (چهار قلو) اتفاق می افتد، که در اکثر موارد، با زایمان زودرس در ماه های پنجم و ششم همراه است و جنین ها به ثمر نرسیده و از بین می روند. یکی از روش هایی که امروزه در دنیا انجام می شود، کاهش تعداد این جنین ها در ماه های اول حاملگی (پنجاه تا شصت روزگی) است، تا بقیه ی جنین ها بتوانند رشد نمایند و حاملگی به ثمر برسد. آیا این روش درمانی از نظر شرع مقدس اسلام جایز است یا خیر؟
ج. اگر کاهش بعضی از جنین ها، موجب زنده ماندن بقیه شود (و عدم کاهش، سبب از بین رفتن همه ی آن ها گردد) اشکال ندارد.
 
خارج کردن زود هنگام جنین از رحم مادر
س۸۷. اگر دکتر متخصص تشخیص دهد که اگر جنین با عمل جراحی خارج شده و در دستگاه نگهداری شود، به حیات خود ادامه خواهد داد، آیا اقدام به عمل جراحی جایز است؟ آیا حکم مسئله، قبل از ولوج روح و بعد از آن فرق دارد یا نه؟
ج.  با فرض اینکه جنین در دستگاه زنده خواهد ماند، بیرون آوردن آن اشکالی ندارد و فرقی بین قبل از ولوج روح و بعد از ولوج روح نیست.
 
سقط عمدی جنین
س۸۸. من در هفته ی دهم حاملگی عمداً جنین را سقط کرده ام. نسبت به سقط جنین چه باید بکنم؟
ج. سقط جنین بر شما حرام بوده است که مرتکب شدید، لیکن دیه ی شرعی جنین را ضامن هستید، و باید دیه را به وارث شرعی او بپردازید و خودتان از این دیه ارث نمی برید.

 

لقاح مصنوعی از یک زن و شوهر
س۸۹. الف) آیا لقاح آزمایشگاهی در صورتی که اسپرم و تخمک از زن و شوهر شرعی باشد، جایز است؟ و بر فرض جواز، آیا جایز است این کار توسط پزشکان اجنبی صورت بگیرد؟
ب) آیا فرزندی که از این طریق به دنیا می آید ملحق به زن و شوهری است که صاحب اسپرم و تخمک هستند؟
ج) بر فرض که عمل مذکور فی نفسه جایز نباشد، آیا موردی که نجات زندگی زناشویی متوقف بر آن باشد، از حکم عدم جواز استثناء می شود؟
ج. الف) عمل مذکور فی نفسه اشکال ندارد، ولی واجب است از مقدمات حرام مانند لمس و نظر اجتناب شود.
ب) کودکی که از این طریق متولد می شود، ملحق به زن و شوهری است که صاحب اسپرم و تخمک هستند.
ج) گفته شد که عمل مذکور فی نفسه جایز است.
 
لقاح مصنوعی از مرد و زن نامحرم
س۹۰. گاهی بعضی از زوج ها به علت عدم تخمک  گذاری در زن که وجود آن برای عمل لقاح ضروری است، مجبور به جدایی شده و یا به علت عدم امکان درمان بیماری و بچه دار نشدن، با مشکلات زناشویی و روحی مواجه می شوند، آیا در این صورت جایز است که به روش علمی از تخمک  گذاری زن دیگری برای انجام عمل لقاح با نطفه ی شوهر در خارج از رحم استفاده شود و سپس نطفه ی لقاح یافته به رحم آن زن منتقل گردد؟
ج. عمل مذکور هر چند فی نفسه اشکال ندارد، ولی کودکی که از این طریق متولد می شود ملحق به صاحب نطفه و تخمک بوده و الحاق آن به زنی که صاحب رحم است، مشکل می باشد. لذا باید نسبت به احکام شرعی مربوط به نسب، احتیاط رعایت شود.
 
لقاح مصنوعی بعد از فوت مرد
س۹۱. اگر نطفه از شوهر گرفته شود و بعد از وفات او با تخمک همسرش لقاح شده و سپس به رحم او منتقل شود، اولاً آیا این عمل شرعاً جایز است؟ ثانیاً آیا کودکی که متولد می شود، فرزند آن مرد است و از نظر شرعی به او ملحق می شود؟ و ثالثاً آیا فرزندی که به دنیا می آید از صاحب نطفه ارث می برد؟
ج. عمل مذکور فی نفسه اشکال ندارد و کودک به صاحب تخمک و رحم ملحق می شود و الحاق آن به صاحب نطفه هم بعید نیست، ولی از او ارث نمی برد.
 
س۹۲. آیا تلقیح نطفه ی مردی نامحرم به همسر مردی که بچه دار نمی شود، از طریق قراردادن نطفه در رحم او جایز است؟
ج. تلقیح زن از طریق نطفه ی مرد اجنبی فی نفسه اشکال ندارد، ولی باید از مقدمات حرام از قبیل نگاه و لمس حرام و غیر آن ها اجتناب شود و به هر حال در صورتی که با این روش کودکی به دنیا بیاید، ملحق به شوهر آن زن نمی شود؛ بلکه ملحق به صاحب نطفه و به زنی است که صاحب رحم و تخمک است.
 
لقاح مصنوعی از دو زن و یک شوهر
س۹۳. اگر زن شوهرداری به علت یائسگی یا غیر آن تخمک  گذاری نکند،
الف) آیا جایز است تخمکی از زن دوم شوهرش، بعد از تلقیح با نطفه ی شوهر به رحم او منتقل شود؟ و آیا در این مورد تفاوتی هست بین اینکه او یا زن دوم، همسر دائم باشند یا موقت؟
ب) کدام یک از دو زن مادر کودک خواهند بود؟ صاحب تخمک یا صاحب رحم؟
ج) آیا این عمل در صورتی که نیاز به تخمک همسر دیگر به خاطر ضعف تخمک زن صاحب رحم باشد، به حدّی که در صورت لقاح نطفه ی شوهر با آن، خوف این وجود داشته باشد که کودک معیوب متولد شود، نیز جایز است؟
ج. الف) اصل عمل مذکور شرعاً مانعی ندارد و در این حکم، فرقی نیست بین اینکه نکاح آنان دائم باشد یا منقطع و یا یکی دائم باشد و یکی منقطع.
ب) کودک ملحق به صاحب اسپرم و تخمک است و الحاق او به صاحب رحم هم مشکل است. بنابر این باید در ترتیب آثار نسب، نسبت به وی احتیاط مراعات شود.
ج) این کار فی نفسه جایز است.
 
س۹۴. آیا در صورت های زیر تلقیح زن با نطفه ی شوهرش که از دنیا رفته، جایز است؟
الف) بعد از وفات شوهر، ولی قبل از انقضای عدّه،
ب ) بعد از وفات او و بعد از انقضای عدّه،
ج ) اگر آن زن بعد از فوت شوهرش با مرد دیگری ازدواج نماید، آیا جایز است خود را با نطفه ی شوهر اولش تلقیح کند؟ و آیا در صورت فوت شوهر دوم، جایز است خود را با نطفه ی شوهر اولش بارور کند؟
ج. این عمل فی نفسه اشکال ندارد و فرقی نمی کند که قبل از انقضای عدّه باشد یا بعد از آن و همچنین فرقی نیست بین اینکه ازدواج کرده باشد یا خیر، و در صورت ازدواج هم فرقی نمی کند که لقاح با نطفه ی شوهر اولش بعد از وفات شوهر دومش باشد یا در حال حیات او، ولی اگر شوهر دوم او زنده باشد، باید این کار با اجازه و اذن او صورت بگیرد.
 
نگهداری تخمک های بارور شده
س۹۵. امروزه می توان تخمک هایی را که در خارج از رحم بارور شده اند در مکان های مخصوصی به طور زنده نگهداری کرد و در صورت نیاز آن ها را در رحم صاحب تخمک قرار داد، آیا این کار جایز است؟
ج. این عمل فی نفسه اشکال ندارد.
 
بانک اسپرم
س۹۶. نگهداری اسپرم غیر شوهرـ اعم از محارم زن یا غیر محرم با زن ـ در بانک اسپرم یا محل نگهداری دراز مدت اسپرم مرد و استفاده از آن در مواقع لزوم برای زن، چه حکمی دارد؟
ج. تلقیح زن از طریق نطفه ی مرد نامحرم فی نفسه اشکال ندارد، ولی باید از مقدمات حرام از قبیل نگاه و لمس حرام و غیر آن ها اجتناب شود و به هر حال در صورتی که با این روش کودکی به دنیا بیاید، ملحق به شوهر آن زن نمی شود، بلکه ملحق به صاحب نطفه و به زنی است که صاحب رحم و تخمک است.
 
تخمک های باقی مانده در آزمایشگاه
س۹۷. بعد از انتقال تخم لقاح یافته، تعدادی از آن ها در آزمایشگاه باقی می ماند. حکم استفاده از آن ها برای زن و شوهر نازای دیگر و یا دور ریختن یا کارهای آزمایشگاهی مانند مطالعات ژنتیک بر روی آن ها چیست؟
ج.  اشکال ندارد.
 
روش های برداشت تخمک از زن
س۹۸. از آنجایی که در انجام لقاح آزمایشگاهی، جهت آبستنی مصنوعی، گرفتن اسپرم (نطفه) از شوهر و نیز برداشت تخمک از تخمدان زن ضرورت دارد، نظر مبارک حضرت عالی در موارد ذیل چیست؟
۱ـ برداشت تخمک از تخمدان با هدایت سونوگرافی(۱) از طریق مهبل (واژن) زن، که این کار توسط متخصص زنان و در اتاق عمل، تحت شرایط کاملاً استریل (بهداشتی) و با ضرورت نگاه به عورت زن انجام می پذیرد.
۲ـ برداشت تخمک با هدایت سونوگرافی، ولی از طریق لاپاراسکوپی(۲) که مستلزم نگاه به عورت زن نیست. شایان ذکر است در سال های اخیر به خاطر پرخطر و پرهزینه بودن، از این روش استفاده نمی شود.
ج. در تمامی موارد عمل مذکور فی نفسه اشکال ندارد، ولی واجب است از مقدمات حرام مانند لمس و نظر اجتناب شود.
 
استفاده از تخمک زن اجنبی با وجود تخمک ضعیف زوجه برای باروری
س۹۹. تخمک های زنی ضعیف می باشد و لذا فرزندان ناقص الخلقه ای به دنیا می آورد. آیا جایز است تخمک زن دومی را در آزمایشگاه با اسپرم شوهر زن اول لقاح دهند و سپس جنین را به رحم زن اول منتقل نمود؟
ج. فی نفسه منعی ندارد.
 
استفاده از اسپرم مرد اجنبی برای لقاح در آزمایشگاه
س۱۰۰. در مواردی که مرد به علتی قادر به تولید اسپرم نباشد آیا می توان از اسپرم اهدایی مرد اجنبی (ناشناس یا شناس) جهت امتزاج نمودن با تخمک همسرش در آزمایشگاه استفاده نمود و بعد جنین تشکیل شده را به رحم خانم بیمار منتقل کرد تا پس از وضع حمل مولود توسط بیمار و همسرش نگهداری شود.
ج. فی نفسه بدون ارتکاب محرّمی مانع ندارد و حکم ولد نیز بیان شد.
 
تلقیح مستقیم
س۱۰۱. آیا این امکان هست که اسپرم اهدایی را با تخمک همسر بیمار در آزمایشگاه ممزوج نکرد، بلکه مستقیماً به داخل رحم همسر بیمار تلقیح نمود تا جنین در همان جا تشکیل شود؟
ج. فی نفسه اشکال ندارد و در این صورت با فرض اینکه تخمک از همسر بیمار است، طفل فرزند او می باشد و به شوهرش محرم است.
 
محرمیت نوزادان از یک تلقیح مصنوعی، در رحم زن
س۱۰۲. به فرض تحقق آبستنی مصنوعی در آینده، اگر از نطفه ی مصنوعی که در “رحم زن” کشت داده شده دو نوزاد دختر و پسر به عمل می آیند آیا این دو می توانند ازدواج کنند؟ با محارم مادری چطور؟
ج. برادر و خواهرند و با محارم زن صاحب رحم محرم هستند.
 
محرمیت نوزادان از یک تلقیح مصنوعی، در رحم مصنوعی
س۱۰۳. به فرض تحقق آبستنی مصنوعی در آینده، اگر از نطفه ی مصنوعی که در “رحم مصنوعی”، دختر و پسری به عمل آیند آیا آن  دو نسبت برادر و خواهری دارند و نمی توانند با یکدیگر ازدواج کنند؟
ج. در فرض مرقوم نسبت برادر و خواهری متحقق نمی شود و ازدواجشان مانع ندارد.
   
تعیین  جنسیت برای خنثی
س۱۰۴. برخی از افراد در ظاهر مذکّر هستند، ولی از جهات روحی و روانی ویژگی های جنس مونّث را دارند و تمایلات جنسی زنانه در آنان به طور کامل وجود دارد و اگر مبادرت به تغییر جنسیت نکنند به فساد می افتند. آیا معالجه ی آنان از طریق انجام عمل جراحی جایز است؟
ج. عمل جرّاحی مذکور برای کشف و آشکار کردن واقعیت جنسی آنان اشکال ندارد، به شرطی که این کار مستلزم فعل حرام و ترتّب مفسده ای نباشد.
 
س۱۰۵. انجام عمل جراحی برای الحاق فرد خنثی به زن یا مرد چه حکمی دارد؟
ج. این کار فی نفسه اشکال ندارد، ولی واجب است از مقدمات حرام پرهیز شود.
 
حکم تغییر جنسیت
س۱۰۶. آیا تغییر جنسیت جایز است یا خیر؟
ج.  این کار فی نفسه اشکال ندارد، ولی واجب است از مقدمات حرام پرهیز شود.
 
تغییر جنسیت افراد دو جنسی
س۱۰۷. آیا تغییر جنسیت برای دوجنسی  ها و اشخاص خنثی که تغییر جنسیت در عمل برای آنان ممکن است تا آن ها را به یکی از دو جنس ملحق کنند، و همچنین زنان و مردانی که آثار مرد یا زن بودن به روشنی در آن ها دیده می شود و لکن در خود بعضی از آثار جنس مخالف و از جمله حرکات و رفتار و سکنات جنس مخالف را مشاهده می کنند، جایز است یا نه؟ و آیا تنقیص جنسیت جایز است یا نه؟ لطفاً جواب را مشروحاً بیان فرمایید.
ج. عمل جرّاحی مذکور برای کشف و آشکار کردن واقعیت جنسی آنان اشکال ندارد، به شرطی که این کار مستلزم فعل حرام و ترتّب مفسده ای نباشد.
 
تغییر ژنتیکی جنین انسان
س۱۰۸. آیا تغییر ژنتیکی جنین انسان به منظور اصلاح نژاد و ایجاد اوصاف دلخواه در آن، مانند انتخاب رنگ پوست، افزایش ضریب هوشی و غیره، جایز است؟
ج. اگر مستلزم مفسده ای نباشد، فی نفسه منعی ندارد.
 
تعیین جنسیت جنین با رژیم غذایی
س۱۰۹. آیا تعیین جنسیّت جنین به کمک رژیم غذایی جایز است؟ و آیا این عمل دخالت در، طبیعت و خواست الهی محسوب نمی شود؟
ج. فی نفسه اشکال ندارد.
تشریح میت مسلمان  و دفن أجزاء
س۱۱۰. بررسی بیماری های قلب و عروق و برگزاری سلسله مباحث راجع به آن، برای کشف مسائل جدید، مستلزم دستیابی به قلب و عروق افرادی است که از دنیا رفته اند، تا معاینه و آزمایش بر روی آن ها انجام شود، با توجه به اینکه آنان بعد از آزمایشات و بررسی ها بعد از یک روز یا بیشتر اقدام به دفن آن ها می کنند، سؤال این است:
۱ ـ آیا انجام این بررسی ها بر روی جسد فرد مسلمان جایز است؟
۲ ـ آیا دفن قلب و عروقی که از جسد میّت برداشته شده اند، جدا از آن جسد، جایز است؟
۳ ـ با توجه به مشکلات دفن قلب و عروق به طور جداگانه، آیا دفن  آن ها همراه با جسد دیگر، جایزاست؟
ج. اگر نجات نفس محترمی یا کشف مطالب جدید علم پزشکی که مورد نیاز جامعه است و یا دستیابی به اطلاعاتی راجع به بیماری که زندگی مردم را تهدید می کند، منوط به آن باشد، تشریح جسد میّت اشکال ندارد، ولی واجب است تا حد امکان از جسد میّت مسلمان استفاده نشود و اجزایی هم که از جسد فرد مسلمان جدا شده اند، در صورتی که دفن آن ها با جسد، حرج(۱) یا محذوری نداشته باشد، واجب است با خود جسد دفن شود و الاّ دفن آن ها به طور جداگانه و یا با جسد میّت دیگر جایز است.
 
تشریح میت برای کشف حقیقت
س۱۱۱. آیا تشریح برای تحقیق در علت مرگ در صورت مشکوک بودن، مانند شک در اینکه میّت بر اثر سم مرده یا خفگی و یا غیر آن، جایز است یا خیر؟
ج. اگر کشف حقیقت متوقف بر آن باشد، اشکال ندارد.
 
تشریح جنین سقط شده
س۱۱۲. تشریح جنین سقط شده در تمامی مراحل عمرش، برای دستیابی به اطلاعاتی در علم بافت شناسی، با توجه به اینکه وجود درس تشریح در دانشکده ی پزشکی ضروری است، چه حکمی دارد؟
ج. اگر نجات جان نفس محترمی یا کشف مطالب پزشکی جدیدی که جامعه به آن نیازمند است و یا دستیابی به اطلاعاتی راجع به یک بیماری که زندگی مردم را تهدید می کند، منوط به تشریح جنین سقط شده باشد، این عمل جایز است. ولی سزاوار است که تا حد امکان از جنین سقط شده متعلّق به مسلمانان و یا کسی که محکوم به اسلام است استفاده نشود.

 

برداشتن پلاتین از بدن میّت
س۱۱۳. آیا استخراج قطعه ی پلاتین از بدن میّت مسلمان از طریق تشریح جسد قبل از دفن، به علت قیمت و کمبود آن، جایز است؟
ج. استخراج پلاتین در فرض سؤال، به شرطی که بی احترامی به میّت محسوب نشود، جایز است.
 
نبش قبر مسلمان جهت آموزش پزشکی
س۱۱۴. آیا نبش قبور اموات ـ اعم از اینکه در قبرستان مسلمانان باشند یا غیر آن هاـ برای دستیابی به استخوان آنان به منظور استفاده های آموزشی در دانشکده ی پزشکی جایز است؟
ج. نبش قبور مسلمانان برای این  کار جایز نیست، مگر آنکه نیاز فوری پزشکی برای دستیابی به آن ها وجود داشته باشد و دسترسی به استخوان میّت غیرمسلمان هم ممکن نباشد.
 
برداشتن اعضاء بیمار زنده
س۱۱۵. اگر شخصی مبتلا به بیماری شود و پزشکان از درمان وی ناامید گردند و اعلام نمایند که او به زودی از دنیا خواهد رفت، در این صورت آیا برداشتن اعضای حیاتی بدن او مثل قلب و کلیه و غیره قبل از وفات وی و پیوند آن ها به بدن شخص دیگر جایز است؟
ج. اگر برداشتن اعضای بدن او منجر به مرگ وی شود، حکم قتل او را دارد، و در غیر این صورت اگر با اجازه ی خود او باشد اشکال ندارد.
 
پیوند رگ های میت به بیمار
س۱۱۶. آیا استفاده از عروق و رگ های جسد شخص متوفّی برای پیوند به بدن یک فرد بیمار، جایز است؟
ج. اگر با اذن میّت در دوران حیاتش و یا با اذن اولیای او بعد از مردنش باشد و یا نجات جان نفس محترمی منوط به آن باشد، اشکال ندارد.
 
پیوند قرنیه میت بدون اذن اولیای میت وثبوت دیه
س۱۱۷. آیا در قرنیّه ای که از بدن میّت جدا شده و به بدن انسان دیگری پیوند زده می شود و در حالی که این کار غالباً بدون اجازه ی اولیاء میّت انجام می شود، دیه واجب است؟ و بر فرض وجوب، مقدار دیه هر یک از چشم و قرنیّه چقدر است؟
ج. برداشتن قرنیّه از بدن میّت مسلمان حرام است و موجب دیه می شود که مقدار آن پنجاه دینار است، ولی اگر با رضایت و اذن میّت قبل از مرگش، برداشته شود، اشکال ندارد و موجب دیه نیست.
 
استعمال داروهای هورمونی و  پیوند بیضه
س۱۱۸. یکی از مجروحین جنگ از ناحیه ی بیضه هایش زخمی شده، به طوری که منجر به قطع آن ها گشته است، آیا استفاده از داروهای هورمونی برای حفظ قدرت جنسی و ظاهر مردانه اش برای او جایز است؟ و اگر تنها راه دستیابی به نتایج مذکور و پیدا کردن قدرت بچه دار شدن، پیوند بیضه ی فرد دیگری به او باشد، حکم آن چیست؟
ج. اگر پیوند بیضه به بدن او ممکن باشد به طوری که بعد از پیوند و التیام، جزئی از بدن او شود، از جهت طهارت و نجاست اشکال ندارد و همچنین از جهت قدرت بچه دار شدن و الحاق فرزند به او هم مشکلی نیست. استعمال داروهای هورمونی برای حفظ قدرت جنسی و ظاهر مردانگی اش هم اشکال ندارد.
 
اهداء  کلیه در زمان حیات
س۱۱۹. با توجه به اهمیّت پیوند کلیه برای نجات جان بیماران، پزشکان به فکر افتاده اند که یک بانک کلیه ایجاد کنند و این بدین معنی است که افراد زیادی به طور اختیاری مبادرت به اهداء یا فروش کلیه می کنند، آیا فروش یا اهدای کلیه یا هر عضو دیگری از بدن به طور اختیاری جایز است؟ این عمل هنگام ضرورت چه حکمی دارد؟
ج. مبادرت مکلّف در هنگام حیات، به فروش یا هدیه کردن کلیه یا هر عضو دیگری از بدن خود برای استفاده بیماران از آن ها در صورتی که ضرر معتنابه برای او نداشته باشد، اشکال ندارد؛ بلکه در مواردی که نجات جان نفس محترمی متوقف بر آن باشد، اگر هیچ گونه حرج یا ضرری برای خود آن شخص نداشته باشد، واجب می شود.
 
اهداء اعضا  بیمار  مرگ مغزی
س۱۲۰. بعضی از افراد دچار ضایعات مغزی غیر قابل درمان و برگشت می شوند که بر اثر آن، همه ی فعالیت های مغزی آنان از بین رفته و به حالت اغمای کامل فرو می روند و همچنین فاقد تنفس و پاسخ به محرّکات نوری و فیزیکی می شوند، در این گونه موارد احتمال بازگشت فعالیت های مذکور به وضع طبیعی کاملاً از بین می رود و ضربان خودکار قلب مریض باقی می ماند که موقّت است و به کمک دستگاه تنفس مصنوعی انجام می گیرد و این حالت به مدّت چند ساعت و یا حداکثر چند روز ادامه پیدا می کند، وضعیت مزبور در علم پزشکی مرگ مغزی(۲) نامیده می شود که باعث فقدان و از دست رفتن هر نوع شعور و احساس و حرکت های ارادی می گردد و از طرفی بیمارانی وجود دارند که نجات جان آنان منوط به استفاده از اعضای مبتلایان به مرگ مغزی است، بنابراین آیا استفاده از اعضای مبتلا به مرگ برای نجات جان بیماران دیگر جایز است؟
ج. اگر استفاده از اعضای بدن بیمارانی که در سؤال توصیف شده اند، برای معالجه بیماران دیگر، باعث تسریع در مرگ و قطع حیات آنان شود، جایز نیست، در غیر این صورت اگر عمل مزبور با اذن قبلی وی صورت بگیرد و یا نجات نفس محترمی متوقف بر آن عضو مورد نیاز باشد، اشکال ندارد.
 
اهداء اعضا بعد از مرگ و وصیت به آن
س۱۲۱. علاقمند هستم اعضای خود را هدیه کرده و از بدن من بعد از مردنم استفاده شود و تمایل خود را هم به اطلاع مسئولین رسانده ام. آنان نیز از من خواسته اند که آن را در وصیتنامه ی خود نوشته و ورثه را هم از خواست خود آگاه کنم، آیا چنین حقّی را دارم؟
ج. استفاده از اعضای میّت برای پیوند به بدن شخص دیگر برای نجات جان او یا درمان بیماری وی اشکال ندارد و وصیّت به این مطالب هم مانعی ندارد، مگر در اعضایی که برداشتن آن ها از بدن میّت، موجب صدق عنوان مثله باشد و یا عرفاً هتک حرمت میّت محسوب شود.
 
عمل جراحی زیبایی
س۱۲۲. انجام عمل جراحی برای زیبایی چه حکمی دارد؟
ج. این کار فی نفسه اشکال ندارد.
 
س۱۲۳. در صورتی که عمل جراحی زیبایی برای زنان توسط پزشک مرد مستلزم نگاه  کردن و لمس باشد آیا انجام آن جایز است؟
ج. عمل جراحی زیبایی، درمان بیماری محسوب نمی شود و نگاه کردن و لمسِ حرام به خاطر آن جایز نیست، مگر در مواردی که برای درمان سوختگی و مانند آن باشد و پزشک مجبور به لمس و نگاه کردن باشد.
 
تشریح جسد مسلمان در صورت نبود جسد کافر
س۱۲۴. با توجه به اینکه در شرایط فعلی به دست آوردن جسد انسان کافر ممکن نیست و از طرفی جامعه ی اسلامی هم محتاج پزشکانی ماهر و زبردست است تا از این نظر به خودکفایی برسد، لذا خواهشمند است نظر مبارک خود را در مورد تشریح در شرایط فعلی مرقوم فرمایید.
ج.  اگر نجات نفس محترمی یا کشف مطالب پزشکی جدیدی که جامعه به آن نیازمند است ویا دستیابی به اطلاعاتی راجع به یک بیماری که زندگی مردم را تهدید می  کند، منوط به تشریح باشد، این عمل جایز است. ولی سزاوار است که تا حد امکان از جسد متعلق به مسلمانان استفاده نشود؛ لکن در صورت عدم امکان، مانعی ندارد.
 
تشریح جسد برای تشخیص جرم
س۱۲۵. آیا می توان برای تشخیص جرم در مرگ های مشکوک، کالبد شکافی کرد یا نه؟ آیا قاضی شرع، بدون رضایت ولی می تواند اقدام کند؟
ج. اگر کشف حقیقت متوقف بر آن باشد، اشکال ندارد و اجازه ی ولی شرط است؛ مگر اینکه کشف حقیقت متوقف بر آن بوده و قاضی نیز آن را لازم بداند.
 
دیه ی تشریح میّت مسلمان
س۱۲۶. در تعلیم و تعلم طب، تشریح جسد معمول، بلکه ضروری است. آیا برای این موضوع مهم اجتماعی، تشریح جسد مسلمان جایز است یا نه؟ و آیا موجب دیه می شود یا نه؟
ج. در صورت امکان استفاده از بدن غیر مسلمان، از بدن مسلمان استفاده نشود و در صورت لزوم دیه ندارد.
 
وصیت به تشریح یا اهدای عضو
س۱۲۷. آیا وصیت قبلی مسلمان در زمان حیات، در مورد استفاده از بدن او برای تشریح یا استفاده از بعضی اعضای او مانند کلیه، قلب و چشم، اثری در حکم جواز و رفع دیه دارد یا نه؟
ج. در مورد تشریح، در صورت لزوم تأثیری ندارد، لکن در استفاده از اعضاء اگر با رضایت و اذن میت قبل از مرگش و یا با اذن اولیاء او بعد از مردنش باشد اشکال ندارد و موجب دیه نیست.
 
تشریح مرده ی مشکوک بین اسلام و کفر
س۱۲۸. آیا تشریح جسدی که در اسلام او تردید است، جایز می باشد؟
ج. تشریح مرده ی مشکوک که راهی برای حکم به اسلام او نباشد، مانعی ندارد.
 
تجسس در اسلامِ میّت برای تشریح
س۱۲۹. آیا دانشجوی پزشکی که موظف به تشریح است باید از کم و کیف چگونگی تهیه ی اجساد برای تشریح آگاهی یابد؟ یعنی تجسس کند که آیا مسائل شرعی رعایت شده یا نه؟ جسد مربوط به مسلمان است یا نه؟
ج. تجسس، لازم نیست.

 

نگاه به جسد نامحرم و لمس آن در زمان تشریح
س۱۳۰. در صورت جایز بودن کالبد شکافی، حکم عورتین و نگاه نامحرم به بدن میت و مس میت موقع کالبد شکافی را بیان فرمائید؟
ج. اگر درمان بیماری ها و یا نجات نفس محترمی متوقف بر آموزشی باشد که یاد گرفتن آن مستلزم نگاه به عورت دیگران است، اشکال ندارد. اگر میت را غسل نداده باشند در صورت مس کردن آن، غسل واجب بر آن مترتب است.
 
نظر شیعه و سنی در تشریح جسد مسلمان
س۱۳۱. آیا تفاوتی بین اهل تسنن و اهل تشیع، در عدم جواز تشریح جسد، وجود دارد؟
ج. تفاوتی بین مسلمانان، چه اهل تشیع و چه اهل تسنن نیست.
 
تشریح جسد مسلمان اعدامی
س۱۳۲. آیا می توان جسد افراد به ظاهر مسلمان(مسلمان شناسنامه ای) را که به خاطر ارتداد، فساد اخلاقی، قاچاق مواد مخدر، مسائل سیاسی و … اعدام شده اند، تشریح کرد؟
ج. از اجساد متعلق به مسلمانان و یا کسی که محکوم به اسلام است استفاده نشود، مگر آن که ضرورت باشد. اما ارتداد محکوم به کفر است و استفاده از جسد او مانع ندارد.
 
تشریح جسد بی  وارث
س۱۳۳. در دانشگاه های علوم پزشکی، از اجساد افرادی که صاحب ندارند، برای تشریح و یادگیری دانشجویان استفاده می شود و یا اعضای آن ها را مثل قلب، کبد و کلیه اغلب بدون اجازه ی صاحبان میت در شیشه ها نگهداری می کنند، لطفاً نظرتان را در این مورد بیان فرمایید؟
ج. نداشتن صاحب، دلیل بر جواز امر مذکور نیست.
 
خرید جسد کفار
س۱۳۴. با وجود امکان تهیه ی جسد کافر از خارج که مستلزم تعیین بودجه و خرید آن است، آیا واجب است که مسئولین ذی ربط به آن اقدام نمایند تا از تشریح میت مسلمان جلوگیری شود یا خیر؟
ج. واجب است تا حد امکان از جسد میت مسلمان استفاده نشود.

 

تشریح جسد مجهول  الهویه
س۱۳۵. گاهی اوقات ممکن است جسد مجهول الهویه ای پیدا شود که هیچ اطلاعی از ملیّت و مذهب او وجود ندارد؟ آیا چنین اجسادی قابل تشریح هستند یا نه؟
ج. اگر در بلاد اسلامی، باشد جایز نیست. چون حکم اسلام بر او مترتب است.
 
پیوند اعضای حیوانات به انسان
س۱۳۶. آیا می توان برای پیوند اعضا از اعضای حیوانات چه حرام گوشت چه حلال گوشت وچه نجس العین برای انسان استفاده کرد؟ لطفاً نظرتان را در این مورد بفرمایید.
ج. مانع ندارد ولی نماز خواندن با آن اشکال دارد، مگر اینکه از قبیل چیزهایی باشد که دارای حیات است که با پیوند آن به بدن انسان حیات پیدا کند و جزو بدن انسان گردد. و در حکم مذکور تفاوتی میان انواع حیوانات، حتّی نجس العین نیست.
 
پیوند اعضای مسلمان به غیر مسلمان و برعکس
س۱۳۷. پیوند اعضای مسلمان به غیر مسلمان و برعکس چه حکمی دارد؟
ج. در اهدای عضو جهت پیوند، فرقی نیست که گیرنده  مسلمان باشد یا غیر مسلمان.
 
اهدای اعضای غیر اصلی انسان
س۱۳۸. قطع اعضای غیر رئیسه(۳) از شخص زنده چه حکمی دارد؟
ج. اگر ضرر قابل ملاحظه ای نداشته باشد اهدای عضو مانع ندارد.
 
پیوند اعضای مرده
س۱۳۹. قطع اعضای مرده در صورت های ذیل چه حکمی دارد؟
۱ـ وصیت کرده بر اینکه اعضای او را پس از مرگ برای پیوند جدا کنند؟
۲ـ وصیت نکرده ولی حفظ جان مسلمان بر آن متوقف است؟
ج. ۱- مانع ندارد.
۲- در این صورت اشکالی نیست.

 

گرفتن پول در برابر اهدای عضو
س۱۴۰. پول گرفتن در برابر اعضای جدا شده چه حکمی دارد؟
ج. مانع ندارد و می تواند در مقابل واگذاری حق اختصاص یا در مقابل اجازه دادن پول بگیرد.
 
طهارت و نجاست اعضای پیوندی
س۱۴۱. پس از پیوند عضو حکم آن از نظر طهارت و نجاست در حالات زیر چگونه است؟
۱ـ در ابتدای عمل جراحی که پیوند صد درصد برقرار نشده است.
۲ـ با گذشت زمان که پیوند صد درصد برقرار شده است.
ج. ۱- اگر هنوز میته باشد، نجس است.
۲- چنانچه صدق میته به آن نکند، پاک است.
 
اهداء عضو زنده شیعه به غیر شیعه یا غیر مسلمان
س۱۴۲. با توجه به اتفاق فقها در حکم حرمت اضرار به نفس، مبنای حکم جواز پیوند اعضاء چیست؟ چنانچه مبنای این حکم اهمیت حفظ جان مسلمان در برابر حرمت اضرار به نفس باشد، این سؤال مطرح می شود که اگر شخص اهدا کننده ی عضو، شیعه و شخص گیرنده ی عضو، غیر شیعه یا غیر مسلم باشد، آیا باز هم حفظ جان چنین شخصی از اضرار به نفس یک شیعه مهم تر است؟
ج. مطلق اضرار به نفس دلیل بر حرمت ندارد و اهدای عضو جهت پیوند به بدن شخص دیگر از مصادیق اضرار به نفس به نحو کلی نیست. زیرا ممکن است برای  کثیری از افراد ضرر به همراه نداشته باشد و در اهدای عضو جهت پیوند فرقی نیست که گیرنده مسلمانِ هم مذهب باشد یا غیر مسلمان، و اگر نجات جان گیرنده ی مسلمان متوقف بر پیوند عضو باشد، چنانچه برای  دهنده ضرر معتنابه نداشته باشد، چه بسا واجب است که اهدا کند و یا بفروشد.
ختنه پسران
س۱۴۳. آیا ختنه کردن واجب است؟
ج. ختنه ی پسران واجب است و شرط صحت طواف در حج و عمره می باشد و اگر تا بعد از بلوغ به تأخیر بیفتد، بر خود آنان واجب است که ختنه کنند.
 
س. شخصی ختنه نکرده، ولی حشفه اش(۱)  به طور کامل از غلاف(۲) بیرون است، آیا ختنه کردن بر او واجب است؟
ج. اگر بر روی حشفه هیچ مقداری از غلاف که قطع آن واجب است وجود نداشته باشد، ختنه ی واجب موردی ندارد.
 
ختنه دختران
س۱۴۴. آیا ختنه کردن دختران واجب است یا خیر؟
ج. واجب نیست.
کشف عورت برای استخدام
س۱۴۵. آیا معاینه ی عورت افراد توسط یک مؤسسه ی نظامی جایز است؟
ج. کشف عورت دیگران و نگاه کردن به آن و وادار کردن صاحب عورت به کشف عورت در برابر دیگران جایز نیست، مگر آنکه ضرورتی مثل رعایت قانون و یا معالجه، آن را اقتضا کند.
 
معنی ضرورت در لمس و نظر حرام
س۱۴۶. کلمه ی «ضرورت» به عنوان شرط جواز لمس زن یا نظر به او توسط پزشک، زیاد تکرار می شود، «ضرورت» چه معنایی دارد و حدود آن کدام است؟
ج. مراد از ضرورت در فرض سؤال این است که تشخیص بیماری و درمان آن متوقف بر لمس و نظر باشد و حدود ضرورت هم ، بستگی به مقدار نیاز دارد.
 
کشف عورت برای پزشک مماثل
س۱۴۷. آیا برای پزشک زن نگاه کردن و لمس عورت زن برای معاینه و تشخیص بیماری جایز است؟
ج. جایز نیست مگر در موارد ضرورت.
 
لمس و نظر حرام برای پزشک غیر مماثل
س۱۴۸. آیا لمسِ بدن زن و نگاه کردن به آن توسط پزشک مرد هنگام معاینه، جایز است؟
ج. درصورتی که درمان منوط به لمس و نگاه  کردن به آن باشد و معالجه با مراجعه به پزشک زن امکان نداشته باشد، اشکال ندارد.
 
نگاه مستقیم  پزشک به  عورت مماثل
س۱۴۹. نگاه کردن پزشک زن به عورت زن دیگر و لمس آن در صورتی که معاینه ی آن به  وسیله ی آینه امکان داشته باشد، چه حکمی دارد؟
ج. در صورتی که نگاه کردن با آینه ممکن باشد و نگاه کردن مستقیم و لمس ضرورتی نداشته باشد، جایز نیست.
 
لمس بیمار توسط پرستار غیر مماثل
س۱۵۰. اگر برای پرستار غیر مماثل(غیر هم جنس با بیمار) هنگام گرفتن نبض (فشارخون) و چیزهای دیگری که احتیاج به لمس بدن بیمار دارند، دست کردن دستکش امکان داشته باشد، آیا انجام آن اعمال بدون  دستکش هایی که پزشک هنگام درمان بیمار از آن ها استفاده می کند، جایز است؟
ج. با امکان لمس از روی لباس یا با دست کردن دستکش هنگام معالجه، ضرورتی به لمس بدن مریض غیر مماثل (غیر هم جنس) وجود ندارد و بنابر این جایز نیست.
 
نگاه به عورت
س۱۵۱. آیا غیر از شوهر، نگاه کردن افراد دیگر به عورت زن حتّی پزشک، به طور مطلق حرام است؟
ج. نگاه کردن غیر از شوهر حتّی پزشک و بلکه پزشک زن به عورت زن حرام است، مگر هنگام اضطرار و برای درمان بیماری.
 
مراجعه به پزشک غیر مماثل
س۱۵۲. آیا مراجعه ی زنان به پزشک مرد که متخصص بیماری های زنان است در صورتی که تخصص او از پزشکان زن بیشتر باشد و یا مراجعه به پزشک زن مشقّت داشته باشد، جایز است؟
ج. اگر معاینه و درمان منوط به نظر و لمسِ حرام باشد، جایز نیست به پزشک مرد مراجعه کنند، مگر در صورتی که مراجعه به پزشک زن حاذق و متخصّص غیرممکن و یا خیلی سخت باشد.
 
س۱۵۳. اگر برای ازدواج، نیاز به آزمایش خون باشد، چنانچه دکتر زن برای این کار نباشد، آیا دکتر مرد که نامحرم است می  تواند این کار را انجام دهد؟ در صورتی که دکتر زن وجود دارد ولی در اثر بی  توجهی و امثال آن، دکتر مرد اقدام به این کار می  کند تکلیف چیست؟
ج. اگر ضرورتی نباشد جایز نیست و سهل انگاری و بی توجّهی مجوّز این امر نیست.
 
 معاینه توسط پزشک نامحرم برای کنترل سلامتی
س۱۵۴. آیا معاینه ی افراد غیر بیمار برای کنترل سلامتی آن ها، توسط پزشک نامحرم جایز است؟
ج. اگر ضرورت نباشد جایز نیست.
 
نگاه به جسد هم جنس و غیرهم جنس
س۱۵۵. نگاه به جسد هم جنس و غیرهم جنس، مسلمان باشد یا غیرمسلمان تا چه حدی جایز است؟
ج. نگاه به جسد هم جنس غیر از عورتین اشکال ندارد و در غیر هم جنس حکم زمان حیات را دارد.
 
مراجعه به پزشک غیرمماثل برای درمان نازائی
س۱۵۶. آیا نازایی حکم مرض را دارد تا مراجعه به دکتر مرد حاذق تر، مجاز باشد؟ و با توجه به بالا رفتن سن بنده و اینکه تا جایی که توانسته ام نزد دکترهای مجرب زن رفته ام، فعلاً مجاز به معاینه شدن توسط دکتر مرد هستم یا خیر؟
ج. نازائی فی نفسه، بیماری محسوب نمی  شود و مجوز مراجعه به پزشک نامحرم برای لمس و نظر حرام نمی گردد. بلی اگر احتمال عقلایی می دهید که نازایی شما ناشی از بیماری قابل علاج باشد و دسترسی به پزشک زن که بتواند شما را معالجه و معاینه کند ندارید، مراجعه به پزشک مرد جهت معاینه و معالجه اشکال ندارد.
 
مراجعه به پزشک نامحرم در موارد ضروری
س۱۵۷. اگر بیمار خانمی که جانش در خطر است به تنها پزشک یک روستای دورافتاده که مرد است، مراجعه کند آیا این پزشک مجاز است هرگونه معاینه ی ضروری را در مورد بیمار انجام دهد؟
ج. چنانچه مورد ضرورت باشد اشکال ندارد.
 
مراجعه ی روستائیان به پزشک نامحرم
س۱۵۸. اگر زنی دچار بیماری خفیفی شده به طوری که جانش در خطر نیست، با فرض دوری او از شهر و وجود پزشک مرد در روستا حتماً باید به پزشک خانم در شهر مراجعه کند و یا در همان جا، پزشک مرد مجاز است با انجام معاینات ضروری، اقدام به تشخیص و درمان نماید؟
ج. چنانچه به طور عادی و بدون حرج و مشقت، رفتن به شهر میسّر است، باید در شهر به پزشک زن مراجعه نماید.

 

نگاه به داخل بدن نامحرم
س۱۵۹. در صورتی که شکم بیمار توسط دستیار زن باز شود، با توجه به اینکه نظر به پوست و ظاهر شکم صورت نمی  گیرد و بیشتر داخل شکم مشاهده می  شود، آیا پزشک مرد می  تواند به عمل بستن لوله ها بپردازد؟
ج. نگاه به باطن بدن زن و ظاهر آن فرقی ندارد و در هر دو صورت اگر ضرورت باشد، جایز است و در غیر این صورت، جایز نیست.
 
برهنه کردن بیمار در اتاق عمل
س۱۶۰. آیا به خاطر حفظ فضای استریل اتاق عمل می  توان مجروح را برهنه کرده و از مقابل انظار پزشکان و پیراپزشکان عبور داد؟
ج. می توان از لباس ها یا ملحفه ای که قبلاً استریل شده، بعد از بیرون آوردن لباس های بیمار استفاده نمود تا بیمار برهنه نباشد.
 
کمک مرد نامحرم به زن در حال زایمان
س۱۶۱. بفرمایید در صورتی که زنی نباشد تا به زائو در وضع حمل کمک کند، آیا مرد می تواند دخالت کند؟
ج. اگر عدم دخالت مرد موجب تهدید حیات مادر یا کودک باشد، مانعی ندارد.
 
حجامت توسط نامحرم
س۱۶۲. آیا زن می تواند مرد نامحرم را حجامت کند؟
ج. با توجّه به اینکه حجامت مستلزم نظر به بدن مرد و احیاناً لمس است جایز نیست.
 
معاینه دکتر غیر مماثل
س۱۶۳. آیا دکتر زن می تواند مرد نامحرم را ویزیت کند؟ (با لمس بدن)
ج. با امکان لمس از روی لباس یا با دست کردن دستکش هنگام معالجه مانع ندارد و بهتر است اگر ضرورت ندارد مرد به دکتر زن مراجعه نکند و چنانچه مستلزم لمس یا نظر حرام باشد، جایز نیست.
 
قرار دادن «نورپلانت»(۱) توسط پزشک نامحرم
س۱۶۴. قرار دادن «نورپلانت» توسط پزشک مرد در صورتی که فقط سطح خارجی بازو مشاهده شود، چه حکمی دارد؟
ج. با وجود پزشک زن، پزشک مرد مبادرت به این عمل ننماید، مگر آنکه ضرورتی در کار باشد مانند اینکه پزشک زن وجود نداشته، و این عمل برای آن زن لازم باشد.
 
مراجعه بیمار زن به دندان پزشک مرد
س۱۶۵. مراجعه ی بیمار زن به دندان پزشک مرد جهت معالجات دندان پزشکی چه حکمی دارد؟
ج. اگر برای این گونه کارها، دسترسی به پزشک زن دارند، مراجعه به پزشک مرد، اگر مستلزم نظر و لمس حرام باشد، جایز نیست.
انتقال خون بین مسلمان و غیرمسلمان
س۱۶۶. آیا انتقال خون بین مسلمان و غیرمسلمان، جایز است یا نه؟
ج. جایز است.
 
فروش خون
س۱۶۷. فروش خون چه حکمی دارد؟
ج. با فرض اینکه انتقال خون دارای منفعت عقلایی است، فروش آن مانعی ندارد.
 
تزریق خون از زن به مرد یا بالعکس و یا از کافر به مسلمان
س۱۶۸. تزریق خون به دستور پزشک از زن به مرد یا بالعکس و یا از کافر به مسلمان چه حکمی دارد؟
ج. اشکال ندارد.
اطلاع دادن نجاست وسایل پزشکی به بیمار
س۱۶۹. با توجه به امکان نجس شدن لباس و بدن بیمار، آیا لازم است نجس بودن وسایل مورد استفاده در مصارف پزشکی ـ از قبیل: تخت معاینه، وسایل پزشکی، یونیت(۱) و غیره ـ را به وی تذکر دهیم؟
ج. رد فرض سوال اطلاع دادن لازم نیست.
 
نجاست وسایل بیمارستان های بلاد غیراسلامی
س۱۷۰. این جانب به علت نیاز به عمل جراحی مجبور شدم به یکی از بیمارستان های خارج از کشور بروم. آیا تختی که بیماران روی آن استراحت می  کنند، نجس است؟ حکم خود بیمارستان از لحاظ طهارت و نجاست چیست؟
ج. تا یقین به نجاست آن ها نباشد، محکوم به طهارت هستند.
 
استفاده از نخ بخیه ی تهیه شده از حرام گوشت
س۱۷۱. استفاده ی پزشک از نخ های بخیه که احیاناً بعضی از آن ها از اجزای حیوانات حرام گوشت به دست آمده است، چه حکمی دارد؟
ج.  فی نفسه اشکال ندارد.
 
نجاست داخل دهان
س۱۷۲. کسی که دندانش را پر می کند، هنگامی که دهانش خونی می شود لازم است داخل دهان را نیز آب بکشد یا نه؟
ج.  به طورکلی باطن بدن انسان با زوال عین نجاست پاک می شود.
 
ورود مجدد وسایل پزشکی نجس به داخل دهان
س۱۷۳.  ورود مجدد و مکرر وسیله ای که در اثر ترشحات آلوده به خون دهان خود بیمار نجس گردیده به داخل دهان او چه حکمی دارد؟
ج.  ورود مجدد وسیله ی نجس به دهان بیمار اشکال ندارد.

 
پاک بودن الکل طبی
س۱۷۴. تماس دست با الکل طبی چه حکمی دارد؟
ج. بدون علم به نجاست محکوم به طهارت است.
 
س۱۷۵. آیا الکلی که جهت ضد عفونی، بعد از تزریقات به کار برده می شود نجس است؟
ج. اگر مسکر مایع بالاصل(۲) نیست یا مشکوک است پاک است.
 
خون خشک شده روی زخم
س۱۷۶. تماس با خون خشک شده روی زخم بعد از طهارت چه حکمی دارد؟
ج. اگر خون است نجس است و تماس با آن با رطوبت مسریه(سرایت کننده) موجب نجاست ملاقی(ملاقات کننده) است.
 
تماس با بافت های مرده
س۱۷۷. گاهی لازم است بافت های مرده مجاور عضو زنده و سالم برای مراقبت از موضع عمل و جلوگیری از عفونت بریده و حذف شود. تماس با بافت های مذکور چه حکمی دارد؟
ج. اگر صدق می کند که جزء بدن است یعنی درد و سوزش دارد و بریده می شود بنابر احتیاط واجب نجس است؛ ولی مسّ آن غسل ندارد.
 
تطهیر دندان مصنوعی در دهان
س۱۷۸. اگر به واسطه خونی شدن دهان، دندان مصنوعی نیز با خون تماس پیدا کند آیا می توان بدون بیرون آوردن آن از دهان، نسبت به تطهیر آن اقدام نمود؟
ج. ممکن است و حتی با آب قلیل هم ممکن است.
 
حکم خونابه ی محل زخم
س۱۷۹. خونابه ای که پس از طهارت و برطرف کردن خون محل زخم را فرا می گیرد چه حکمی دارد؟
ج. اگرخون دارد نجس است.
 
حکم خون مُرده ی زیر ناخن یا زیر پوست
س۱۸۰. آیا تماس با خون مُرده ی زیر ناخن یا زیر پوست پاک است؟
ج. اگر در باطن است و ظاهر نشده و ملاقی آن بعد از خارج شدن خون ندارد ملاقی نجس نیست و اگر ظاهر است و خون است نجس است و ملاقی آن با رطوبت مسریه نجس می شود.
 
نجاست سوزن سرنگ در عمل خون گیری
س۱۸۱. گاهی در عمل خون گیری سوزن سرنگ به داخل رگ فرو می رود و به خون آغشته می شود ولی به علت اینکه خون به داخل سرنگ جریان نمی یابد یا کافی نیست لازم می شود که از محل دیگری مبادرت به خون گیری شود آیا سوزن نجس می شود؟ آیا نمی توان از این سوزن استفاده ی مجدد نمود؟
ج. استفاده مجدد مانع ندارد و اگر در خارج خون ندارد و با رطوبت مسریه با نجس دیگری ملاقات نکرده پاک است.
 
تطهیر خون با پنبه ی آغشته به الکل
س۱۸۲. گاهی موقع خون گیری از بیمار، خون با دست گیرنده ی خون تماس پیدا می کند. آیا با پنبه ی الکلی می توان محل را تطهیر کرد یا مطابق آنچه که در احکام آمده است باید طهارت شود؟
ج. تطهیر متنجّسات(۳) از قبیل مذکور در سؤال باید با آب باشد.
 
لمس استخوان شخص زنده
س۱۸۳. در برخی از شکستگی ها، استخوان بیرون می زند در حالی که از بدن جدا نشده آیا مسّ آن نیاز به غسل دارد؟ انفصال استخوان مذکور چطور؟
ج. اگر از شخص زنده است غسل مسّ ندارد و اگر از میّت است به مسّ آن غسل واجب می شود مطلقاً.

 
لمس عضو خشک شده و فاقد روح
س۱۸۴. لمس عضوی از بدن انسان زنده که خشک شده و فاقد روح است چه حکمی دارد؟
ج. مانند سایر اعضای بدن زنده است و حکم خاصّی ندارد.
حق طبابت و گواهی پزشکی
س۱۸۵. با توجه به اینکه حق طبابت از لحاظ مادی، غیرقابل تعیین می باشد؛ به نظر حضرت عالی بهترین راه تعیین میزان حق طبابت چیست؟ آیا مقدار تعیین شده توسط دولت، در هر شرایطی قابل دریافت است و پزشک مدیون نخواهد بود؟
ج. اگر طبق تعرفه های معین شده، گرفته شود منعی ندارد.
 
دریافت حق طبابت قبل از بهبودی بیمار
س۱۸۶. آیا دریافت حق طبابت قبل از بهبودی بیماری، طبق روش مرسوم صحیح است؟
ج. فی نفسه منعی ندارد.
 
دریافت حق طبابت از بیماری که بهبود نیافته
س۱۸۷. اگر پزشک در طبابت خود کمال دقت و تلاش را برای بهبودی بیمار انجام دهد، ولی بهبودی برای وی حاصل نشود، آیا پزشک نسبت به حق ویزیت مدیون است یا نه؟
ج. در فرض سوال مدیون نیست.
 
دریافت حق طبابت و عمل جراحی قبل از انجام کار
س۱۸۸. آیا دریافت حق طبابت و یا عمل جراحی، قبل از انجام آن کارها، جایز است؟
ج. اگر بر اساس توافق طرفین و مطابق مقرّرات نظام پزشکی باشد اشکال ندارد.

 

صدور گواهی پزشکی
س۱۸۹. برخی از افراد به پزشک مراجعه می کنند و از او تقاضای گواهی پزشکی برای محل کار و… می نمایند. مثلاً می گویند که به علت سرماخوردگی دو روز به اداره نرفته اند. آیا در صورت اطمینان به صحت گفتار آن ها می توان گواهی برایشان صادر کرد؟
ج. در فرض مرقوم که پزشک اطمینان به بیماری آن ها دارد، اگر خلاف قانون و مقرّرات مربوطه نباشد، صدور گواهی مانعی ندارد.
 
صدور گواهی نادرست برای بیمار
س۱۹۰. صدور گواهی نادرست از طرف پزشک برای بیمار، سهواً یا عمداً، چه حکمی دارد؟
ج. عمداً جایز نیست و در صورت سهو باید در صورت امکان آن را تدارک(۱) و جبران کند.
 
مطالبه ی مبلغ اضافی از بیمار بابت عمل جراحی
س۱۹۱. همان طوری که به احتمال زیاد شنیده اید، اکثر پزشکان از بیمارانی که می خواهند عمل کنند مبلغی پول به عنوان حق الزحمه ی عمل جراحی ـ که به زیرمیزی مشهور شده ـ می گیرند، حال می خواستم بدانم این پول چه حکمی دارد؟ حلال است یا حرام است؟
ج. پزشک اگر کارمند دولت در بیمارستان باشد که حقوق خود را از صندوق دولت دریافت می کند و یا عمل جراحی را بر اساس دریافت اجرت عمل از شرکت بیمه دریافت می نماید، حق مطالبه ی مبلغ اضافی از بیمار را ندارد.
ضمان ضرر ناشی از حساسیت دارویی بیمار
س۱۹۲. با توجه به اینکه ممکن است جان بیمار به طور اورژانس در خطر باشد و زمان، جهت تعیین حساسیت فرد نسبت به دارویی خاص وجود نداشته باشد، اگر با تجویز دارو، بیمار به آن حساسیت پیدا کرده و دچار عوارض شدید یا مرگ شود، آیا پزشک معالج در قبال این عوارض، مسئولیتی خواهد داشت؟
ج. کسی که آن دارو را به بیمار خورانده یا تزریق کرده ضامن است. توضیحاً یادآور می شود، در موارد ثبوت ضمان، گذشت که اذن بیمار یا کسان وی تأثیری در ارتفاع و سقوط ضمان ندارد، ولی کسی که در صورت ایراد آسیب به بیمار ضامن است، اگر پیش از اقدام بر عمل جراحی یا هر عمل علاجی دیگر از بیمار یا از اولیای وی برائت از ضمان پیشاپیش بگیرد، در این صورت ضامن نیست.
 
ضمان لطمات وارده بر بیمار در حین درمان
س۱۹۳. در مواردی برای درمان بیمار، پزشک ناچار به ایراد لطمه ای دیگر به بیمار می شود. مثلاً برای احیای قلب بیمار سکته کرده، ماساژ می دهد که منجر به شکستن دنده ها می شود یا برای تحریک رفلکس بیمار به او سیلی می زند و پرده ی کوشش پاره می شود، آیا در موارد فوق پزشک ضامن است؟
ج. اگر نجات جان بیمار، مستلزم ایراد آسیبی بر وی باشد، پزشک ضامن نیست.
 
ضمان لطمات وارده از طرف دستیاران پزشک
س۱۹۴. در مراکز آموزشی که برای آینده، پزشک متخصص تربیت می نمایند و به دلیل کمی مهارت دستیاران و دانشجویان، عوارض و خطراتی متوجه جان بیمار می گردد، اگر احیاناً نقص عضو و فوتی واقع شود، آیا دستیار مربوطه ضامن است یا پزشک مسئول و استادیار مربوطه؟
ج. در فرض مزبور دستیار یا هر کس که به بیمار آسیب رسانده ضامن می باشد.

 


ضمان لطمات وارده شده به بیمار بدون تفریط پزشک
س۱۹۵. در مواردی که به علل غیرمربوط به کار پزشک، مثل اختلال در دستگاه ها و رفتن برق و … به بیمار لطمه ای وارد می شود، ضامن کیست؟
ج. در فرض مرقوم پزشک ضامن نیست و کسی که در بررسی دستگاه ها و وصل برق ذخیره و از این قبیل کوتاهی کرده ضامن می باشد.
 
ضمان لطمه به بیمار در اثر توصیه ی دارو
س۱۹۶. معمولاً مشاهده می شود که برخی از افراد عادی در امر پزشکی دخالت و قرص، آمپول یا دارویی را برای مریض توصیه می نمایند آیا در صورتی که این امر منجر به مرگ یا آسیب جسمی شود چگونه است؟
ج. اگر طبابتی نبود و فقط توصیف دارو کرده و مریض به اختیار خود اقدام به استعمال نموده ضمانی در بین نیست.

 
مرگ جنین در صورت بی اطلاعی پزشک از حاملگی بیمار
س۱۹۷. اگر پزشک معالج از حاملگی بیمار سؤال نکند و بیمار هم پزشک را در جریان قرار ندهد در صورتی که دارو یا روش تشخیصی مورد استفاده منجر به ضرر و عارضه شود مسئولیّت بر عهده ی کیست؟
ج. اگر روش تشخیصی پزشک معالج یا داروی تجویزی وی که مریض به اعتماد بر تجویز او استعمال نموده موجب ضرر و عارضه شود پزشک ضامن خسارت است.
 
ضمان پزشک متخصص و دانا در صورت فوت بیمار
س۱۹۸. در صورتی که بیمار یا ولیّ او به پزشکی که در کارش متخصص و داناست اجازه ی معالجه دهد، آیا در صورت مرگ بیمار، پزشک ضامن است؟
ج. اگر معلوم نیست که طبابت طبیب موجب مرگ او شده باشد ضامن نیست و چنانچه در اثر اشتباه طبیب حادثه واقع شده ضامن است مگر در صورتی که قبل از طبابت تبرّی(۲) کرده باشد.
 
ضمان لطمه به بیمار توسط دستیاران به علت عدم حضور استاد
س۱۹۹. در مراکز آموزشی، درمانی و پزشکی دولتی دستیاران به ویژه در سال های نخست باید با حضور و راهنمایی اساتید خود اقدام به عمل جرّاحی نمایند در صورتی که دستیار با اجازه ی استاد خود یا با این امید که استاد می گوید: «شما کار را شروع کنید من هم می رسم» ولی حاضر نمی شود، به تنهایی یا با همراهی سایر دستیاران عمل جرّاحی را به پایان رساند و آسیبی به بیمار وارد شود که ناشی از عدم حضور استاد است مسئول کیست؟
ج. مسئول، مباشر ورود آسیب است و استاد ضامن نیست.
 
ضمان لطمه به بیمار در صورت انجام نشدن عمل جراحی به خاطر ناتوانی در پرداخت هزینه
س۲۰۰. پزشکی به علّت فقر مالی مریض که قادر به پرداخت اجرت عمل جرّاحی نیست از معالجه و جرّاحی بیماری اورژانس اجتناب می کند و در نتیجه بیمار فوت می کند یا عمل جرّاحی در روزهای دیگر به اندازه ی همان روز نمی تواند مفید باشد آیا پزشک ضامن است؟ اغلب بیمارستان ها اول پول دریافت می کنند و سپس مریض را به پزشک ارجاع می دهند در صورتی که تأخیر در این امر منجر به مرگ یا عوارض دیگر شود آیا این کار غیر شرعی نیست؟
ج. پزشک یا اهمال کننده، ضامن موت یا عوارض ذکرشده نیستند هر چند اگر در حفظ نفس یا معالجه ی واجب کوتاهی شده باشد گناهکار هستند.
استمناء  به دستور پزشک
س۲۰۱. آیا انجام عمل استمناء به دستور پزشک برای آزمایش و معاینه ی منی جایز است؟
ج. در مقام معالجه، در صورتی که درمان منوط به آن بوده و استمناء به وسیله ی همسر ممکن نباشد، اشکال ندارد.
 
استمناء جهت بررسی وضعیت اسپرم ها
س۲۰۲. بررسی وضعیت اسپرم ها در مردان نیازمند عمل استمناء است ولی عدم انجام این تست، حیاتی نیست آیا این کار جایز است؟
ج. اگر برای علاج مرض ضرورت ندارد جایز نیست و در موارد ضرورت حکم سایر محرّمات در موارد ضرورت را دارد.
 
جراحی بینی و گوش جهت زیبایی
س۲۰۳. جراحی بینی و یا گوش جهت زیبایی شرعاً چه حکمی دارد؟
ج. اگر موجب ضرر قابل اعتنا و چشمگیر نباشد، فی نفسه منعی ندارد.
 
کاشتن مو
س۲۰۴. آیا کاشت مو در سر برای کسی که موهای سرش سوخته است و در انظار عمومی مردم از این جهت رنج می برد، جایز است؟
ج. این کار فی نفسه اشکال ندارد، به شرط اینکه از موی حیوان حلال گوشت و یا موی انسان باشد.
 
استفاده از «هیپنوتیزم»
س۲۰۵. نظر حضرت عالی در خصوص کاربرد «هیپنوتیزم» در علوم پزشکی و درمان بیماری های قابل علاج با این روش چیست؟
ج. اگر به منظور غرض عقلایی و با رضایت کسی که می خواهد هیپنوتیزم شود صورت بگیرد و همراه با کار حرامی هم نباشد اشکال ندارد.

 

استفاده از «هیپنوتیزم» جهت درمان بیماری
س۲۰۶. کاربرد هیپنوتیزم در معالجه برخی بیماری های روانی و جسمانی نظیر آسم، چاقی مفرط، بیماری های زنان و … توسط یک پزشک (غیر روان پزشک) چه حکمی دارد؟
ج. اگر همراه با حرام و به منظور حرامی انجام نشود اشکال ندارد.
 
فاش کردن اسرار بیمار در موارد ضروری
س۲۰۷. اگر بیمار نارضایتی خود را از افشای بیماری خود اعلام نماید، ولی ضرورت درمان اقتضا می  کند که نوع بیماری برای بستگانش فاش شود، وظیفه ی پزشک معالج در این صورت چیست؟
ج. در صورتی که نجات جان او بستگی به آن داشته باشد، لازم است.
 
دادن پرونده ی پزشکی بیمار به سایر پزشکان
س۲۰۸. آیا می  توان پرونده ای را که اسرار بیمار در آن بایگانی می  شود، در اختیار پزشکان دیگر غیر از پزشک معالج یا بستگان بیمار قرار داد؟
ج. موارد آن مختلف است و در صورتی که این عمل باعث دستیابی به معالجه ی بیمار و یا نجات جان بیماران دیگر باشد، مانعی ندارد و بلکه در مواردی لازم است.
 
کسانی که فقط از نظر پزشکی زنده اند
س۲۰۹. بیمارانی که از نظر عرف، مرده به حساب می آیند، اما از نظر علم پزشکی زنده می باشند و یا بالعکس چه حکمی دارند؟
ج. حکم انسان زنده را دارد.
 
استفاده از سلول های بنیادین برای مقاصد درمانی
س۲۱۰. آیا استفاده از سلول های بنیادین استخراج شده از جنین انسان قبل از لانه گزینی در رحم برای مقاصد درمانی، جایزاست؟ لازم به یادآوری است که مراکز تحقیقاتی معمولاً نمونه های خود را از جنین های دور ریخته شده در مؤسسه های باروری  (F.V.I) به دست می آورند.
ج. فی نفسه منعی ندارد.
 
استفاده از میوه های ژنتیکی
س۲۱۱. آیا استفاده از میوه ها و مواد غذایی حاصله از تغییرات ژنتیکی، جایز است؟
ج. فی نفسه منعی ندارد.
 
شبیه سازی حیوانات
س۲۱۲. آیا کلونینگ[۱] (شبیه سازی ) حیوانات، جایز است؟
ج. فی نفسه منعی ندارد.
 
روکش طلا و پلاتین دندان
س۲۱۳. آیا گذاشتن روکش طلا روی دندان اشکال دارد؟ روکش پلاتین چطور؟
ج. گذاشتن روکش طلا یا پلاتین روی دندان اشکال ندارد، ولی پوشاندن دندان های جلو با طلا، اگر به قصد زینت باشد، خالی از اشکال نیست.
 
ترک معالجه ی بیمار روانی خطرناک
س۲۱۴. اگر بیمار روانی ای که هر زمان احتمال دارد دست به آدمکشی بزند، بیماری دیگری هم پیدا کرد، آیا جایز است برای اینکه جان افرادی تــوسط وی به خــطر نیفتد، از درمان بیماری جدید او اعراض نموده و او را مورد معالجه قرار نداد؟
ج. در هر صورت حفظ جان انسان لازم است و ترک درمان در صورتی که موجب مرگ شود، جایز نیست؛ لکن باید او را طوری نگهداری کنند که موجب آزار دیگران نشود.
 
نبش قبر مشکوک
س۲۱۵. اگر ندانیم قبری متعلق به مسلمان است یا غیر مسلمان، آیا مجازیم نبش قبر کنیم؟
ج. اگر در بلاد مسلمین باشد جایز نیست.
 
استفاده از گوشت حرام برای درمان بیماری
س۲۱۶. در صورتی که علاج بیماری متوقف بر استفاده از گوشت حرام و چیز نجس باشد آیا جایز است شخص چنین کند؟
ج. اگر ضرورت علاج اقتضا کند به مقدار ضرورت تجویز می شود.

 

عمل جراحی بی تاثیر روی بیمار
س۲۱۷. پزشکی یقین دارد که عمل جرّاحی روی بیمار تأثیری در زنده ماندن او ندارد که بیمار چه عمل شود یا نشود بیش از مدت کوتاهی زنده نخواهد ماند. آیا جایز است بنا به اصرار همراهان بیمار یا مسئولین بیمارستان اقدام به جرّاحی نماید یا نه؟
ج. مانع ندارد به شرط آنکه در فوت او تاثیر نداشته باشد.
 
تشریح عوارض عمل جراحی به بیمار
س۲۱۸. آیا پزشک معالج موظّف است عوارض یا ضایعات احتمالی ناشی از عمل جرّاحی را برای بیمار تشریح نماید؟
ج. موظّف نیست ولی اگر تحصیل برائت از ضمان عوارض[۲]، متوقّف بر آن باشد باید در اخذ برائت، عوارض و ضایعات را تذکّر دهد.
 
وجوب رو به قبله کردن بیمار محتضر
س۲۱۹. آیا پزشک یا پرستاری که شاهد بیمار محتضر است، رو به قبله کردن بیمار واجب می شود؟ آیا نیاز به اجازه از ولیّ او دارد؟
ج. بنابر احتیاط واجب است و با علم به رضایت ولی، تحصیل اجازه لازم نیست.
 
جداسازی بیماران نامحرم در بخش مراقبت های ویژه
س۲۲۰. در برخی از بخش های مراقبت ویژه که بیماران کمایی بستری هستند به جداسازی بیماران مرد و زن مبادرت نمی شود و حتی در پوشاندن این بیماران نیز توجه معمول نظیر سایر بیماران عنایت نمی شود. نظر حضرت عالی در این مورد ها چیست؟
ج. در صورت امکان باید به گونه ای عمل کنند که خلاف شرع نشود.
 
افشای اطلاعات به دست آمده از معالجه بیمار
س۲۲۱. بسیاری اوقات پزشکان حقایق دردناکی را در مورد بیمار کشف می نمایند:
الف) آیا پزشک ملزم به دادن اطلاعاتی است که در جریان معالجه به دست آمده است؟
ب) دروغ گفتن در این موارد چه حکمی دارد؟
ج) افشای این اسرار به افراد نزدیک او چگونه است؟
ج. الف) لازم نیست.
ب) جایز نیست و می تواند توریه کند.
ج) موارد مختلف است و اگر صاحب سِر، راضی نیست نباید افشاء کند مگر علاج مریض به آن متوقف و منحصر باشد.
 
 مسئولیت پرستاران نسبت انجام فرائض دینی بیمار
س۲۲۲. بسیاری از پرستاران نسبت به ادای فرایض بیماران مراقبت کامل ندارند. مثلاً کمک به بیمار جهت وضوء ساختن، تیمم و وضعیت نمازگزاران و … در صورتی که بیمار همراه نداشته و نیازمند کمک است آیا پرستار یا کادر خدماتی بیمارستان مسئول نمی باشد؟
ج. کمک کردن در موارد ذکر شده که معذور را از معذور بودن خارج می کند بر دیگری لازم نیست. بلی خود مکلّف در صورت امکان بدون مشقّت باید کمک بگیرد ولو از پرستار.
 
هدف پزشک از درمان بیمار
س۲۲۳. اگر هدف پزشک از فعّالیّت های پزشکی صرفاً انتفاعات مالی و مادّی باشد چه حکمی دارد؟
ج. مانع ندارد ولی امر با ارزشی را ارزان از دست می دهد.