۱۳۹۹/۰۱/۲۷ بدون نظر

تاملی بر مولفه ها و دستاوردهای وحدت حوزه و دانشگاه

 

گرامیداشت ۲۷ آذر روز وحدت حوزه و دانشگاه

 

اشاره:

الف) نسل اول؛ وحدت حوزه و دانشگاه

در ابتدا درود می فرستیم به همه مردان و زنان بزرگ از دانشگاه و حوزه که به ویژه در نیم قرن اخیر، در غربت و سکوت، گفتند و نوشتند و برای استقرار جامعه دینی جدید و فرهنگ دینی مایه گذاشتند و بر مجاهدین حوزه در دانشگاه که در این راه مقدس، خون داده اند و در شکنجه گاه های رژیم پیشین، در جبهه های نبرد و کف خیابانها، خونشان در هم آمیخت.
امروزه توسط بدخواهان نظام و مردم، برنامه ریزی های کوتاه مدت و بلندمدت کلانی برای ایجاد شکاف های نژادی، مذهبی و صنفی در کشور و در بین اقشار مختلف جامعه می شود و اگر بیش از این غفلت به خرج دهیم، یقینا قافیه را خواهیم باخت.
ما باید عمیقا از دستاوردهای آن ارواح پاک و از خون دل هایی که خوردند و خون هایی که دادند، حراست کنیم.
زمانی بود که ترسیم کردن هدف های مشترک برای ارتباط حوزه و دانشگاه آسان تر و واضح تر بود، تفاهم، درک متقابل، رفع سوءظن، آشنایی با علوم و متد یکدیگر و نزدیک شدن در صفوف مبارزه علیه ستم، استبداد و امپریالیسم کفایت می کرد. امروز آن مجاهدتها به ثمر نشست و این ثمردهی در سبز شدن نهال انقلاب اسلامی جلوه ای ویژه یافت. این بود دستاورد نسل اول حوزه و دانشگاه.

ب) نسل دوم؛ وحدت حوزه و دانشگاه

نسل دوم حوزه و دانشگاه نیز در حراست از انقلاب اسلامی طی دو دهه گذشته، سرمایه گذاری کلانی کرد و نسبتا موفقیت خوبی هم به دست آورد و در عین حال که با نقطه ضعف هایی نیز در برنامه ریزی همراه بود. این نقطه ضعفها شاید به دلیل این است که نظام و قاعده ای مشخص و از پیش آزمایش شده ای برای برنامه های جدید وجود نداشت و به گونه ای می باشد که نظام سازی از نظام براندازی مشکل تر است. دو سه بار انقلاب کردن، از یک بار “درست حکومت کردن” سخت تر است.

ج) نسل سوم؛ وحدت حوزه و دانشگاه

اما امروز نوبت به نسل سوم حوزه و دانشگاه رسیده است که گام سوم را در نهادینه کردن ارزش های انقلاب و تکمیل پروژه وحدت بردارد. این گام سوم در عین مهم بودن، اگر با برنامه ریزی مدونی همراه نباشد چه بسا زحمات دو نسل گذشته را در این راه هدر دهد.
حوزه و دانشگاه امروز البته با گذشته تفاوت بسیاری پیدا کرده است. پیشرفت های بزرگ در دانشگاه و حوزه اتفاق افتاده است، در حوزه ها صدها فاضل روشنفکر و اهل قلم، آشنا با علوم جدید و اهل تفکر حضور دارند. روح تحقیق و پیشرفت و علاقه به تولید علم و حضور در صحنه مشکلات اجتماعی و حس همدردی با محرومین در دانشگاه زنده شده است.
اگر با تجربه جامعه سازی جدید را که پی ریزی آن چند دهه و ساختمان کامل آن دو سه قرن وقت می برد به راحتی پیش ببریم، بزرگترین پدیده چند قرن اخیر جهان اتفاق افتاده است.

وحدت حوزه و دانشگاه از منظر امام(ره)

اما وحدت حوزه و دانشگاه از منظر امام حائز اهمیت ویژه و برنامه ریزی مناسبی می باشد. چرا که امام برای دانشگاه و دانشگاهیان ارج و موقعیت بالایی را قائل بود و این ارج نهادن به خاطر دو ویژگی بود که در دانشگاه وجود داشت؛
۱- علم و دانش، دانشگاه محل علم و دانش است و علم و دانش نیز از نظر اسلام محبوبیت دارد و ارزش به حساب می آید.
۲- آینده کشور به دست فارغ التحصیلان دانشگاهها اداره می شود و دانشگاهها نیازهای کشور در تمامی ابعاد را تربیت می کنند و اینان وقتی در چرخه اداره کشور قرار گرفتند مملکت به دست همین ها اداره می شود.

و دشمنان چه بسا به واسطه این ویژگی و به منظور در اختیار گرفتن آینده ایران اسلامی از طریق در اختیار گرفتن دانشگاهها برنامه ریزی و سرمایه گذاری بزرگی را انجام داده اند.

لذا امام راحل برای حفاظت و حراست دانشگاه از این خطر بزرگ چاره را در این می داند که این دو جامعه علمی (حوزه و دانشگاه) با یکدیگر تعامل و وحدت داشته باشند و با مشکلات، با همفکری و همدلی روبه رو شوند ونقشه های دشمنان را نقش برآب نمایند.

عمده ترین موضوعی که در زمینه وحدت این دو نهاد حائز اهمیت است، همان وحدت آرمانی است. یعنی اینکه واقعا حوزه و دانشگاه به سمتی بروند که در اهداف متعالی برای خود و جامعه به اندیشه های واحدی برسند، این شاید عمده ترین چیزی باشد که منظور امام(ره) است.

همین طور ایشان در پیام های آخرین خود، از ذوب شدن حوزه و دانشگاه در یکدیگر سخن گفته اند. منظور از ذوب شدن، انحلال در یکدیگر نیست. بلکه این ذوب شدن، تجلی وحدت دین و سیاست، وحدت دین و نگرش های اداره جامعه و در واقع، این وحدت همان هویت واحد فرهنگی جامعه است.

بدین ترتیب اگر حوزه و دانشگاه، آرمان های مشترکی مانند خدمت به دین، خدمت به آرمان های انقلاب و خدمت به منافع ملت را داشته باشد و در پی تحقق آزادی، استقلال و آبادانی کشور باشند، یقینا به یک بخش عمده و اساسی و اصلی این هدف دست یافته ایم.

بر پایه بحث های انجام گرفته و همچنین اهمیت زیاد مسئله وحدت حوزه و دانشگاه در نظر امام(ره) امت، بایستی برنامه ریزی صحیح و دقیقی در جهت هماهنگی حوزه و دانشگاه در قسمت های مختلف این دو مرکز علمی کشور صورت پذیرد که در طرح های بلند مدت و کوتاه مدت مسئله وحدت حوزه و دانشگاه نمود عینی تر و مثمرثمرتری به خود بگیرد.
این وحدت را نشکنیم.

یکی از خجسته ترین پیامدهای پیروزی انقلاب اسلامی، همگرایی و وحدت حوزه و دانشگاه بوده است. بعد از چند دهه تلاش پرحجم و برنامه ریزی شده برای بدبین کردن و جداسازی این دو نهاد ارزشمند علمی از یکدیگر، امام راحل(ره) توانست دل های مومن و علاقه مند در حوزه و دانشگاه را به یکدیگر نزدیک کرده و دیوارهای دروغین بی اعتمادی را فرو ریزد. با پیروزی انقلاب اسلامی، ارتباطات تنگاتنگ اجرایی و علمی و نیز حضور وسیع دانشجویان و طلاب در مراکز علمی یکدیگر چنان سریع و قوی بود که برهرگونه نظریه پردازی در این باب سبقت گرفت و شاهد صدقی بر این جمله تاریخی امام(ره) شد که پیشرفت و اصلاح کشور در گرو اصلاح وحدت حوزه و دانشگاه است.

طبیعی است که این پیوند مبارک از همان ابتدا با کارشکنی های متعدد نیز روبه رو بوده و کسانی خواسته یا ناخواسته، در راه تحقق کامل آن مانع تراشی کرده اند. با این حال باید پذیرفت که این مانع تراشی بدخواهانه متاسفانه در چند سال گذشته اوج بیشتری پیدا کرده و به موفقیت هایی نیز دست یافته است.

متاسفانه در سال های اخیر، برخی جریان های سیاسی، دانشگاهها را مرکز فعالیت سیاسی خویش قرار داده اند و از آنجا که انقلاب ما و نظام ما دینی است و نماینده عمومی دین هم حوزه ها هستند، فعالیت سیاسی ناهمسو با دین و نظام، طبعا از روحانیت فاصله می گیرد و آن بخش از دانشگاه ما که متاثر از این جریان سیاسی است به تدریج از حوزه فاصله خواهد گرفت.
بدون شک در این رابطه دست هایی در کار است تا بار دیگر بین این دو مرکز ارزشمند و میان آن دو قشر مهم تاثیرگذار جدایی افکند و با مرزبندی های کاذب، قدرت بی نظیر اصلاح گرایی و آبادانی کشور را تجزیه و ناکارآمد سازد.

ایجاد تقابل های مصنوعی و سرگرم ساختن طرفین به تفاخرها و تکاثرهای بی دلیل، دشوارسازی شرایط حضور هریک از این قشرها در محیط دیگری، اخیرا هم بهانه گیری های سیاسی از جمله ترفندهای مشهودی است که علاوه بر هوشیاری دانشجویان و طلاب، نیازمند بصیرت و اقدام مسئولان مربوطه است. مقالاتی چندگاه، با مضمون و جهت واحد، حاکی از آن است که برنامه ای هدفمند در پی از بین بردن این بخش از دستاوردهای انقلاب و نظام اسلامی است. دستاوردی که نابودی یا کمرنگ شدن آن، سایر دستاوردهای کشور را نیز تهدید جدی خواهد کرد. در چنین شرایطی رسالت حوزویان و دانشگاهیان بسی سنگین است. کسانی که دشمن بدخواه کشور را می شناسند، نباید اجازه دهند که هیجان و احساسات بر آرامش تعقل و استدلال چیره شود و غبار کدورت فضای پرمحبت علمی کشور را تیره سازد.

مولفه های وحدت حوزه و دانشگاه

وحدت حوزه و دانشگاه ضرورتی اجتناب ناپذیر برای جامعه اسلامی است و دانشگاهها و حوزه های علمیه ما باید از لحاظ رفتار، هدف و استراتژی مسائل مختلف به یک نقطه مشترک برسند.

اگر بنا باشد، دانشگاهها بدون هماهنگی با حوزه ها مسیری را طی کنند، مسلما در درازمدت اثرات سوئی بر جامعه می گذارند، کما اینکه اگر حوزه های علمیه نیز بین خود و جامعه بیرون خصوصا دانشگاهها حایل و مانعی را قرار دهند و تنها مشغول به فعالیت های مذهبی و دینی باشند، نمی توانند نفوذی را که حوزه های دینی باید در جامعه بگذارند داشته باشند و این امر سبب می شود که معنویت در جامعه ضعیف گردد و این اول بیچارگی است.

برای وحدت حوزه و دانشگاه عواملی وجود دارد که باید در برنامه ریزی های کلان به آنها توجه نمود و این عوامل به عنوان تعاریف نخستین و بدیهی باید در تمام مراحل برنامه ریزی مدنظر باشد که در این مجال به تعدادی از این فاکتورهای مورد نظر اشاره می گردد:

۱– وحدت اخلاقی

هر دو نهاد به تربیت اسلامی و انسانی و پرورش و تعالی اخلاقی نیروهای خود اهتمام کامل بورزند. از این رهگذر و روح صداقت و صمیمیت در هر دو بارور شود و بتوانند در کنار هم به بررسی همه مسائل علمی و اجتماعی بپردازند.

تحلیل اخلاقی از وحدت حوزه و دانشگاه، اختلاف دیدگاهها و مشرب های معرفت شناسی، فلسفی، کلامی، فقهی و عرفانی را علی رغم وجود آن، هم در دانشگاهها و هم در حوزه ها نادیده می گیرد و بلکه وجود این دیدگاه های متفاوت را لازمه رشد صادقانه این دو نهاد می داند و تا زمانی که تعهد به اسلام و روح حق طلبی علمی در این دو نهاد وجود داشته باشد اختلاف آرا را منشا هیچ گونه نگرانی نمی داند.

دیدگاه اخلاقی، حوزه و دانشگاه را از جوسازی و نیش قلم و فشارهای ژورنالیستی نسبت به یکدیگر و بلکه نسبت به همه آراها و تفکرات واقع جویانه، بر حذر می دارد و طعنه های حوزویان و دانشگاهیان ارباب قلم بر یکدیگر را بزرگترین ضربه به این دو نهاد و مهمترین مانع وحدت می داند.

۲– وحدت معرفتی

دومین تحلیل از وحدت حوزه و دانشگاه از زاویه نگرش به روش های کسب علم و معرفت در این نهاد ارائه می شود.
از این دید، جدایی معرفتی حوزه و دانشگاه در سه بعد رخ داده است.
این سه بعد شامل، پیش فرض های معرفتی، روش های کسب معرفت و بالاخره روحیه معرفتی دو نهاد حوزه و دانشگاه است.

الف) وحدت در پیش فرض ها:

این دیدگاه، اولین قدم در جهت دو دستگاه معرفتی حوزه و دانشگاه را، وحدت در پیش فرض های معرفتی این دو نهاد می داند. برای تحقق وحدت در پیش فرضها، حوزه باید بپذیرد که معرفت بشری ارزش برابر با معرفت دینی دارد، متون دینی ناطق نبوده بلکه ساکتند و در سایه علوم بشری باید از آنها استنطاق نمود.

پایگاه اطلاع رسانی نهاد نمایندگی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

روزنامه رسالت، شماره ۶۰۴۰ به تاریخ ۲۸/۹/۸۵، صفحه ۱۹ (رسالت دانشگاه)

 

برچسب ها

ارسال نظر شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *