۱۳۹۹/۰۸/۰۷ بدون نظر

حوزه و دانشگاه دو بال علمی و فرهنگی ملت و نظام

 

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، به نقل از پایگاه اطلاع رسانی شورای عالی انقلاب فرهنگی، حجت الاسلام و المسلمین دکتر احمد احمدی، عضو فقید شورای عالی انقلاب فرهنگی و ریاست سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها «سمت» در گفتگویی با خبرنامه شورا پیرامون موضوع وحدت حوزه و دانشگاه مسائلی را مطرح کردند. این گفتگو به شرح ذیل می باشد:

حجت الاسلام و المسلمین دکتر احمد احمدی، عضو فقید شورای عالی انقلاب فرهنگی و ریاست سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها «سمت» در گفتگویی که از نظرتان ‌گذرد، به سوالات خبرنامه شورا پیرامون موضوع وحدت حوزه و دانشگاه پاسخ داده‌اند؛ که این پاسخ‌ها از نظرتان می‌گذرد:

باسلام و سپاس از وقتی‌که در اختیار ما قراردادید، به نظر شما چرا موضوع وحدت حوزه و دانشگاه به این اندازه موردتوجه حضرت امام خمینی «ره» و مقام معظم رهبری قرارگرفته است؟

من هم به شما سلام عرض می‌کنم، همان‌طور که امام (رضوان‌الله تعالی علیه) می‌فرمود که حوزه و دانشگاه دو بال علمی و فرهنگی این ملت و نظام اسلامی هستند و اگر این دو از هم فاصله داشته و هرکس به کار خویش بپردازد، نتیجه‌ مطلوب از فعالیت این دو نهاد حاصل نمی‌شود و بلکه نتیجه‌ای معکوس هم حاصل نمی‌گردد؛ بنابراین مشاهده می‌کنیم که تلاش در راستای ایجاد و تحکیم وحدت حوزه و دانشگاه یک حرکت مقدس برای تحکیم مبانی عقیدتی و فکری انقلاب اسلامی است و با توجه به این نکته نبرد عقیدتی و فکری اصلی‌ترین میدان نبرد انقلاب اسلامی با نظام سلطه بین‌المللی محسوب می‌شود، تقویت مبانی فکری و عقیدتی انقلاب اسلامی یک وظیفه شرعی محسوب می‌شود.

با توجه به اهمیت موضوع وحدت حوزه و دانشگاه و مطالبی که فرمودید، چرا تاکنون این آرمان به آن اندازه لازم تحقق پیدا نکرده است؟

به نظر بنده، یکی از موانع تحقق وحدت حوزه و دانشگاه عدم وجود مفاهمه و زبان مشترک بین این دو نهاد است. برای رفع این مشکل ما خودمان تجربه موفق برگزاری جلسات مفاهمه و هم‌اندیشی بین حوزه و دانشگاه را داشته‌ایم و به‌وضوح مشاهده کرده‌ایم که این جلسات در ایجاد یک دغدغه مشترک بین دانشگاه و حوزه مؤثر بوده است.به‌عبارت‌دیگر دوری و عدم ارتباط نزدیک‌بین دو نهاد حوزه و دانشگاه موجد بسیاری از مشکلات شده است و اگر ارتباط بیشتر و مؤثرتر شود ما شاهد افزایش اعتماد و درنتیجه تعامل بیشتر بین حوزه و دانشگاه خواهیم بود.

من به یاد دارم که خانم دکتر دادستان_که خداوند او را رحمت کند_ برای تدریس روانشناسی به قم می‌رفتند و بااینکه ایشان سال‌ها در معتبرترین دانشگاه‌های غربی تدریس کرده بودند و خود نیز شاگرد ژان پیاژه بودند، تحت تأثیر فضای معنوی قم قرارگرفته بودند. آن مرحومه خیلی بر این نکته تأکید می‌کردند آقایانی که به جلسات درس بنده می‌آیند با کسوت روحانی و مسند تدریس، در کلاس ایرادات جدی مطرح می‌کنند ولی همین آقایان بعضاً کفش بنده را جفت می‌کنند و این احترام به استاد در حوزه علمیه بسیار موردتوجه ایشان قرارگرفته‌ بود و هنگامی‌که ایشان به رحمت ایزدی پیوستند علمای زیادی در مراسم تدفین و ترحیم آن مرحومه در تهران و قم حضور پیدا کردند.نمونه‌ها ازاین‌دست زیاد است و اگر بخواهیم از این موارد فراوان به یک نتیجه عملی برسیم، باید بگویم که افزایش تعامل و ارتباط بین این دو نهاد تنها راه ایجاد اتحاد است.

آقای دکتر احمدی، خود شما به‌عنوان کسی که هم در حوزه و هم در دانشگاه مراتب عالی تحصیلی را طی کرده‌اید،در این مورد چه تجربه‌ای دارید؟

افرادی مانند بنده در دوره‌ای وارد دانشگاه شدیم که هم سطوح عالی حوزه یعنی درس خارج را خوانده بودیم و هم محیط دانشگاه محیطی بود که به علت تبلیغات دستگاه حاکم نسبت به روحانیت موضع منفی داشت. در این شرایط بنده وارد دانشگاه شدم و این ورود امثال بنده بر روی بسیاری از دانشجویان تأثیر داشت و آنان می‌دیدند که افرادی از حوزه آمده‌اند و حرف علمی برای عرضه دارند و این موضوع بسیار عجیب به نظر می‌آمد.اما امروز وظیفه ما سنگین‌تر است، یک نظامی با زحمات بسیار زیاد و غیرقابل‌توصیف به نام اسلام و دین تشکیل‌شده و باید با استفاده از علم و دانش بتواند جامعه را به نحو مطلوب اداره کند تا به جهان ثابت شود که دین برای دنیا هم برنامه دارد بنابراین باید همه برنامه‌ریزی‌ها بر طبق موازین اسلام انجام شودتا یک انسجام و یکپارچگی حاصل شود و کار به این صورت نباشد که اسم نظام اسلامی باشد، اما برنامه‌ریزی‌ها غیر اسلامی و ناکارآمدی‌ها به نام اسلام تمام شود، درحالی‌که برنامه‌ها را غیر اسلامی‌ها نوشته‌اند.

نکته بعدی که وظیفه امثال بنده است، استخراج برنامه از متن معارف اسلامی است و تألیف کتب با استفاده از دانش روز و کارهای تطبیقی باید جزء اهم برنامه‌ها باشد و علیرغم کارهای خوبی که دراین‌باره انجام‌شده هنوز کار بسیار است و راه نرفته زیاد.بدون شک این‌گونه فعالیت‌ها و ایجاد یک درک مشترک از واقعیت‌ها بسیار مثبت و مؤثر خواهد بود و ضرورت هم ایجاب می‌کند که اساتید دانشگاه بدانند که حوزوی‌ها چه می‌گویند و دیگر آنکه در پروژه‌های مشترک مثل حقوق، فلسفه، کلام و عرفان و تعلیم و تربیت تبادلی میان دانسته‌ها و بایسته‌های هم وجود داشته باشد و اساتید دانشگاه باید بدانند که اسلام و مکتب اهل‌بیت «ع» در این باب چه می‌گویند و بنابراین این کار یک امر بسیار ضروری است؛اما اینکه ما به چه شکل این برنامه را برگزار بکنیم و چگونه در عمل برنامه‌ریزی کنیم که بتوانیم بهترین سود را از این پیوند ببریم، این دیگر کاری است که مربوط به مرحله اجرا است.آقای دکتر دانشگاه یک نهادی است که رضاخان با یکسری اهداف خاص آن را تأسیس نمود که یکی از موارد آن بود که پهلوی اول دولت جدیدی تشکیل داده بود و برای اداره این دولت جدید باید نیروی انسانی تربیت شود؛اما قطعاً او این هدف را نیز دنبال می‌کرد که برای اسلام زدایی باید نهاد حوزه علمیه به‌عنوان نهاد ریشه‌دارآموزش در کشور ما که ریشه در معارف اسلامی داشت، تضعیف شود.

به نظر شما چرا دانشگاه آن‌طور که رضاخان می‌خواست ضد دین نشد؟

البته همان‌گونه که گفتید بخشی از اهداف تأسیس دانشگاه رفع نیاز کشور به علوم جدید بود؛ اما برای مقابله با حوزه علمیه هم دانشکده معقول و منقول تأسیس شد، اما بعد به دانشکده الهیات و معارف اسلامی تغییر نام داد و در تأسیس این نهاد هدف رویارویی با حوزه علمیه بود.اما با این توصیف، من خودم در دانشکده الهیات شاهد بودم که دانشگاه مذکور محتوای آن‌چنانی نداشت و به‌هیچ‌وجه نتوانست در برابر حوزه علم کند، البته مرحوم شهید مطهری و بزرگان دیگری در آنجا به تدریس مشغول بودند ولی باز آن عمق را نداشت.

بعد از انقلاب اسلامی هم در ارتباط با دانشگاه کارهای خوبی صورت گرفت ولی بازهم آن چیزی که ما می‌خواهیم تحقق پیدا نکرده است.در این عدم تحقق آرمان‌های ما عوامل گوناگونی دخیل­اند که بر پیچیدگی آن افزوده است.ترور امثال شهید مطهری، بهشتی، باهنر، مفتح و … و کمبود صاحب‌نظران خوش‌فکر در میدان نظریه‌پردازی، جنگ تحمیلی که به مدت هشت سال بخش عمده‌ای از انرژی نظام را به خود مصروف کرد، وجود غرب‌زده‌ها و متفکرین غرب‌گرا که همیشه بوده و هستند و از آن فرهنگ تأثیر می‌پذیرند و آثار منفی خود را در جامعه علمی ما رها می‌کنند؛بخشی از مشکلات در این مسیر بوده و هستند که موضوع تهاجم فرهنگی و القای شبهه ناتوانی دین در اداره جامعه را هم باید به این موارد افزود.

اما بازهم من معتقدم که راه برای کار باز است و اگر همتی بشود بازهم ما می‌توانیم شاهد یک جهش در این مسیر باشیم.از وقتی‌که در اختیار ما گذاشتید، سپاسگزارم.

http://sccr.ir/Pages/?current=news&gid=21&Sel=497798

برچسب ها

ارسال نظر شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ضبط پیام صوتی

زمان هر پیام صوتی 5 دقیقه است