۱۳۹۸/۰۹/۰۲ بدون نظر

در نشست وحدت حوزه و دانشگاه از نگاهی متفاوت عنوان شد:

فقدان حریت اندیشه و تکثَرگرایی چالش عمده دانشگاههاست

 

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نهاد نمایندگی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

شفقنا(پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه)– دومین نشست از سلسله نشستهای تخصصی

وحدت حوزه و دانشگاه از منظری متفاوت با همکاری معاونت فرهنگی اجتماعی وزارت علوم تحقیقات و فناوری و معاونت فرهنگی دانشگاه مفید روز یکشنبه ۲۴ آبان ماه برگزار شد.به گزارش شفقنا، حجت الاسلام مجید رضایی عضو هیات علمی دانشگاه مفید که دبیری این نشست را برعهده داشت در سخنانی به تحولات در اروپا و درگیری میان دانشمندان و کلیسا اشاره و بیان کرد: در پی افزایش تضاد بین این دو قشر، به تدریج تحولاتی در اروپا رخ داد و علم جدیدی پیدا کرد و این مساله سبب درگیری دو نهاد علم و دین شد تا زمانیکه برخی اصحاب کلیسا که بخشی از افراد جامعه را که نگاه دیگری به این دو مقوله داشتند را قلع و قمع کردند.

او افزود: بتدریج این کشورها تلاش علمی گسترده ای را آغاز و پیشرفت کردند و دین تنها محدود به ایام تعطیل شد؛ از سوی دیگر در کشورهای اسلامی شاهد

افول علم و دانش هستیم و در ایران و به ویژه بعد از دوران صفویه، فاصله ما با کشورهای غربی خیلی زیاد شد.

استاد دانشگاه مفید بیان کرد: در دوره های مشروطه به بعد فعالیتهایی شکل گرفت که در پی آن، دو اختلاف نظر پیدا شد و این دغدغه به وجود آمد که آیا بین علم و دین می توان وحدت برقرار کرد بنابراین نمی توان گفت این تلاشها محدود به سالیان اخیر است بلکه تاریخ آن را در دورانهای دیگر باید جستجو کرد.

او با بیان اینکه در بین این دو نهاد، کسانی پیدا می شدند که یکدیگر را نمی پذیرفتند؛ افزود: کسانی که فکورتر بودند به این نتیجه رسیدند که نمی توان یک تنه برای کشف حقایق تلاش کرد و به نتیجه رسید لذا شخصیتی چون امام موسی صدر را می بینیم که علاوه بر حوزه در دانشگاه هم درس می خواند درحالیکه چهره

کاملا شناخته شده در حوزه بود.

رضایی تصریح کرد: اصولا دو جریان در حوزه برخی با حضور مستقیم در دانشگاه و حضور در کلاس درس این راه را ادامه دادند اما گروهی هم مطالعات را پیگیری کردند که این جریانات قبل از انقلاب اتفاق افتاد.او ادامه داد: بعد از انقلاب امام خمینی در تقارب این دو نهاد نقش مهمی ایفا کرد ولی مساله اساسی این نبود که هردو نهاد حوزه و دانشگاه در ساقط کردن نظام فاسد باهم همکاری کنند بلکه مباحث عمیق تر و ریشه دارتر از این بود.

این استاد دانشگاه در عین حال گفت: وحدت بین حوزویان و مهندسین وحدت اصیل نیست گرچه در اقداماتی که برای کشور مهم نیست می توانند با یکدیگر همکاری کنند اما مساله علوم انسانی مهم است چون دو گروه حوزه و دانشگاه با نگاهی متفاوت به این علم نگاه می کردند و مبانی متفاوتی داشتند. اینجا بود که

بحث وحدت بین حوزه و دانشگاه به صورت جدی مطرح شد.

 

بسیاری از رشته های دانشگاهی بیگانه از واقعیتهای جامعه هستند

در ادامه این نشست، آیت الله آقانظری طی سخنانی بیان کرد: من به یاد دارم مردم متدین وقتی می خواستند فرزندان خود را به حوزه بفرستند می گفتند علوم قدیمه

یاد بگیرند که در مقابل آن واژه علوم جدید بود به این معنا که کسی که می خواست علوم قدیمه را یاد بگیرد به حوزه و کسانی که می خواستند علوم جدید یاد بگیرند

به دانشگاه می رفتند.

او با بیان اینکه بعد از انقلاب دم از وحدت حوزه و دانشگاه زدیم درحالیکه هرکدام فضای خود را داشتند؛ گفت: وحدت حوزه و دانشگاه لایه های مختلفی دارد؛

یک لایه وحدت این است که حوزه برود دانشگاه و دانشگاهیان را توصیه به نماز کند که این سطح نازل و بی ریشه ای است.

استاد حوزه علمیه قم ادامه داد: یک سطح دیگر این است که برخی رشته های علوم انسانی موضوعاتی دارند که برخی از این موضوعات را حوزویان هم خوانده اند و لذا در حوزه علوم انسانی می توانند تاثیرگذار باشند که ساده ترین مثال، مساله تورم است.

او تصریح کرد: یکی از مشکلات جدی ما در حوزه این است که اقتصاد، اطلاعات عمومی تلقی می شود درحالیکه اگر اقتصاد موضوع سهلی بود این همه مشکلات اقتصادی در جهان نبود.

آقانظری گفت: ما در علوم انسانی به دانشگاه احتیاج داریم و دانشگاه هم به ما احتیاج دارد به این معنا که نیازمند همکاری علمی هستیم. در نتیجه وقتی این اندیشه، غنی، روش مند و عالم پسند می شود رشته های علوم انسانی تبدیل به میان رشته می شوند و آن زمان است که کاربرد پیدا می کند.

او به عنوان نمونه به علم روانشناسی و کاربرد آن در جامعه اشاره کرد و بیان داشت: امروز روزی نیست که مخاطب را نشناخته و حرف بزنیم بلکه باید مخاطب را شناخت تا بتوان با او سخن گفت و تاثیرگذار بود.

این استاد اخلاق گفت: یکی از ابعاد وحدت حوزه و دانشگاه می توانست این باشد که علوم اسلامی را در دانشگاهها برای تدریس می بردیم و از آن سو هم حوزویان از علوم دانشگاهی بهره می بردند و به عنوان درس اختیاری برای طلاب مطرح می کردیم.

او در عین حال بیان کرد:ما دانشگاه را با همه قداست آن قبول داریم اما باید به این نکته هم اذعان کرد که دانشگاه از مشکلاتی که در جامعه وجود دارد بریده شده

است و این مشکل در علوم انسانی بیشتر ملموس است؛ تنها رشته دانشگاهی که با متن جامعه در ارتباطند رشته های پزشکی هستند بر این اساس، متدولوژی بحث

جدی است که باید مورد توجه قرار گیرد.

طراحی نظام اقتصادی ایده آل در گرو همکاری حوزه و دانشگاه است

همچنین حجت الاسلام دکتر سیدعباس موسویان عضو هیات علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در سخنانی گفت: بعد از انقلاب، نمادهای برجسته ای در این زمینه گذاشته شد که مهمترین آن دانشگاه مفید، دانشگاه امام صادق و پژوهشگاه حوزه و دانشگاه است.

او افزود: وحدت حوزه و دانشگاه را در چندسطح می توان مطرح کرد؛ یک وقت هدف از وحدت، تعامل دو نهاد است همانطور که حوزویان در مسائل پزشکی، ساخت و ساز و… به علوم جدید نیاز دارند از آن سو هم دانشگاهیان در پیداکردن بینش جدید و راه و رسم زندگی به حوزویان نیاز دارند و لذا هرچه در تعامل باشند بهتر می توانند نیازهای یکدیگر را تامین کنند.

عضو هیات علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی ادامه داد: یک سطح دیگر وحدت در پیگیری حقوق سیاسی و اجتماعی است. همانطور که افراد مختلف جامعه با دانشهای مختلف در امور اجتماعی دور هم نشسته و به وجودآورنده نهاد اجتماعی و ارائه دهنده خدمات منسجمی هستند، این هم می تواند موضوع وحدت باشد.

او تصریح کرد: آنچه که امام در وحدت بین این دو نهاد دنبال می کرد، بحث محتواست. مقصود از وحدت حوزه و دانشگاه در به وجود آوردن محتوای مشترکی است که بیشتر در حوزه علوم انسانی ارتباط پیدا می کند.

موسویان ابراز داشت: در علوم انسانی به ویژه در رشته اقتصاد، تقریبا مرزبندی ها روشن است گاهی از دوطرف افراط و تفریط زیاد می شود اما کسانی که منصفانه نگاه می کنند و مطالعات شفاف و دقیقی دارند می بینیم حرفهایشان آنجا که از منظر شریعت حرف می زنند روشن و شفاف است و آنجا که از منظر دانش اقتصاد حرف می زنند روشن و شفاف است اما کسانی که از آموزه های اسلام در حوزه اقتصاد آگاهی لازم ندارند و در حوزه نظام اقتصادی خاصی هستند همه آموزه های اقتصاد را علمی دانسته و نیازی به آموزه های دینی در حوزه اقتصاد نمی بینند.

او با بیان اینکه شهید صدر اسلام را مذهب اقتصادی می داند، گفت: او می خواهد چارچوبهای رفتاری را در حوزه اقتصاد مطرح می کند اما دانش اقتصاد علم خاصی است که می تواند بعد از عملیاتی شدن این چارچوبها، مورد مطالعه متفکرین علم اقتصاد قرار گیرد.

این دانش آموخته دانشگاه مفید و عضو شورای فقهی بانک مرکزی تصریح کرد: ما در نظام سازی اقتصادی هم به متخصصین حوزوی که اقتصاد را فهمیده باشند نیاز داریم تا چارچوبهای مذهبی و مکتبی را به صورت شفاف ارائه دهند و هم به دانشگاهیان که موازین علمی اقتصاد و یافته های علم اقتصاد را خوب به ما ارائه دهند نیاز داریم تا بتوانیم نظام اقتصادی خوبی طراحی کنیم؛ نظامی که رفتارها الهام گرفته از مکتب اقتصادی طراحی شود.

او ادامه داد: بنابراین در حوزه علوم انسانی اسلامی باید به صورت مشخص مقداری که دین ماموریت و هدف دارد به خوبی بگیریم و از سوی دیگر دانش را هم بگیریم تا بتوانیم در نظام سازی مورد استفاده قرار دهیم.

موسویان اگر ما مشی بزرگانی چون مرحوم علامه را دنبال کرده و جایگاه دین و علوم اسلامی و انسانی را خوب ترسیم کنیم به طراحی نظام اقتصادی ایده آل خواهیم رسید.

فضای علمی لازم در دانشگاهها برای ایجاد مکتبهای متنوع اقتصادی آنچنان باز نیست

دکتر ناصر الهی در سخنانی بیان کرد: وحدت حوزه و دانشگاه وحدت ارگانیک است و باید قبول کرد که هردو نهاد اصیل و ریشه دار و حتمی در جامعه هستند اما باید کارکردشان در سیستم نظام مند به گونه ای باشد که تعامل خوبی برای رسیدن به اهداف آرمانی داشته باشند.

او ادامه داد: در این زمینه چالشهایی درباره فرآیند مطرح است؛ یکی از این چالشها این است که ما کاملا برخلاف روندی که در عصر روشنگری به وجود آمده، عمل کردیم یعنی در عصر روشنگری جامعه به این جمعبندی رسید که تعدد به وجود اورده و خود را در چارچوب منطق قرار ندهیم بلکه سعی کنیم منابع دیگری به دست بیاوریم در حالیکه در وحدت حوزه و دانشگاه به جای تکثرداشتن به سمت تک منبعی رفته و علوم اجتماعی را از طریق متدلوژی حاکم بر تشریع خواستیم به دست بیاوریم.

استاد دانشگاه مفید با بیان اینکه در قرآن کریم، تعدد مورد اشاره قرار گرفته است به آیات آفاقی و انفسی و هدایتی در قرآن اشاره گرده و گفت: خداوند تاکید کرده که به هردو کتاب دیگر یعنی تورات و انجیل هم توجه داشته باشیم چون درست است که یک فرآیند واحدی بر هرسه کتاب حاکم است و در سوره اعلی این مساله عنوان شده است اما در عین حال هریک از حوزه ها متدولوژی خود را دارد.

او در عین حال گفت: در فرآیند، فضای علمی لازم در دانشگاهها برای ایجاد مکتبهای متنوع اقتصادی آنچنان باز نیست و حریت اندیشه و تکثر به اندازه کافی وجود ندارد که ما بگوئیم نگاههای متعددی به قضیه داشته باشیم کمااینکه بحرانهایی که در دیگر کشورها به وجود آمده براثر تعدد نگاهها و نقدها به یکدیگر است.الهی با بیان اینکه متاسفانه دو قشر فرهیخته ما حالت تکصدایی پیدا کرده اند در حالیکه این هیچ ربطی به ایده وحدت حوزه و دانشگاه ندارد گفت: کشورهای دیگر ارتباط قویتری بین بخش مالی و بخش حقیقی به وجود آوردند در حالیکه شعار ما از روز اول این بوده که دلیل حرمت ربا این است که می بایست بخش حقیقی و مالی را به هم پیوند بزنیم. از سوی دیگر می بینیم ارتباط حقیقی بیشتری وجود دارد و پیامدها در این کشورها به دیدگاه اسلام نزدیکتر است گرچه خود را پایبند به اسلام نمی دانند.

او با طرح این سئوال که چرا ما از نظر عملکردی به دین عمل نکردیم و چرا دانشگاهها پیگیر حل بحرانها نیستند؟ خاطرنشان کرد: یکی از دلایل آن این است که دو مشکل تکثر و حریت اندیشه را نتوانستیم در دانشگاه دنبال کنیم.

 

 

برچسب ها

ارسال نظر شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *