status ۱۳۹۸/۱۰/۰۴ بدون نظر

مرجعیت علمی در سایه بیانیه گام دوم رهبر معظم انقلاب

 

دستیابی به مرجعیت علمی، اگرچه در ظاهر یک هدف است؛ اما در حقیقت یک راهبرد مهم و پیشرو در جهت توسعه یک ملت و یک تمدن به‌حساب می‌آید. رسیدن به جایگاه مرجعیت علمی در حقیقت یعنی آن ملت و آن تمدن، توانسته نسبت به سایر ملل و تمدن‌ها، برداری تأثیرگذار و معنی‌دار در فرهنگ و تمدن بشری به وجود آورد و پیشتازی خود را به اثبات رساند.

این راهبرد ممتاز یعنی مرجعیت علمی، دارای چند مؤلفه اساسی است:

۱ وجود حرکت، اراده و گفتمان فعال نخبگانی در چند نسل متوالی جامعه
۲ داشتن اعتمادبه‌نفس کافی در میان آحاد آن ملت و یا آن تمدن که می‌توان به‌نوعی آن را داشتن سابقه علمی و تاریخ مبتنی بر دانش در آن تمدن توصیف کرد
۳ داشتن اراده برای بقا در عرصه رقابت و پیشتازی علمی
۴ داشتن توان فکری، علمی و عملیاتی برای استمرار این پیشتازی علمی

 

ایران اسلامی به چند دلیل دارای همه این مؤلفه‌هاست.

۱-مؤلفه اول: چند دهه است این گفتمان و حرکت علمی در کشور جاری و ساری است. یعنی علم روز دنیا به‌خوبی به‌دست‌آمده است. در برخی از حیطه‌ها، امروز کشورمان در میان ۱۰ کشور برتر جهان قرار دارد. میانگین رشد علمی کشور در رتبه ۱۵ دنیا است. این یعنی شیب روبه بالای جهتش علمی گرچه هنوز تا صعود به جایگاه واقعی باید تلاش‌های بسیاری صورت پذیرد (متن گام دوم)

 

۲. مؤلفه دوم: اعتمادبه‌نفس علمی و فرهنگی در میان یک ملت، مؤلفه‌ای مهم است که بسیاری از کشورهای سرآمد علمی امروز جهان فاقد آن هستند؛ آمریکا دارای سابقه علمی زیادی نیست و اصلاً فاقد سابقه تمدنی بیش از ۴۰۰ سال است.

جالب اینجاست که بسیاری از کشورهای پیشرفته اروپایی و آمریکایی سال‌هاست در تلاش‌اند تا این اعتمادبه‌نفس را در خود ایجاد کنند؛ بدین معنی که خود را به فرهنگ و تمدن یونان باستان گره می‌زنند؛ اما به‌خوبی می‌دانیم که تمدن یونان باستان و تمدن اسلامی – ایرانی، دو ابرقدرت تمدن ساز بوده‌اند؛ اما فقط تمدن اسلامی-ایرانی توانسته هویت خود را هم ازنظر گستره جغرافیایی و هم ازنظر زبان و نژاد تا حد زیادی حفظ کند که معنی این حقیقت آن است که کشورمان دارای “شناسنامه تمدنی ” کاملاً مشخص است و این وجه ممیزه تمدن اسلامی – ایرانی، تقریباً در دنیا بی‌نظیر یا حداقل کم‌نظیر است.

تمدن یونان که از سواحل مدیترانه‌ای آسیا تا میانه‌های اروپا را شامل می‌شده است امروز ازنظر نژادی و جغرافیایی و زبان و رسم‌الخط، چندتکه و چندپاره شده است و ازنظر مؤلفه‌های تمدن ساز، به‌هیچ‌وجه بافرهنگ و تمدن آمریکایی شمالی و اروپا تطابق ندارد؛ هرچند این کشورها همواره خود را به آن منگنه می‌کنند؛ تا برای خود “شناسنامه سازی تمدنی ” انجام دهند.

حال‌آنکه به‌طور مثال، زبان فارسی و متون آن، بیش از هزار سال است که نه در رسم‌الخط و نه در معانی و واژگان، اصلاً دچار دگردیسی بنیادین نشده است و همزمان، کشور عزیزمان ایران، نیز به لطف خدا، در اکثریت جغرافیای خود، همان کشور تمدن ساز اسلامی – ایرانی است.

 

۳. مؤلفه سوم: داشتن اراده برای بقا در عرصه رقابت و پیشتازی علمی: ملت ایران در طول تاریخ، همواره نشان داده است که ملتی است بااراده و سخت‌کوش و تلاشگر. البته برخی ملل همچون ملل آسیای شرقی هم دارای این خصلت هستند. اما ملت ما همیشه در افق دید خود، اهداف متعالی را می‌بیند.

یکی از وجوه ممیزه ملت‌های بااراده این است که حاضرند از رفاه امروز به‌منظور دستیابی به اهداف متعالی فردا بگذرند. این موضوع، در همه آحاد ملت ما بسیار جاری و ساری است و در زان و فرهنگ و ادبیات ما نیز داستان‌ها و ضرب‌المثل‌ها و مثال‌های متعدد دارد؛ هم در بعد فردی و هم اجتماعی.

 

۴. مؤلفه چهارم: مؤلفه داشتن توان فکری، علمی و عملیاتی برای استمرار این پیشتازی علمی در وضعیت فعلی کشورمان جایگاه مطلوبی دارد؛ گرچه هنوز برای رسیدن به قله کمال در این مؤلفه باید تلاش بسیاری کرد.

بخش قابل‌توجهی از جوانان ما دارای علوم روز و دانشگاهی یا حوزوی هستند. درعین‌حال، آموزش عالی در کشور ما، چه ازنظر تعداد و کیفیت اساتید و چه ازنظر تعداد و کیفیت دانشگاه‌ها، روندی رو به رشد در سال‌های اخیر داشته است و آماده یک جهش بزرگ‌تر است.

در سال‌های اخیر، علیرغم همه تضییقات ناجوانمردانه علمی، نظام آموزش عالی ما به‌خوبی تنه به تنه بسیاری از نظام‌های آموزش عالی جهان می‌زند. نکته مهم دیگر، آن است که بر اساس نظر دانشمندان جمعیت‌شناسی تا سال ۱۴۲۵، پنجره جمعیتی کشور باز است.

اگرچه بحث جمعیت فراتر از این مقال است و باید بر اهمیت پیشگیری از پیر شدن جامعه و فرزند آوری بیش‌ازپیش تأکید شود، اما باز بودن پنجره جمعیتی یک فرصت بسیار استثنایی است که وقتی در کنار روند رو به رشد پیشرفت علمی قرار گیرد، امکان یک جهش بسیار مهم را در طی ۲-۳ دهه آتی به کشور اعطا می‌کند و باید حتماً از این فرصت بالقوه طلایی استفاده کرد تا حتماً طراز کشور را در سطح جهانی به یک طراز بالاتر و متعالی‌تر رساند.

 

مؤلفه‌های ۴ گانه فوق هم نیازمند صیانت و هم نیازمند گسترش است. با افزایش سطح رقابت علمی، تلاش‌ها و اراده‌های بسیار قوی‌تر باید به کار آید و درجه ایثار علمی و جهاد علمی باید بیش‌ازپیش باشد.

همچنین، برنامه‌های علمی باید بسیار دقیق‌تر و عالمانه‌تر باشد؛ نباید تنها به برنامه‌های جاری اکتفا کرد. باید به‌دقت محاسبه کنیم که با شتاب علمی امروز دنیا، جایگاه علمی کشور باید در چه سطحی باشد و برای آن، باید نقشه‌های عالمانه ترسیم کرد (همان گام دوم که باید اجرایی و عملیاتی شود). باید اندیشکده‌های علمی و فرهنگی و تمدن ساز بیش‌ازپیش در کشور فعال شود. همه این‌ها را می‌توان در سایه برنامه گام دوم به‌خوبی پیدا کرد. برنامه گام دوم یک نقشه راه علمی، دوراندیشانه و عملیاتی است که به‌خوبی می‌تواند تمدن اسلامی – ایرانی را در یک بازه ۴۰ ساله به یکی از ۵ قدرت برتر تمدن و دانش دنیا تبدیل کند.

 

مقاله از دکتر علی دباغ مدیر گروه بیهوشی دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

برچسب ها

ارسال نظر شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *