نمایش جزئیات خبر

مسئولیت مشترک حوزه و دانشگاه

مسئولیت مشترک حوزه و دانشگاه حوزه و دانشگاه به دلیل آگاهی و نفوذ اجتماعی، مسئولیتی سنگین و دشوار بر عهده […]

مسئولیت مشترک حوزه و دانشگاه

حوزه و دانشگاه به دلیل آگاهی و نفوذ اجتماعی، مسئولیتی سنگین و دشوار بر عهده دارند . حوزویان و دانشگاهیان باید بیش از آنکه به رفاه و راحتی و ثروت و قدرت خویش بیاندیشند، به رضای خدا و خدمت به بندگان او حوزه و دانشگاه، عشرتکده و فراموشخانه نیست، برج بلند دیدبانی و حفاظت از جان و مال و اندیشه و ایمان و فرهنگ مردم است . دانشجو و طلبه ای که این رسالت بزرگ را به فراموشی بسپرد، و برای رفاه خویش، علم را در خدمت «ظالمان » قرار دهد، وظیفه آنچه به حوزه و دانشگاه وحدت و قدرت و اعتبار اجتماعی می بخشد، آزادگی، فداکاری، آگاهی، هم دردی با مردم و خدمت به حوزه و دانشگاه با یاری یکدیگر و فقط با همفکری و همکاری و تعاون و برادری می توانند، وظیفه بزرگ خویش را انجام دهند و همکاری حوزه و دانشگاه است .

 

چکیده ماشینی

حوزه و دانشگاه به دلیل آگاهی و نفوذ اجتماعی، مسئولیتی سنگین و دشوار بر عهده دارند . جای تردید و ابهام وجود ندارد که بار سنگین تکلیف بر دوش «علم » و «قدرت » قرار دارد . توانایی و دانایی دو نعمت بزرگ الهی است که شکر و سپاسگذاری آن وظیفه عقلی، شرعی و فطری انسان است . کاربرد درست نعمتها، استفاده از آن در جهت فرمان نعمت آفرین و خدمت به بشریت، اقدامی برخاسته از عقل و فطرت و مورد تاکید قرآن و سنت است . در قرآن کریم می خوانیم:

«و لقد آتینا لقمان الحکمه ان اشکر لله و من یشکر فانما یشکر لنفسه و من کفر فان الله غنی حمید» ; (۱)

«و به راستی ما به لقمان حکمت دادیم که خدای را سپاس گذار، و هر کس شکر کند، برای خویش سپاس گذارد، و هر کس ناسپاسی کند، خداوند بی نیاز و ستوده است .»

لقمان و همه آنها که از دانش و حکمت الهی بهره دارند، باید اسلحه علم را در راه خدمت، هدایت و حفاظت از مردم به کار گیرند . دانش ابزار خودنمایی و تحقیر دیگران نیست، وسیله نجات خویش و خدمت به دیگران است .

ترا تیشه دادند که هیزم کنی

ندادند که بنیاد مردم کنی

سلیمان و آل داوود هم به دلیل قدرت فراوانی که خدای بزرگ به آنان عنایت کرد، در کاربرد درست آن و بهره گیری شایسته از قدرت، مسئولیتی سنگین بر عهده داشتند:

«اعملوا آل داود شکرا و قلیل من عبادی الشکور» ; (۲)

«ای آل داوود! [خدای را] شکر کنید و اندکی از بندگانم شکرگذارند .»

حوزه و دانشگاه به دلیل دانایی و توانائی و «علم و قدرت » نخبگان و فرهیختگان جامعه شناخته می شوند و الگو و اسوه دیگران اند .

نعمتها و برکات و الطاف الهی همیشه توسط افراد و گروههایی به دیگران می رسد . نخست فرد یا گروهی را فرا می گیرد و از طریق آنان باید در دسترس دیگر بندگان خدا قرار داده شود . نعمت همچون آبی زلال است که باید جریان داشته باشد تا از آلودگی و تباهی مصون بماند . نعمتهایی که حوزویان و دانشگاهیان از آن برخوردارند، حاصل الطاف الهی و زحمات دیگر اقشار جامعه است . حوزویان و دانشگاهیان باید بیش از آنکه به رفاه و راحتی و ثروت و قدرت خویش بیاندیشند، به رضای خدا و خدمت به بندگان او فکر کنند .

راستی، حوزه ها و دانشگاهها، با بودجه چه کسانی اداره می شود؟ و چه میزان هزینه بر دوش دولت و ملت تحمیل می کند؟

حوزه و دانشگاه به مردم و دیگر اقشار اجتماعی بدهکارند، بودجه دانشگاه و حوزه را ملت با کمال افتخار و داوطلبانه می پردازد، تا فرزندان اسلام برای خدمت به کشور و امت اسلامی مجهز شوند .

سهل انگاری و وقت گذرانی و مدرک گرایی و رفاه گرایی و خودمداری و تن پروری و تلاش برای پیوستن به مستکبران و فرار مغزها و تحصیل کردگان، بیماریهایی است که مولود فراموشی هدف و وظیفه و گم کردن قبله است .

قبله حوزه و دانشگاه، دستیابی به رضای خدا و خدمت گزاری به بندگان اوست . اگر حوزه مسئله هدایت نسلها و عصرها و استقرار عدل علوی را به فراموشی سپارد، پشت به قبله نماز می خواند، و دانشگاه اگر تمام امید و آرزویش پیوستن به استکبار و بندگی ستمگران عالم و دستیابی به رفاه و آسایش شخصی و صنفی باشد، به عبادت شیطان و شهوت پرداخته و به خود و ملت خویش خیانت کرده است .

حوزه و دانشگاه، عشرتکده و فراموشخانه نیست، برج بلند دیدبانی و حفاظت از جان و مال و اندیشه و ایمان و فرهنگ مردم است . دانشجو و طلبه ای که این رسالت بزرگ را به فراموشی بسپرد، و برای رفاه خویش، علم را در خدمت «ظالمان » قرار دهد، وظیفه بزرگ خویش را وانهاده است .

آنچه به حوزه و دانشگاه وحدت و قدرت و اعتبار اجتماعی می بخشد، آزادگی، فداکاری، آگاهی، هم دردی با مردم و خدمت به بندگان خدا در جهت رضای اوست .

حوزه و دانشگاه دو سکوی پرواز جامعه، دو یار دیرین، دو پایگاه مردمی، دو کانون آگاهی و دو نیاز بنیادین و دو رکن استقلال و آزادی ملت است .

نه علم، بدون ایمان می تواند جامعه را اداره کند و نه ایمان فردی بدون قوانین اجتماعی اسلام و مدیریت مکتبی و استفاده از کارشناسان می تواند نیازهای فردی و اجتماعی را برآورده کند .

انسان هم به زندگی دنیا و رفاه و آسایش دنیوی نیاز دارد و هم سعادت جاوید و ارزشهای والای انسانی و الهی را می خواهد .

حوزه و دانشگاه با یاری یکدیگر و فقط با همفکری و همکاری و تعاون و برادری می توانند، وظیفه بزرگ خویش را انجام دهند و نیازهای دنیا و آخرت امت را تامین کنند . این دو برادر هیچ کدام حق ندارد دیگری را نفی کند و آبروی دیگری را بریزد و هیچ کدام معصوم و مصون از خطا و لغزش نیستند .

آفات همکاری

 

هم اکنون آفات و موانعی به چشم می خورد، که دانشگاهیان گرامی و حوزویان باید در جهت مقابله با آن اقدام کنند .

آفت دنیا زدگی، آفت غرور علمی، آفت تنبلی و افت علمی، آفت سازشکاری با صاحبان قدرت و ثروت، آفت کتمان حقیقت، آفت فراموشی مردم و تساهل و تسامح در برابر غارتگران دین و دنیای مردم، آفت سلطه اجنبی بر فرهنگ کشور، آفت نگاه مرعوبانه و عاشقانه به سیاستهای غربی، آفاتی است که حوزه و دانشگاه را تهدید می کند .

قلمرو همکاری امروز

 

امروز حوزویان و دانشگاهیان بیش از همکاری به همفکری نیاز دارند . مبانی فکری و ایمان مشترک می تواند وحدت حوزه و دانشگاه را تضمین کند، و ایمان و اخلاق و آگاهی و آرمانهای مشترک ضامن همکاری و تداوم آن است .

همکاری در پاسداری از استقلال، همکاری در پاسداری از آزادیهای اجتماعی، همکاری در نوآوری علمی، همکاری در دفاع از عدالت اجتماعی، همکاری در فهم بهتر شریعت، همکاری در خدمت به امت اسلامی، همکاری در مبارزه با فقر، همکاری در برابر رانت خواری و تبعیض، همکاری در برابر التقاط فکری و ابتذال اخلاقی، همکاری در مبارزه با جور و جهل و جنایت، همکاری در آموزش، همکاری در پژوهش، همکاری در اطلاع رسانی، و همکاری در دفاع از مظلوم و صدها میدان دیگر، صحنه های خدمت و همکاری حوزه و دانشگاه است .

بالندگی حوزه و دانشگاه، در سایه همفکری و همکاری مدیریت عالی کشور و مسئولان حوزه و دانشگاه مقدور است . دانشگاه مسئول شناخت جهان تکوین است و حوزه مسئول شناخت فلسفه آفرینش و نظام تشریع . حوزه می خواهد کتاب شریعت را بشناسد و از آن بهره گیرد و دانشگاه می خواهد کتاب طبیعت را بفهمد و از آن استفاده کند . نه شناخت شریعت به تنهایی برای زندگی جامعه کافی است و نه شناخت طبیعت بدون استفاده از وحی و قوانین الهی دردی از زندگی اجتماعی را درمان می کند .

موانع بزرگ همکاری

 

غرور علمی، وابستگی به دشمنان خارجی، رفاه زدگی و فراموشی محرومان، حاکمیت اندیشه های بیگانه بر برخی متون و اندیشه ها، حاکمیت جو ترجمه بر دانشها و پژوهشها و عدم مدیریت و برنامه ریزی و احیانا نفوذ ناشایستگان بر کرسی تصمیم گیریهای کلان اجتماعی، عامل دوری و عدم همکاری و بدبینی حوزویان و برخی دانشگاهیان است .

حوزه و دانشگاه، دو نظام آموزشی و پژوهشی و پرورشی جامعه ایران و برخی دیگر از کشورهای اسلامی اند .

تبادل استاد و دانشجو و همکاری و همفکری فراوان در دوره های گوناگون میان آن دو وجود داشته و دارد . هر چه این روابط عمیق تر و گسترده تر باشد، استقلال و آزادی و عدالت امکان پذیرتر خواهد بود . روزی که آزادمردانی چون شهید مطهری و بهشتی و مفتح و باهنر، برای خدا و اهداف بلند اسلامی، گام به محیط دانشگاه گذاردند، زمینه های اتحاد روز به روز بیشتر شد و انقلاب اسلامی شکل گرفت . امروز دشمنان خارجی از نفوذ امثال باهنرها در نظام آموزشی می ترسند و حذف تزکیه و پرورش معنوی هم از اندیشه های خامی است که دشمنان ایمان و استقلال کشور در ذهن می پرورند و این پرورش معنوی و تزکیه، از دوره ابتدایی تا مراحل دانشگاهی مورد بی مهری و تضعیف فراوان قرار گرفته است .

پی نوشت:

۱) لقمان/۱۲ .

۲) سباء/۱۳ .

پایگاه اطلاع رسانی نهاد نمایندگی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی به نقل از پایگاه اطلاع رسانی حوزه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

ضبط پیام صوتی

زمان هر پیام صوتی 5 دقیقه است