۱۳۹۹/۰۷/۰۱ بدون نظر

وحدت حوزه و دانشگاه، پل دستیابی به علم بومی

 

توجه به داشته های خود در عرصه مباحث زیرساختی همچون جنبه های هستی شناسانه، معرفت شناسانه و انسان شناسانه که مقام معظم رهبری چندی پیش در سخنرانی خود در حرم مطهر حضرت معصومه در شهر قم برآن تأکید کردند، از جمله وظایف حوزه های علمیه در زمینه تولید علوم انسانی بومی و اسلامی به شمار می رود. حوزه های علمیه چنانچه به این مباحث ارزشمند، جنبه کاربردی بدهند و تنها به مباحث انتزاعی اکتفا نکنند و مباحث انتزاعی را به عنوان مباحث زیرساختی و به عنوان سکوی پرش فکری به همه عرصه های سیاسی، اجتماعی و… قرار دهند، بسیار کارساز است. متأسفانه گاهی اوقات علوم عالی، ابزاری و زیرساختی، به عنوان هدف و غایت کار تلقی می شود که یک نقیصه به شمار می رود و تشریح این موضوع به بحثی طولانی نیاز دارد. ‏

اما در باره تولید علوم انسانی بومی و اسلامی در دانشگاه ها به نظر می رسد که باید یک کار جدی انجام شود؛ یعنی علوم انسانی کنونی در دانشگاه های ما چون برگرفته از مبانی علوم غربی است، در وهله نخست نیازمند یک پالایش اساسی در جنبه زیرساختی آن است؛ به بیان دیگر باید مباحث هستی شناسانه، معرفت شناسانه و بویژه انسان شناسانه در این علوم بازنگری شود. لازم است در این حوزه، انسان و هستی بازتعریف شوند، ضمن آنکه در این مسیر نباید هستی محدود مادی دنبال شود و در جنبه معرفت شناسی و اپیستومولوژی، نباید چارچوبه تنگ تجربه به بحث و بررسی گذاشته شود، بلکه باید به مباحث عقلی و فراعقلی هم توجه شود. از سوی دیگر جنبه انسان شناسانه، کارکرد اومانیسم را نداشته باشد که انسان را انسان زمینی یا حیوان سوپر بدانند. دغدغه کنونی در زمینه تحول در علوم انسانی، صرفا کاربردی کردن این علوم در دانشگاه ها نیست که برخی متأسفانه بر این باورند؛ آنچه مقام معظم رهبری بر آن تأکید داشته اند این است که در باره مباحث زیرساختی کار شود. متأسفانه هم اکنون علوم انسانی ما بر پایه ماتریالیسم و مکاتب مادی گرایی شکل گرفته است. ‏

زیرساخت‌های محکم حوزه‌ها

حوزه از آغاز هم به مباحث زیرساختی توجه کرده است؛ بعضی از علوم در حوزه با دانشگاه مشترک هستند، اما آنچه در دانشگاه وجود دارد به هیچ وجه با علوم حوزوی قابل قیاس نیست، زیرا زیرساخت های حوزه بسیار قدرتمندتر و قوی تر است. برای مثال رشته فلسفه در دانشگاه را با رشته فلسفه در حوزه علمیه نمی توان مقایسه کرد؛ در مجموع اگر حوزه در عرصه ای وارد شود، عرصه زیرساختی بسیار مستحکمی را به بحث می گذارد، در صورتی که در دانشگاه بیشتر جنبه های روبنایی، بررسی می شود. بر همین اساس دغدغه حوزه و دانشگاه باید متفاوت از یکدیگر باشد؛ به زبان دیگر حوزه باید آنچه را که دارد، عرضه کند و دانشگاه آنچه را که دارد باید تغییر دهد؛ یعنی آنچه هم اکنون به عنوان علوم انسانی در دانشگاه ها وجود دارد، بومی نیست. از این رو باید یک تغییر و تحول جدی و اساسی در عرصه های زیرساختی دانشگاه ها ایجاد شود که متأسفانه هم اکنون کمتر به آن توجه می شود. این در واقع مثل این است که از کارخانه‌ای که هنوز
راه اندازی نشده، انتظار تولید داشته باشند؛ زمانی که هنوز زیرساخت و بنیان کار آماده نشده است، امکانی برای تولید وجود نخواهد داشت.
بر همین اساس در سفر اخیر رهبر معظم انقلاب به شهر قم، ایشان در فیضیه در میان طلاب و فضلا حاضر شدند؛ در این نشست یکی از دوستان در باره علوم انسانی خطاب به ایشان اظهار کردند که مشکل علوم انسانی ما، کاربردی نبودن آن است، مقام معظم رهبری در مقابل این حرف فرمودند: “نه چنین نیست! شرایط علوم انسانی در کشور ما، به این وضعیتی که هم اکنون وجود دارد، نه تنها مفید نیست بلکه مضر است!”

وحدت حوزه و دانشگاه

وحدت حوزه و دانشگاه در جنبه شعاری خواهد ماند و محقق نخواهد شد، مگر آنکه مباحث زیرساختی به یک آرامشگاهی برسد؛ یعنی بحث های زیرساختی حوزه و دانشگاه یکی شود؛ اگر دانشگاهیان در جنبه زیرساختی ماتریالیستی تفکر کنند و حوزویان به عنوان مباحث الهیاتی، زیرساخت ها را فعال کنند، به هیچ وجه وحدت حوزه و دانشگاه و در نتیجه آن تحول در علوم انسانی محقق نخواهد شد و حالت شعاری خود را حفظ خواهد کرد و این شرایط مانع از قرب و نزدیکی میان این دو خواهد شد. متأسفانه تا کنون هم اقدام چشمگیری در این زمینه نشده است. باز هم تأکید می کنم که برای قرب بیشتر میان حوزه و دانشگاه لازم است مباحث زیرساختی حوزه و دانشگاه یکی شود؛ یعنی هر دو. دانشگاه ما در طول ۴۰ تا ۵۰ سال گذشته، مبانی علوم خود را تنها از غرب گرفته است، از این رو برای دستیابی به شرایط مطلوب و حرکت مؤثر در جهت تولید علوم انسانی بومی و اسلامی باید زیرساخت های خود را تغییر دهد و به علوم و معارفی که در داخل جهان اسلام وجود دارد، اکتفا کند. ‏

بومی شدن علوم انسانی

در این زمینه یک بحث بایسته ها وجود دارد و یک بحث اینکه آیا هم اکنون به بایسته های موجود عمل می شود و آیا در عمل به این بایسته ها در شرایط مطلوب قرار داریم؟! متأسفانه یا خوشبختانه باید شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان یکی از نهادهای متولی برای ایجاد تحول در علوم انسانی، قدم به میدان بگذارد؛ شورای عالی انقلاب فرهنگی با وجود اینکه تا کنون اقدام های مطلوبی هم در این زمینه به انجام رسانده است، اما توفیق چندانی در این عرصه نداشته است. حوزویان وظیفه دارند که مباحث قابل عرضه و با ادبیات دانشگاهی را به دانشگاه ها ارائه کنند، البته نه به دانشگاه ها، بلکه به مادر دانشگاه ها، یعنی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و شورای عالی انقلاب فرهنگی ارائه کنند تا آنها موضوعات ارائه شده در دانشگاه ها را برای استفاده دانشگاهیان قابل عرضه کنند. ممکن است یک محصول کیفیت بسیار عالی داشته باشد، اما فاقد بسته بندی مناسب باشد، در این صورت عرضه آن با شکست روبه رو می شود؛ از این رو لازم است که مبانی علمی و زیرساختی حوزه های علمیه به بسته هایی قابل عرضه به دانشگاه ها تبدیل شود. ‏

نکته آخر اینکه گروهی که بحث تحول در علوم انسانی را یک حرکت سیاسی تلقی می کنند، هنوز منظور مقام معظم رهبری و هدف از طرح چنین موضوعی را درک نکرده اند؛ آنان شرایط کنونی را نمی شناسند و تنها ظاهر قضایا را می بینند؛ شخصی بیمار است، اما از بیماری خود آگاهی ندارد، از این رو هیچ گاه به بهبودی و درمان نخواهد رسید. بر این اساس هم اکنون تحول در علوم انسانی و تولید علوم انسانی بومی و اسلامی یک ضرورت انکارنشدنی است که به خوبی از سوی مقام معظم رهبری تبیین و بر آن تأکید شده است. ‏

پایگاه اطلاع رسانی نهاد نمایندگی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی به نقل از سایتmagiran

برچسب ها

ارسال نظر شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ضبط پیام صوتی

زمان هر پیام صوتی 5 دقیقه است