۱۳۹۸/۰۹/۰۲ بدون نظر

حجت الاسلام و المسلمین اکبری جدی:

باید وحدت بین حوزه و دانشگاه محقق شود تا انقلاب به اهداف خود برسد

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نهاد نمایندگی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی به نقل از اشاره: حجت الاسلام و المسلمین اکبری جدی، عضو کمیسیون مشورتی شورای عالی انقلاب فرهنگی در گفتگویی که از نظرتان ‌گذرد، به سوالات خبرنامه شورا پیرامون موضوع وحدت حوزه و دانشگاه پاسخ داده‌اند؛ که این پاسخ‌ها از نظرتان می‌گذرد:با سلام و سپاس از وقتی که در اختیار ما قرار دادید، در مورد بحث وحدت حوزه و دانشگاه بعضا این سخن مطرح می‌شود که حوزه مولد علم سنتی و دانشگاه مولد علم مدرن است و به همین دلیل وحدت بین این دونهاد نه مطلوب است نه مقدور. شما در این مورد چه نظری دارید؟من هم به شما سلام عرض می‌کنم، وحدت حوزه و دانشگاه را می توان جزء شعارهای مبنایی انقلاب اسلامی دانست. دلیل این اهمیت هم آن بود که در نگاه رهبر کبیر این انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی، حضرت امام خمینی«ره» این انقلاب یک انقلاب تمدن ساز بود و بدیهی است که برای تمدن سازی نهادهای علمی باید مورد توجه ویژه قرارگیرند و چون در کشور ما حوزه و دانشگاه دو نهاد اصلی تولید علم هستند، بنابراین باید وحدت بین این دو نهاد محقق شود تا انقلاب اسلامی به اهداف خود نائل شود.

اگر بخواهیم به موضوع نگاه ریشه‌ای داشته باشیم، به نظر شما علت افتراق حوزه و دانشگاه چه بوده است؟

واقعیت امر این است که جریان علمی کشورما در طول تاریخ، متکی به حوزه‌های علمیه بوده و همه بزرگان و چهره‌های شاخص تاریخ علم ما در طول تاریخ در این سیستم دانش آموخته‌اند.تحولاتی که در چند قرن اخیر در غرب رخ داد باعث شد موج جدید پیشرفت سریع علم به سایر نقاط جهان سرازیر شود و کشور ما هم که متاسفانه در این قرون اخیر به علل مختلفی مانند حکومت‌های وابسته و بی‌کفایت در ضعف علمی به سر می‌برد، به این علوم نیاز شدیدی داشت و این نیاز موجب شد تا نهاد دانشگاه برای آموزش این علوم جدید در کشور ما شکل بگیرد.محور دیگر افتراق بین حوزه و دانشگاه آن بود که عموم دانش‌آموختگان دانشگاه به علت ضعف در نگاه به اسلام و مجذوبیت نسبت به دستاوردهای مادی علوم جدید اینگونه می‌پنداشتند که اسلام عامل عقب ماندگی کشور شده است و به همین دلیل نسبت به حوزه‌های علمیه به عنوان نهاداصلی ترویج علوم دینی بد بین بودند.بدیهی است این تحول چون با مظاهر فرهنگی ضد دینی همراه شد، موجب موضع گیری سیستم سنتی آموزش ما یعنی حوزه شد و رضاخان هم برای مقابله با موضع‌گیری حوزه، دانشگاه تهران را تأسیس کرد و این آغاز تفکیک حوزه و دانشگاه بود و چون دانشگاه در خدمت رژیم شاهنشاهی قرار گرفت، رفته رفته این شکاف وسعت گرفت.

موضوع علم سنتی و علم مدرن در این افتراق چقدر تاثیر داشت؟

اگرچه نگاه حوزه سنت گرا و نگاه دانشگاه تجددگراست، ولی بنده معتقدم این نگاه‌ها موجب جدایی حوزه و دانشگاه نیستند. اگر در حوزه‌ها سنت‌گرایی افراطی شود باعث ایجاد تحجر و اگر در دانشگاه تجددگرایی افراطی شود موجب سنت ستیزی، خودباختگی و از دست دادن همه هویت انسان می‌شود. بنابراین، بنده این نظریه را قبول ندارم که صرف سنت گرایی حوزه و تجددگرایی دامنشگاه موجب افتراق شده است.من معتقدم در شرایط کنونی حوزه و دانشگاه هر دو یک رسالت را به دوش می‌کشند، حوزه به تناسب سیستم خود با پرورش محقق و مجتهد در علوم دینی و دانشگاه هم با تربیت نیروی متخصص در علوم جدید.امروز باید ویژگی‌های مثبت و تجربیات مفید حوزه و دانشگاه به اشتراک گذاشته شوند و این دو سیستم از این طریق بیشتر به یکدیگر نزدیک شوند.

چرا اساتیدی همچون شهید مطهری و شهید مفتح نه تنها دانشگاه را خطر حس نکردند بلکه از ظرفیت آن هم استفاده کردند؟

چون اساتیدی همچون این شهیدان بزرگوار، دانشگاه را مرکز تحولات فکری کشور می‌دانستند و معتقد بودند جز با حضور در این مراکز نمی‌توان کانون‌های تفکر را فتح کرد و حضورشان در مراکز علمی یک حضور عالمانه بود و معتقد بودند دانش بادین همراه است و جریان دانش جدید را باید از جریان اصل فکری جدا کرد.

به نظر شما چه کارهایی باید صورت بگیرد تا وحدت حوزه و دانشگاه بیشتر تحقق یابد؟

تجربه انقلاب اسلامی و اشتراک حوزه و دانشگاه در یک هدف یعنی بر اندازی رژیم پهلوی باید در بخش ایجابی یعنی برطرف ساختن مشکلات نظری نظام برآمده از انقلاب بیشتر به کار گرفته شود.بعد از پیروزی انقلاب اسلامی گام‌های بزرگ و مؤثری برای وحدت برداشته شده است و این موجب افزایش ارتباط بین حوزه و دانشگاه شده است، که در ایجاد شبکه اساتید معارف، که شبکه بسیار گسترده‌ای است، حضور روحانیان در دانشگاه‌ها و همچنین حضور دانشگاهیان در حوزه‌ها نمود داشته است.

آیا منشوری که برای وحدت حوزه و دانشگاه طراحی شده کافی است؟

من معتقدم این منشور و سندی که طراحی شده باید اجرایی شده و وحدت حوزه ودانشگاه از یک پروسه به یک پروژه تبدیل شود.

برای این پروژه چه برنامه‌هایی باید صورت بگیرد؟

من معتقدم این دو سیستم را نباید با هم ادغام کنیم تا به وحدت حداکثری برسیم، چون حوزه‌های علمیه ریشه تاریخی دارند و این سیستم میراث گرانقدر علمی و فرهنگی ما است.بهترین راه این است که یک سیستم علمی تعریف کنیم و در این سیستم علمی حوزه و دانشگاه را در طول هم تعریف کنیم چون این حرکت به مرور زمان اختلافات را کم می‌کند و باعث تقویت نقاط اشتراک این دو سیستم می‌شود.از وقتی که در اختیار ما قراردادید سپاسگزارم.

 

 

برچسب ها

ارسال نظر شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *