۱۳۹۹/۰۱/۳۱ بدون نظر

ویژگی های دو نظام آموزشی حوزه و دانشگاه

 

پیام حوزه – زمستان ۱۳۷۵، شماره ۱۲ – ۲۷۹

مقدمه

۱ – غرض از مطالب ارایه شده، نه تنقیص حوزه است و نه دانشگاه . آنچه مدنظر است، مقایسه میان دو نظام آموزشی است و لازمه آن، بیان رجحان ویژگی های یک نظام بر دیگری است . ۲ – آنچه به عنوان نظام حاکم بر حوزه و دانشگاه مطرح می شود، غالب در نظر گرفته شده . چه بسا خلاف آن هم وجود داشته باشد .
۳ – مراد ما از «نظام آموزشی حوزه » همان شیوه سنتی آن است .
۴ – نگارنده، رشته های علوم اسلامی در دانشگاه را مدنظر داشته است . چه بسا رشته های غیر از علوم اسلامی، سیستم آموزشی خاصی را می طلبد که نگارنده از آن مطلع نیست . اصولا مقایسه نظام آموزشی حوزه با رشته های غیر اسلامی، پذیرفته نیست .
در آغاز، اجمالا به ویژگی های هر دو نظام می پردازیم . سپس به تفصیل به بررسی خواهیم پرداخت .

ویژگی های نظام آموزشی دانشگاه

۱ – دانشجو در انتخاب استاد آزاد نیست .
۲ – موضع و کتاب مورد تدریس اساتید را دانشگاه تعیین می کند .
۳ – کوتاه بودن سال های تحصیل .
۴ – تمام دانشجویان به وسیله امتحانات منظم ارزیابی می شوند و به وسیله حضور و غیاب مجبور به شرکت در کلاس هستند .
۵ – به دانشجویانی که ایام تحصیل را با موفقیت گذرانده اند، مدرک تحصیلی اعطا می گردد .
۶ – بیشتر کتاب های درسی دانشگاه، ویژگی های لازم در کتاب درسی مانند نثر مقبول، دسته بندی و . . . در آن ها رعایت شده .
۷ – ادامه هر درس هفته آینده برگزار می شود .
۸ – دروس روزانه علاوه براینکه موضوعشان متفاوت است، در ساعت معین برگزار نمی شوند . ممکن است، امروز، دانشجو تنها صبح درس داشته و فردا عصر .
۹ – دانشگاه در قبال فارغ التحصیلان، تعهدی ندارد .

ویژگی های نظام آموزشی حوزه

۱ – طلاب در انتخاب استاد آزادند .
۲ – اساتید در انتخاب موضوع و کتابی که تدریس می کنند، آزادی دارند .
۳ – محصل، روزانه دو یا سه درس را انتخاب می کند و دروس در ادامه درس های روز قبل و در همان ساعت برگزار می شود .
۴ – انتهایی برای تحصیلات معین نشده، لذا زمانی نمی رسد که طلبه خود را فارغ التحصیل بداند .
۵ – کتاب های درسی در عین آنکه از جهاتی بی نظیرند، کاستی هایی نیز دارند .
۶ – حضور و غیاب صورت نمی گیرد .
۷ – حوزه از فارغ التحصیلان، تا زمانی که اشتغالات حوزوی دارند، حمایت مالی می کند .
آموزش آزاد و پیامدهای مثبت
آزاد بودن و محدویت محصلان و اساتید، از عمده ترین تفاوت ها میان دو نظام آموزشی است . دانشجو نه در انتخاب استاد آزاد است و نه می تواند از حضور در کلاس امتناع ورزد و از تمام دروس امتحان گرفته می شود . اما در حوزه، محصلان هم در انتخاب استاد آزادند، هم می توانند از حضور در کلاس خودداری کنند .
از سوی دیگر، موضوع درس و کتاب مورد تدریس را مسؤولان دانشگاه برای استادان تعیین می کنند . لیکن اساتید در حوزه از تمام جهات آزادند . در انتخاب موضوع، کتاب، ساعت درس، حتی در انتخاب محل درس، کاملا مختارند .
ابتدا به پیامدهای مثبت آموزش آزاد می پردازیم سپس پیامدهای منفی را مورد بررسی قرار می دهیم:
الف) رشد استاد
در تدریس آزاد، پیشرفت تنها متوجه شاگرد نیست، بلکه استاد نیز آن را وسیله ای برای رشد خود قرار می دهد . مدرس، دیگر محدود به تدریس یک کتاب نیست . وقتی متوجه شد این درس دیگر به معلومات نمی افزاید، کتاب را عوض می کند، لذا، پس از گذشت چند سال، در یک یا چند رشته در سطح عالی متخصص می شود .
اما در دانشگاه، ممکن است یک استاد، صد بار بلکه بیشتر، یک متن را تدریس کند . لذا می گوییم نفس تدریس در دانشگاه به استاد رشد چندانی نمی دهد، بلکه باید خود، تحقیقات خارج از درس داشته باشد که در عمل کمتر به آن موفق می شوند .
ب) نشاط در تدریس
از جمله امور ضروری در تدریس، نشاط استاد است . اگر استاد از نشاط لازم برخوردار نباشد، درسش بازدهی مطلوب نخواهد داشت اگر چه از معلومات لازم برخوردار باشد .
در حوزه، چون مدرس در انتخاب کتاب آزاد است و درسی که می گذارد مطابق خواست و ذوق اوست، می بینیم عموم اساتید، با نشاط و آمادگی لازم در محل درس حاضر می شوند . اما چون در دانشگاه تعیین درس به عهده مسؤولان است، بسیار اتفاق می افتد که درس مطابق با ذوق و خواست استاد نیست و چه بسا کتابی را تعیین کنند که مدرس از عهده آن برنیاید و وی به خاطر حفظ موقعیت خود اظهار ناتوانی نمی کند .
ج) تلاش استاد
وقتی شاگردان در انتخاب استاد آزاد باشند، مدرس نهایت تلاش خود را می کند تا با آمادگی بیشتر از جهت مطالعه و بیان، در کلاس حاضر شود .
در دانشگاه نیز، به خاطر جهاتی، استاد باید شاگردان را راضی نگه دارد . بهترین راه جلب رضایت آنان نمره دادن و طرح سؤالات آسان است; در این صورت، نه کسی اعتراض به شیوه تدریس دارد، نه به تلف شدن وقت اهمیت می دهد، نه سواد و بیان استاد مطرح است و نه . . . .
د) انتخاب استاد مطابق با ذوق و استعداد
نه اساتید در بیان و ارایه مطالب یکسانند و نه شاگردان از استعداد و سلیقه مساوی برخوردارند .
محصلان نیز سلیقه ها و استعدادهای متفاوت دارند . بعضی استادی را می پسندند که عمیق تر به مباحث می پردازد . بعضی، مباحث سطحی را می پسندند . هر کس قادر به درک هر بیانی نیست . بنابراین، کسی را انتخاب می کنند که مطابق خواست آن هاست . طلبه ای را نمی یابید که با شیوه آزاد درس بخواند، اما از استادش ابراز نارضایتی کند . لذا، محصلان علوم دینی برای اساتید، در حضور و غیاب، احترام فراوان قایلند . اما قانون نظام دانشگاه این است که تعیین استاد به عهده مسؤولان است .

آموزش آزاد و پیامدهای منفی

آموزش آزاد آنقدر پیامدهای مثبت در پی دارد که پیامدهای منفی در برابر آن ها ناچیز است و تمام آن ها را تحت الشعاع قرار می دهد .
در عین حال، در این جا به بررسی پیامدهای منفی که بعضی مطرح می کنند می پردازیم:
الف) عدم صلاحیت علمی و تسلط بعضی اساتید
ممکن است شخصی از جهت علمی صلاحیت تدریس کتاب را نداشته باشد . در نتیجه، موجب اتلاف عمر عده ای شود . اما این احتمالی نادرالوجود است . در عین حال نظارت به وسیله حضور افراد صاحب نظر در درس مفید است .
ب) عدم تساوی سطح معلومات شاگردان یک کلاس
سطح معلومات شرکت کنندگان در دروس خارج یکسان نیست . آنکه ده سال یا بیشتر به درس خارج اشتغال دارد، با آنکه سال اولش است، کنار هم و در یک جلسه می نشینند . اگر استاد، کسانی را که سابقه طولانی دارند در نظر گیرد، درس برای شرکت کنندگان جدید، مفید نخواهد بود و اگر سطح پایین بیان کند، شرکت کنندگان با سابقه بهره کمتری خواهند برد . اما در دانشگاه، شرکت کنندگان از جهت سطح معلومات تقریبا مساویند . ممکن است دانشجوی سال سوم با دانشجوی سال اول در یک کلاس بنشینند، اما معلوماتشان نسبت به خصوص آن درس، برابر است .
توضیح
باید توجه داشت که اساتید درس خارج، مباحث را به گونه ای بیان می کنند که اگر کسی سطح را به گونه مقبول خوانده باشد، متوجه بیان استاد می شود . آنکه سابقه طولانی دارد، درس را بهتر درک می کند اما بدین گونه نیست که تازواردین، مباحث را متوجه نشوند . از سوی دیگر تمام اساتید درس را در یک سطح بیان نمی کنند . محصلی که درس را مناسب با خود نیافت، می تواند در درس دیگری شرکت کند .
ج) تراکم بعضی دروس
آزادی محصلان علوم دینی در انتخاب استاد سبب شلوغی بعضی دروس می شود . در نتیجه، سؤالاتی که برایشان پیش می آید نمی توانند مطرح کنند . از سوی دیگر، بعضی دروس بسیار خلوت شده و گاه منجر به تعطیلی می شود . اما در دانشگاه از این عوارض خبری نیست .
د) غیبت از کلاس
اگر محصلان، در حضور در کلاس، آزاد باشند، احتمال غیبت آنان زیاد است . در نتیجه، موفقیت لازم را کسب نخواهند کرد . ولی در دانشگاه همه ملزم به شرکت در کلاسند .
ه) ضایعات حوزه
عملا در حوزه ضایعاتی می بینیم . کسانی یافت می شوند که از جهت تحصیلی موفقیت چندانی ندارند، باز از مزایا و امکانات حوزه بهره می برند که این نتیجه آموزش آزاد است .
به نظر ما، یک عامل اساسی در پیشرفت علما، آموزش آزاد حاکم بر حوزه ها بوده است .
ضایع دانستن آنان که در ادامه راه در هیچ رشته ای موفق نیستند، اشتباه است . باید ایشان را فارغ التحصیل نامید اما در مقطعی پایین تر . عیب بزرگ حوزه این است که از فارغ التحصیلان استفاده نمی کنند . اگر نمره و مدرک جلو آمد، امور دیگر را تحت شعاع قرار می دهد . به جای اینکه افراد به تحصیل علم بپردازند، مشغول تحصیل نمره می شوند و مطالعه راهی می شود برای رسیدن به فلان نمره . امتحان و نمره، یک باره اثر نمی گذارد، بلکه به مرور زمان اثر خواهد گذارد . اوایل که امتحانات در حوزه برگزار می شد، طلاب به نمره به عنوان چیز کم ارزش می نگریستند، اما اکنون کم کم در نظرشان قداست پیدا می کند .
اگر وضع حوزه با اجرای برنامه های غیرصحیح، خراب شد، باز گرداندن آن به وضع اول، مشکل یا غیرممکن است .
به تجربه ثابت شده که نمی توان پیش بینی کرد آن که در امتحان نمره بالا می گیرد، حتما به مقامات بالای علمی می رسد و آن که نمره پایین می گیرد و کند پیش می رود، در آینده موفق نخواهد شد . در میان علما و بزرگان، کم نیستند شخصیت هایی که در آغاز آهسته پیش می رفته اند، اما پس از مدتی یک باره ترقی کرده اند .
جناب دکتر سید جعفر شهیدی به عنوان کسی که آشنایی نزدیک با حوزه و دانشگاه دارد، برای حل مشکل وضع تحصیلی مقاطع فوق لیسانس و دکتری پیشنهاد می کند، دانشجویان این دو مقطع همانند حوزه از قید و بندها رها شوند . اگر قید و بندها سبب موفقیت می شد، هیچ گاه ایشان چنین پیشنهادی را مطرح نمی کرد .
بله، طلاب باید از طریق مصاحبه علمی و تحقیق تا این حد کنترل شوند که اشتغالات حوزوی دارند . همچنین تحصیل حت برنامه در سال های آغازین مناسب به نظر می رسد .

قیاس مع الفارق

یکی از اساتید محترم حوزه از وضع تحصیلی طلاب شکایت می کرد و آنان را با دانشجویان رشته پزشکی مقایسه می کرد و می گفت: وقتی دانشجویان در رشته پزشکی قبول می شوند ۹۰% آنان به مقصد می رسند و پزشک می شوند، اما حوزه برعکس است حتی وضع بدتر است زیرا ۱۰% هم به اجتهاد نمی رسند .
آیا درست است یک رشته اسلامی را با رشته پزشکی مقایسه کنیم؟ باید ببینیم برای پزشک شدن چه مقدار علم نیاز است و اجتهاد چه مقدار؟
با این حال، آیا می توان حوزه را یک نظام آموزشی ناموفق به حساب آورد؟ مگر موفقیت تنها رسیدن به اجتهاد است؟ اشتباه ما این است که اگر یک نفر در دانشگاه لیسانس گرفت و در آموزش و پرورش مشغول تدریس شد، او را موفق می شماریم، اما کسی که در حوزه پس از چند سال تحصیل، در آموزش و پرورش اشتغال به تدریس پیدا کرد، ناموفق می پنداریم!
مدرک تحصیلی
در مراکزی که نمره و مدرک در کار است، تمام هدف، رسیدن به فلان نمره و مدرک است . حاضر نیستند جهت تکمیل معلومات خود به کتاب های جنبی مراجعه کنند . کتاب مورد امتحان را تا جایی مطالعه می کنند که در امتحان تاثیر دارد . دروس را آنقدر سطحی می خوانند، که پس از امتحان، عمده مطالب فراموش می شود .
اگر قرار باشد در تمام مقاطع تحصیلی به طلاب، مدرک اعطا شود، حوزه ناچار است به مرور، نظام آموزشی حاکم در دانشگاه را اجرا کند، که در این صورت به حوزه از جهت علمی ضربه خواهد زد . از سوی دیگر، در زمان ما، مدرک تحصیلی جایگاه خاصی پیدا کرده است . لذا، پیشنهاد می شود همان گونه که رهبر معظم انقلاب فرمودند: چند سال از دوره سطح کاسته گردد و محصلان تنها در این دوره تحت برنامه تحصیل باشند و مدرک رسمی لیسانس هم اعطا گردد . لیکن پس از آن، حوزه زندگی افراد را تامین کند و هر کس واقعا علاقه مند به تحصیل علم است، بدون امتحان و مدرک به تحصیل ادامه دهد و تنها از طریق مصاحبه و تحقیق، اشتغالات حوزوی افراد، احراز شود . در این صورت، آنان که علاقه مند به مدرک تحصیلی هستند، از حوزه خارج می شوند . کسانی هم که در امور تحصیلی، خود را موفقق نمی بینند، از حوزه خارج می شوند و در جای مناسب، مشغول خدمت می شوند . لذا، کسانی باقی می مانند که واقعا علاقه مند به تحصیل علم هستند .

مدت تحصیل

مدت تحصیل در حوزه طولانی است . کسی که سی سال فقط مطلب آماده دریافت کرده، محقق بار نمی آید . آن که پس از سی سال بخواهد وارد اجتماع شود و بازدهی داشته باشد، دیر است . از امتیازات دانشگاه این است که مدت زمان تحصیل کوتاه تر است .

پشتیبانی از فارغ التحصیلان

چنانکه گفتیم، نمی توان تنها از طریق تحصیل به تخصص مطلوب رسید . تنها قسمتی از راه به وسیله درس خواندن، حاصل می شود و بقیه به وسیله تحقیق و تدریس، حاصل می گردد .
دانشگاه، فارغ التحصیلان خود را رها می کند . آنان یا شغلی پیدا می کنند و مشغول کار می شوند و اگر هم به تدریس بپردازند، (در دبیرستان یا دانشگاه) درس آنان را مقامی دیگر تعیین می کند و یک کتاب را بارها تدریس می کنند . از سوی دیگر، چون پشتوانه مالی ندارند، کمتر می توانند شخصا به تحقیق بپردازند . لذا، می گوییم رشد اکثر فارغ التحصیلان دانشگاه متوقف می شود .
در حوزه، هنگامی که شخص متوجه شد تحصیل، دیگر موجب ترقی او نمی شود، بدون قطع حقوق و مزایا به وسیله مطالعه و تحقیق و تالیف، اندوخته های خود را پرورش می دهد .
جا دارد مراجع عظام، ملاک جواز اخذ شهریه را تنها تحصیل ندانند، بلکه – چنانچه بسیاری از آقایان چنین نظری دارند – بهترین ملاک، اشتغالات حوزوی است .

نتیجه

۱ – آموزش آزاد ویژگی برجسته حوزه های علمیه است و سلب آن، ضربه بزرگی خواهد زد .
۲ – مدت تحصیلات حوزه طولانی است و باید از مدت آن کاسته شود .
۳ – علاوه بر تقلیل دوره سطح، تنها مدرک رسمی لیسانس، پس از اتمام این دوره اعطا گردد و تنها در این مقطع، محصلان حت برنامه باشند و پس از آن، محصلان به طور آزاد و بدون اعطای مدرک، مشغول تحصیل شوند و تنها از طریق مصاحبه و تحقیق، اشتغالات حوزوی آنان ثابت گردد .
۴ – باید کاری کرد که در حوزه نمره و مدرک از امور بسیار کم ارزش تلقی شود، و الا ضربه بزرگی به حوزه وارد خواهد شد .
۵ – ورود بالاجبار در رشته های تخصصی، موفقیت آمیز نخواهد بود . پیشنهاد می شود کلاس های تخصصی یک ساله دایر گردد و پس ازآن کسانی که علاقه مند به ادامه هستند، در دوره یک ساله بعد شرکت کنند، همین طور تا پایان دوره .
۶ – متون آموزشی حوزه، از ویژگی های لازم برخوردار نیست و تعویض آن ها از ضروریات است .
۷ – نظام آموزشی حوزه – با تمام نقص هایش – در مجموع بسیار موفق تر از نظام آموزشی دانشگاه است .

پایگاه اطلاع رسانی نهاد نمایندگی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی به نقل از www.hawzah.net

 

برچسب ها

ارسال نظر شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *