۱۳۹۸/۰۸/۲۹ بدون نظر

معاون فرهنگی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با اشاره به ملزومات ایجاد وحدت بین حوزه و دانشگاه، تاکید کرد:

وحدت حوزه و دانشگاه نیازمند شناسایی عنصر مشترک بین این دو نهاد است ولی هنوز برای ایجاد این وحدت برنامه‌ریزی نداشته‌ایم.

 

به گزارش به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر نهاد نمایندگی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی از خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)- منطقه خراسان، حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر مهدی ابراهیمی با حضور در ایسنا با اشاره به بهانه نامگذاری روز وحدت حوزه و دانشگاه، اظهار کرد: علت نامگذاری این رو به عنوان روز «وحدت حوزه و دانشگاه» شهادت دکتر مفتح بود که شخصیتی حوزوی و دانشگاهی به‌شمار می‌رفت.شهادت ایشان باعث شد که نامگذاری نمادین این روز به عنوان روز وحدت حوزه و دانشگاه شکل گیرد.

وی درباره مبانی تئوریک و تاریخی نامگذاری روز وحدت حوزه و دانشگاه عنوان کرد: مبنای فکری این نامگذاری این بود که پیش از انقلاب فاصله شدیدی بین حوزه و دانشگاه احساس می‌شد. پیش از انقلاب شخصیت‌های روحانی وارد دانشگاه‌ها شده بودند اما ورود آن‌ها به دانشگاه کاملا رسمی و دانشگاهی بود. این حضور اقلی و اندکی که برخی از روحانیون در دانشگاه‌ها داشتند به این دلیل بود که فضا در حوزه‌های علمیه چندان مناسب حضور یک روحانی در دانشگاه نبود.

به نوعی فضای حوزه‌های علمیه پیش از انقلاب یک روحانی که می‌خواست در دانشگاه تحصیل کند ترد می‌کرد.ابراهیمی با بیان اینکه بنابراین هنگامی که یک روحانی پیش از انقلاب وارد دانشگاه می‌شد، به نوعی ایثار، جهاد و نوعی سنت‌شکنی می‌کرد، تصریح کرد: پس از انقلاب آن موانع از ناحیه دانشگاه کمتر شده و از ناحیه حوزه‌های علمیه نیز آن نگاه سنتی کمی تغییر کرده بود. یکی از دلایل تغییر این نگاه آن فضای اجتماعی جدیدی بود که پس از انقلاب بر کشور حاکم شده بود. در چنین فضایی این ایده که وحدت بین حوزه و دانشگاه ایجاد شود، شکل گرفت.

معاون فرهنگی دانشگاه علوم پزشکی مشهد اضافه کرد: البته پیش از شهید مفتح، استاد مطهری نیز که استاد دانشکده الهیات دانشگاه تهران بود، به شهادت رسیده بود ولی شخصیت وی شخصیتی فراگیر به‌شمار می‌رفت که گرچه در مراکز دانشگاهی تدریس می‌کرد، منتها با مدرک دانشگاهی وارد این حوزه نشد. در آن زمان عده‌ای از روحانیون نظیر استاد مطهری از طریق آزمون خبرگان بدون مدرک به دانشگاه ورود شده بودند اما شهید مفتح مدرک دانشگاهی داشت.وی در بخش دیگری از این گفت‌وگو در پاسخ به این سوال که حوزه و دانشگاه دو نهاد علمی هستند؛ چرا باید به این دو نهاد که رسالت یکسانی در تولید علوم دارند تفاوت و فاصله باشد، عنوان کرد: دانشگاه‌ها متکفل آموزش علوم تجربی و انسانی هستند اما حوزه‌های علمیه رسالت و قدمت خاص خود را دارند.ابراهیمی افزود: این نهادها خود را تنها متکفل امور علمی نمی‌دانند. حوزه‌های علمیه رسالت دیگر خود را حفاظت و حراست از دین در بعد اجتماعی و علمی می‌دانند. بنابراین طلبه‌ای که وارد حوزه علمیه شده تنها برای فراگیری علم دینی نیست بلکه او نگاه دیگری مبنی بر اینکه رسالت اجتماعی خود را در بعد دینی انجام دهد نیز مد نظر دارد.

معاون فرهنگی دانشگاه علوم پزشکی مشهد خاطرنشان کرد: در حقیقت این مساله نوعی استمرار به فعالیت علمی و دینی آن طلبه خواهد داد. روحانیت دو بعد علمی و اجتماعی داشته که بعضا این دو بعد ممکن است با یکدیگر تداخل‌ها و تعارض‌هایی داشته باشد. گاهی این تفاوت باعث می‌شد خط و مرزهایی بین حوزه و دانشگاه کشیده شده و تفاوت‌هایی در یادگیری علومی که فرامی‌گیرند، به وجود آید.ابراهیمی با اشاره به اینکه قطعا حوزه علمیه در مباحث علوم دینی خود را مدعی و بنیان‌گذار می‌داند، گفت: به همین دلیل شاید احساس تفوق بر دانشگاه داشته باشد. همچنین ممکن است حوزه علمیه آن رسالت اجتماعی و دینی خود را برای دانشگاه‌ها نیز تعریف کند. در حقیقت امروزه روحانیت بخشی از رسالت خود را در دانشگاه می‌بیند که باید دید تا چه حد موفق بوده است.

وی تاکید کرد: نمی‌توان حوزه و دانشگاه را به این دلیل که صرفا تولیدگر علم هستند، به یکدیگر نزدیک دید.معاون فرهنگی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در بخش دیگری از این نشست با اشاره به عملکرد این دو نهاد در نیل به وحدت بین یکدیگر اظهار کرد: من کارنامه مثبتی در وحدت حوزه و دانشگاه در عمل نمی‌بینم؛ در عین حالی که حضور روحانیون در دانشگاه‌ها عینیت داشته و ارتباطات کاری نیز شکل گرفته باشد. مساله وحدت حوزه و دانشگاه جز با یک‌سری مراسم و شعارهای نمادین همراه نبوده است. دلیل آن این است که کسی تاکنون نقشه و برنامه‌ریزی خاصی برای ایجاد این وحدت ترسیم نکرده است. اصل مساله به صورت نمادین گفته شده اما بدون نقشه و تئوری بوده است.ابراهیمی ادامه داد: باید میزان این موفقیت را ارزیابی کرد. مساله وحدت حوزه و دانشگاه روند با برنامه‌ای نبوده، در عین اینکه دانشگاهیان به شکلی ضعیف‌تر و روحانیون در حوزه و دانشگاه حضور دارند. منتها بین این دو رابطه‌ای سیستماتیک نیست. پیش از انقلاب نیز روابطی در همین سطح کنونی وجود داشت.وی با بیان اینکه امروز این شکل از ارتباط گسترش پیدا کرده منتها باید بین این رفت‌وآمدها با بحث وحدت تفاوت قایل شد، یادآور شد: روحانیون و دانشگاهیان ما ای درسی با یکدیگر همکاری داشته‌ باشند.

ابراهیمی در خصوص الزامات ایجاد این وحدت تاکید کرد: در حال حاضر بین حوزه و دانشگاه یک برنامه سیستماتیک که بین حوزه و دانشگاه باشد و عنصری به عنوان عنصر وحدت بین این دو تعریف شود تا بر مبنای آن اقدامات مشترک صورت گیرد، وجود ندارد. وحدت حوزه و دانشگاه در عنصر علمی با مشکل روبه‌رو بوده و نتوانسته کارنامه موفقی از خود به جا گذارد.معاون فرهنگی دانشگاه علوم پزشکی مشهد گفت: به عنوان نمونه سبکی که از ادبیات عرب که در حوزه‌های علمیه تدریس می‌شود با سبک دانشگاهی آن متفاوت است و هنوز هم ایده‌ای مبنی بر اینکه باید این دو به یکدیگر نزدیک شود، وجود ندارد.وی تصریح کرد: نبود این عنصر مشترک علمی وحدت حوزه و دانشگاه را به شعاری نمادین تبدیل کرده است.

معاون فرهنگی دانشگاه علوم پزشکی مشهد ادامه داد: در واقع حضور و حفاظت از دین توسط حوزه‌های علمیه که آن را رسالت خود می‌دانند و بر همین مبنا در دانشگاه‌ها نیز حضور دارند، بر مبنای یک برنامه‌ریزی سیتسمی نیست. امروز روحانیون در قالب تدریس دروس معارف در دانشگاه‌ها حضور دارند اما این‌ها تنها برای تدریس همین دو واحد درسی تربیت شده‌اند.ابراهیمی با بیان اینکه علاوه بر این برخی از این روحانیون برای این کار تربیت نشده و تحت آموزش قرار نمی‌گیرند، افزود: بلکه از ایشان تنها آزمونی اخذ می‌شود؛ لذا کارنامه دروس معارف در دانشگاه‌ها نیز قابل بررسی است که علل موفقیت و یا ناکامی آن را باید جست‌وجو کرد. اگر در دانشگاهی درس معارف موفق بوده مربوط به شخص استاد درس معارف می‌شود و نه برنامه سیستماتیک آن.وی بر لزوم برنامه‌ریزی‌های علمی بین دانشگاه و حوزه تاکید کرد و گفت: برنامه‌ریزی برای وحدت یعنی اینکه این مسایل از قالب فردی خارج شده و سیستماتیک شود. ممکن است یک روحانی در دانشگاه نماز جماعت گزارد و مبلغ دینی نیز باشد و عملکرد وی نیز موفقیت‌آمیز ارزیابی شود، اما اینجا فقط همان یک روحانی موفق بوده است؛ چون کسی او را برای این کار تربیت نکرده و در حوزه علمیه به وی آموزشی داده نشده است. شاید این موفقیت تنها مرهون استعدادهای ذاتی او باشد. به همین دلیل اگر روحانی دیگری به آن دانشگاه برای همین امر جایگزین شود، شاید ناموفق باشد.

معاون فرهنگی دانشگاه علوم پزشکی مشهد خاطرنشان کرد: بنابراین کارنامه وحدت حوزه و دانشگاه چندان موفق نیست گرچه حضور روحانیون در دانشگاه با موفقیت‌هایی همراه بوده است چون این حضور موفق تنها به شخص بازمی‌گردد. این مساله در هر دو بعد معرفت دینی و تبلیغ اجتماعی مذهب دیده می‌شود.ابراهیمی با بیان اینکه قطعا هنگامی که از وحدت سخن گفته می‌شود، یعنی اینکه تفاوت‌ها و ایراداتی در این ارتباط مشاهده می‌شود، عنوان کرد: بخشی از این تفاوت‌ها اجتناب‌ناپذیر است و نباید روی آن تاکید زیادی داشت. وحدت به معنای «یکی شدن» نیست بلکه به معنای «عنصر واحدی را ملاک قرار دادن» است.وی تصریح کرد: اصلا نباید از وحدت توقع یکی شدن بین حوزه و دانشگاه را داشت منتها باید این تفاوت‌ها مدیریت و برنامه‌ریزی شود تا به عنصر مشترک نزدیک شد. چون این عنصر مشترک وجود ندارد و روی آن سرمایه‌گذاری صورت نگرفته این تفاوت بین این دو نهاد حس شده است.

معاون فرهنگی دانشگاه علوم پزشکی مشهد ادامه داد: پس زمانی که ما شعار وحدت می‌دهیم باید سراغ آن «عنصر مشترک» برویم. نه در دانشگاه و نه در حوزه‌های علمیه کسی این ایده را که ما باید برای وحدت عنصر مشترکی بین این دو نهاد داشته باشیم را دنبال نمی‌کند. به همین دلیل است که کارنامه وحدت ناموفق است در عین حالی که حضور موفق است.ابراهیمی با بیان اینکه هنگامی که بین این دو نها فاصله باشد، فهم مشترک به وجود نخواهد آمد، گفت: آیا صرف حضور فیزیکی در راستای انجام وظایف حرفه‌ای کافی است؟

وی در مورد راه‌کارهای به وجود آمدن این عنصر مشترک بین حوزه و دانشگاه اظهار کرد: زمانی این عنصر مشترک ایجاد می‌شود که حوزه و دانشگاه نشست‌هایی برای بیان تفاوت‌های تئوری‌های خود داشته باشند. اگر این سوال در وهله اول برای یک استاد حوزه علمیه ایجاد شود که «آیا آموزش فقه من در حوزه مشکل دارد؟»؛ در وهله دوم این مساله برای او ایجاد شود که «چه کسی می‌تواند به من کمک کند؟ آیا می‌توانم از تجربه دانشگاه استفاده کنم؟». اگر این اتفاق رخ دهد، وحدت بین حوزه و دانشگاه صورت خواهد گرفت.معاون فرهنگی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با بیان اینکه ما در قدم اول بحث وحدت حوزه و دانشگاه هستیم، بیان کرد: بحث اول آسیب‌شناسی است. باید در گام نخست حوزه و دانشگاه را به آسیب مساله متوجه کرد؛ یعنی اینکه ممکن است در برنامه‌های علمی این دو نهاد ایراداتی وجود داشته باشد. در گام دوم باید این دو نهاد به این اقناع رسند که ممکن است نهادهایی غیر از آن‌ها نیز بتوانند در حل این مشکلات کمک کنند.وی با ارایه مثالی در این خصوص به تبیین این راه‌کار پرداخت و خاطرنشان کرد: به عنوان نمونه معمولا عالمان حوزوی اینگونه تصور می‌کنند که صاحب علم دینی حوزه است و فقط حوزه می‌تواند در این خصوص اظهار نظر کند. اما شاید کسی از بیرون این فرایند نیز بتواند در بهبود آن مداخله کند. این مساله را باید صاحبان آن فرایند، یعنی روحانیون، به عنوان متصدیان علوم دینی در جامعه، باور داشته باشند که اولا آسیب وجود دارد و ثانیا این آسیب می‌تواند با کمک شخصیت‌های غیرحوزوی نیز بهبود یابد.ابراهیمی اضافه کرد: باید بحث آسیب‌شناسی در زمینه وحدت در ابعاد علمی و تبلیغ دینی باید پررنگ شود. به عنوان نمونه امروز بسیاری از روحانیونی که در دانشگاه حضور دارند، گمان می‌کنند که بهترین کار را انجام می‌دهند لذا هیچ‌گاه در اندیشه بهبود آن نیستند؛ به همین جهت ما کمتر به فکر ایجاد یک ارتباط تبلیغی هستیم. به عبارت دیگر از عنصری غیرحوزوی برای آسیب‌شناسی حضور روحانیون در دانشگاه کمتر استفاده شده است.معاون فرهنگی دانشگاه علوم پزشکی مشهد عنوان کرد: این مساله به این دلیل است که باوری از آن سو وجود ندارد؛ گویی نگاهی از بالا به پایین در این خصوص وجود دارد. هنگامی که چنین نگاهی وجود داشته باشد، قاعدتا وحدت نیز شکل نمی‌گیرد.

ابراهیمی با اشاره به جامعه به عنوان بستر کنش اجتماعی گفت: در سطح جامعه نیز چنین مساله‌ای وجود دارد. به عنوان نمونه اگر یک روحانی اعتقاد داشته باشد که باید مردم به منبر او توجه کرده و گوش سپارند، هیچگاه بین او و مردم وحدت ایجاد نمی‌شود. اما اگر او باور داشت که ممکن است در منبر وی مشکلاتی وجود داشته باشد و ممکن است آن را مخاطب درک کند، یعنی کسانی که بهره‌بردار آن فرایند هستند نه صاحب آن؛ آن زمان وحدت بین این روحانی با مردم ایجاد می‌شود. این داستان در دانشگاه و حوزه نیز تکرار می‌شود.وی در پاسخ به این سوال که بروز این مساله شاید به این دلیل باشد که امروز سبقه تبلیغی حوزویان بیشتر شده و تفقه کمتر شده است؛ آیا این مساله موجب احساس بی‌نیازی حوزه از دانشگاه نشده است، اظهار کرد: این مساله نه در حال حاضر بلکه در طول تاریخ جریان داشته؛ یعنی همیشه بعد تبلیغی دین از بعد معرفتی آن قوی‌تر بوده است. در طول تاریخ تعداد روحانیونی که به لحاظ کیفی از نظر معرفت دینی برجسته بودند، زیاد است اما هنگامی که صحبت از بعد اجتماعی فعالیت حوزه شده همیشه جریان خاصی از روحانیت پررنگ می‌شود. به تعبیری مردم آنقدری که با شخصیت‌های اجتماعی حوزه نزدیکی دارند با شخصیت‌های علمی حوزه آشنا نیستند.ابراهیمی در این خصوص توضیح داد: عوامل اجتماعی به تدریج بر روحانیت حاکم می‌شود. مقاله‌ای توسط شهید مطهری نیز با عنوان «مشکل اساسی در سازمان روحانیت» منتشر شده که در آن همین مساله را مطرح می‌کند. در این مقاله شهید مطهری می‌گوید «برخی از روحانیون در دوران تحصیل و زمانی که طلبه متوسطی بوده‌اند، سخنان خوبی از آن‌ها شنیده ‌می‌شد اما زمانی که در رده‌های بالای اجتماعی قرار گرفته‌اند، سخنان پیشین خود را فراموش ‌می‌کرده‌اند»؛ در تحلیل این قضیه درمیابیم که در آن سطح جنبه‌های اجتماعی پررنگ می‌شود.

معاون فرهنگی دانشگاه علوم پزشکی مشهد اضافه کرد: به عنوان نمونه مراسم مذهبی در جامعه ما عنصر اجتماعی دینی است. شاید حتی روحانیون روشنفکری هم در جامعه باشند اما هیچگاه در این مراسم نمی‌توانند ظهور و نمود پیدا کنند چون این مراسم بیش از آنکه ساختار دینی داشته باشد، ساختاری اجتماعی دارد؛ یعنی پارامترهای اجتماعی روی آن تاثیرگذار است.وی با بیان اینکه یک روحانی در ارتباط با مردم زمانی موفق است که بتواند از این پارامترهای اجتماعی کمک گرفته و آن را به خدمت گیرد، گفت: لذا همیشه بعد عنصرتبلیغی دین خود را از بعد معرفتی آن قوی‌تر نشان می‌داده است. بخشی از این مساله به روحانیت و بخشی از آن نیز مردم بازمی‌گردد. شهید مطهری در این خصوص از لفظ «عوام‌زدگی» استفاده می‌کند که خودبه‌خود روحانیت را در بخش‌های ناتوان خواهد کرد.ابراهیمی در پاسخ به این سوال که برای ایجاد وحدت بین حوزه و دانشگاه چه باید کرد، یادآور شد: خوشبختانه امروز نسل جدیدی در حوزه‌های علمیه در حال شکل‌گیری است که تکیه بر عنصر زمان و پژوهش‌های روز را در دستور کار قرار داده‌ است. این نسل در حال رشد است؛ منتها این رشد خیلی پررنگ و پرنمود، در آن حدی که در جامعه مطرح باشد، نیست اما این مساله در سطح حوزه‌های علمیه در حال رخ دادن است. به نظر من باید سرمایه‌گذاری در حوزه‌های علمیه و دانشگاه‌ها را روی نسل جدید پیاده کرد.

وی افزود: البته باید از تجربه گذشتگان نیز استفاده کرد اما در حقیقت باید این عناصر حوزوی و دانشگاهی را باید به خدمت گرفت چون ممکن است که در نسل قدیم شاید این تفکر خیلی طرفدار نداشته باشد. به عنوان نمونه دغدغه‌ای که یک استاد دانشگاه برای مقاله‌نویسی دارد تا ارتقا یابد با دغدغه آن طلبه‌ای که بخواهد مقاله بنویسد، قابل قیاس نیست. استاد دانشگاه مقاله‌نویسی را جزو کار خود می‌داند اما یک طلبه آن را بخشی از کار خود نمی‌داند؛ لذا به این سمت حرکت نمی‌کند. این مساله ارتباط برون‌سازمانی در حوزه را ضعیف می‌کند.معاون فرهنگی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با اشاره به تفاوت‌های نسل جدید حوزویان عنوان کرد: اما نسل جدید در حوزه‌های علمیه به این سمت حرکت می‌کند؛ یعنی امروز بسیاری از مراکز حوزه‌ علمیه به این مسیر سوق پیدا کرده‌اند که به عنوان نمونه مجلات علمی‌پژوهشی داشته باشند، هیات تحریریه داشته باشند، به سیستم آکادمیک فعالیت داشته باشند، با دنیا ارتباط داشته باشند و آن را تقویت می‌کنند و… . باید روی این نسل سرمایه‌گذاری کرد. اگر این نسل احیا شود می‌توان آینده خوبی را پیش‌بینی کرد در غیر این صورت این آینده وجود نخواهد داشت.وی تاکید کرد: در این مسیر هم بارقه‌های امید و هم ظلمت‌های فراوانی پیش رو وجود دارد.معاون فرهنگی دانشگاه علوم پزشکی مشهد اضافه کرد: متاسفانه هنوز نسلی از دانشگاهیان ما نیز متحجر هستند و لذا سعی می‌کنند ارتباط خود را تنها با بدنه سنتی حوزه حفظ کنند و آن بدنه سنتی هم تنها در دانشگاه‌های ما، خصوصا در عنصر تبلیغی، نفوذ دارد. این مساله فاصله‌ها را زیاد می‌کند. اگر ما در دانشگاه‌ها این فکر را تقویت کنیم که باید با آن نسل جدید از بدنه روحانیت ارتباط برقرار کنند، موفق خواهیم بود.

وی در بخش انتهایی این گفت‌وگو در پاسخ به این سوال که برخی دانشگاه‌ها با رویکرد ارایه دورس حوزوی و دانشگاهی، مانند دانشگاه امام صادق(ع) یا دانشگاه علوم اسلامی رضوی، در کشور شکل گرفته است؛ آیا این دانشگاه‌ها می‌توانند در ایجاد وحدت موثر باشند؟ گفت: این دانشگاه‌ها ممکن است از نظر تئوری موفقیت‌هایی داشته باشند منتها باید از نظر عملی محصولات این نهادها را ارزیابی کرد. این دانشگاه‌ها با نیت خوبی شکل گرفته‌اند. یعنی در ابتدا تصور شده که مشکل اصلی در وحدت حوزه و دانشگاه عناصر برنامه‌ریزی درسی است، بنابراین این مجموعه‌ها را شکل داده‌اند.ابراهیمی با بیان اینکه در این دانشگاه‌ها تلفیقی بین قالب‌ها و برنامه‌های دانشگاهی با قالب‌ها و برنامه‌های حوزوی ایجاد شده است، بیان کرد: کلیت تئوریک این مساله صحیح است اما بیشتر کار را به سمت کمیت برده تا کیفیت. یعنی در این دانشگاه‌ها عنصر وحدت احیا نشده بلکه عنصر «ترکیب» احیا شده است. در حال حاضر نمی‌توان روی این مساله قضاوت تئوریک داشت و باید محصولات عملی آن را بررسی کرد.وی تصریح کرد: امروز زمان آن رسیده که پس از بیست‌واندی سال این ارزیابی صورت گیرد. این دانشگاه‌ها گام روبه‌جلویی بوده است اما میزان موفقیت آن باید سنجیده شود.

برچسب ها

ارسال نظر شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *