ایجاد فضای ارزش بودن کار علمی در جامعه زمینه ساز وحدت حوزه و دانشگاه است

حجت الاسلام المسلمین دکتر مسعود آذربایجانی: ایجاد فضای ارزش بودن کار علمی در جامعه زمینه ساز وحدت حوزه و دانشگاه […]

حجت الاسلام المسلمین دکتر مسعود آذربایجانی:

ایجاد فضای ارزش بودن کار علمی در جامعه زمینه ساز وحدت حوزه و دانشگاه است

 

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نهاد نمایندگی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی از اشاره: حجت الاسلام المسلمین دکتر مسعود آذربایجانی عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و شورای تخصصی ارتقا و تحول علوم انسانی در گفتگویی که از نظرتان ‌گذرد، به سوالات خبرنامه شورا پیرامون موضوع وحدت حوزه و دانشگاه پاسخ داده‌اند؛ که این پاسخ‌ها از نظرتان می‌گذرد:

با سلام و سپاس از وقتی که در اختیار ما قرار دادید

به نظر شما اهمیت موضوع وحدت حوزه و دانشگاه و چرایی این وحدت در کجاست؟

من هم به شما سلام عرض می¬کنم، علت اصلی لزوم وحدت حوزه و دانشگاه آن است که در هر جامعه¬ای و ازجمله جامعه ما جزء مهم¬ترین نهادهای اجتماعی محسوب می¬شوند و بر همه امور از فرهنگ و علم تا سیاست و اقتصاد تأثیرگذار هستند و به دلیل این تأثیرگذاری این دو نهاد لزوماً باید همسو و هم¬جهت باشند.مفهوم مخالف این حرف آن است که اگر حوزه و دانشگاه هم¬سو نباشند و در مقابل هم باشند باتوجه به قدرت و تأثیری که در جامعه دارند نه تنها موجب پیشرفت نخواهند شد، بلکه مضر هم خواهند بود.به عنوان مثال، علم و دانش منبع اصلی تولید قدرت هستند و قدرت در علم سیاست یک موضوع و سوژه مهم محسوب می-شود با توجه به این که درکشور ما حوزه و دانشگاه مراکز اصلی تولید علم و دانش هستند. پس این دو نهاد اصلی¬ترین نهادهای تأثیرگذار بر سیاست هستند و به همین دلیل جهت جلوگیری از تشتت و اختلاف حتماً باید این دو نهاد متحد و همسو باشند.یکی از شبهاتی که در مورد موضوع وحدت حوزه و دانشگاه مطرح می¬شود، شبهه اختلاف علم سنتی و علم مدرن است.

طبق این شبهه، حوزه به عنوان مولد علم سنتی و دانشگاه به عنوان مولد علم مدرن اصولاً نمی¬توانند با یکدیگر وحدت داشته باشند. نظر شما در این باره چیست؟

این شبهه را از دو منظر می¬توان پاسخ داد. منظر اول آن است که دانشگاه مرکز تولید علم تجربی است و حوزه مرکز تولید علم اسلامی است. در مورد علوم انسانی من معتقد هستم این علوم فصل مشترک حوزه و دانشگاه هستندو هم حوزه و هم دانشگاه در علوم انسانی ورود پیدا کرده¬اند و علوم انسانی و اندیشیدن درباره این علومی می¬تواند فصل مشترک فعالیت¬های حوزه و دانشگاه باشد. منظر دوم پاسخ به این شبهه، منظر توجه به روش¬شناسی در علوم است. یعنی حوزه و دانشگاه در بسیاری از روش¬های تحقیق علمی مانند استفاده از تجربه، برهان، استقراء، قیاس و … مشترک هستند.

مثلاً ما در موضوع¬شناسی فقهی از تجربه استفاده می¬کنیم یا در علم اصول استقراء و برهان کاربرد فراوان دارند و دانشگاه-ها هم به همین منوال از این روش¬ها استفاده می¬کنند.

به نظر شما در این بیش از سه دهه پس از انقلاب اسلامی، ما تا چه حد در تحقق وحدت حوزه و دانشگاه توفیق داشته¬ایم؟ و برای رفع موانع در این مسیر چه باید کرد؟

در این مسیر ما چند مشکل بزرگ را مشاهده می¬کنیم. اول نبود یک نهاد دارای اختیارات لازم برای پیگیری موضوع وحدت حوزه و دانشگاه، دوم: نبود نگاه علمی و متکی به پشتوانه پژوهشی به این مسأله، چون این موضوع از موضوعاتی است که هم از منظر جامعه¬شناسی و هم از منظر روانشناسی اجتماعی قابل بررسی است. سوم: زدودن نگاه سیاسی به موضوع وحدت حوزه و دانشگاه و بسط و گسترش دخالت صاحبنظران این دو نهاد در موضوع فوق. من معتقدم اگر بخش فراگیری از اساتید حوزه و دانشگاه نسبت به این موضوع توجیه باشند وارد میدان می¬شوند و این ورود مستلزم آن است که طرفین مطمئن شوند که آنچه مدنظر است وحدت است نه ادغام این دو نهاد در یکدیگر. چهارم: معین کردن محور وحدت یعنی حوزه و دانشگاه باید بدانند که بر حول چه محوری باید وحدت داشته و به نظر من اسلام به عنوان مؤلفه اصلی هویت دینی و ایران به عنوان مؤلفه اصلی هویت ملی که اولی روش و دومی حیطه عمل را تعیین می¬کند، می¬توانند محور وحدت قرار بگیرند و اگر حوزه و دانشگاه بپذیرند که علم باید به حال دین و دنیا مفید باشد تا حد زیادی وحدت محقق شده است.

به عنوان عضو هیأت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، نقش این نهاد و نهادهایی از این دست را در راستای وحدت حوزه و دانشگاه چگونه ارزیابیمی¬کنید؟

پژوهشگاه حوزه و دانشگاه یکی از محل¬هایی است که طبق اساسنامه خود برای اسلامی کردن علوم انسانی و نظریه¬پردازی حول محور این علوم درپرتوی اسلام به وجود آمده و تلاش در این مسیر می¬تواند یکی از محورهای تلاش برای وحدت حوزه و دانشگاه باشد.این نهاد در این مسیر فعالیت¬های موفقی داشته است و کارهای علمی و کارگروه¬های پژوهشی حول این موضوع برگزار کرده است.

به عنوان آخر چه نکات دیگری پیرامون این موضوع به نظرتان می¬رسد؟

به نظر بنده حوزه و دانشگاه باید به چند مورد به صورت جدی توجه کنند:

اول: جهت¬گیری فعالیت¬ها به سمت رفع نیازهای جامعه، دوم، ایجاد اعتماد در جامعه علمی حوزوی و دانشگاهی نسبت به تأثیرگذاری نظریات آنان دراداره جامعه،

سوم: جدی گرفته¬شدن موضوع کرسی¬های آزاداندیشی و چهارم: ایجاد فضای ارزشمندبودن کار و تلاش علمی در سطح جامعه.از وقتی که در اختیار ما قرار دادید، سپاسگزارم.