۱۳۹۹/۰۲/۱۵ بدون نظر

دانشگاه انگلیسی؟ حوزه عقب مانده؟ مسأله این است…

 

یادداشت/ محمدحسین مطهری

 

هر چند ورود از دریچه مفهومی به مسأله وحدت حوزه و دانشگاه در جای خودش نیکوست اما در این یادداشت قصد داریم نگاهی عینی و تاریخی به این بحث داشته باشیم. چرا که به نظر می‌رسد ما پیش از انقلاب اسلامی نمونه‌های عینی وحدت حوزه و دانشگاه را شاهد بودیم. آن هم بدون اینکه یک صدم فضای بعد از انقلاب برایش بحث و سخنرانی و همایش و هم‌اندیشی برگزار کنیم یا هزاران صفحه کتاب و مقاله و یادداشت بنویسیم. درحالی‌که در شرایط کنونی و در آستانه‌ی بهار۳۶ انقلاب اسلامی برخی هنوز دنبال چیستی وحدت حوزه و دانشگاه هستند!  گویی این وضع تداعی کننده تمثیل مشهور مقام معظم رهبری است :

«جمعی راجع به مسأله‌ى سینما بحث می‌کردند و پیش یک نفر رفتند تا از او نظر بخواهند. ایشان گفته بود: حالاببینیم آیا سى‌نِماست یا سى‌نَماست یاسى‌نُماست؟! اول این را حل کنیم!»[۱]

به فرض هم که در پی مفهوم‌سازی این بحث باشیم، چه بهتر که همان تجربه‌های عینی و موفق گذشته را در قالب مفهوم بیاوریم.

انجمن اسلامی پزشکان، حسینیه ارشاد، کانون توحید، انجمن ماهانه دینی، مسجد کرامت، مرکزاسلامی هامبورگ و بعضی محافل دیگر هیچکدام به نام وحدت حوزه و دانشگاه تشکیل نشدند اما آنچه به واسطه آنها اتفاق افتاد همان وحدت حوزه و دانشگاه بود.

در این مجال، چند ویژگی عمده که سبب آن تجربه‌های موفق شد را ب می شماریم.

 

بی خبری مقدمه بی‌اعتمادی است

 

برای برقراری هر گونه وحدتی نخست باید دیوار بی‌خبری بین دانشگاه و حوزه از بین برود. جای بسی شگفتی است که در عصر ارتباطات، دانشگاهیان و حوزویان چنان که باید از حال هم خبر ندارند. فراموش نمیکنم روزی که در یکی از مدارس علمیه شاخص قم وقتی برای یکی ازدوستان طلبه‌ام برخی خاطرات کلاس‌های دانشگاه را تعریف می‌کردم چطور گروهی از طلبه‌ها ناهارشان را رها کردند و دور ما حلقه زدند تا حرفهایمان را بشنوند. انگارمنازسفر به کوه قاف می‌گفتم!

و از خاطرم نمی‌رود چگونه دوستان مستندسازم مجبور شدند تاتصاویری که از بازی والیبال طلبه‌هادرحیاط یکی از مدارس علمیه تهران گرفته بودند، پاک کنند تا موجبات وهن طلبه‌ها نشوند! بی‌جهت نیست که خیلی از دانشجویان باور نمی‌کنند که طلبه‌هایی هستندکه طرفدار پر و پا قرص آثار مصطفی مستور  و بیننده به روز فیلم‌های هالیوود باشند. پیش از انقلاب روحانیون بیدار و دانشجویان متعهد سعی در پر کردن این خلأ داشتند.

درشرایط کنونی که نظام اسلامی برقرار است، این بی‌خبری عذر بدتر از گناه است. بهتر نیست اهل حوزه و دانشگاه از برنامه‌های آموزشی، متون، کرسی‌ها و مسائل دست به گریبان یکدیگر بی‌واسطه و بدون وقفه، به صورت مداوم و نظام‌مند مطلع باشند؟ استاد حوزه و دانشگاه و طلبه و دانشجو دردهایشان را با هم چاره کنند؟ شاید این احوالپرسی‌ها دیوار بی‌اعتمادی این دو نهاد را نسبت به هم خراب کند.

در انجمن ماهانه دینی از ماه قبل سوالات دانشجویان اخذ می‌شد. سوالی که بیشترین تکرار را داشت به اطلاع سخنران روحانی ماه بعد می‌رسید. او موضوع بحثش را بر اساس همان سوال پرتکرار انتخاب می‌کرد و موضوع به مخاطبین اعلام می‌شد تا پیش مطالعه‌ای داشته باشند و در آخر نیز متن چاپ شده سخنرانی در اختیار علاقمندان قرار می‌گرفت. حقیقتاً نظیر چنین ارتباط منظم و درستی بین سخنران روحانی و مخاطب دانشجو در کجا استفاده شده است؟

 

ادب در کلام و رفتار

 

چه تلخ است که برخی از تریبون حوزه، دانشمندان و متفکران غربی را به تیر الحاد و کفر و ناسزا می‌رانند و بعضی از اساتید دانشگاه، شخصیت‌های اسلامی را به تیر جهل و تحجر متهم می‌سازند. ادب در علم در کنار صراحت و انتقاد  جزء میراث اسلامی ماست. نقل این رفتار حسنه در سیره شهید بزرگوار بهشتی برای همه ما درس‌آموز است.

«به اتفاق دکتر و محمدرضا (فرزند ارشدش) نزدیک قبرستان قدم می‌زدیم، می‌دانستیم که قبر مارکس هم همانجاست. گفتم این دو تا سگ هم دارند میروند سر قبر مارکس، فاتحه بخوانند، و به دو تا سگی که داشتند کمی دورتر می‌رفتند، اشاره کردم. دکتر بلافاصله رو به من کرد و گفت: اگر ما با فکر مارکس مخالف هستیم نباید به او توهین کنیم. ادب در کلام لازم است، چه فرد کافر باشد چه مسلمان.»[۲]

رعایت این امر اگر هم باعث ایجاد همفکری نشود، قطعاً سبب همدلی خواهد شد. من خود شاهد بودم که یکی از روشنفکران چگونه یکی از عرفای به نام شهر تهران را در سالن شیخ انصاری دانشکده حقوق دانشگاه تهران مورد تمسخر قرار داد و روحانی‌ای در کلاس دانشکده ادبیات همه فلاسفه عالم را بی‌دین و لامذهب خواند . گناه این هر دو در اختلاف بین حوزه و دانشگاه به یک اندازه است.

سعه صدر و تحمل مخالف

 

آلبوم عکس‌های پیش از انقلاب را که ورق می‌زنیم ، به تصاویری برمی‌خوریم که روحانیون برجسته حوزوی مثل استاد مطهری، شهید بهشتی، مقام معظم رهبری و امام موسی صدر با لبی خندان در کنار دانشجویان و اساتیدی عکس گرفته‌اند که ریششان را می‌تراشیدند و کراوات می‌بستند. شهید مطهری، دکتر علی شریعتی تحصیل‌کرده فرانسه را به محراب حسینیه ارشاد می‌نشاند تا یک فرد کراواتی در باب عاشورا سخن بگوید. چون شریعتی بیان هنرمندانه‌ای دارد و برخلاف بسیاری از متفکران خودباخته به دنبال بازگشت اجتماع به خویشتن خویش است. هر چند تحصیلات در غرب مانع شده تا فهم او از اسلام بی‌آلایش نماند اما می‌توان با استفاده از محاسنش جوانان زیادی را پای دغدغه دین نشاند . [۳]

خوب است ولو در کلام نه دانشگاهی و نه حوزوی حرف خود را حرف اول و آخر نداند. فضای علمی غیر از فضای منبر و تبلیغ است. از همین رو استاد مطهری وقتی در باب توحید سخن می‌گوید متکلم وحده نیست بلکه مهندس بازرگان و مهندس روزبه هم به فراخور بحث اظهار نظر می‌کنند. همین ارتباط درست است که مهندس بازرگان را پای نقد استاد مطهری بر آراء خودش می‌نشاند و در آغاز سخن می‌گوید که منتظر تکمیل و تصحیح و نقد استاد مطهری بر حرف‌های خودش است.

به تعبیر شهید بهشتی در اسلام بر خلاف مسیحیت عالم دینی لباس خاصی ندارد. پس هرکس به شرط تخصص می‌تواند در باب دین اظهار نظر کند. جلسات بانک در اسلام  انجمن اسلامی پزشکان تجربه موفقی است از گفتگوی تخصصی حوزه و دانشگاه در باب یک مسأله مهم جامعه که ماهیتی دینی نیز دارد. هم مهندس طاهری که یک مدیر بانکی است سخن می‌گوید، هم مهندس بازرگان و هم شهید بهشتی و استاد مطهری. در پایان همه صحبت‌ها ، صریح‌ترین انتقادها عرضه می‌شود بدون کوچک‌ترین کدورت و سرکوبی.

 

بسنده نکردن به قالب‌های خودساخته

 

بسیاری از ما قالب‌هایی را می‌سازیم و بعد باورمان می‌شود که آنها شکستنی نیستند. مثلاً وقتی می‌گوییم «آکادمیک» یعنی هر چه جدیدتر بهتر و «علمی» را صرفاً معادل علم تجربی جدید می‌گیریم. پس نباید سخن از دین و یا تفکر اندیشمندان اسلامی به میان آورد. چون مرغ همسایه غاز است و غربی‌ها بهترش را گفته‌اند که اگر این قالب شکستنی نبود، مهندس بازرگان استاد فیزیک دانشگاه تهران را چه به تفسیر علمی قرآن. یا وقتی می‌گوییم «طلبه» جز حجره‌های تنگ وتاریک نباید چیزی متصور شد. حال آنکه سیدجمال‌الدین اسدآبادی که ملت اسلام را از خواب جهل و غفلت بیدار کرد، از همین حجره‌های تنگ و تاریک بیرون آمده بود. شهید مطهری هر جا هجمه‌ای به اسلام می‌دید، اسیر فکر قالب‌های خودساخته دست و پا گیر نمی‌شد؛ حتی اگر میدان پاسخ‌گویی مجله‌ای چون «زن روز» باشد. برخی قدیمی ها – البته به صورت درگوشی- تعریف می‌کنند که چطور خیلی از طلبه‌ها تمام ۳۳ شماره‌ای که شهید مطهری در زن روز مقاله نوشت را از دکه‌های روزنامه فروشی می‌خریدند. کار یک روحانی نقد فیلم نیست اما اگر بنا شد فیلمی چون «محلل» یکی از قوانین اسلام را دست آویز طنز قرار دهد، وظیفه یک روحانی ایستادگی در برابر انحراف است. این را مقایسه کنید با وضع امروز که امسال چندین فیلم فقط در حوزه نقد قانون قصاص ساخته شده است اما صدایی از حوزه های علمیه شنیده نمی‌شود.

شهید بهشتی در ایام چهار ساله‌ای که در مرکز اسلامی هامبورگ بود صرفاً به برگزاری چند مراسم محرم و جشن میلاد بسنده نکرد. بلکه با سخنرانی‌هایش دید بسیاری از شرق‌شناسان را نسبت به اسلام اصلاح کرد و دانشجویانی را تربیت کرد که ابتدا در نهضت اسلامی فعالیت شایانی داشتند و بعدها عموماً از مدیران نظام اسلامی شدند.

مقام معظم رهبری در سالهای خفقان رژیم ستم‌شاهی در مشهد تجربه‌ای را به یادگار گذاشتند که استاد مطهری در سوگ به یغما رفتن این تجربه توسط ساواک این چنین درددل می کند:

«همه مراکز حساس را که اثری دارد می‌بندند و دعای ندبه کافی را رواج می‌دهند. آقای خامنه‌ای از نمونه‌های ارزنده‌ای است که برای آینده موجب امیدواری است و در این مدت کوتاه در مشهد کارهای پرثمری انجام داده که یکی از آنها جمع کردن جوانان روشنفکر و بیدار بوده. »[۴]

خود مقام معظم رهبری از تجربه مسجد کرامت چنین ترسیمی دارند:

«قبل از انقلاب، بعضى از روحانیون، ازجمله بنده‏ى حقیر با دانشجوها ارتباطاتى داشتیم. این ارتباطات، ارتباطات سازمانى نبود، ارتباطات تشکیلاتى نبود، ارتباطات در مسائل مبارزاتىِ تند نبود؛ ارتباط فکرى و تبیینى بود؛ یعنى جلساتى داشته باشیم که دانشجوها در آنجا شرکت کنند، یا ما احیاناً در جلسه‏اى از جلسات دانشجوئى در دانشگاه شرکت کنیم. در آن اوقات، بنده در مشهد جلسه‏اى داشتم که بین نماز مغرب و عشاء برگزار مى‏شد. پاى تخته مى‏ایستادم و به قدر بیست دقیقه یا نیم ساعت صحبت مى‏کردم. مستمعین هم نود درصد جوان بودند؛ جوان‌ها هم غالباً دانشجو و بعضاً دبیرستانى. یک شب مرحوم شهید باهنر(رحمهاللَّه علیه) مشهد بود، با من آمد مسجد ما. وضعیت را که دید، شگفت‏زده شد. حالا آقاى باهنر کسى بود که در تهران با مجامع جوان و دانشجوئى هم مرتبط بود. ایشان گفت که من به عمرم این ‏قدر جمعیت دانشجوئى و جوان در یک مسجد ندیده‏ام.[۵]»

این چند ویژگی را به اختصار بازشمردیم تا تأملی باشد در میان تجربه‌های موفقی که شنیده‌ایم که از این رهگذار به تجربه‌های ناموفقی که دیده‌ایم پل زده باشیم.

ماحصل کلام این که وحدت حوزه و دانشگاه نه اسلامی کردن دانشگاه است نه بروکراتیک شدن حوزه  که حوزه و دانشگاه هر کدام لطف خود را دارند. نه می‌توان دانشگاه را ذیل حوزه تعریف کرد و نه حوزه را ذیل دانشگاه. برای تحقق وحدت حوزه و دانشگاه نخست باید ذهنیت ها و رفتارهایی که مانع همدلی است اصلاح کنیم. شرط همفکری، همدلی است.

حسن ختام این یادداشت را کلامی از معمار کبیر نظام اسلامی قرار می‌دهیم. آن پیر راهنما نیز تکیه‌اش روی همدلی است. همدلی و ارتباط که باشد همفکری خودش رخ می‌نماید.

«عوامل استعمار به ما که می‌رسند می‌گویند تیپ جوان و تحصیلکرده و دانشجو فاسد شده‌اند. عقاید مذهبی و ملی خود را از دست داده‌اند و سر به بیراهه نهاده‌اند و چشم و گوش‌بسته مقلد بیگانگانند و به شما که می‌رسند می‌گویند مراجع و روحانیون، خرافی و مرتجعند و واقعیات زمان را درک نمی‌کنند و متابعت از آنها سیر قهقهرایی و عقبگرد است و شرط تعالی و ترقی این است که از این عناصر فناتیک و امل و عقایدشان چشم‌ بپوشیم و فاصله بگیریم!

ما و شما در این بین وظیفه داریم علی‌رغم خواست و کوشش تفرقه‌جویان و مستعمرین روابط معنوی و فکری خود را عمیقتر نموده و در هر حالت تفاهم کنیم و متفقا با استفاده از تجارب و اطلاعات و نیروی یکدیگر، موجبات ثبات و عظمت و سعادت و ترقی و تعالی خود را فراهم نماییم.[۶]»

پس به جای این که مجلس ترحیم این حوزه عقب مانده(!) را بگیریم یا با مغالطه انگیزه و انگیخته، در پی بستن دانشگاه به ریش رضاخان و انگلیسی‌ها(!) باشیم، طوری برنامه‌ریزی و تقسیم کار کنیم که حوزه و دانشگاه شانه به شانه‌ی یکدیگر دو بال اعتلای ایران اسلامی باشند.

 

 

[۱]بیانات در دیدار رؤساى دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالى ، ۲۳/۵/۱۳۸۵

[۲] رجایى، غلامعلى، سیره شهید بهشتى، نشر شاهد

[۳] جای صد افسوس است که خط خودسر و منحرف حسینیه ارشاد مانع ارتباط صحیح دکترشریعتی با استاد مطهری شد و سرکه‌ای را که ریخته شده بود بدل به شراب کرد.

[۴] شرح اسم ص ۴۹۷

[۵] بیانات در دیدار اعضای نمایندگى رهبرى در دانشگاه‌ها ۲۰/۴/۱۳۸۹

[۶] صحیفه نور جلد دوم ص۱۹۷

 

پایگاه اطلاع رسانی نهاد نمایندگی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی به نقل از شورای عالی انقلاب فرهنگی

برچسب ها

ارسال نظر شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *