۱۳۹۹/۰۶/۱۱ بدون نظر

همگرایی حوزه و دانشگاه: ضرورتی برای تحقق اهداف ملی

 

چکیده :

با تعریف چشم‌انداز بیست سالهء کشور و ارائهء تصویری اجمالی از ایران آغاز سدهء پانزدهم هجری شمسی در سال ۱۴۰۴،بازخوانی نقش و جایگاه نهادهای مختلف‌ اجتماعی در این مسیر و سهم هر یک در تحقق این مهم ضروری است.در این میان، نهادهای علمی کشور مسئولیت محوری بر دوش دارند؛زیرا محور چشم‌انداز و توسعهء مورد نظر آن،دانش‌محور و دانایی‌بنیاد است.دو نهاد ملی و کلیدی تولید دانش در کشورمان،دانشگاه و حوزه هستند که هر یک با کارویژه‌های خود در صحنهء علمی‌ کشور به ایفای نقش می‌پردازند و به طبیعت امر در جهت جامع عمل پوشاندن به‌ اهداف توسعهء ملی گام برمی‌دارند.این نوشتار به نقش انفرادی این دو نهاد نمی‌پردازد،بلکه بر آن است درامدی باشد بر بررسی نقش همگرایی این دو نهاد به‌ منظور هم‌افزایی ظرفیتها در راستای اهداف چشم‌انداز بیست سالهء ایران اسلامی.
کلمات کلیدی :
حوزه،دانشگاه،همگرایی حوزه و دانشگاه،اهداف ملی،چشم‌انداز بیست ساله.

 

مقدمه

 

ایران در پگاه سدهء پانزدهم شمسی چه چشم‌اندازی دارد؟و چگونه می‌تواند به آن‌ دست‌ یابد؟ پاسخ پرسش نخست با تـبیین و تـعریف سند چشم‌انداز بیست ساله تا حد زیادی داده شده است. اینک باید به پرسش دوم پاسخ داد و ساز و کارهای دستیابی به‌ اهداف‌ تعریف‌ شده را شناخت‌ و از آن‌ جمله،نقش‌ نهادهای‌ مختلف اجتماعی را در تحقّق این اهـداف بـه بحث گذاشت تا راهکارهای شتاب بخشیدن به حرکت ملی در این مسیر،تقویت و موانع‌ محتمل‌ برطرف‌ شود.

ازآن‌رو که نهادهای علمی در تحقّق اهداف ملی‌ از‌ جایگاه مهمی برخوردار بوده و نقش‌ راهبری سایر نهادها را بر عهده دارنـد،در ایـن نـوشتار به حوزه و دانشگاه به‌ عـنوان‌ ارکـان‌ فرهنگ‌ و دانـش کشور اشاره می‌شود که در این رابطه مسئولیت‌ مستقیم دارند و پیوند و وحدت و همگرایی این دو نهاد بر توان پاسخگویی آنها به نیازهای مـلی می‌افزاید.

از تـعامل‌ هـمگرایانهء‌ حوزه و دانشگاه در روند تحوّلات اجتماعی و دستیابی به اهـداف‌ مـلی‌ در‌ سه دههء گذشته با عناوین وحدت،پیوند،اتحاد،همکاری و…یاد شده است.این نوشتار با تکیه بر مفهوم همگرایی،نگاهی کارکردگرایانه به‌ این‌ مقوله‌ دارد.بـه دیـگر سـخن؛با تأکید بر اهداف مشترک و لزوم تحقّق این اهداف و ناکامی‌ تکروی‌ در این مـسیر،همگرایی را برای‌ هم‌افزایی ظرفیتها ضروری می‌داند.مراد از همگرایی،تعامل سازندهء اجزای یک سیستم‌ برای‌ دستیابی‌ به‌ اهداف تعریف شده است.همچنین،با مروری بر تـجربهء هـمگرایی حـوزه و دانشگاه‌ در انقلاب اسلامی،اهداف ملی‌ به‌ عنوان اهداف کلان همگرایی بیان مـی‌شود.پس از آنـ،با نگاهی به اصول و مبانی همگرایی‌ این‌ دو‌ نهاد،برخی از شروط توفیق همگرایی و ساز و کارهای اجرایی آن مورد توجه قرارمی‌گیرد.

تجربه همگرایی‌ حـوزه‌ و دانـشگاه در انـقلاب اسلامی

یکی از ثمرات پیوند این دو نهاد تأثیرگذار اجتماعی،پیروزی‌ انقلاب‌ اسلامی‌ است؛زیرا این‌ دو جریان عـلمی و نـخبگی کـشور در فرایند نهضت،همگام و همراه با رهبری آن،هستهء بسیج‌گرا‌ را‌ شکل دادند.با انتقال پیام نهضت به این دو نـهاد و درک صـحیح‌ آن،حوزویان‌ و دانشگاهیان به صورت عام آمادهء ایفای نقش راهبری جامعه بر پایهء رکن دیگر انقلاب؛یعنی‌ اندیشهء اسـلامی شـدند.با‌ تجمیع‌ سه‌ عنصر اصلی ایدئولوژی،مردم و رهبری،جهان شاهد تحوّل‌ عظیم اجتماعی ربع پایانی قرن بـیستم‌ مـیلادی‌ در مـنطقه‌ای مهم و استراتژیک بود که بسیاری از معادلات جهانی و منطقه‌ای را بر هم زد‌ و گفتمانی نو را در عرصهء جـامعه و سـیاست ارائه کرد. این تجربهء موفق‌ از‌ اتحاد و همراهی،نشانگر امکان تحقّق حرکت فراگیر‌ همگرایی‌ در‌ مسیر تکاملی جامعهء اسـلامی در بـستر انـدیشهء انقلاب‌ اسلامی‌ است.ضرورتهای این همگرایی که‌ نمونه‌ای از آن را در مسیر پیروزی انقلاب شاهد بودیم،نه‌ تنها‌ همچنان به قـوّت خـود باقی‌ مانده،بلکه‌ صد‌ چندان شده‌ است؛زیرا‌ اهداف‌ عالی انقلاب از فردای پیروزی آن‌ بـاید‌ پیـگیری‌ شده،محقق گـردد.جامعه‌سازی،فرهنگ‌سازی و تمدّن‌سازی بر پایهء اندیشهء اسلامی به عنوان‌ آرمانها و اهداف‌ بلند‌ انقلاب عظیم ملت مسلمان ایران-که در‌ قـانون اسـاسی جـمهوری اسلامی‌ متبلور‌ است-با«اتّکال‌ به قدرت لا یزال الهی»و‌ در«پرتو‌ ایمان و عزم ملی»و با«کوشش‌ برنامه‌ریزی شـده و مـدبّرانهء جمعی»(برگرفته از متن سند چشم‌انداز)ممکن‌ می‌شود.بازخوانی‌ این‌ اهداف ملی با نگاهی به‌ چشم‌انداز‌ بیست‌ ساله،مبیّن ضرورت تلاش‌ مـشترک‌ حـوزه و دانشگاه و تعریف‌ برنامهء‌ همگرایی این دو نهاد است.

مروری بر جایگاه این دو نهاد در جامعهء اسـلامی و اهـداف‌ همگرایی این دو از زبان رهبران‌ انقلاب،مبیّن‌ جایگاه‌ این دو‌ نـهاد‌ در‌ رونـد تـحوّلات اجتماعی و روشنگر نقش آنها در دستیابی‌ به اهداف مـلی است.

۱.حوزه و دانـشگاه در اندیشهء معمار انقلاب اسلامی،ارکان‌ توسعه‌ و تعالی و پیشرفت‌ جامعه هستند.۱. حضرت امام خمینی(ره) میفرمایند:«دانشگاه و حوزه‌های‌ علمیه‌ می‌توانند‌ دو‌ مرکز باشند بـرای‌ تـمام‌ ترقّیات و تمام پیشرفتهای کشور و مـی‌توانند دو مـرکز باشند برای تـمام انـحرافات و تـمام انحطاطات.از دانشگاه‌ است‌ که‌ اشخاص مـتفکّر و مـتعهد بیرون می‌آید.اگر دانشگاه، دانشگاه‌ باشد،تعهد‌ هم‌ باشد،یک‌ کشوری‌ را‌ اینها می‌توانند به سعادت بـرسانند و اگـر حوزه‌های علمیه مهذّب باشند و متعهد بـاشند،یک کشور را می‌توانند نجات بـدهند».(امام خـمینی، ج ۳۱،ص ۶۰۲)و:«فرق بین دانشگاه و حـوزه‌های عـلمیه نیست،در‌ اینکه اگر همراه با علم،تعهد باشد،تزکیه باشد،با این دو بال علم و اخلاق و عـمل،مملکت‌ خودشان را،کـشور خودشان را نجات می‌دهند».(همان،ص ۷۰۲)
۲.سعادت و شقاوت جـامعه در گـرو ایـن دو نهاد و اقدامات‌ و بـرنامه‌های آنـهاست و در این‌ زمینه،هیچ تفاوتی میان حـوزه و دانـشگاه وجود ندارد.(امام خمینی ۱۳۷۴،ج ۳۱،ص ۷-۶۰۲)

۳.مراد از وحدت حوزه و دانشگاه،وحدت در هدف است و آن هدف،ایجاد جامعهء اسلامی پیشرفته،مستقل،پیشاهنگ‌ و الگوست.۱

۴.وحدت حوزه و دانشگاه وحـدت مـاهوی است و این دو نهاد در حکم دو شعبه از یـک‌ مؤسسهء واحـد به نـام مـؤسسهء عـلم و دین‌ هستند.۲

۵.پیوند این دو نهاد،تأمین‌کنندهء نـیازهای‌ مادی‌ و معنوی جامعه و آبادکنندهء دین و دنیای‌ مردم است.۳

۶.حوزه و دانشگاه مراکز تربیت نیروی انسانی متخصص و متعهد هستند.(همان،ص ۶۰۲)
(۱).«وحدت حـوزه و دانـشگاه؛یعنی وحدت‌ در‌ هدف و هدف این‌ است‌ کـه هـمه بـه سـمت ایـجاد یک جامعه اسـلامی پیـشرفتهء مستقل،جامعهء امام،جامعهء پیشاهنگ،جامعهء الگو حرکت نمایند».(خامنه‌ای،۸۷۳۱/۹/۶۲)

(۲).«در نظام اسلامی،علم و دین پا به پا حرکت کنند.هدف حوزه و دانشگاه یعنی این…دو شعبه از‌ یـک‌ مـؤسسهء عـلم و دین،مؤسسهء علم و دین یک مؤسسه است و عـلم و دیـن بـا هـمند.این مـوسسه دو شـعبه دارد،یک شعبه حوزه‌های علمیه و شعبه دیگر دانشگاه‌ها.باید این دو با مرتبط و خوشبین‌ باشند،با هم‌ کار کنند از همدیگر جدا نشوند و از یکدیگر استفاده کنند».(همو،۲۷۳۱/۹/۴۲)

(۳).ما دو نهاد اصیل دانشجویی داریم که یکی‌ متوجه بـه کسب علوم مربوط به فهم و تبلیغ دین و نوآوری‌ در‌ مباحث دینی و نوآوری در فهم مسائل روز و حادث‌شونده در زندگی است که این حوزه است و ‌‌کارش‌ عبارت است از تحقیق در مسائل‌ دینی و فراگرفتن احکام الهی در همه شـئون‌ زنـدگی،آن‌ هم‌ نه فقط در آنچه که مربوط به کنج محراب یا خانه است بلکه‌ در قلمرو وسیع‌ زندگی بشر،این گروه باید این را یاد بگیرند،احکام جدیدش را تحقیق کنند،ناخالصی‌ها و ناسره‌ها را از آن بزدایند‌ و آن را زبان مـناسب در هـر جامعه‌ای و هر زمانی و هر مخاطبی به رساترین شکل ممکن به مخاطبین برساند. این وظیفه آن نهاد حوزه‌ای است و اسمش حوزه علمیه است.یک نهاد‌ دانشجویی دیـگر داریـم که این نهاد ناظر اسـت بـه‌ اداره امور زندگی مردم منهای مسائل مربوط به دین،مردم معاش دارند،کسب دارند،راه دارند،ساختمان دارند،جسم‌ دارند،شناسایی گوناگون لازم است.تحقیق در امور زندگی مردم لازم است‌ علوم‌ مختلف و انواع و اقسام دانـشها، برای بـهتر کردن و راه انداختن زندگی مـردم،وجود دارد.ایـن نهاد هم مشغول فراگیری این دانشهاست که اینها را فرا بگیرد…و آنها را برای پیاده شدن در‌ جامعه‌ آماده کند.تحقیقات نو،دنیایی را جذب کند و خودش به نوبه خود،تازه‌هایی‌ در این دانشها بیافریند و به بشریت عرضه کـند.این هـم یک نهاد دانشجویی دیگر.حالا اگر هر دوی این نهادهای‌ دانشجویی‌ خوب‌ کار کنند و با هم رابطه متقابل دوستانه و از خود دانستن یکدیگر داشته باشند معنایش این خواهد شد که این جامعه، هم دینش،هم دنـیایش آبـاد خواهد شـد.آنها جهت‌گیری زندگی‌ او‌ را‌ تصحیح می‌کنند و اینها حرکات‌ زندگی‌ او‌ را تسهیل‌ می‌کنند.آنها فکر و ذهن و روح او را آنچنان که از زشتی‌ها و نادرستی‌ها می‌آلایند که بـفهمد به کجا باید‌ حرکت‌ کند‌ و اینها وسیله این حرکت را به دسـت او‌ مـی‌دهند‌ تـا حرکت کند.(همو،۳۷۳۱/۸/۱۱)
۷.لزوم ارتباط این دو نهاد و خوش‌بینی به یکدیگر و کار مشترک و جدا نشدن و بهره‌مندی متقابل‌ از‌ مزایای‌ نسبی یکدیگر.(خامنه‌ای،۲۷۳۱/۹/۴۲)

هر یک از دو نـهاد ‌ ‌حـوزه و دانشگاه دارای‌ مزیّتهای نسبی فراوان است.شناخت این مزیّتها می‌تواند به بهره‌مندی ایندو مرکز عـلمی از آنـها و هـم‌افزایی ظرفیتها کمک کند.در‌ این‌ زمینه، پژوهشهای‌ کتابخانه‌ای و میدانی متعددی صورت گرفته است که می‌تواند مفید بـاشد.در‌ این‌ مجال‌ به برخی از محورهای مطروحه در یکی از این پژوهشها اشاره می‌شود.البته آنچه به‌ عنوان مـزیّت نسبی‌ یکی‌ از‌ دو نهاد مـطرح مـی‌شود به مفهوم نفی آن دیگری نیست،به ویژه آنکه‌ در‌ سه‌ دههء‌ گذشته در نظام دانشگاهی و حوزوی تلاش کردند از این مزایا بهره‌مند شوند.از جمله مزیّتهای‌ حوزه‌های‌ علمیه‌ عبارتند از:

*پیوند محکم با گذشتهء تاریخی،فرهنگی و اعتقادی جامعه؛

*تهذیب و تهذّب در فرایند تـعلیم‌ و تعلّم؛

*عبادت شمردن تعلیم و تعلّم و نگاه الهی به آن؛

*عمق مطالعات(عناوین درسی کم،ولی‌ عمیق)؛

*اخلاق تعلیم‌ و تعلّم(ارتباط معنوی و عاطفی استادان و طلاّب و…)؛

*نظام مباحثه دروس و گفتگوی علمی‌ اساتید‌ و طلاّب و پرهیز از تک‌گویی در کلاس‌ درس؛
در دانشگاه می‌توان به موارد ذیل‌ به‌ عنوان‌ برخی از مـزیّتهای نـسبی آن اشاره کرد:

*تلاش برای پاسخگویی به نیازهای اجتماعی و برنامه‌ریزی برای‌ آن؛

*جامعیت دانشگاه نسبت به علوم مختلف؛

*نظام ارزشیابی دانشگاه؛

*تکنولوژی آموزش؛

*نظام برنامه‌ریزی در دانشگاه؛

مطالعات معرفتی در دانشگاه اسلامی » شماره ۳۵ (صفحه ۳۴)

*ارتباط با‌ مجامع‌ علمی‌ دنیا؛

*و….(حسین‌زاده و تقی‌زاده،۱۸۳۱،شماره ۴۱،ص ۴۹)

۱.لزوم توجه به تلاش بدخواهان برای جدایی حوزه و دانشگاه و تخریب‌ این‌ دو نهاد به مـنظور فـراهم آوردن زمینهء استیلای مجدد بیگانگان بر کشور.۱

۲.لزوم هوشیاری‌ حوزه‌ و دانشگاه برای جلوگیری از اقدامات واگرایانه در درون‌ حوزه و دانشگاه و مقابلهء منطقی با این‌ حرکتها‌ و تعریف سیستمهای نظام‌مند و مراقبت هوشمند در مقابل طرحهای تفرقه‌انگیز.۲

اهداف ملی

مهم‌ترین سندی‌ که‌ بـه صـورت عملیاتی اهداف ملی را در‌ بیست‌ سال‌ آینده تبیین می‌کند،سند چشم‌انداز بیست سالهء جمهوری اسلامی‌ ایران‌ است.این سند پس از قانون اساسی که اهداف‌ کلان را بیان می‌کند،از جایگاه قانونی‌ ممتازی‌ برخوردار است که به تـبیین‌ راهـبردهای‌ تـحقّق‌ آرمانها و اصول‌ قانون‌ اساسی می‌پردازد.با عـنایت بـه ایـن سند،اهداف‌ ملی‌ بدین قرار هستند:
(۱).«حالا که می‌بینید یک تحولی پیدا شده است،دانشگاهی متمایل شده‌ است‌ به روحانی،روحانی متمایل شده است به‌ دانشگاهی،با‌ هـم هـستند و مـی‌خواهند‌ با‌ هم کشور خودشان را به‌ پیش‌ ببرند،حالا شـیاطین بـیشتر در فکر هستند که روحانی‌ را از یک طرف بکوبند و دانشگاهی‌ را از یک طرف،و فساد‌ کنند‌ بین‌ این دو تا،به‌ آنها‌ بگویید که ایـنها چـطورند،به‌ ایـنها بگویید‌ که آنها چطورند».(صحیفه نور،ج ۳۱،ص ۷۰۲)

و:«چشم‌هایتان را باید خیلی باز کنید،در این زمـان چشم‌ و گوشها باید خیلی باز باشد که‌ یک‌ وقت می‌بینید‌ از‌ داخل‌ خود دانشگاه و از داخل‌ خود فیضیه شما را به فـساد مـی‌کشانند،شما را بـه تفرقه می‌کشانند.اینها نمی‌توانند بیینند،اینهائی که‌ نمی‌خواهند این‌ کشور‌ صحیح و سالم باشد و از‌ اربـاب‌های‌ آنـها‌ که‌ از‌ اول هم نمی‌خواستند،نمی‌توانند‌ بینند‌ که شما با هم مجتمع شده‌اید و می‌خواهید با هم کار کنید.آنها عواقب ایـن امـر را بـرای‌ خودشان‌ می‌دانند‌ که اگر حقیقتا”دانشگاهی‌ و حوزه‌های علمی و همه‌ دانشگاهها‌ در‌ هر‌ جا‌ کـه‌ هـستند ایـنها با هم بشوند و با هم نقشه داشته باشند برای پیروز کردن‌ انقلاب،این برای آنها عـواقبی دارد».(صـحیفه نـور،ج ۱۲،ص ۲۱۲)

(۲).«توصیه اینجانب آن است که نسل حاضر‌ و آینده غفلت نکنند و دانشگاهیان و جوانان برومند عزیز هرچه بـیشتر بـا روحانیان و طلاّب علوم اسلامی پیوند دوستی و تفاهم را محکم‌تر و استوارتر سازند و از نقشه‌ها و توطئه‌های‌ دشمن غـدّار غافل نـباشند و بـه مجرد اینکه فرد یا افرادی را دیدند که با گفتار و رفتار خود درصددند بذر نـفاق بـین آنان افکنند،او را ارشاد و نصیحت نمایند و اگر‌ تأثیر نکرد،از او روگردان شوند و او را به انزوا کـشانند و نـگذارند تـوطئه ریشه دواند که‌ سرچشمه را به آسانی می‌توان گرفت».(صحیفه نور،ج‌ ۱۲،ص‌ ۶۰۲-۹۶۱)

تحقّق توسعهء ملی همه‌جانبه به‌ گونه‌ای‌ کـه ایـران قرن آیندهء شمسی،دولت-کشوری‌ توسعه‌یافته از نظر اقتصادی،علمی و فن‌آوری با حفظ هویت اسلامی و انقلابی و الهـام‌بخشی‌ در جـهان اسـلام و تعامل سازنده و مؤثر‌ در روابط بین‌الملل؛که بر‌ پایه‌ این دورنمای کلی، جامعه ایران ۴۰۴۱ دارای چنین ویژگی‌هایی باید باشد:

۱.توسعه‌یافته،متناسب بـا مـقتضیات فـرهنگی،جغرافیایی و تاریخی خود،و متّکی بر اصول‌ اخلاقی و ارزشهای اسلامی،ملی و انقلابی،با تأکید بر:مردم‌سالاری دینی،عدالت اجـتماعی، آزادیهای مـشروع،حفظ کرامت‌ و حقوق انسانها،و بهره‌مند از امنیت اجتماعی و قضایی؛

۲.برخوردار از دانش پیشرفته،توانا در تولید علم و فن‌آوری،متّکی بر سهم برتر منافع‌ انسانی و سـرمایهء اجـتماعی در تولید؛

۳.امن،مستقل و مقتدر با سامان دفاعی‌ مبتنی‌ بر بازدارندگی‌ همه‌جانبه و پیوستگی مردم و حکومت؛

۴.برخوردار از سلامت،رفاه،امنیت غـذایی،تأمین اجـتماعی،فرصتهای برابر،توزیع‌ مناسب درامد،نهاد مستحکم خانواده،به دور از فقر،فساد،تبعیض و بهره‌مند از مـحیط زیست‌ مطلوب؛

۵.فعّال،مسئولیت‌پذیر،ایثارگر،مؤمن،رضایتمند،برخوردار از وجـدان کـاری،انضباط، روحیهء تعاون و سازگاری اجتماعی،متعهد‌ به‌ انقلاب‌ اسلامی و شـکوفایی ایـران و مفتخر به‌ ایرانی بودن؛

۶.دست‌یافته به جایگاه اول اقتصادی،علمی و فن‌آوری در سطح منطقهء ‌‌آسیای‌ جنوب‌ غربی(شامل آسیای میانه،قفقاز،خاورمیانه و کـشورهای هـمسایه)با تأکید بر جنبش نرم‌افزاری‌ و تـولید عـلم،رشد پر‌ شتاب‌ و مـستمر اقـتصادی،ارتقای نـسبی سطح درامد سرانه و رسیدن به‌ اشتغال کامل؛

۷.الهام‌بخش،فعّال و مـؤثر در جـهان اسلام‌ با تحکیم الگوی مردم‌سالاری دینی،توسعهء کارامد،جامعهء اخلاقی،نواندیشی و پویایی فکری و اجتماعی،تأثیرگذار بر هـمگرایی‌ اسـلامی‌ و منطقه‌ای براساس تعالیم‌ اسلامی‌ و اندیشه‌های امـام خمینی(ر ه)؛

۸.دارای تعامل سازنده و مـؤثر بـا جهان براساس اصول عزّت،حکمت و مصلحت.

پیام اصـلی سـند چشم‌انداز،توسعهء همه‌جانبهء دانایی‌محور است که بستر شکل‌گیری تمدّن‌ نوینی را فراهم می‌سازد.با عنایت به‌ نـقش دانـش و دانشمندان در این فرایند،بازخوانی دوران‌ شکوفایی تـمدّن اسـلامی و رمـز و راز آن ضروری است.

با مراجعه بـه تـاریخ تمدّن اسلامی،درمی‌یابیم که آن تـمدّن،محصول عـلم و معرفتی بود که‌ ترکیبی از‌ حوزه‌ و دانشگاه امروزین آن را پدید آورد.اگر به دنبال احیای آن مجد و عظمت و درانـداختن طـرحی نو برای بنیانگذاری تمدّنی نوین بـاشیم،باید آن تـرکیب احیا و آنـ‌ تفکیکهای غـیر ضـرور و بلکه‌ مضر،کنار گذاشته شـود و با در نظر گرفتن عنصر زمان و تحوّلات شگرفی که در قرون گذشته تاکنون رخ داده است،بر پایهء اهداف مـشترک آنـ‌ ترکیب باز تعریف شود.این ترکیب ضرورتا‌ مـستلزم‌ ادغـام سـاختاری نـیست،بلکه بـا حفظ استقلال ساختاری و کـارکردهای تـعریف شده با تعریف اهداف مشترک و تقسیم کار علمی، برایند این تعامل،تأمین‌کنندهء نیاز خواهد بود.

حوزه‌های علمیه از گذشته‌های دور-که البـته در‌ درونـ‌ خـود‌ ترکیبی از حوزه و دانشگاه‌ امروزین‌ بود-و‌ دانشگاه‌ در یک سـدهء گـذشته از ارکـان آمـوزش و پژوهـش در کـشور ما بوده و هر کدام به روش خود تأمین‌کنندهء نیاز جامعهء‌ علمی‌ کشور‌ و درصدد پاسخگویی به نیازهای‌ عام جامعه بودند.

مروری بر‌ اهداف‌ چشم‌انداز،نشانگر مسئولیت سنگین ملی و همگانی،به ویژه در سطح‌ نخبگان است.پس از تـبیین این اهداف،نیازمند شناسایی ابزارها و وسایل ضروری‌ و توشهء‌ لازم‌ برای حرکت در این مسر سخت و البته مقدس هستیم.این‌ حرکت،نیازمند طرح و برنامهء جامع‌ است.حوزه و دانشگاه هم در طراحی باید سهیم و دخیل باشند و هم در‌ مراحل‌ اجرای‌ طـرح، مسئولیت داشـته باشند.اگر هدف عالی«مرجعیت علمی ایران اسلامی»در سطح جهانی را‌ به‌ این‌ اهداف-که تحقّق آنها نقش اول منطقه‌ای را به ملت و دولت ارزانی می‌بخشد-بیفزاییم، این مسئولیت تاریخی بیشتر‌ احساس‌ می‌شود.

همگرایی بر کدام پایه؟

 

هر حرکت همگرایانه در هر سطحی کـه بـاشد،چه سطح روابط‌ اجتماعی‌ یا‌ سطح ملی یا سطح‌ بین‌المللی،باید مبنا و پایهء محکم داشته باشد تا براساس سنگ بنای‌ مستحکم،ساختار‌ مورد‌ نظر شکل گیرد و ماندگار شـود.نسبت بـنا و مبنا در تعریف موضوع این نـوشتار،بسیار مـهم‌ است. ساختن‌ چارچوب روابط دو نهاد تأثیرگذار اجتماعی و علمی،نیازمند مبنایی متین و استوار است.

چارچوب روابط‌ حوزه‌ و دانشگاه،اندیشهء اسلامی است که پایه و اساس تحوّل عظیم‌ اجتماعی تاریخ معاصر ایران؛یعنی انـقلاب‌ اسـلامی‌ قرار گرفت و نظام نـوینی را بـنیان نهاد.از آن‌ رو که جهان‌بینی الهی اسلام‌ چتری‌ است‌ که بر سر همهء اجزا و ارکان نظام اجتماعی برآمده از انقلاب قرار می‌گیرد،باید این جهان‌بینی‌ بیش‌ از پیش مورد توجه و عنایت قرار گیرد.علاوه‌ بر آنـ،نقطهء تـمایز همهء نظامات‌ فرهنگی‌ و اجتماعی و سیاسی در جهان‌بینی آنها نهفته است که‌ بر پایهء آن،قوانین و مقررات شکل می‌گیرد‌ و جهت‌گیری‌ها‌ مشخص می‌شود.توجه به جایگاه‌ دانش و معرفت و نقش و منزلت دانشمندان در‌ جهان‌بینی‌ اسلامی باید نقطهء عزیمت جـریان‌ همگرایی دو نـهاد علمی و اجـتماعی حوزه و دانشگاه باشد.این نوع نگاه‌ و رویکرد در سده‌های‌ گذشته پس از تحوّلات قرون میانی اروپا مورد بی‌مهری،غفلت،طرد یا‌ تغافل‌ قرار گرفت کـه‌ ریشه در مشکلات درون‌دینی،درون‌فرهنگی و درون‌تمدّنی‌ اروپا‌ داشت و عمدتا به تعارض‌ علم و دین‌ در‌ آن حوزهء فکری و فـرهنگی و جـغرافیایی بـرمی‌گشت.امری که از اساس با نگاه‌ اسلام‌ به‌ علم و جایگاه معرفت و دانش‌ و دانستن‌ و دانایی‌ در دین خاتم،متفاوت و متغایر است.

بر این‌ اساس،نکات ذیـل ‌ ‌بـه عنوان پایه‌های این حرکت و نقاط عزیمت فرایند همگرایی‌ حوزه‌ و دانشگاه باید مورد عنایت قـرار گـیرد‌ و بـر تقویت نظری‌ و عملی آنها تأکید شود؛نکاتی‌ که ضرورت‌ همگرایی‌ را بیشتر نشان می‌دهند و روند آن را شتاب می‌بخشند:

۱.اسلام دین خـرد،دانش و شناخت‌ است.معجزهء پیامبر خاتم(ص)کتاب است.کتاب‌ الهی در‌ نخستین‌ آیاتی‌ که بر پیامبر‌ نازل‌ شد،بر خـواندن تأکید می‌کند‌ ودر‌ بسیاری از آیـات از مـفاهیم علم،عقل،فکر و معرفت سخن گفته می‌شود.۱
(۱).عقل،۱.در قرآن واژه«علم»و مشتقات آن‌ بیش‌ از هشتصد بار بکار رفته و صدها‌ بار از‌ واژه«عقل»،«فکر»و«معرفت»و مشتقات‌ آنها‌ استفاده شده است.در اسلام‌ تعارضی بین علم و دین،علم و ایمان وجود ندارد:حج،۴۵،عنکبوت،۹۴،آل‌ عمران،۸۱.
۲.دانش در اسلام،در ردیف ایمان و از‌ حـرمت‌ فراوان برخوردار است.(مجادله،۱۱)

۳.دانش در اسلام،بلندمرتبه است‌ و دانشمندان‌ و جویندگان‌ دانش ارزشمندترین مردم‌ هستند.(مجادله،۱۱،زمر،۹)

۴.دانشجویی در‌ اسلام بر هر مسلمانی،چه مرد و چه زن،واجب شمرده شده است.۱

۵.در دیدگاه اسلامی برای فراگیری دانش‌ هیچ‌ محدودیتی‌ وجود ندارد.(طه،۴۱۱)

۶.در اسلام بر دانش مفید تأکید‌ می‌شود.

۷.اسلام بـرای‌ جـلوگیری‌ از‌ انحراف‌ و افتادن در دام طغیان،دانش را با تزکیه و اخلاق و ایمان به خدا مطرح می‌کند.(ر.ک.به:سوره علق،۷-۶؛آل عمران،۱۶۳ و جمعه،۲)

تأکید اسلام بر تلازم دانش و ایمان و آموزش‌ و تزکیه ازآن‌روست که علم بدون ایمان، الحاد و استکبار را به دنبال دارد و آن چیزی اسـت کـه امروز و همیشه در تاریخ،در میان‌ قدرتهای استکباری مشاهده می‌شود و نتیجه‌ای جز‌ جنگ‌ و خونریزی و نابودی به همراه‌ نداشته است؛آن‌گونه که در جنگهای جهانی اول و دوم و منازعات منطقه‌ای در یک قرن‌ گذشته رخ داد،یا پیشرفت و رفاه مادی بدون آرامش و هـمراه‌ بـا ترس و نگرانی دائم از زرّادخانه‌های سلاحهای کشتار جمعی را به همراه دارد.دانش منهای ایمان بت می‌شود و از فن‌آوری،به عنوان ابزار سلطه و استیلا‌ و استعمار و استثمار و عقب‌ نگه داشتن دیگران بهره‌ می‌برد.

علاوه بر آن،در اندیشهء اسلامی،علم و ایـمان در تـعامل بـا یکدیگر می‌باشند،به گونه‌ای که‌ یکی مـولّد دیـگری اسـت.ایمان حقیقتی دانش‌افزا است و دانش‌ اصیل،بر ایمان می‌افزاید. الگوی نوین‌ توسعهء‌ علمی مورد نظر در این دیدگاه-که احیاگر رویکرد اصیل اسلامی به این‌ حوزه اسـت-دارای چـنین ویـژگی‌هایی است که آن را از سایر الگوها متمایز می‌کند.برخلاف‌ آنچه در اروپای قرون وسـطی و دورهـء‌ رنسانس‌ مطرح شد که علم و ایمان رو در روی یکدیگر قرار گرفتند،این دو در دیدگاه اسلامی به عنوان ارکان حرکت و رشد و توسعه و تعالی فردی‌ و اجـتماعی بـه شـمار می‌آیند.
با عنایت به مطالب پیش‌گفته،فرایند همگرایی حـوزه و دانشگاه را باید بر این اصول استوار کرد‌ و در تحکیم آنها کوشید.توجه به این مبانی،ضرورت همگرایی را بیشتر‌ آشکار‌ می‌سازد و‌ روند آن را شـتاب مـی‌بخشد.تبیین هـرچه بیشتر این مبانی،هم پاسخی به نیاز جهان مدرن و سرگشته است و ‌‌هـم‌ تـذکاری است برای رهپویان این راه که از این اصول راهنما غافل نشوند.

 

شروط همگرایی

برای توفیق‌ فرایند همگرایی حوزه و دانشگاه و دستیابی بـه آن هـمانند هـر حرکت مشابه، شروطی وجود دارند‌ که فراهم شدن آنها لازمهء توفیق این فـرایند است:

*مفروض انـگاشتن نـسبت علم و دین در اندیشهء اسلامی‌ و نگاه اسلام به دانش و دانشمند.

*تعریف دقیق و روشن راهبردها در سیاستها و برنامه‌ها بـر پایـهء چـشم‌انداز و رسالت‌ تعریف‌شده برای پروژهء همگرایی حوزه و دانشگاه.

*حرکت همگرایانه باید واقع‌بینانه باشد و با‌ رویکردی علمی،نقاط قوّت و ضـعف و فـرصتها و تهدیدها را شناسایی کند و آهسته و پیوسته و با برنامه به سمت اهداف حرکت کند.

*پیشگیری از اقدامات واگـرایانه در سـطوح نـظری و عملی.ضمن‌ آنکه‌ باید محیط نقد سازنده را فراهم کرد و از هرچه باعث تضعیف همگرایی و پیوند حوزه و دانـشگاه مـی‌شود، پرهیز نمود.

*آسیب‌شناسی مسیر پیموده شده و شناخت دقیق چالشها،به هموار کردن مسیر پیش‌ رو کمک‌ می‌کند.اینک پس از سـه دهـه از طـرح بحث وحدت حوزه و دانشگاه که از جمله‌ دستاوردهای انقلاب اسلامی است،۱باید مروری بر آنچه گذشته صورت گـیرد و مـراحل کار بازبینی شود تا‌ ایستگاه‌ تاریخی که در آن ایستاده‌ایم به صورت دقیق تعریف شود.

*در پرتـو انـقلاب اسـلامی گام همدلی که گام مهمی بود،تا حد زیادی برداشته شده است . حضرت امام خمینی(ره) میفرمایند:«من بزرگ‌ترین پیروزی را آشتی بین‌ دانـشگاه‌ و مـدارس عـلمی می‌دانم.اگر ما هیچ‌ پیروزی‌ پیدا‌ نکرده بودیم الاّ همین‌ معنا که بین دانشگاه و طـبقه روحـانی نزدیک کردیم و تفاهم حاصل شد و…»(صحیفه نور،ج ۶،ص ۱۲)
بنابر این تاکنون نیز شاهد همزبانی‌ و نیز‌ هم‌اندیشی این دو نهاد در عرصه‌های گوناگون بوده‌ایم.اما‌ ایـن‌ حـد از تقریب برای طرح بزرگ تمدّن‌سازی کافی نیست.باید با پشت سر گذاشتن مـراحل هـمدلی و هم‌اندیشی و هماهنگی و همکاری،به‌ درجه‌ای‌ بالاتر‌ از همگرایی دسـت یـافت.ضمن آنـکه‌ حفظ داشته‌ها و دستاوردها از آفات‌ محتمل نیز ضروری است.

*مطالعه و بـررسی سـوابق و تجربیات در این زمینه در سایر حوزه‌های فرهنگی و تمدّنی‌ در‌ گذشته‌ و حال و بهره‌گیری از آنها در این جـهت و درسـ‌آموزی از‌ نتایج‌ ناگوار جدایی علم‌ و دیـن در مـغرب زمین.

*شناسایی ظرفیتها و تـوانمندی‌های یـکدیگر جـهت برنامه‌ریزی برای بهره‌گیری مشترک‌ و هم‌افزایی.

*پذیرش استقلال‌ یـکدیگر بـه ویژه در حوزهء ساختاری و احترام متقابل.البته این استقلال‌ مطلق نیست،بلکه‌ نسبی‌ است.بدین‌ مفهوم کـه دو نـهاد ضمن آنکه در ساختار و کارکرد مستقل‌ بوده،در تـعامل با هم‌ بوده‌ و از تـجربیات یـکدیگر برای ارتقا بهره‌مند می‌شوند.

*پذیرش تقسیم کـار اجـتماعی موجود میان این دو‌ نهاد‌ برای پاسخگویی به نیازهای‌ جامعه و همکاری در حوزه‌های مشترک و تخصص‌گرایی در مـباحث؛به‌ گـونه‌ای‌ که‌ در عناوین گوناگون به تـناسب مـتخصصان،یکی از دو نـهاد،محور قرار گرفته و صـاحب‌نظران نـهاد دیگر کمک‌ نمایند.البته‌ این واقـعیت را نـیز باید پذیرفت که در و دههء گذشته اقبال حوزویان‌ به‌ مباحث‌ دانشگاهی‌ سیر صعوده داشته است و تـا حـد زیادی صبغهء حوزوی-دانشگاهی‌ گرفته‌اند.اقبال دانشگاهیان هم بـه عـلوم حوزوی‌ مـشاهده‌ مـی‌شود،ولی رونـد پر شتابی نداشته‌ است.

*توجه به رشته‌ها و عـناوین مطالعاتی دانشگاهی و حوزوی‌ که‌ همپوشانی دارند و استفاده‌ از این ظرفیت برای تعامل و همکاری بیشتر و در نتیجه هـم‌افزایی‌ تلاشها.

*باورمندی بـه‌ مقولهء دانشگاه اسلامی و محوریت بخشیدن بـه تـحقّق ایـن هـدف عـالی-که‌ جامع اهداف‌ حوزه‌ و دانـشگاه اسـت-در طراحی سیاستها و راهبردها و برنامه‌ها.

ساز و کارهای پیشنهادی برای دستیابی به همگرایی‌ مطلوب

با عنایت به آنچه گذشت،علاوه بر نکات مـطروحه در شـروط هـمگرایی،برخی«ساز و کارهای‌ اجرایی‌ و عملیاتی»در این زمینه تقدیم می‌شود کـه بـاید‌ در‌ یـک‌ هـم‌اندیشی حـوزوی و دانـشگاهی مورد نقد و بررسی‌ قرار‌ گرفته،به صورت جزیی‌تر و دقیق‌تر مطرح شود.

۱.کارکردگرایی بر پایهء سند راهبردی

مقولهء همگرایی این‌ دو‌ نهاد،باید بر پایهء اصول و قواعد‌ مشخصی؛یعنی سند‌ راهبردی‌ وحدت‌ حوزه‌ و دانشگاه و با نگاهی واقـع‌ بینانه‌ و کارکردی در چارچوب یک فرایند تعریف شود تا درصد توفیق آن بالا‌ رود.بازتعریف‌ این مقوله با این رویکرد و در قالب یک طرح‌ ملی‌ می‌توان‌ به این حرکت کمک کند.اکنون‌ که‌ بحث از سند توسعهء مـلی؛یعنی چـشم‌انداز بیست‌ ساله است،ضروری است ضمن تعریف جایگاه حوزه‌ و دانشگاه در این حرکت علمی، چارچوبی‌ برای‌ تعامل‌ دو نهاد و تقسیم‌ کار اجتماعی بین آن‌ دو،تبیین‌ نمود تا بتوان نتایج را دقیق‌تر و ملموس‌تر بررسی کرد.

۲.ایجاد ایستگاههای تـحقیقاتی مـشترک در سطوح‌ ملی‌ و محلی(استانی و شهرستانی)

با توجه به‌ گستردگی‌ و پراکندگی‌ مراکز‌ آموزش‌ عالی و همچنین مراکز‌ حوزوی متعدد در کشور،لازم است با تشکیل ستاد مشترکی در مرکز،ایستگاههای پژوهشی مـشتری بـا حضور تخبگان دو‌ نهاد‌ برای اجرای طـرحهای گـوناگون و پاسخگویی‌ به‌ نیازها‌ تشکیل‌ شود.

۳.هم‌افزایی ظرفیتهای پژوهشی برای‌ حضور‌ مؤثر در صحنهء بین‌المللی

با توجه به رتبه‌بندی‌۱کشورها و مراکز علمی آنها در سطح بین‌المللی و با‌ توجه‌ به‌ میزان تولید علم در آنـها،در صـورت تعامل دقیق‌ این‌ دو‌ نـهاد‌ و هـم‌افزایی‌ ظرفیتهای آنها به ویژه در حوزهء علوم انسانی و برگردان تولیدات علمی حوزه به زبانهای علمی بین‌المللی،رتبهء ایران بسیار بالا خواهد رفت.البته این نکته صرفا از باب رتبه‌بندی و ارتقای جایگاه ایران نیست،بلکه از باب ضرورت عرضهء اندیشهء دیـنی در عـرصهء جهانی و تبیین ظرفیت دین اسلام در پاسخگویی به نیاز جوامع است که مقدّم بر بحث ارتقای رتبهء ملی می‌باشد.

۴.برنامه‌های مشترک‌ جهت استفاده مطلوب‌تر از ظرفیت فضای مجازی

خوشبختانه در سالهای اخیر شاهد تولید متنوع و گستردهء انواع نـرم‌افزارها بـه ویژهء در حـوزه علوم‌ اسلامی در کشورمان بوده‌ایم و دانشگاهها نیز در‌ این‌ زمینه گامهای خوبی برداشته‌اند.تعامل‌ هرچه بیشتر این دو نهاد و همکاری در این زمینه و بـهره‌گیری از زبانهای علمی بین‌المللی‌ می‌تواند سهم کشور را در‌ حوزه‌ چندرسانه‌ای افزایش دهد.امروز کتابخانهء دیـجیتال‌ در‌ دسـتور کار سـازمان تربیتی،علمی و فرهنگی ملل متحد(یونسکو)و سایر مجامع جهانی قرار گرفته و ضروری است ایران حضور فعّال در این عرصه داشـته باشد.

جان ‌ ‌کـلام اینکه،رویکرد‌ کارکردگرایانه،علاوه‌ بر آثار مثبت ملی‌ و خدمت به جامعه،از رهگذر شتاب‌بخشی به روند تـوسعه و تـحقّق اهـداف چشم‌انداز بیست ساله،به فرایند همگرایی‌ حوزه و دانشگاه در چارچوبی مشخص کمک می‌کند تا به اهداف خود بـه صورت پیوسته و تدریجی‌ و نهادینه شده دست یابد.

 

منابع

۱.قرآن کریم

۲.ابن ماجد احمد ابن یزید(۱۴۲۱ ق)؛سنن ابن مـاجد،بیروت،دار الاحیا.

۳.امام خمینی(۱۳۷۴)؛صحیفه نور،ج ۳۱،ص ۶۰۲،تهران،مؤسسه تـنظیم و نـشر آثار امام(ر ه).

۴.حسین‌زاده،اکرم و تقی‌زاده،محمد احسان(۱۳۸۱)؛«مقایسه نظام آموزش حوزه و دانشگاه»،فصلنامه‌ دانشگاه‌ اسلامی،سال ششم،ش‌ ۴۱،ص ۴۹.

۵.خامنه‌ای،سید علی؛نقل از؛ WWW.Khamenei.ir

۶.سند چشم‌انداز بیست ساله جمهوری اسلامی ایران.

۷.کلینی،یعقوب(۱۳۷۷)؛اصول کافی،ج ۱،ترجمه مصطفوی،تهران،دفتر مطالعات‌ تاریخ اسلامی.

 

پایگاه اطلاع رسانی نهاد نمایندگی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

برچسب ها

ارسال نظر شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *