مقاله وحدت حوزه و دانشگاه

مقاله وحدت حوزه و دانشگاه   ناشر:سمیع الله مردان نویسنده: داریوش طاهری – ۱۳٩۴/٧/۳   وحدت از نظر حضرت امام […]

مقاله وحدت حوزه و دانشگاه

 

ناشر:سمیع الله مردان

نویسنده: داریوش طاهری – ۱۳٩۴/٧/۳

 

وحدت از نظر حضرت امام (ره) 

 

ارتباط دانشگاهیان با طلاب در کلام امام (ره)

حوزه و دانشگاه دو بازوی علمی و فرهنگی ولایت است
وحدت حوزه و دانشگاه از نظر آیه الله جوادی املی 
اشاره به چگونگی و چرایی شهادت آیه الله مفتح (ره)

وحدت رویکردی: این نظریه – که ما از آن به وحدت رویکردی تعبیر می کنیم – از سوی آیت الله جوادی آملی مطرح شده است. ایشان با نگاهی جامع، مسئله وحدت را در کنار بحث علم دینی و غیر دینی و اسلامی شدن دانشگاه ها بررسی می کند.
ایشان عنصر محوری دینی بودن علم را رویکرد الهی عالم به معلوم می دانند؛ یعنی فیزیک و شیمی وقتی اسلامی است که فیزیکدان و شیمیدان متوجه باشند، که قوانین فیزیکی و شیمیایی را چه کسی آفریده و برای چه آفریده است؟ اسلامی شدن دانشگاه ها به اسلامی شدن علوم و فعالیت های آن است(به معنایی که بیان شد).

باتوجه به آنچه گفته شد، هر گاه حوزه و دانشگاه به سمت دینی شدن علوم خود گام بردارند به وحدت حقیقی دست یافته اند، چرا که هر دو در یک عرصه مشترک – علوم دینی – فعال هستند و تنها تفاوت این دو نهاد در محدوده فعالیت علمی است. حوزه علمیه در آن بخش از علوم دینی فعالیت می کند که از منبع وحی و نقل؛ مانند فقه، کلام و حدیث و عقل مانند فلسفه و کلام استخراج می شود و دانشگاه نیز به بخش دیگر که از تجربه با کمک عقل و عقلا به دست می آید؛ مانند فیزیک، شیمی و ریاضیات اهتمام می ورزد.
مرکز فکر، تصمیم گیری، اندیشیدن و راهنمایی کردن اگر متحد و متشکل باشد، آنگاه است که نظیر سلسله اعصاب به همه ابعاد و اعصاب انقلاب اسلامی سرایت می کند و به اتحاد می رسد. بنابراین تا مرکز اندیشه و فکر یگانه و یکتا نشود، راهی برای سرایت وحدت در ابعاد گوناگون نخواهد بود.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

نهال وحدت

وحدت حوزه و دانشگاه، یکی از هدف های برجسته حضرت امام خمینی (ره) قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بوده است. به مناسبت شهادت آیت اللّه دکتر محمد مفتح در سال ۱۳۵۸ که خود از پیوند دهندگان حوزه و دانشگاه بود، ۲۷ آذرماه، به طور رسمی روز وحدت حوزه و دانشگاه نامیده شد. تاکنون ضمن برگزاری مراسم بزرگداشت این روز، تلاش هایی در راه تحقق این مهم انجام شده است. باروری این پیوند مقدس که با خون شهیدان گران قدری چون شهیدمطهری، شهید مفتح، شهید بهشتی، شهید باهنر و صدف های روحانی و دانشگاهیِ شهید آبیاری شده، حفظ و حراست این دو کانون جوشان علم و معرفت را طلب می کند. 

ارتباط دانشگاهیان با طلاب در کلام امام (ره)

حضرت امام خمینی (ره) دانشگاهیان را به ارتباط هر چه بیشتر با روحانیون توصیه کرده، چنین فرمودند:«توصیه این جانب آن است که نسل حاضر و آینده غفلت نکنند و دانشگاهیان و جوانان برومند عزیز، هر چه بیشتر با روحانیان و طلاب علوم دینی پیوند دوستی و تفاهم را محکم تر و استوارتر سازند و از نقشه ها و توطئه های دشمن غدّار غافل نباشند و به مجرد آنکه فرد یا افرادی را دیدند که با گفتار و رفتار خود درصدد است بذر نفاق بین آنان افکند، او را ارشاد و نصیحت نمایند و اگر تأثیر نکرد،از او رو گردان شوند و او را به انزوا کشانند و نگذارند توطئه، ریشه بدواند…»! 
فصلی نامیمون
با گذشت سده های متمادی و پیچیده شدن نیازهای بشر و در نتیجه توسعه و انقسام علوم، دانشمندان به اصناف گوناگونی تقسیم شدند. حوزه های علمیه که مستقیما به مسائل دینی مذهبی می پرداخت از این قاعده مستثنی نبود و از قلمرو علوم دیگر جدا شد و دشمنان دین بودند که از این جدایی طبیعی سوء استفاده های فراوانی در جهت اهداف پلید خود کردند. آنان دینداری را مغایر با سعادت دنیا و علوم دینی را متضاد با علوم دیگر و دانشمندان علوم دینی را مقابل سایر دانشمندان قلمداد کردند و موفق شدند در مراحلی از تاریخ این جدایی و فصل طبیعی را به کینه و نفرت تبدیل کنند.

برگ زرینی از تاریخ 

بی شک درخشان ترین صفحات تاریخ انقلاب اسلامی با جوهر مجاهدت و مقاومت و خون پاک و به هم آمیخته دانشجویان و روحانیانی نگاشته شده است که در دشوارترین ایام مبارزه با نظام ستم شاهی و تکوین و تثبیت انقلاب دوشادوش همدیگر به نبردی آگاهانه و مستمر برخاستند. به فرموده امام اگر خاصیت این نهضت را فقط پیوند روحانیان و دانشجویان بدانیم، این بزرگ ترین نعمت و مژده آن بود، البته اگر بگذارند نتیجه آن باقی بماند و امید آنکه همین اتحاد و همدلی ضامن بقای نتیجه باشد.

بازوان ولایت
حوزه و دانشگاه به عنوان دو بازوی علمی و فرهنگی ولایت، مسئول پاسداری از فرهنگ و ارزش های اسلامی نظام اند. از این رو وحدت این دو نهاد از اهم اموری است که در تبیین جایگاه فکری و فرهنگی نظام باید مورد توجه قرار گیرد. موانع آن برطرف گردد؛ زیرا وجود تضاد در مبانی نظری، عقیدتی و علمی این دو پایگاه مهم به ایجاد ناهماهنگی و تضاد در اداره نظام اسلامی منجر می شود و تضعیف نظام را در پی خواهد داشت. از این رو انتظار می رود که وحدت حوزه و دانشگاه امری جدی و مهم و در صدر برنامه های این دو نهاد قرار گیرد.

احترام متقابل
غرض از وحدت حوزه و دانشگاه، این نیست که حوزوی ها، علوم دانشگاهی، و یا دانشگاهیان الزاما علوم حوزوی بخوانند؛ بلکه منظور از وحدت این است که هر دو گروه علمی، هماهنگ، متحد و همسو، به تدبیر امور ملت و جامعه اسلامی بپردازند. البته شکی نیست که این کار به تفاهم بسیار، ذهن باز، سعه صدر، فروتنی علمی، قدرت تحمل عقاید و نظریه ها، روحیه احترام متقابل و نگرش به آینده نیاز دارد. 

وحدت حوزه و دانشگاه گمشده ای ناب
امروز وحدت حوزه و دانشگاه برای تحکیم پایه های انقلاب اسلامی و جلوگیری از نفوذ بیگانگان در جامعه ضروری است. نقش مهم این دو مرکز علمی و فرهنگی در کیفیت اداره نظام و مقابله با تهاجم همه جانبه استکبار جهانی، وحدت این دو نهاد را به ضرورت گریزناپذیری بدل کرده است. به فرموده مقام معظم رهبری: «وحدت حوزه و دانشگاه گمشده ای است که باید آن را بیابیم تا مجموعه نظام آموزشی و علمی ـ فرهنگی کشور به عنوان پیکر واحد در راستای مصالح عالیه اسلامی قرار گیرد

وحدت حوزه و دانشگاه و ارتباط آن با دگرگونی های زیربنایی جامعه
حوزه و دانشگاه مانند دو مغز متفکر و قلب تپنده در جامعه اسلامی، نقش سرنوشت سازی در تعالی و شکوفایی یا رکود و انحطاط جامعه به عهده دارند. همدلی و وحدت این دو قشر فرهیخته دست مایه گران بهایی است که زیربنای همه دگرگونی های اساسی، به ویژه تحول فرهنگی را که زیرساخت سایر تحول ها است، فراهم می سازد.

وحدت حوزه و دانشگاه از نظرگاه آیت الله جوادی آملی
درباره وحدت حوزه و دانشگاه بحث های زیادی مطرح و نظرات مختلفی ارائه شده است که برخی از دیدگاه های مطرح در این موضوع به شرح ذیل است:
۱. وحدت فیزیکی: این دیدگاه می گوید: باید نظام آموزشی حوزه و دانشگاه در هم ادغام شده و یک ساختار آموزشی واحد ایجاد شود تا بتواند اهداف دو ساختار سابق را تأمین کند.البته عده ای نیز در همین جا به تعدیل این نظریه پرداخته و تنها به تبادل طلبه، دانشجو و استاد میان این دو نهاد بسنده می کنند.
۲. وحدت سیاسی – اجتماعی: در این نگرش باید با در نظر گرفتن اشتراکات موجود به برطرف کردن سوءتفاهم ها و اختلافات اهتمام کنند و در مقابل حوادث اجتماعی و سیاسی به یک موضع واحد دست یابند.
۳. وحدت موضوعی : یعنی اینکه باید در دانشگاه علاوه بر رشته های فعلی، به علوم متداول حوزوی نیز بطور تخصصی پرداخته شود. در مقابل، حوزه نیز باید فعالیت های علمی خود را به مباحث تجربی گسترش دهد. این نوع وحدت با وحدت فیزیکی که در ابتداء به آن اشاره شد، بی ارتباط نیست، چرا که تبادل طلبه و دانشجو می تواند زمینه چنین وحدتی را فراهم آورد.
۴. وحدت رویکردی: این نظریه – که ما از آن به وحدت رویکردی تعبیر می کنیم – از سوی آیت الله جوادی آملی مطرح شده است. ایشان با نگاهی جامع، مسئله وحدت را در کنار بحث علم دینی و غیر دینی و اسلامی شدن دانشگاه ها بررسی می کند.
ایشان عنصر محوری دینی بودن علم را رویکرد الهی عالم به معلوم می دانند؛ یعنی فیزیک و شیمی وقتی اسلامی است که فیزیکدان و شیمیدان متوجه باشند، که قوانین فیزیکی و شیمیایی را چه کسی آفریده و برای چه آفریده است؟ اسلامی شدن دانشگاه ها به اسلامی شدن علوم و فعالیت های آن است(به معنایی که بیان شد).
باتوجه به آنچه گفته شد، هر گاه حوزه و دانشگاه به سمت دینی شدن علوم خود گام بردارند به وحدت حقیقی دست یافته اند، چرا که هر دو در یک عرصه مشترک – علوم دینی – فعال هستند و تنها تفاوت این دو نهاد در محدوده فعالیت علمی است. حوزه علمیه در آن بخش از علوم دینی فعالیت می کند که از منبع وحی و نقل؛ مانند فقه، کلام و حدیث و عقل مانند فلسفه و کلام استخراج می شود و دانشگاه نیز به بخش دیگر که از تجربه با کمک عقل و عقلا به دست می آید؛ مانند فیزیک، شیمی و ریاضیات اهتمام می ورزد.
مرکز فکر، تصمیم گیری، اندیشیدن و راهنمایی کردن اگر متحد و متشکل باشد، آنگاه است که نظیر سلسله اعصاب به همه ابعاد و اعصاب انقلاب اسلامی سرایت می کند و به اتحاد می رسد. بنابراین تا مرکز اندیشه و فکر یگانه و یکتا نشود، راهی برای سرایت وحدت در ابعاد گوناگون نخواهد بود.

حوزه و دانشگاه: راه های وحدت
یکی از مهمترین و محوری ترین راه هایی که در رابطه با تحقق وحدت مطرح می شود، گفت و گوی علمی است، بدین معنا که بازگشت به مبانی وحدت و همفکری، در سایه همدلی و گفت و گوی علمی در فضایی صمیمی بوده و پیش داوری ها و علقه ها بی اساس خواهد شد. پس از انقلاب اسلامی به این بعد، در سطح مطلوبی توجه شده و در سمینارهایی که برگزار شده، نتایج خوبی در جمع بندی ها حاصل شده که در ادامه به برخی از آنها اشاره خواهیم کرد:
-بحث تعامل و وحدت حوزه و دانشگاه از آن سطح ایده آل و آرمانی که در اوایل انقلاب مطرح شده بود خارج گردیده و به واقعیات اجتماعی نزدیک تر و انتظارات و توقعات از این وحدت واقع بینانه تر شده است.
-موضوع وحدت حوزه و دانشگاه به عنوان یک مقوله اجتماعی در تعامل با مؤلفه ها و عوامل دیگر فکری و اجتماعی قرار دارد.
– حاکمیت دینی، ساختار آن، اعمال و رفتار حکومت و نیز مسائل اجتماعی حکومت، به مقوله وحدت حوزه و دانشگاه تأثیر فراوانی گذاشته و می گذارد. این هم واقعیتی است که باید به طور منصفانه و واقع بینانه به آن توجه شود.
– امروزه منازعات سیاسی و جناحی بر مقوله وحدت حوزه و دانشگاه بطور جدی سایه افکنده است.
– گسترش کمی دانشگاه ها و حوزه های علمیه نیز پدیده اجتماعی دیگری است که در بحث حوزه و دانشگاه و وحدت آنها باید مورد تامل جدی قرار گیرد.
– تحولاتی که در عرصه جهانی شدن یا جهانی سازی در حال رخ دادن است و مسائلی که در عرصه های مختلف فرهنگی ،اجتماعی و دینی وجود دارد و نیز انتظارات جدیدی که حوزه و دانشگاه در قبال این مسائل به وجود آورده است، بالطبع این مسائل و انتظارات جدید نیازمند تلقی کار آمدتری از وحدت حوزه و دانشگاه و اهتمام بیشتری نسبت به این موضوع می باشد.
مطرح شدن آرمان مطلوب وحدت حوزه و دانشگاه در سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی در عین نارسایی ها و آسیب هایی که متوجه آن بوده از توفیقات قابل توجهی نیز برخوردار بوده است، که می توان به برخی از آنها اشاره نمود:
۱. در حوزه مباحث فکری و آموزشی و پژوهشی، برداشته شدن مرزی که قبل از انقلاب میان حوزه و دانشگاه وجود داشت.
۲. کاهش فاصله ای که به لحاظ شیوه های آموزشی، نوع پژوهش و تحقیق بین این دو نهاد وجود داشت.
۳. تبادل استاد و دانشجو و شکل گیری گروه های جدید آموزشی و پژوهشی در نهاد حوزه و دانشگاه.
۴. شکل گیری و پیدایش رشته های جدید علمی با نگاه تطبیقی و جامع به دیدگاه های مطرح شده در وحدت حوزه و دانشگاه و نخبگان اجتماعی .
۵. در عرصه های فرهنگی، اعتقادی، اجتماعی و مسائل حکومتی.
بطور کلی قطع نظر از بررسی سیر تاریخی وحدت حوزه و دانشگاه با مرور به تحلیل های ارائه شده در خصوص محدوده و قلمرو آن می توان به پنج تحلیل عمده نایل شد که عبارتند از: ۱. وحدت آرمانی – اخلاقی، سیاسی – اجتماعی؛ ۲. وحدت معرفت شناختی؛ ۳. وحدت ساختاری؛ ۴.وحدت ایدئولوژیک؛ ۵. وحدت مبتنی بر تقسیم کار.

کامل ترین جریان علمی
مقام معظم رهبری درباره وحدت حوزه و دانشگاه می فرماید: «وحدت حوزه و دانشگاه، عبارت از این است که وحدت این دو کانونِ تعلیم و تعلّم را از لحاظ سیستم و سازمان دهی حاکم بر آنها، و از لحاظ برخی از محتواها به هم نزدیک کنیم، و این چیزی است که می تواند تحت عنوان وحدت حوزه و دانشگاه مورد توجه قرار گیرد و خیلی مهم است. اگر روحیه طلبگی در دانشگاه ایجاد شود و درس خواندن در دانشگاه، به عنوان یک وظیفه الهی تلقی شود، تحول بزرگی ایجاد خواهد شد و فارغ التحصیلان دانشگاهی که در دوران تحصیل درس خواندن را جزو عبادت می داند، فعالیت بسیار ثمربخش و مفیدی در جامعه اش خواهد داشت. اخلاق حوزه و دانشگاه، هر یک نکات مثبتی را در خود دارد. این دو نوع فرهنگ و خلقیات، باید به سمت تکامل پیشرفته به یکدیگر نزدیک شوند. هماهنگی در نظام تعلیم و تعلم دانشگاه و حوزه، در واقع کامل ترین حالت یک جریان علمی است».

جنبه های اخلاقی
بسیاری از بزرگان حوزوی و دانشگاهی، جهت گیری اصلی بحث وحدت را، توجه به «جنبه های اخلاقی» حوزه و دانشگاه قرار داده اند. از این دیدگاه منظور از وحدت حوزه و دانشگاه این است که این دو نهاد باید دو گام اخلاقی مهم در مسیر حرکت خود بردارند تا وحدت تحقق یابد: نخست آنکه هر دو نهاد، به تربیت انسانی ـ اسلامی، و پرورش و تعالی اخلاقی نیروهای خود اهتمام کامل بورزند تا از این رهگذر، روح صداقت و صمیمیت در هر دو بارور شود و بتوانند در کنار هم، به بررسی همه مسائل علمی و اجتماعی بپردازند. دوم اینکه تمام ابعاد و زوایای تنظیم روابط دو جانبه میان این دو نهاد، در پرتو همین روح اخلاقی و صادقانه شکل گیرد، و هیچ یک اجازه ندهد عوامل دیگر بر همراهی این دو نهاد سایه افکند و فضای صمیمیت و صداقت اخلاقی را، به شائبه های خودمحوری آلوده سازد.

اشاره
آیت اللّه شهید دکتر محمد مفتح، در سال ۱۳۰۷ شمسی در خانواده ای روحانی در همدان به دنیا آمد. پدر ایشان مرحوم حجه الاسلام حاج شیخ محمود مفتح از وعاظ بزرگ همدان بود. استعدادفراوان و عشق زیاد شهید به تحصیل باعث شد که به زودی مراحل مختلف تحصیل را بگذراند به نحوی که دیگر حوزه همدان برای او قابل استفاده نبود و لذا در سال ۱۳۲۲ درحالی که تنها ۱۵ سال داشت برای ادامه تحصیل به حوزه علمیه قم مهاجرت کرد.
در حوزه علمیه قم، از بزرگانی چون آیت اللّه بروجردی، میرداماد، علامه طباطبایی و امام خمینی (ره) بهره جست و خود مُدرسی گردید. وی در دورانی که تبلیغات استثمارگران، دانشگاه و تحصیل علوم جدید را ننگ و پشت کردن به دین می دانست، قدم به عرصه دانشگاه گذاشت و به درجه «دکتری» رسید. او که توطئه استعمار را در جدا نگه داشتن دو قشر دانشگاهی و روحانی با تمام وجودش حس کرده بود، به تلاش هایی برای ایجاد وحدت و انسجام میان این دو قشر پرداخت. مقاله ای که این بزرگوار در مجله مکتب اسلام درباره وحدت حوزه و دانشگاه نوشت، اندیشه والای او را در این باره بیان می کند.
با شروع قیام حضرت امام خمینی (ره)شهید مفتح که یکی از شاگردان مبرز فعال او بود از روز اول قیام پشت سر امام مبارزات خود را اوج داد.
منبرهایی که ایشان در شهرهای آبادان ، خرمشهر، اهواز و…می رفتند بارها منجر به دستگیری و تبعید ایشان گردید.
دکتر مفتح دو ماه قبل از پیروزی همراه با زندانیان سیاسی دیگر آزاد گردید و در میان مردم قرار گرفت و با سخنرانی ها مردم را علیه رژیم تحریک می کرد تا پیروزی انقلاب. پس از پیروزی به عضویت شورای انقلاب درآمد و سپس مسئولیت دانشکده الهیات را به پیشنهاد آیه الله مطهری (ره) پذیرفتند و اولین سمینار وحدت حوزه ودانشگاه در همان دانشکده برگزار کرد
دکتر مفتح در ساعت ۹صبح روز سه شنبه ۲۷ آذر ۱۳۵۸در حیاط دانشکده الهیات دانشگاه تهران با چند گلوله از سوی منافقین به شدت مجروح شد و او را به بیمارستان منتقل کردند و معالجات اثری نبخشید تا اینکه حدود ساعت ۲ بعد از ظهر به آرزوی دیرینه خود یعنی شهادت نائل آمد.

روحش شاد وراهش پر رهرو والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

 

پایگاه اطلاع رسانی نهاد نمایندگی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی