×

یادداشت | واکنش حجت الاسلام دکتر خدیوی به طرح مناره محمدجواد ظریف و محسن بهاروند
مناره؛ فانوسی در مه؟ یا مقدمه‌ای برای مهار ایران؟

  • کد نوشته: 5568
  • 12 مرداد 1404
  • 285 بازدید
  • محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه پیشین جمهوری اسلامی ایران، و محسن بهاروند، سفیر سابق ایران در بریتانیا، اخیراً با انتشار یادداشتی در روزنامه گاردین، طرحی با عنوان «مناره» (Middle East Nuclear Research and Advancement Network) را برای همکاری علمی و هسته‌ای در منطقه خاورمیانه پیشنهاد کرده‌اند.
    مناره؛ فانوسی در مه؟ یا مقدمه‌ای برای مهار ایران؟
  • محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه پیشین جمهوری اسلامی ایران، و محسن بهاروند، سفیر سابق ایران در بریتانیا، اخیراً با انتشار یادداشتی در روزنامه گاردین، طرحی با عنوان «مناره» (Middle East Nuclear Research and Advancement Network) را برای همکاری علمی و هسته‌ای در منطقه خاورمیانه پیشنهاد کرده‌اند.
    در همین راستا، حجت‌الاسلام دکتر خدیوی در یادداشتی تحلیلی، با نگاهی منتقدانه به ابعاد حقوقی، سیاسی و گفتمانی این طرح پرداخته و آن را تلاشی در راستای نرم‌سازی چهره مهار علمی ایران در پوشش مفاهیم صلح‌طلبانه دانسته است. متن کامل این یادداشت را در ادامه می‌خوانید:

    یادداشت اخیر دکتر محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه پیشین جمهوری اسلامی ایران، و آقای محسن بهاروند، سفیر سابق ایران در بریتانیا، که با معرفی طرحی تحت عنوان مناره:  «» (Middle East Nuclear Research and  Advancement Network)   در روزنامه گاردین منتشر شد،  به‌ظاهر تلاشی برای احیای گفتمان صلح و و باز کردن ممسیر جدید برای حل چالش میان ایران و غرب بر سر مساله هسته ای است نویسندگان این طرح ادعا می کنند با این پیشنهاد  که بر اصولی همچون عدم اشاعه، بهره‌برداری صلح‌آمیز از فناوری هسته‌ای و مشارکت علمی منطقه‌ای تاکید دارد، می توان تصویری از آینده‌ای متفاوت برای منطقه ترسیم کرد؛  با این حال، بررسی دقیق‌تر متن و زمان‌بندی انتشار آن، به‌ویژه هم‌زمانی آن با تلاش‌های ایالات متحده برای طراحی پروژه‌های مشترک هسته‌ای خارج از خاک ایران با مشارکت برخی دولت‌های عربی، این پرسش را برمی‌انگیزد که آیا «مناره» ابتکاری مستقل و بومی است یا گامی در مسیر هموارسازی افکار عمومی و نخبگانی برای پذیرش چارچوبی از پیش‌طراحی‌شده در جهت مهار علمی و هسته‌ای ایران است؟ برای روشن شدن میزان رابطه و هم پوشانی این طرح با طرح امریکایی، چند نکته قابل تأمل است:
    ۱. مشروعیت حقوقی فعالیت‌های ایران
    جمهوری اسلامی ایران سال‌هاست که عضو معاهده عدم اشاعه سلاح‌های هسته‌ای (NPT) است و از جمله کشورهایی به‌شمار می‌رود که بیشترین میزان همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را تجربه کرده است. در طول این مدت، صدها مورد بازرسی رسمی و اعلام‌شده و حتی سرزده از تأسیسات هسته‌ای ایران انجام شده است. با وجود این، ایران همچنان در معرض تردیدها و فشارهای سیاسی و تهدید به حمله مجدد قرار دارد. پرسش اساسی آن است که چرا عضویت در NPT، که اساساً برای ایجاد اعتماد و شفافیت طراحی شده، نتوانسته این فضای بدبینی را کاهش دهد؟
    ۲. تقلیل مسئله به سطح فنی
    آیا واقعاً دغدغه اصلی نظام بین‌الملل، احتمال غیرصلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای ایران است؟ یا آنچه مایه نگرانی واقعی قدرت‌های غربی‌ست، توانمندی علمی مستقل و غیر وابسته کشوری است که در نظم بین‌المللی رایج حاضر به پذیرش نقش دست‌چین‌شده برای خود نیست؟ رویکردهایی که مشکل را صرفاً فنی و قابل حل از طریق همکاری منطقه‌ای می‌دانند، احتمالاً از درک عمق تقابل گفتمانی میان انقلاب اسلامی و نظم مسلط جهانی غافل‌اند.
    ۳. امنیت منطقه‌ای در سایه بی‌عدالتی ساختاری
    در دنیای به‌هم‌پیوسته امروز، نمی‌توان امنیت را در یک چارچوب منطقه‌ای ایزوله تصور کرد، و طرح خاورمیانه عاری از سلاح هسته ای را عملی ساخت، آن‌هم در شرایطی که ایالات متحده ده‌ها پایگاه نظامی در منطقه مستقر کرده و بازیگری چون رژیم صهیونیستی، که نه عضو NPT است و نه متعهد به شفافیت هسته‌ای، از حمایت‌های گسترده تسلیحاتی برخوردار است. چگونه می‌توان از همکاری منطقه‌ای سخن گفت، در حالی که حملات به تأسیسات علمی کشورهای مستقل بدون تبعات حقوقی صورت می‌پذیرد و حتی مشروع جلوه داده می‌شود؟
    ۴. جایگاه دانش بومی و توازن در مشارکت
    طرح «مناره»، که در فارسی به فانوس ترجمه می شود، اگرچه با انتخاب عنوانی فریبنده و جذاب و نمادین مطرح شده، اما نباید به‌گونه‌ای تفسیر شود که دستاوردهای بومی دانشمندان ایرانی که با دانش بومی تا مرز دانش پیش رفته اند، نادیده گرفته شوند یا در قالب یک چارچوب مشترک که به‌لحاظ ساختاری نابرابر است، به مشارکت «فرموله‌شده» تقلیل یابد. ایران امروز در حوزه فناوری هسته‌ای، به‌رغم تحریم‌ها و فشارهای فراوان، از سطحی از استقلال و خودکفایی برخوردار است که نباید به بهای پذیرش مشارکت محدودشونده، به حاشیه رانده شود.
    ۵. ابهامات حقوقی و سیاسی طرح
    پذیرش این‌گونه طرح‌ها، در صورتی که با الزامات سیاسی خاصی همراه باشد – مانند تعطیلی فعالیت‌های مستقل، شفاف‌سازی مطلق در چارچوبی غیرمتقارن، یا حتی فشار برای عضویت همه کشورهای اسلامی در غیاب ضمانت‌های متقابل – می‌تواند عملاً به فرسایش ظرفیت‌های ملی بینجامد. به‌ویژه در شرایطی که بازیگر هسته‌ای اصلی منطقه، یعنی رژیم صهیونیستی، نه‌تنها خارج از این سازوکار باقی می‌ماند، بلکه خود به عامل تهدید تبدیل شده است.
    اما آن‌چه تجربه تاریخی ایران نشان داده، این است که استقلال و پیشرفت، نه از مسیر مشارکت‌های مدیریت‌شده، بلکه از دل مقاومت علمی و اتکا به توان بومی حاصل شده است. صلح، اگر قرار است پایدار باشد، باید بر مبنای عدالت، توازن و احترام متقابل شکل گیرد؛ نه در چارچوب ابتکارهایی که ممکن است در نهایت، منافع قدرت‌های بزرگ را در لباس گفت‌وگوی منطقه‌ای بازتعریف کنند.
    به نظر می رسد تفاوت اساسی ارائه دهندگان طرح «مناره» با گفتمان انقلاب اسلامی، در درک ماهیت تقابل میان جهان اسلام و نظام سلطه نهفته است. در حالی که گفتمان انقلاب اسلامی این تقابل را عمیق، ساختاری و گره‌خورده با هویت و استقلال سیاسی و علمی ملت‌ها می‌داند، طرح‌هایی از این‌دست با فروکاست این نزاع به سطحی تکنولوژیک و فنی، راه‌حل را در مصالحه، تسلیم و تغییر ادبیات، آن هم از طرف جمهوری اسلامی ایران جست‌وجو می‌کنند.
    برچسب ها

    نوشته های مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *