×

یادداشت حجت‌الاسلام دکتر خدیوی درباره اظهارات اخیر ظریف
صاحب‌خانه تهدید است یا دزد؟

  • کد نوشته: 6753
  • 03 دی 1404
  • 109 بازدید
  • حجت‌الاسلام دکتر علی خدیوی در واکنش به سخنان اخیر محمدجواد ظریف در نشریه «فارن افرز»، با طرح پرسش «صاحب‌خانه تهدید است یا دزد؟» روایت دوطرفه‌سازی تهدید میان ایران و آمریکا را مورد نقد قرار داد
    صاحب‌خانه تهدید است یا دزد؟
  • متن یادداشت : 

    بحث نسبت ایران و آمریکا بار دیگر با سخنان محمدجواد ظریف به صدر تحلیل‌ها بازگشته است. او با به‌کارگیری مفاهیمی مانند «چرخه امنیتی‌سازی» و «معمای امنیت»، می‌کوشد چنین القا کند که ایران و آمریکا دو بازیگر هم‌سطح‌اند که در واکنش متقابل به یکدیگر، ناخواسته تنش را تشدید کرده‌اند.
    اما پرسش اصلی اینجاست: در این معادله، چه کسی منشأ تهدید است؟
    آیا صاحب‌خانه‌ای که در جغرافیای خود ایستاده و از حریمش دفاع می‌کند، تهدید محسوب می‌شود؟
    یا دزدی که با زور وارد خانه شده و حضورش را «نظم بین‌المللی» می‌نامد؟

    واقعیت این است که آمریکا بازیگر بومی خاورمیانه نیست. هزاران کیلومتر دورتر از این منطقه، با شبکه‌ای از پایگاه‌های نظامی، ناوهای جنگی، #تحریم‌ های فلج‌کننده، کودتا، جنگ نیابتی و اشغال مستقیم وارد شده است. در مقابل، ایران در خانه خود قرار دارد. در چنین وضعی، سخن گفتن از «چرخه دوطرفه تهدید» بیش از آنکه تحلیلی بی‌طرفانه باشد، نوعی وارونگی مفهومی به سود متجاوز است.

    نکته مغفول در تحلیل #ظریف این واقعیت ساده اما بنیادین است: حضور آمریکا ذاتاً تنش‌زاست.
    تجربه عراق، افغانستان، سوریه، یمن، لیبی و فلسطین نشان می‌دهد که آمریکا نه برای ثبات، بلکه برای مدیریت بحران دائمی وارد منطقه شده است؛ نه برای صلح، بلکه برای تداوم فروش سلاح، مهار قدرت‌های مستقل و حفظ هژمونی.

    اگر آمریکا از منطقه دست بردارد، بسیاری از درگیری‌های نیابتی فروکش می‌کند، مسابقه تسلیحاتی کاهش می‌یابد و بهانه اصلی فشار بر ایران نیز از میان می‌رود. در این چارچوب، مسئله «رفتار ایران» نیست؛ مسئله، حضور نامشروع آمریکا در جغرافیایی است که به آن تعلق ندارد.

    از سوی دیگر، فردی‌سازی مسئله #ایران خطای دیگری است که در این قرائت دیده می‌شود. ایران تنها نیست. واقعیت میدانی نشان می‌دهد که ایران بخشی از یک جبهه تاریخی و مردمی مقاومت است. ملت‌های فلسطین، لبنان، یمن، عراق و سوریه صرفاً «نیروهای نیابتی» نیستند، بلکه ملت‌هایی‌اند با تجربه زیسته اشغال، تجاوز و تحقیر.

    نادیده گرفتن این واقعیت، هم تحقیر اراده ملت‌هاست و هم هم‌راستایی ناخواسته با روایت آمریکایی–اسرائیلی که می‌کوشد همه مقاومت‌ها را به «ایران» تقلیل دهد.

    ایران آغازگر #جنگ نبوده و اشغالگر سرزمین دیگران هم نیست. آنچه انجام می‌دهد، دفاع از حریم سرزمینی و عمق راهبردی خود و پاسخ به ترور، تحریم، خرابکاری و تهدید مستمر است. در مقابل، آمریکا از منافع نامشروعی دفاع می‌کند که خود با جنگ و زور برای خویش «مشروع» جلوه داده است؛ از نظمی ناعادلانه که بقای آن به بی‌ثباتی دیگران وابسته است.

    بنابراین، مسئله #مذاکره یا عدم مذاکره نیست؛ مسئله چارچوب تحلیل است. دیپلماسی‌ای که ریشه بحران را وارونه تعریف کند، تجاوز را «نگرانی امنیتی» بنامد و مقاومت را «امنیتی‌سازی افراطی» جلوه دهد، نه‌تنها مسئله را حل نمی‌کند، بلکه روایت متجاوز را تثبیت می‌کند.

    پرسش نهایی همچنان پابرجاست:
    باید از صاحب‌خانه خواست آرام‌تر از خود دفاع کند، یا از دزد خواست خانه را ترک کند؟
    تا زمانی که #آمریکا از منطقه خارج نشود و منافع نامشروع خود را «حق طبیعی» بداند، هر توافقی شکننده خواهد بود و هر اعتمادسازی، یک‌طرفه.

    برچسب ها

    نوشته های مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *