تفسیر سوره ی عصر

۱۳۹۸/۰۲/۲۳ بدون نظر

تفسیر سوره ی عصر

بسم الله الرحمن الرحیم

تفسیر سوره ی عصر را شروع می کنیم برای این که وصل به مقدسین هم بشیم سوره ی عصر را قرائت می کنیم بسم الله الرحمن الرحیم والعصر ان الانسان لفی خسر ان الذین آمنو عملوا الصالحات   و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر

اما ولی عصر در قران به همه قطعات زمان قسم خورده ولفجر داریم  بعد از فجر داریم والصبح داریم والصبح إذا التنفس

بعد از صبح چاشت وضحها . ضحهایعنی چاشت بعد از چاشت روز میشه والنهار داریم بعد از روز عصر میشه والعصر داریم که خوندیم بعد از عصر شب میشه ولیل داریم به سحر هم خدا سه بار قسم خورده ولیل اذا عصص ولیل إذا ادبر واللیل إذا الیسر یسر ادبر وعصص یعنی قسم به  شب وقتی که می‌خواهد تمام شود یعنی قسم به سحر این خودش پیام داره یعنی زمان ارزش داره و ما به راحتی این زمان را آتش میزنیم ۱۲ میلیون بچه مدرسه ای  داشتیم پنج  میلیون با کم و زیادش دانشجو ۱۷ میلیون  یک میلیون هم معلم شاغل ۱۸ میلیون صد روز تعطیل بودن تابستون ۱۸ میلیون ضربدر صد روزچی  آتیش گرفت برنامه ای نداریم حالا یک اردوی جهادی ده نفر ۱۰۰ نفر از تابستون چه استفاده ای میشه کرد حالا که هوا داغ برای درس خواندن از تابستون چه استفاده ای میشه کرد   اصلا معنای لایلف قریش…. اینکه وگرنه  اصلا به ما چه که قوم قریش ۱۴۰۰ سال پیش  تابستونا میرن سردسیرخب به من چه به ژاپن چه به اتریش چی چ پیامی داره این لایلف قریش یعنی جات رو عوض کن ولی کارتو تعطیل نکن این نیاز به آخوند داریم به نام نواب صفوی نه آخوندهای ما مثل من ی صدتا کت و شلواری میخوایم مثل رجایی جسور و جگر دار به یه سری برنامه های آموزش و پرورش و دانشگاه را به هم بریزد الان مشکل کشور ما اقتصاد  و اشتغال است اشتغال به خاطر اینکه اکثر لیسانسه های ما مهارت ندارند یه چیزای حفظ می کنند نمره می گیرند ولی مهارت ندارند یعنی دیپلم بی‌خاصیت فوق دیپلم لیسانس فوق لیسانس الان که خدمت شما هستم اکثر جوان های شغل ندارن لیسانس هستند این به خاطر اینکه اونی که خونده به درد نمیخوره آقای روحانی شبی که اول مهر آمدن تلویزیون

زنگ مدرسه زدن هفت بار کلمه مهارت رو گفت مقام معظم رهبری چند بار تا حالا راجع به مهارت صحبت کردند من یک نامه نوشتم خدمت ایشان که آقا طلبه ها باید مهارت ببینند مهارت خندوندن مهارت گریوندن مهارت گفت و گو با وهابیت مهارت گفت و گو با مادیون مهارت حدیث گفتن مهارت تفصیل گفتن اینها همه مهارت میخواد یه دندون کوچیک ده دوازده تا تخصص میخواد یک دندون یعنی دین ما به اندازه یک دندون می ارزه که مهارت باید داشته باشیم برای جذب خاکستری ها باید چه فرمول هایی باید داشته باشیم یکسری نماز نمی خونن راه دعوت به نماز خدا رحمت کنه دکتر شریعتمداری دو تا دکترای تربیتی مسجدالحرام دیدیمش گفتیم که تو کاروان ما ی  آقا هست که خمس نمیده پول نیده میگه هرچه می خواهید بخواید اما پول نمیدم شما با این فرمول های علوم تربیتی که میدونید بلدید از این پول بگیرید من بیارمش پهلوی شما

گدایی هم روانشناسی میخواهد یک گدا دم تالار عروسی وا میسه همه آرایش کرده ماتیک زده با دسته گل میره میگه مبارکتون باشه منم دختر دم بخت دارم همین که میره دم در دفتر طلاق وای میسه زن و شوهر به هم فحش میدن میگه خفه شو جون ننه ات  مرگت  گدا  میگه بده در راه رضای خدا میگه برو گمشو تو دیگه .خیلی چیزا طبیعیه شما بهشت زهرا که میرید توی راه رفتنی گل و گلاب می فروشند چون میریم سر مزار شهدا  برگشتنی بادمجون و کدو میفروشند این روانشناسی دعاهای ما پر از روانشناسی شکم گرسنه شما میخواهید روزه بگیرید افطار کنید میگن که ی صفحه  را دعا بخون اللهم لک صمت وعلی رزقک گشنمه افطار که کردی حالا میگه دعای افتتاح بخون چهار پنج صفحه  یک ربع طول میکشه چون آدم میفته یکی با گلوله یکی افطاری باعث میشه بیفتیم  بعد میگه بگیر بخواب اگه ی چرتی زدی بیدار شدی حالا دعای ابوحمزه ثمالی  بخون چه دعایی چه زمانی بخونیم عمر ما خیلی تلف میشه خدا به همه قطعات  عمر قسم خورده  به صبح  چاشت عصر شب سحر منتها به سحر سه بار قسم خورده ولعصر ان انسان لفی خسر این جمله چند تا تاکید توشه به قول ما  طلبه ها یکی ان یعنی حتما یک جمله اسمیه جمله اسمیه هم قاطعیت میشه توشه مثلاً یه وقت میگیم ان انسان لخسرین یا ی وقت میگم خسر انسان اگر با فعل شروع بشه زورش کمه اما باعث با اسم  شروع بشه اسم زور داره ان یعنی حتما انسانم اسم این یعنی حتما لفی خسرل یعنی حتما لیطغی ل یعنی حتما فی غرق در خسارته مثل یخ که از شش طرف آب میشه برق در خسارت نمی گذرد نگفته انّ انسان فی ضرر ضرر اینکه نرخ بیاد پایین شما که میخری فلان   مبلغ قیمت میاد پایین ولی نه جنس سکه عوض شده طلا نه وزنش کم میشه نرخش میاد پایین میشه ضرراما اگر  سرمایه آب بشه مثل یخ فروش.یخ فروش  نرخ یخش  کم نمیشه سرمایش آب میشه اونوقت میگن خسارت اگر می گفت انّ انسان لفی ضرر یعنی هست نرخش  کم شده اما وقتی میگه ان الانسان لفی خسر یعنی از ۶ طرف سرمایه آب شد ولعصر به زمان قسم ان الانسان لفی خسر قطعأانّ قطعأجمله اسمیه قطعأل َقطعأ فی إنّ انسان لفی خسر نمیگه از چه جهت خسارت ا ز خسارت مطلق یعنی خسرو از نظر زمان مکان استعداد چشم گوش توان آبرو عزت هرچه داریم آب میشه گاهی انسان پولش میره فرش میخره فرش میده پول میگیره یه چیزی جا به جا میشه نگفته خسارت در چیه یعنی از هر جهت انسان غرق در خسارته چرا تاکید کرده برای اینکه ما باور نمی کنیم که باور نمی‌کنیم باختیم یعنی اگر واقعا نگاه کنیم ببینیم باختیم یا بردیم حالت استخدام نیست الا نادر حالا اگر در استخدام باز شده لیسانس و فوق لیسانس های ما همه الحمدلله رفتم سر کار سی سال سرکار بیست بیست سال هم بازنشسته سی سال و بیست سال میشه ۵۰ سال ضربدر ۱۲ ماه میشه ششصد ما ۶۰۰ مبلغ بذارن کنار حالا ۶۰۰ تا ۵۰ تومن ۱۰۰ تومن دویست تومن سیصد تومن نادرند حالا غیر از حقوق های نجومی اونا رو بزارید کنار آدمای معمولی آخر عمرش بتونه حالا صد میلیون دویست میلیون ۳۰۰ میلیون یا ۴۰۰ میلیون پس انداز داشته باشه پول یک خونه حالا شمال شهر یا جنوب شهر آپارتمان یا ویلایی آدم پنجاه سال برای دولت کار بکنه یک خونه داشته باشه خسارت به کی فروختی به چند فروختی پست‌ها خسارت یک کسی گفت آقای قرائتی گفتم بله گفت خوش به حالت هر شب تلویزیون نشونت میده گفتم ای راز بقا شغال هم نشون میده حالا که تلویزیون نشون داد این ارزش مشهور کوه هیمالیا هم مشهور این ارزش فامیلا نگات میکنن خوب یک فیل هم توی خیابون را بره نگاش میکنن این ارزش قاطی کردیم نمیدونیم عزت چیه کمال چیه خیلی چیزهایی که دنبالش میریم کمال نیست تی قران چندتا یحسبون داریم اینا تو دنیای خیال خیالیسم عوض کمونیسم سوسیالیسم بگیم خیالی خیال می کنیم خیال می کنیم والعصر به زمان قسم قطعا قطعا قطعا انسان از شش طرف آب می شه ان الانسان لفی خسر خدا رحمت کند مطهری اومده بود کاشان قبل از انقلاب من خدمتش بودم گفت این دعا مال ماه رجب اما تو هر روز بخون دعا چیه خاب وافدون غیرک وخسر… الان شما پزشکی میام پهلوی شما هرچند یکی دو سال دو سال پیش همین طور هم شد یک عمل جراحی روی بدن ما شود الحمدلله سالم شدیم اون پزشک جراح وقتی من رو خوب کرد تا آخر عمر اگر عبادتی از من سر بزنن اون جراح شریک در تمام کارهای من میتونه شریک بشه اگر نیتش خدا باشه پول هم میگیره ها معنی اخلاص این نیست که پول نگیرید برای پول کار نکنید یعنی   اینکه  سخنرانی بکن بگن آقا پول نیست بدم نیاد اما معنیش این نیست که نگیر توی قران دو تا آیه داریم

لانریدمنکم جزاء.لانرید نرید یعنی اراده توی دلم قصد پول نکردم یکی هم میگه لا اسألکم سوال از پول هم نمیکنم نگم چند میدید لا اسأللا نرید آیه قران راجع به اخلاص اینهلا أخذ

نمیگه نمیگذرم ازتون همین امروز از آقای فرهادی امتحان کن بدید میگیرم اما حالا اگر گفتن پول نیست نمیاد پول بگیرید اما نیت پول نکنید چون پول چیزی نیست آخر پول‌ها میشه یک برج  برج جماده شما انسان انسان فدای جمالدنباید بشه جمادباید فدای انسان بشه یک جمله ی سه حرفی از یک طرف بخونی درسته از اونور بخونید غلطه دنیا برای ما درسته اما ما برای دنیا نه غلطه این درسته اما سوزن نباید لانرید الاجزاعکم خوب حالا شما مثلا هزاران بیمار را با تخصص و نسخه تون خوب کردی در هزاران کار میتونید شریک باشید چه نیت پول بکنیم چه نیت پول نکنیم شما قران میگه قبل از تولد ما گفتیم چه اندازه باشه قبل ان نبرعها بارع قبل از اینکه من به دنیا بیام معلومه چقدر شکر وارد شکم من بشه معلومه ۸۲۲ کیلو شکر سهم تو حالا یه جازرنگی می کنیم می بینیم صاحب خونه نیست دوربین هم نیست دو سه تا باقلا با هم میخوریم دکتر میگه قندتون  بالا رفته دیگه خونه خودشون نخورید این جوان معلوم چقدر باید لذت ببره از همسرش همسر از همسر لذت ببره این ناخنک میزنه به حرام دوست دختر می گیره دوست پسر میگیره فیلم هایی رو میبینه یه خورده ناخنک میزنه اون وقت ازدواجش ۵ سال عقب میوفته این می‌خواست از ۸۲۲ کیلو شکر اضافه ببره ناخنک زدحرام حدیث داریم هرکس به حرام ناخنک بزنن خدا سهم حلالش رو کم میکنه روز قیامت هم مسئول قدیما یادمه بچه بودم توی ترازو میذاشتن توی یک کفه از ترازو سنگ می گذاشتند توی روستاها یک کسی امد شکر بخره سنگی گذاشت روی کفه تا رفت آخر مغازه شکر  بیاره مشتری سنگ و برداشت به زبونش میمالید لیس میزد فکر می‌کرد از کلوخ صاحبخونه داره میخوره مثنوی ام اینو شعر کرده میگه تو خیال میکنی از کلوخ صاحب مغازه  میخوری هرچی از کلوخ بخوری وزن شکرت کم میشه گاهی وقتا فکر میکنیم دوست دختر گرفتیم دوست پسر گرفتیم اینجا مثلا بیماری یه همچین مبلغ  گرفتیم کسی می خواد امام صادق را تحقیر کند گفت بیا  بریم من ایشان  رو به چالش بکشم مخالفین را برداشت و رفت به امام صادق گفت این سیب رزق من نیت کرده بود گفت اگر گفت که نیست همون رو به روی امام صادق بخوره وبگه  دروغ گفتی همونجا بگیرند مخالف شو انجام بده و امام صادق خوب یه عده هم همیشه دنبال این چیزا هستند رفتند و به امام صادق گفت آیا این سیب رزق من هست یانه امام صادق نگاهت به قیافش رو و به سیب نگاه فرمود اگر از گلوت پایین بره معلوم میشه که رزقته خیلیها دارن ولی رزقشون نیست خیلی‌ها هم ندارند ولی رزق شون هست اگر برای دنیا معامله کنیم فرقشون چیه پنج شش تا  فرق در قران وجود دارد یکی خدا جنس کم رو میخره شما اگر خانوم گفت ۲ کیلو انگور باخر رفتی نیم کیلو بخری میگه این بود انگور ولی اگر یک انگور را در راه خدا به یک گنجشک ثواب داره فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره وزن یک ذره را خدا حساب میکند خداکم رو می خره اماخلق کم نمیخره

یک روز داشتیم میومدیم در چهار راه یک فقیر بود ما یه پولی بهش دادیم بی دکمه نگرفت خلق جنس کمرو نمیگیره خدا به بهشت میخره خلق فوقش سوت میزنه کف  میزنه صلوات میکشه این دوتا خدا جنس معیوب هم میخره امام نماز میخونه میگه خدایا نماز هم این بود اگر عیبی داشت باید با داشت امکان رکوع ها او  سجود ها نماز رو با عیب هاش  بردار خدا جنس معیوب را هم می خرد خدا جنس معیوب رو بخره به رخ نمیکشه ممکنه که خانوم شما پارچه دست دوم را یک بار قبول کنه از بی پولی شما اما یه زمانی میگه یادته گدابودی لباس دست دوم  میزنه تو سرت ولی خدا جنس معیوبم میخره به روی تو هم نمیاره یامن اظهر الجمیل وستر القبیح ببین کارای خدا روالبته جنس مال خداس من اگر کاری کنم امام نماز میخونه ولی خدا میگه خدایا نماز خوندم اما چه چیزی از من بود این که پاشدم از تو بود میشد بخوابم و دیگه بلند نشم اینکه حافظه یادم بود از تو بود اینکه بلد بودم کجا بودم از تو بود امام تا زنده بودن میگفتن اما بعد از فوتش می گم آیت الله صدر می‌گفت امام خمینی به من فرمود یه بار خداحافظ نرو از من گرفت یک ربع فکر کردم که اسم من روح الله است حافظه ام از خداست طاقتی که پاشدم از اونه آبی که وضو گرفتن از اون یعنی حتی نمازی که هم میخونیم از اون اگر کسی برای غیر خدا کار کنه این بی انصافی کرده ببینید شما حساب کنید پدر شما یک قطعه زمین به شما می دهد میگه این زمین مال من اینم پول ساختمون اینم آهن و غیره همه ابزارش رو پدر میده خونه رو که ساختی پدر میگه پسر جون خونه رو به من بفروش من ده برابر می خرم نرخ اوراق خیلی گرونه البته نرخ طبیعی در قرآن نیست یاضعفه یعنی دو برابر ی ایه داریم اضعاف چن برابری ایه داریم فلو عشر ده برابر ی ایه داریم فلا تعلمون نفس نه تو هیچ کس نمیدونه چن برابر فلا تعلم نفسی ما اخفی لهم تا چند برابر ما میتونیم همه کارهامون و مقدس کنیم یک لیوان آب یک لیوان آب را شما حساب کنید سه تا آب خوردن سه تا آب نخوردن این لیوان  رو آبش می کنیم به سه نفر می‌دهیم بخوره یکی نمیخوره میگیم چرا نمی‌خوری میگه من قهر کردم از من ناراحت از دست من نمیگیره به دومی میگیم بفرما میگه ممنون من تشنه نیستم سوم میگه شما بفرمایید میگه ممنون چهارمین تشنه تره

ببین سه نفر نخوردن اما الاعمال و به نیات یکی نمیخوره قهر کرده یکی نمیخوره تشنش نیست یکی نمیخوره ایثار میکنه میگه چهارمین تشنه تر است این از آب نخوردن حالا آب خوردن همینطوره ۳ رقم آب میخوریم تشنه مونه  آب میخوریم هیچ کمالی در ش نیست گربه هم تشنش میشه آب میخوره آب خوردن ارزشی نداره یک امر طبیعی تشنه است این آب میخوره آب خوردن مکتبی است آب میخوره میگه سلام بر حسین لعنت بر یزید این آب خوردن وصل به کربلا و عطش و تشنگی اسمت و شهادت یکی این رقمی آب میخوره تا آب میخوره میگه خدایا برای هر قطره آب به حق نازل شد از آسمان یا از زمین جوشید و به حق مصرف شد برای هر قطره الحمدالله این دیگه از ذهن بیرون میرود تا بی نهایت میتونه پیش بره سه جور آب خوردن داریم سه جور آب نخوردن پزشک در همه دنیا هست شما بلژیک هم بودید ممکن بود پزشک شوید هر جای دنیا هم باشید ممکن است فوق تخصص میشدید اما شما در جمهوری اسلامی بچه مسلمون در انقلاب من یه وقت در هواپیما نشستم گفت چایی میخوری یا قهوه گفتم جایی که خونمونم هست قهوه بده قهوه میخورم حالا واقعا پزشکی بلژیک هم پزشک شما کاری نکردید فوق تخصص خوندیم مگه کشورهای دیگه فوق تخصص ندارم شما چه کار کردید ما چه کار کردیم ما باید چیزی داشته باشیم که کس دیگه نداشته باشه ما برای خدا کار میکنیم که پول هم نباشه کار می‌کنیم بیمار هم فقیر باشه کار میکنیم الان سفیر برای فرانسه که میخواین ۱۰۰ نفر تو صف هستند دست بلند میکنه اما برای بنگلادش که میخواین هیچکس آماده نیست اینطور نیست ما خوبها را برمی داریم یکسی بچه سید خوشگل رو می بوسید بهش گفتن حرام گفت جدش پیغمبره من به خاطر می بوسمش یه سیده کچل زشت آوردند گفتن این مجددش پیغمبره گفت چرا همه ثواب را من بکنم چطور بیمارستان های پولدار میریم یکی از این ارتوپد ی ها اقوام من هستند می گفت می خواهم برم زیر پل صراط مطب بزنم گفتم چرا می گفت اونجا می افتند دست و پا می شکند باز هم شروع میشه واقعا دنیا لقب های بدی داره چند تا لقب توی قران هست برا یتان به گویم قرآن به دنیا می گه قلیل متاع دنیا قلیل

کمه دوم میگه دارالغرور گولتون میزه سوم عرض الدنیا عرض میگه مثل بوی عطربعد میگه  زهرهدنیا زهره یعنی غنچه یعنی گل نمیشه قران به دنیا چهارتا لقب داده قلیل زهره ارز یعنی چیزی نیست خاب الوافدون علی غیرک شما میتونید شغلتون بالاترین ثروت رو برای قیامت ذخیره کنید حالا اون های که برای دنیا کار می کنند حتما به دنیا نمی رسند اینها این تو نیستی که خیلیا میرن دزدی کنند یه دزدی رو گرفتن شکفتن چه کردی گفت والا من هر روز برای دزدی چهار قل می خونم امروز یادم رفت قول هو الله بخونم گیر شما پلیسا افتادم این نیست که دزدی کنند موفق باشند خیلی ها میرن دزدی کنند گیر می افتند در محاسبه عقلی بگید اصلا دینداری طبق عقل اونایی که دیر لاابالی هستند از نظر عقلی محکوم هستند دلیل عقلی سوال اول همه اینایی که همه اینایی که به سمت دنیا می روند به دنیا می رسند ممکن برسد ممکن نرسند پس ۵۰ درصدی ۱۰۰ درصدی نیست که هرکس هدفش دنیا باشه صددرصد به دنیا برسد همه آنهایی هم که برای خدا کار می کنند از دنیا محروم هستند اینم جواب بدید که خیلی‌ها کارهاشون خدایی اما دنیا شونم دارند زندگی خوشی هم دارند پس هیچ کدومشون ۱۰۰ درصدی نیست حالا که صددرصدی نیست بیاین بر اساس فرمول هرکس که برای خدا کار کند آخرت صددرصد دنیا هم شاید رسید شاید نرسید پس پنجاه پنجاه است هر ۱۰۰ درصد آخرت داره ۵۰ درصد دنیا میشه ۱۵۰ درصد اما اونی که کار به خدا و دین نداره میگه من کار ندارم من هدفم مقام و پست و پول و لذت دنیا و اونی که برای دنیا کار میکنه آخر چقدر داره ۰% دنیا رو چقدر داره ۵۰% این طوری نیست که هر که برای دنیا کار کنه به دنیا صد در صد برسد پس ۵۰۵۰ است پس ببینید مذهبی‌ها ۱۵۰ درصد دارند آخرت صددرصد و دنیا ۵۰ درصد اما لاابالی ها که نماز نمیخونه کار به حجاب نداره اصلا کاربردی نداره آخرتش صفر دنیا شاید خوب شد شاید خوب نشد پس از نظر عقلی زنده باد مذهبی از روی فرمول دو دوتا چهارتا برای جوان ها باید این تیکه رو بگید اینطوری که نیست حالا درثانی وجدانم چیز خوبیه ما باید بدونیم ابزاری که باهاش کار میکنیم از خداست البته گاهی وقت ها طبابت شما از خداست خدا به ذهن شما میندازه خیلی وقت ها دکتر هم نمیدونه چه کار کنه یه مرتبه چیزی به ذهنش میرسه اینو خدا به ذهنش انداخت خود بنده که سخنرانی می کنند خیلی وقت ها نمی دونم چه کنم می‌گویم خدایا انطقنی بالهدی زبانم را باز کن که چه بگویم زمان شاه تربت حیدریه سخنرانی می‌کردیم خب اون زمان من جوان بودم و پای تخته سیاه آخوند تخته سیاهی هم نبود جز ما گل کرد طوری که رئیس سینما گفت سینمای ما خلوت شده یه مسجد صحبت می کردیم خیلی شلوغ بود و خیلی جوون اومده اتفاقاً اونشب علمای تربت حیدریه هم بودن و نشسته بودند چندتا آیت الله پیرمرد داشت  تصادفا اون شب نشسته بودن ی مرتبه جوانی بلند شد و گفت آقای قرائتی گفتم بفرمایید گفت حرفهایی که تو امشب زدی لذت بردیم این آیت الله ها یک عمری خوردن و خوابیدن به ما هیچی یاد ندادن حالا بگیم خفه شو این جوونه میترکه بگین درست میگی علمای محترم خراب میشن آخوند ها وقتی گیر می کنند میگن سه تا صلوات ختم کنید توی این سه تا صلوات فکر می کنند ما چون منبری نبودیم گفتیم اجازه بده تخته رو پاک کنم جواب میدم پشتم و به مردم هر دم به هوای اینکه تخته رو پاک کنم گفتم خدایا برسون من الان نمیدونم چیکار کنم خودت بودی چیکار میکردی من الان گیر کردم تا تخته رو پاک کردم متخصص هستی قاطی نسخه می مینویسی استاندار اراک بود میگفت یه پزشکی اراک بود به من زنگ زد گفت آقای استاندار دستم به دامنت گفتم چی شده گفت آیت الله خوانساری امام جمعه سابق اراک آمده پیش من یک نسخه بهش دارم یک دارو یک قرص و اشتباه زدم و این قرص خیلی خطرناکه این و من قاطی کردم حالا چه کنم استاندار میگه پاشدم رفتم خونه آیت الله خوانساری رو گفتم دکتر بودی گفت بله گفتم قرص ها رو خوردی گفت بله این یکی رو خواستم بخورم به دلم اومد این رو نخورم استخاره کردم اینو بخورم بعد اومد این رو نخوردم پا شدم رفتم اتاق بغلی زنگ زدم به دکتر گفتم آقای دکتر قرص همینه گفت بله بله اگر خدا بخواد یک کسی رو حفظ کنه با تار عنکبوت حفظ میکنه پیغمبر را که اشرف مخلوقات هم بخاطر نکنه نقشه آمریکا رو با شن طبس خنثی میکنه گاهی وقتا بچه می آید یک حرفی میزند گاهی عوام یک چیزهایی رو می فهمند یکی از مسئولین مملکتی که حالا اسمش رو نمی برم که میشناسید ‌گفت یک شعر خواندم گفتم الهی جسم و جان من خسته گشته در رحمت به رویم بسته گشته و‌گفت یک بی سواد کنارم نشسته بود هیچی سواد نداشت گفت آقا جسم و جان خسته گشته ۲ ساعت بخواب در رحمت خدا هم هیچ وقت به رویت بسته نمیشه می‌گفت خجالت کشیدم ما مسئول مملکت هستیم این نیز اینطور نیست که عوام نفهمند بعضی وقتا عوام خیلی خوب میفهمن

بچه ها ی نوه داشتم برگشتم خونه اومد گفت بابا ملاصدرا یعنی چی  ً:ملاصدرا اسم یکی از دانشمندان است گفت نه گفتم خوب خودت بگو یعنی چی گفت ملا یعنی باسواد صدرا یعنی باسواد وقتی نمیدونه چکار کنه صد تا راه پیدا میکنه ملا صدرا گفتم خود ملاصدرا هم نمیدونه معنی اسمش چیه اینطوری نیست حالا که من حجت الاسلام شدم یا آیت الله شدم یا شما فوق تخصص شدید نه واقعاً باید از خدا بخواهید خدایا کمکم کن محبوبیت هم همینطوره روانشناسی نیست قرآن می فرماید محبته منی محبت از طرف خداست اینکه من بگم امام مو اینچنینی بپیچم یا انگشتر آنچنانی بپوشم نه اینطور نیست حسینیه جماران با گچ و خاک دنیا رو تکون داد ساختمان های بسیار با عظمت یک مزرعه هم تکون ندادوجعل بینهما  موده ورحمه یک دست غیبی هم توی کار هست یکی از علمای قم آیت الله زاهدی بود که پیرمرد بود هم دوره ی امام بود این جمله از ایشونه دختر خانمی بود صورتش چال چالی بود و خواستگار نداشت بالاخره یک کسی پیدا شد و یک آرایشگر آوردند گفتند هرجوری هست این رو درستش کن که دوماد بپسندد ش آرایشگر اومد یه مقدار با صورت این و رفت و گفت هر کاری از دستم بر اومد انجام دادند دیگه با خداست همین که گفت دیگه با خداست عروس گریه اش گرفت پا شد رفت توی اتاق در را بست سجاده رو باز کرد گفت حسین جون یک عمری بر خاک کربلا سجده کردم هنر رو الان نشون بده دستشو مالید به خاک و کشید به صورتش با همین صورت رپ پیش دوماد نشست آیت الله زاهدی گفت اینا ۸۰ سال با هم زندگی کردند چنان عشقی بین این دوتا بود که این خانوم قیافه نداشت توی دل این مرد افتاده بود که در ۸۰ سالگی وقتی می خواست بیرون برود می ترسید از زیر قرآن و دهش می‌کرد می‌گفت چشمش نزنند و همه می خندیدند می گفتند کسی به اینکه کاری نداره محبته منی جعل بینهما موده ورحمه یعنی خدا باید محبت و بندازه اینطور نیست که ما چنین و چنان کنیم خط رو گم کردیم یه وقتی یه کسی اومد پیش من متاسفانه روحانی هم بود تو حرفایی که میزنم  من مثل زدم گفتم مثلا انگشتر شما یه مثال زدم به انگشتر اون مثل زدن وقتی که گفتن حاج آقا شما خبر از انگشترش داشتید گفتم نه من در حالت طبیعی گفتم گفتن هیچ غرضی نداشتید گفتم من خبر نداشتم گفتم این انگشتری یک میلیون و نیم می ارزه یک میلیون و نیم بیست سال پیش گفتم این ازدین آخوندی رفته بیرون زهد یعنی این بیخوده. زنگ زدم بهش گفتم ببخشید انگشتر تو این قیمت بود گفت بله گفتم چرا گفت اتفاقا وقتی جوونا فهمیدن انگشتر من گرونه بیشتر دور من جمع می شوند گفتم قرآن میگه اگر می خواهید جوان ها را جذب کنید ادعوا علی سبیلک ربک و حکمه وموعظه حسنه وجدالهم بلتی باحسن باحکمت و منطق و موعظه وجدال احسن بامردم صحبت کن شما میگید اعوا علی سبیلک به قیمت انگشتر خط گم میکنن ما هممون همیشه برای همه چیز نیاز داریم به امدادهای الهی باید خدا کمکمون کنه

میبینه ولی متوجه نمیشه تحصیلات لازم است مثل نردبون نردبون برای پشت بوم اما فقط هم نردبون نیست چیزهای دیگر هم باید باشد امداد و استمداد از خدا گاهی وقتها شما میتونی یه جایی یه حرفایی بزنید که من نمیتونم بزنم من این آقای رسول خادم را میخواست بره آمریکا کشتی بگیره بهش گفتم اگر قهرمان دنیا شدی با همان لباس کشتی یک سجده طولانی برو که ماهواره ها نشون بده میگن چی بود این مسلمان هست و مسلمان هاوقتی  که خدا نعمت بده سجده می‌کنند گفت ریا است گفتم این ریا ثواب دارد اونایی که میگن حرام است در صورتی که خودت را بخواهی نشان بدهی و خودت را مطرح کنیم اینا نمیدونن خادم کیه شما می خوای اسلام را مطرح کنیم اصلا بعضی جاها باید ریا کرد یک استاد و شخص شما باید رو به روی مریض نماز خوند روبه روی پرستارها و دانشجوها نماز خوند چون می گویند این استاد تمام فوق تخصص نماز میخونه این نماز خوندن شما امر به معروف توی اتاق نماز بخونی امر به معروف نیست اقام الصلاه اقامه نماز یعنی تظاهر به نماز شما اگر شب عاشورا ۲ لیتر گریه کنید تاریخ کربلا را بخون و دو لیتر گریه کن نمیتونی بیای بگی که من دیشب اقامه عزاداری کردم اقامه یعنی بیای بیرون در جای عمومی حسین حسین کنیم این باید عمل تون رو جلوی دانشجوها انجام بدید که ببینند پرستار وقتی که ببینه یک استاد و رئیس دانشگاه نماز می خونه دیگه به یک مریض میگه حالا نمیخواد خوب میگی میری خونه قضا  میخونی این این طور برخورد پرستار به خاطر اینکه او ندیده استادش نماز بخونه آقای دکتر مرندی یک کاری انجام دادند به حضرت آقا گفتم آقا فرمودند از ایشان تشکر کنید که من یک انگشتر آقا را بگیرم به ایشون بدم آقای دکتر مرندی رفتن به بازدید از یک  بیمارستان خوب هیئت امنا و مهندسین و ناظرین و رئیس بیمارستان همراه ایشان بودند چون اون زمان ایشان وزیر بودند رفت ی تاب خورد آمد یک دفتری را آوردند که امضا بزند وقتی خواستند امضا بزنند گفتند که نماز خونش کجاست اینها نمازخونه جزوه برنامه نبود به هم نگاهی کردند گفتم خوب بگید اون اتاق نمازخونه گفتم نماز خونه اون بالا طبقه دوم است گفتند بریم ببینیم یک اتاق معمولی است دیدیم هیچی  آخه نمازخانه یک قبله ای یک سنگ  تیممی  گفتند راستش را بخواهید ما طرح نمازخانه  در برنامه هامون نبوده گفت خب حالا من هم راستش را بگویم اصلا از شما تشکر نمی کنم قهر کردن و بیرون آمدن این صحنه را به آیت‌الله خامنه‌ای گفتم ایشان فرمودند اگر همه دکترهای ما این غیرت را نشان بدهند نماز راه می افتد من دامادم پزشک ارتوپد ازشون پرسیدم دانشجو های پزشکی چند درصدشون نماز میخونن اینکه ما دو کلمه درس بخونیم فکر میکنیم که این علم جای همه چیز رو میگیره الان مشکل آمریکا علم است یا مشکل اخلاق یا مشکل معنویت یا اصلا شما میدونید بگیدمشکل امریکا با ما چیه  هر کشوری که دانشگاهش  بیشتر است مفاسدش بیشتر است اینطوری نیست بعضی از جاها شما نفوذ میکنید حرف بنده اثری ندارد  به رسول خادم گفتم که شما میتونید سجده شکر را داخل ماهواره ها ببرید من نمیتونم من اگر حدیثش رو  بخونم تو مسجد مسجدی ها فقط گوش میدن بالاخره ایشان رفتند و سجده شکر به جا آوردن و وقتی که برگشتم ما یک حج عمره بهشون جایزه دادیم از طریق ستاد نماز

نماز شما اثر دارد چون شما رئیس بیمارستان هستید دکترهای جوان به شما نگاه می کنند آیت الله اراکی بعد از نماز دستشان را طوری روی چشمشون گذاشتند که آیت الکرسی میخوندن بعد دیدم خیلی از طلبه ها همین کار رو تکرار کردند وضع نماز خوب نیست سیمای نماز در کشور ما خوب نیست زکات که دیگر مرده همه ما گندم زکات نداده می خوریم حالا یک تقریبا کم و زیادش شما در قالب تخصص کاری میتونید انجام بدید که یک حجت‌الاسلام نمیتونه انجام بده جوان هایی که در دانشگاه شما هستند بیش از جوان هایی که در نماز جمعه هستند من وقتی که رفتم داخل تلویزیون گفتم خدایا شکر هرچه بخواهم یک شبه به مردم ایران می‌گویم بعدا فکر کردم که اشتباه است گاهی تبلیغ تن به تن اثری دارد که سخنرانی ندارد

امام حسین علیه السلام که میروم به کربلا تو راه کربلا زهیر را دید تن به تن صحبت کردند و او را جذب کردند وی روز عاشورا صدتا سخنرانی کرد هیچکس جذبشون نشد الان شما من رو توی تلویزیون دیدید جلسه تلویزیون شیرین تر است یا این جلسه حضوری اصل نظر بیایم خونه شما دو نفری صحبت کنیم باز هم اثرش بیشتر است تریاکی ها چرا موفق هستند اونها که اینترنت و ماهواره و ندارند موفق ترین گروه تریاکی ها هستند یعنی اگر صد تا تریاکی یک جا جمع بشن در سال بعد ۲۰۰ تا میشه اما اگر من و شما را ۱۰۰ تا یکجا جمع کنند سال بعد ۲۰۰ تا می شویم؟ موفق ترین گروه در ایران تریاکی ها هستند و این موفقیت شون به خاطر تبلیغ چهره به چهره است شما وقتی که رفتید بالای سر بیمار نسخه تون  دادیم می گویید یاد خدا را فراموش نکنید این یاد خدا را فراموش نکن این خیلی اثر داره میگن اینو آقای دکتر به من گفت شما یه جاهایی یه کارهایی رو می کنید که من نمی تونم انجام بدم امام هم در تحلیل نوشته امر به معروف مسئولیتش با همه است  به خصوص کسانی که نفوذ کلام شان بیشتر است چون گاهی وقتها قرآن ی  آیه دارد می‌گوید درود تو اثر دارد از مردم که زکات میگیری درود بفرست بر اون ها که زکات میدن خذو اموال به صدقه وصل علیهم   إنّ صلاتک

نمیگه صلاه یه روز به آقا گفتم ما میخوایم نماز ظهر عاشورا را راه بندازیم بخشنامه ای هم نیست دلیه ولی باید یک تشویقی باشد من یک مقدار انگشتر تهیه کرده بودم دادم به آقای آیت الله خامنه ای گفتم این مال شما باشه بعد شما این کلمه را به من بگید آقای قرائتی اون رئیس هیئتی که ظهر عاشورا نماز اول وقت را برپا کرد یکی از این انگشتر ها رو از طرف من بهش بده من می خوام به اسم شما بدم بگم مغازه ها ی انگشتر سازی خریدم مزه نمیکنه بگم آقا داده انّ صلاتک سکن لهم گفت می خواهی به اسم من بدهید گفت باید ببینم چه چیزی خریدی لامپ دیگری روشن کرد و عینکش را به چشم زد دونه به دونه همه اینها را دید و گفت آشغال به اسم ما ندهید انگشتر ها را دید و گفت برو بده رئیس هیئت ها را دعوت کردیم گفتیم هر کس ظهر عاشورا نماز برپا کند یک انگشتر از آقا بهشون می دهیم چهل تا نماز اون سال برپا شد بعد رفت به پاکستان افغانستان ترکیه و حتی در آمریکا شیعیانش در ظهر عاشورا در خیابان نماز خواندن ببینید با ۴۰ تا انگشتر منتها انگشتر آقا شما ۵ دقیقه صحبت کنید به اندازه یک دهه من سخنرانی دارید آخوندها هم همین طورند آخوندها هم گاهی وقت ها در یک جایی معلم هم همینطور است معلم هم اگر ۲۰ داد زیر نمره بیست نصیحت کند شاگرد قبول میکند اما اگر نمره صفر داد زیرنویس هرچقدر بگویند و نصیحتی بکنند قبول نمی کنه چون بچه نمیگه که صفر گرفتم میگه بهم صفر داد وقتی نمره بیست را می‌گرفت میگه  بیست گرفتم صفر به من داد صفرا می گه او به من داد و بیست را میگه بیست گرفتم انسان اینطوریه به هر حال شما یک جاهایی کاربرد دارید که باید ببینید کجا جاش است یک آخوند بود وقتی می بردند نماز مکتب خونه می‌گفت این مرده زن یا مرد اگر مرده مرد بود می‌گفت کفنش را باز کنید صورتش را ببینم می‌گفتند آقا نماز میت لازم نیست که صورتش رو ببینم گفتن  واجب نیست مستحب نیست اما من دوست دارم صورتش را ببینم خب آقاس دیگه گفت آقایون که  تشیع جنازه  اومدی چشماش دیگه نمیبینه تا چشم تو ن می بینه دیگه گناه نکنید زبون دیگه حرف نمیزنه تا زبون داری دیگه گناه نکنید ۵ دقیقه سخنرانی میکنه به اندازه یک دهه سخنرانی اثر دارد شما یک جاهایی گیرتون می آید برای امر به معروف برای سفارش به نماز سفارش به حجاب که آن ها گیره من آخوند نمی یاد ما پنج رقم آدم داریم که یک رقم دست آخوند هاست چهار رقم دست شماست  ی سری آدم داریم آدم‌های توتی هستند درخت توت را تا تکانش بدهیم می ریزد این بچه بسیجی ها جمعه جماعت جبهه اینها یک مشت از این حزب اللهی ها هستند هر جا بگی قد قامت صلاه میاین اینها مثل توت شیرین هستند با یک تکون میریزنداما بعضی ها با تکون نمیریزن مثل انار. انار را باید دونه به دونه چید بعضی ها اناری هستند توتی نیستند بعضی ها مثل گل هستند میروی  بچینی خار دارند برخورد می کنند بعضی ها مثل نارگیل هستند اون بالا هستند دست بهش نمیرسه حالا رفتی بالا دورش تار تارش رو پس میزنی پوستش سفته پیر در میاره ولی اگر حوصله کنی قلب سفیدی داره با مواد قندی بعضی ها مثل گردو هستند پشت برگها قایم میشوند چوب توی کله اش هم میزنی نمیاد پایین ما پنج رقم آدم داریم توت انار گلی نارگیلی گردوی حجت الاسلام هایی که اینجا هستند و ما فقط مال توتی ها هستیم میریم تو مسجد میگیم قد قامت صلاه هر که میاد و هرکس که نمیاد هیچی خب باقی که نمیان حرامزاده که نیستند اونها یک کد دیگه ای دارند شما توی بیمارستان ۵ رقم توی دستته

حزب اللهی ها که میخوند یک آدم هایی هستند در عمرشون نماز نخوانده اصلا هیچی رو قبول ندارن خیلی هم راحت هستند دیروز یک کسی اومد  پیش من و گفت آقا زمان شاه وضعمون بهتر نبود رب گوجه گرون نبود خونه گرون نبود دلار سکه ارز دلار زمان شاه وضعمون خیلی بهتر بود یک مثال براش زدم گفت آقا خداحافظ فهمیدم گفتم شما یک گربه را توی قفس کنید و وضعش رو خوب کن انواع گوشتهای لخت رو بریز توی قفس باز میاد پشت قفس میگه مو میگیم چه  مرگته میگه مو میخام بیام بیرون  یعنی آزادی میگن اگر آزاد بشید گوشت نیست باید تو کوچه ها کاغذ بخوری میگه  مو میگه می خوام بخورم یعنی گربه تشخیص میده خورده کاغذ بخوره بهتر از اونه  شرف داره که توی قفس وضعش خوب باشه ما به اندازه گربه هم نیستیم گاهی وقتا ممکن وقتی می خواهیم در برابر آمریکا بایستیم بالاخره یک فشارهایی باید تحمل کنیم اما بالاخره رئیس جمهور ما رفت آمریکا رئیس جمهورشان را ضایع کرد و برگشت به هم دست و پا میزد هی بدتر میشد مثل حمام هایی که کفش صابون هست هی بلند میشی و میوفتی یعنی رئیس جمهورشان هی اینور اونور می‌افتاد و رئیس جمهور ما سالم رفت و سالم برگشت و با منطق حرف زد دنیا پسندیدند منطقه ما رو و این ارزشمند است اصلاً همه انقلابیون  در دنیا الگو شون  ما هستیم باید الگو باشیدوجعلنا للمتقین اماما یک کاری کنیم که همه دنیا به شما نگاه کند حالا دنیا به ایران نگاه می کنند حالا دلار همینطور سکه همینطوره مشکلات هست اما استقلال داریم الان آمریکا رئیس جمهور ها را جابه جا میکند در کشورها ما و جمهور که هیچ حتی فرمانده یا کدخدای یک روستا را آمریکا نمی‌تواند در ایران تعیین کند ما ایرانی زندگی می‌کنیم که یک کدخدا را آمریکا نمی تواند جابجا کند و مردم در کشورهایی زندگی می کنند رئیس جمهورشان را با اشاره آمریکا جا به جا می شود و این خیلی ارزشه و یه ارزش هایی داریم که امام حسین ارزشی کار کرد و گرنه بله می گفت آب خنک هم  می خورد چرا با تشنگی شهید بشه بعضی آدما هستن باید خصوصی باشون  صحبت کرد بعضی از آدمها هستند با محبت با ایشان رفتار کرد مثلا وقتی که شما تخفیف میدی در بیمارستان

خب میان التماس میکنن بگید من اینجا این مبلغ را تخفیف دادن از شما می خواهم که نمازت رو بخونید حجابت را درست کنید میگه چشم یک جایی که بزنگاه دستتونه با تخفیف با نمره  وظیفه تون فقط تخصص پزشکی نیست قران میگه من از شما و شما از من هستیدبعضکم من بعض وظیفه تبلیغ دین هم هست به خصوص زمانی که سکنجبین اگر می پزند اگر  بچشند دیدند ترشی زیاد شکرش رو اضافه می کنند الان ترشی زیاده فضای مجازی ماهواره عملکرد بعضی از مسئولین همه اینها ترشی هستند میریزن توی دیگ جمهوری اسلامی و هی ترشش می کنند اون وقت شما باید شکرش را هی اضافه کنیم یه آقایی داشت میرفت یه فقیری بود بهش پول داد اونوقت همراه آقاهه گفت بهش پول نده این تریاکی است گفت این تریاکی است فقیره برگشت دوباره بهش پول داد گفتم نده برای اینکه تریاکی است گفت آخه گفتی تریاکی است فکر کردم خرجش سنگین تر یه خورده دیگه بهش دادم یک افرادی هستند خیلی عوض می‌شوند

من آمدم که از طریق شما یک دست اندازی کنم برای این نماز چون وضع نماز خوب نیست ببینید اگر کسی برای امام حسین پیرهن مشکی نپوشید برای امام جواد هم نمیپوشه برای امام عسگری هم نمیپوشه کسی که نماز نخونه دیگه نماز نمیخونه اما خمس میده ولی مکه میره نه این نمازعلامت  آخرین نخ این آخرین نخ داره قیچی میشه و ما هم هر چی بلد بودیم گفتیم باید شما کمک کنید اگر نمازبرّتعاونوا عن برلازم نیست اسم داشته باشید باتخصص خودت با سوز خودت با محبت خودت حتی با کمک مالی خودت یک دانشجوی نماز نمیخونه ولی درس هاش خوبه کمکش که میکنیم حالا با بانمره با پول یکی از رفقا میگفت که تو ماشین خط بغداد نشسته بودم پیرمردی بود که ریش سفید معمم بود میگفت ی خانوم سوپر دولوکس میگفت اومد بغل مانشست  نگاه کردم دیدم این بغل ما نشسته برگشتم خواستم بلند بشم نگاه کردم دیدم صندلی ها همه پر و دیدم  همه می‌خندند و نشستم می ‌گفت یک مقداری روی خودمون رو برگردونیم شاگرد شوفر اومد بلیط ها را جمع کنه دستم و بلند کردم گفت حضرت آقا خانوم بلیط شما را حساب کرد گفتیم عجب ما  از این خانوم رو برگردوندیم  بلیط مار را حساب کرد گفتیم ببخشید خانوم گفت نفرمایید شما پدر روحانی ما هستید احترام شما بر ما واجب است و دیگه درست نشستیم اگر یک پیرزن ۸۰ ساله از شما رو برگردوند یک پزشک فوق تخصص دوتا جوون…. پیداس اون پیرزنه از دکتر  عرضه اش بیشتره کار شما ابزاری است برای هدایت به سمت خدا خدا به شما تخصص داده الحمدلله از این تخصص تون برای خدا استفاده کنید این جلسه را هم عمومیش کنید چرا مثلاً فقط اساتید باشند این دانشجوها بیاید مشکلی پیش می آید در را باز کنید چون ما حرف هایی که میزنیم همین حرفها را داخل تلویزیون هم میزنم جلسه را توسعه بدهیم ببینید یک تریاکی صد تا تریاکی درست میکند اگر شما ۱۰ نفر را نیاورید زنده باد تریاکی ها جلسه را عمومیش کنید یک جایی وسط شهر خودتون تدبیر کنید جلسه جلسه خوبی به نظر من شما میتونید انصار دین خدا باشید اگر هستید الحمدلله رب العالمین اگر نیستی از این امکاناتی که خدا به شما داده استفاده کنید دو سه روز دیگه ما نیستیم در قران ۱۴ مرتبه کلمه بقططن…. اومده از امام صادق پرسیده بعضی مردها چشمشان باز ه بعضی‌ها چشمشون بسته است چرا گفت اونی که بازه فرصت نکرده ببنده اونیکه بسته فرصت نکرده باز کنه بنده سرنوشتم به ی پشه بنده یه پشه بیاید بینی من را بگزد دماغم باد کنه خودم با دماغ کلفت نمیرم جلوی دوربین یعنی تمام درس هایی ازقران با سابقه ۴۰ ساله با یک پشه تعطیل می شود آدم نمیدونه سال دیگه هست نیست این شرایط هست نیست امروز شما نفوذ کلام دارید فردا ممکنه نفوذ کلام نداشته باشید تا نفوذ کلام دارید به نفع دین خودتون هر کاری از دستتون برمیاد انجام بدید

شما بیش از این می ارزید تخصصی که شما دارید ابزار کارتون مردم عوام را با شکم میشه جمع کرد به یکی گفتن بیا برویم و روضه گفت من شام خوردم یعنی اگر پلو های امام حسین را ودیگه اش را جمع کنید میشه روضه امام جواد یک عده‌ای را باید با سور این همراهی کلومن طیبات بعد میگویند یعبدو من صالحات این تویی قرآن ۱۱۵ مرتبه دنیا ۱۱۵ مرتبه آخرت این بیخود نیست یعنی دنیا اصل معاش مردم مهمه این قرآن وقتی میخاد بگه عبادت کنید میگه فلیعبدوا میگیم چرا فلیعبدوا میگه اطعمنوا من جوء وامن من خوف گرسنه سیرت کردم و امنیت دادم یعنی از نعمت های مادی میتونید استفاده کنیم شما از نعمت علمی میتونید استفاده کنید این مسئله مهمی است خداوند یه چیزی به شما داده که به من نداده و یه چیزی به من داده که به شما نداده هر کسی که از چیزی که داره آنچه که استطاعت داریم کمش نذاریم خوبی های خودتان را اظهار کنید .

ارسال نظر شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *