متن سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین قرائتی در جلسه هفتم محفل انس با قرآن و اهل بیت(ع)

۱۳۹۸/۰۲/۲۳ بدون نظر

متن سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین قرائتی در محفل انس با قرآن و اهل بیت(ع)

 

هوالحکیم

متن سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین قرائتی در محفل انس با قرآن و اهل بیت(ع)

نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری

دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

جلسه هفتم– مسجد النبی(ص) دانشکده علوم پزشکی شهید بهشتی

 

 

 

برای خدا چیزی بزرگ نیست چه بگه انجیر و زیتون چه بگه خورشید منتها اسراری که قران داره به تمام قطعات زمان قسم خورده این این نکته توشه ولفجر

وصبح والضحی ضحی یعنی چه  بگه نهار یعنی روز والعصر ولیل به سحر هم او سه بار قسم خوردهاین خدا به تمام قطعات زمان قسم خورده  این پیامو نمیده

که زمانه بد شده آدم ها بد شدن زمان گردش خورشید به دور زمین به زمان بد نگید که زمانه بد شده و خرابه ما خرابیم خدا به تمام قطعات زمان قسم خورده

منتها به سحر سه بار قسم خورده خوب ان الانسان لفی خسر هم الذین آمنو چیزی که مارو از فساد باز می دارد ۱-ایمان است۲- عملوا صالحات ۳-تواصوا

الحق ۴- تواصوا به صبر اگه میخواهید خاسرات نباشید این طناب ها را باید به دست بگیرید وگرنه سیل میاد همه رو می بره ان الذین آمنو ایمان درجه دارند در

روایت ما داریم بعضی ها را یک درجه می بریم بالا مثلاً اینایی که روز عاشورا پیرهن سیاه می پوشند بعضی ها دو درجه ایمان دارند بعضی نماز  هم میخونن

خمس می‌دهند بعضی ها کارهای مستحب هم انجام میدهند درجه ایمان ده درجه است روایت داریم کسی که ایمانش قوی است سر به سر ایمان ضعیف

ها نزاره مبادا دیگران را تحقیر کنند یک روز امام فرمود هر کس خودش را بهتر از دیگران بدونه مستکبر است طرف جا خورد گفت یعنی چی خوب یک استاد

دانشگاه خودش را برتر از دانشجو میبینه یک آیت الله خودش را بهتر از طلبه می بیند یک امیر سردار خودش را بهتر از یک سرباز می داند اون وقت امام یک

خاطره گفت گفت با این شرایط هیچکس خودش را بهتر از دیگران نمی دونه

 

امام فرمود که فرعون وقتی معجزه موسی را دید دستور داد تمام صحار العلیم فوق تخصص سحر نه ساحر صحار نه عالم علیم فوق‌تخصص های سحر و جادو

را جمع کرد گفتند که بیایید با سحر و جادو روی موسی را کم کنیم آبروی موسی را ببرید اینها وقتی اومدم توی دربار به فرعون گفتن پولی هم به ما میدی

آبروش رو بریزیم اَإنا لنا اَجرا آیا اجری هم به ما می دهید ان کنتم نحن  غالبین اگر آبروی موسی را بردیم به ما پولی هم می دهی قال نعم بله پول چیه

انکم  انتم مقربین اینا مثلاساعت ۸ چشمشون به سکه فرعون بود یه سکه بگیرن همین که ابزار سحر و جادو شان را به کار بستن و و دیدن که حضرت

موسی از عصا را انداخت و اژدها شد و تمام ابزارهای آن ها را قورت دادفالقی سحر الساجدین این ساحر هایی که آمدن آبروی موسی را بریزند به سجده

افتادند و گفتند آمنا  بر ب موسی و هارون ما ایمان داریم فرعون دید  عجب اینا مثل خلبان هایی که شاه فرستاد آمریکا تا خلبانی یاد بگیرند که بازوی شاه

بشن  اما بازوی جمهوری اسلامی شدند یه مرتبه بابایی و اردستانی و خزایی توش پیدا شداینها با پول شاه بازوی جمهوری اسلامی شدن  اینها با پول

فرعون جمع شدن از مناطق برای اینکه آبروی موسی را بریزد حالا خودشون اولین مومن شدند فرعون گفت تیکه تیکه تون می کنم لاقطعن ایدیکم وارجلکم

من خلاف دست راست و پای چپ یا دست چپ پای راست را قطع می کنم دو تا پارو  قطع نمیکنه که سینه خیز برید یا دوتا دست رو قطع نمیکنه که خودتون

رو بکشید تا گفت تیکه تیکه می کنم گفتم فقض فقض یعنی قضاوت کن تیکه تیکه کند تو کسی نیستی  توزورگویت فقط برا این  دنیاس بگو  تیکه تیکه کنند

امام صادق فرمود انسان ۱۸۰ درجه عوض میشه ساعت هشت چشم به یک سکه فرعون هشت ربع به  فرعون میگه تو کسی نیستی انما تقضی قضاوت تو

فقط برای دنیاست امام صادق می فرمایندانسانی که  در فاصله دو سه  دقیقه  اینطوری ایدئولوژیک عوض میشه چطوری میدونی تو آیندت بهتره انسان نباید

به  خودش مطمئن باشد یکی از دوستان ما می گفت در حرم امام رضا ۳ تا آیت الله بزرگ مشهد رو دیدم آیت الله فلسفی آیت الله میرزا جواد تهرانی آیت الله

گل پایگانی اینها سه تا از علمای درجه یک مشهد بودند که در چه مناسبتی بود به حرم آمده بودند نمی دانم ایشون گفتند که به فکر افتادم بپرسم اگر شما

بعد از ۸۰ سال  یک دعای مستجاب دارید چه میگید می‌گفت از توی جمعیت رفتم پیش یکیشون پرسیدم اگر یک دعای مستجاب داشته باشید اون چیه

فرمودند عاقبتمون بخیر باشه از بین جمعیت رفتم پیش دومی ایشون هم همین و فرمودند سومی هم همینو گفت یعنی معلوم میشه دونه درشت ها هم به

آینده شون مطمئن نیستند

 

به امیرالمومنین گفتند خیلی میگی اهدنا صراط المستقیم  تو یکی که راهت مستقیمه  گفت تا الان فردا نمیدانم چی میشه بنده که طرفدار انقلاب هستم

چون  نونم قطع نشده  بگذارید  صدتا تلفن به من بشود الو بفرمایید این ستاد نماز اطغام شد در سازمان تبلیغات بعد از نهضت سوادآموزی هم اطغام شد در

آموزش و پرورش دیگه چی آقا حفاظت و اون ماشینی که به شما دادیم پس بدید صد تا تلفن به من بشود پست هایم را از من بگیرندبعد ببینید من قرائتی

هستم یا نیستم  چون تو سرازیری هر بشکه ای BMW تو سرازیری هیچی معلوم نمی شود که هر کس چی کار است باید پست ها را گرفت ببینیم چند

مرده حلاجی ایمان ۱۰ درجه داره به سلمان فارسی گفتند ریش تو بهتره یا یا دم سگ میخواستن تحقیرش کنن فرمود هر کدام که از پل صراط بگذرد این

حدیث هم هست امام رضا فرمود ان غنا والفقر بعد عزلله پس ایمان ده درجه داره یه حدیث داریم و هر کس که ایمانش قوی تره سر به سر ایمان ضعیفان

نمیزاره وکسی و تحقیر نکنیم قران یه ایه داره ومالنا لا نری رجالا کنانعدمن اشرار ما یه آدمایی و توی دنیا داریم هرزه لات هستند اینجا نیستند میگویند اون

لات ها رفتن بهشت شما خواص گیر هستید آیه قرآن بود خوندم چه شده که ما نمیبینیم اشرار را و اینها را به مسخره می گرفتیم این مسئله مهمی است

یه موقع خود من روزهای آخر عمر آیت الله گلپایگانی بود خدمتشان رسیدیم دیدیم که بهش گفتم اگر شما یک دعای مستجاب داشته باشی چه دعایی می

کنید گفت دعا می کنم عاقبت بخیر بشم به حضرت امیر گفتند که تو راه درست گفت تا الان درسته معلوم نیست فردا چی میشه اگر یک پستی جابجا بشه

اگه یک خطی حاکم بشه خط سیاسی یک خط سیاسی کمرنگ بشه یک خط سیاسی پررنگ بشه بعد آدم میفهمه نه خیلی هم خبری نبوده

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
به نام خداوند رحمتگر مهربان
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾
سوگند به عصر [غلبه حق بر باطل] (۱)
إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾
که واقعا انسان دستخوش زیان است (۲)
إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
مگر کسانى که گرویده و کارهاى شایسته کرده و همدیگر را به حق سفارش و به شکیبایى توصیه کرده‏ اند (۳)

 

لَفِی خُسْرٍ  غرق در خسارت  . لَفِی خُسْرٍ  إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ شغل شما چون پزشکی تخصص بردار یکی متخصص مغز و جراحی و الی آخر اما

مسلمانی هم تخصصی یکی متخصص نماز جماعت بقیه کاراش خوب نیست همسر داریش خوب نیست درسش خوبه اما اخلاقش بده اینه که میگه انسان

لفی خسر ان الذین آمنو و عملو صالحات صالح یعنی یک کار خوب باشه صالحات یعنی چند تا کارش خوب باشه الصالحات یعنی همه کارات خوب باشه مثل

المساجد مسجد یعنی یکی مساجد یعنی چند تا مسجد المساجد یعنی همه مسجدا صالح صالحات  الصالحات میگه لفی خسر اگه خسارت نکنیم صالح و

خدا قبول نمیکنه یک کارش خوبه الصالحات خدا قبول نمی کنه چند تا کارش خوبه الصالحات

 

همه کارها باید درست باشه فکرش پاکه زبانش پاک دستش پاکه روحش پاکه این خیلی مهمه افرادی هستند ممکن یکجا بلغزند مثلا یکی از کلمات نماز را

برای ریا بگن فقط یک کلمش نماز باطل است مستحبی را برای غیر خدا بگن نماز باطل است مکانی که قرار میگیره برای غیر خدا با شه  صف اول باشه  که

دوربین نشونش بده نماز باطل واجب خدا مستحب خدا مکانم خدا زمان برای غیر خدا باشه مثلا اول وقت نماز بخونه برای اینکه  مردم بگن نماز اول وقت

میخونه باز نماز باطله اگر قیافه برای غیر خدا باشه باز نماز باطله فضا برای غیر  خدا باشه باز نماز باطله پشه افتاد توی چایی یا روی  چای یا ته چای

 

پشه  بیفته توی چای شما دیگه اون چایی رو نمی خورید این خیلی مهمه گاهی انسان خودشم نمیدونه چه کاره است ممکنه بعضی از حرفا رو قبلا از من

شنیده باشید آیت الله میرزا آقا جواد  تهرانی به من گفت بیا تهران برای طریقه ی کلاس داری رو برای طلبه ها بگو زمان شاه آیت الله میرزا آقا جواد تهرانی از

آدم‌های درجه یک مشهد بود گفت شما بیا این کلاس داری و برای طلبه ها بگو طلبه‌ها ممبر میتونن برن اما کلاس داریشون قوی نیست خب اون  تجربه‌ها را

منتقل کند ما ما هم قم خونمون و کرایه دادیم رفتیم مشهد خونه اجاره کردیم اول رفتیم امام رضا حرم یک قراردادی رو با امام رضا ببندیم گفتیم یا امام رضا ما

یک سال مشهد میمونیم و از هیچکسم پول نمی‌گیریم تو امام رضا هستی از خدا بخواه همه  کارای من با اخلاص باشه کار هامونو انجام دادیم کلاسی که

برای طلبه ها بود مسجدی بود مسجد نواب یک سالن ال داشت اون زمان هم قصه برای چهل و اندی سال پیش اون زمان هم من جوان بودم تحرک داشتم

طلبه ها بعضی هاشون از ما باسوادتر بودند منتها می‌آمدند سبک را یاد بگیرند برنج و روغن داشتند پخت را می‌خواستند یاد بگیرند در مسجد تنگ بود کلاس

که تموم شد از این در تنگ می رفتیم توی حیاط و دوباره از یه در  تنگ دیگه مثل درقیف بود بیرون میرفتیم یکی از طلبه ها برگشت منو دید روش و برگردون

من یه چیزیم شد گفتم توی دلم یا بابا نگاه نکن یا اگر نگاه کردی من توی این جلسه استاد تو بودم بگو حاج آقا بفرما جلو ببخشید تو قشنگ نگاه کردی و

رویت را برگرداندی تا فهمیدم توقع داشتم بگه بفرما جلو دانستم که اخلاص نداشتم چون علامت مخلص این نیست که پول نگیری لا نرید الا جزاء پول نمی

خواهم و لا شکور تشکر هم نمیخوام پول نمی خواستم اما بفرما جلو رو میخواستم خودمو از جمعیت کشیدم کنار اومدم بیرون کنار  مسجد نشستم

 

 

راستش بهم ریختم چون تشکر نکرد ناراحت شدم رفتم پیش میرزا آقا جواد تهرانی پیرمرد ۸۰ ساله با کمر خمیده امده دم  در گفتم آقا من یک دقیقه داخل

اتاق با شما کار دارم گفتم یادتون هست گفتی بیا مشهد کلاس بذار گفت بله گفتم امروز یه همچین دسته گل آب دادم شش هفت ماه عمرم رفت کلی

کلاس داری رایگان حالا فهمیدم اخلاص هم نداریم خسر الدنیا و الاخره تا ما این را گفتیم زد زیر گریه بعد نعره کشید و بلند بلند گریه کرد گفتیم آقا حالتون بد

میشه گناهمون داره دوتا میشه گریه نکنید آقا اشک می ریخت روی ریشش از روی ریشش می‌ریخت روی عباش  گریه حسابی کرد ما هم می گفتیم ای

کاش نمی گفتیم بد شد خوب گریه هاش که تموم شد گفت  برو حرم به امام رضا بگو متشکرم که وسط کار فهمیدم مشرکم من نگاه کنم نکنه دم  در کسی

به من بفرما نگه منم همچین باشم خیلی اخلاص مشکله خیلی٬   قران به یک چیز گفته خالص شیر میگن لبناًخالصاً  این شیر خالص چرا شیر از لابلای پهن

و خون رد میشه نه بوی پهن می گیره رنگ خون میگه اگر لابه لای خطوط سیاسی پول شهرت گمنامی زنده باد اگر لابلای این ها رد شدی رنگین شده تو آدم

خالصی هستی و الا اگر رنگت کردن مثل تخم مرغ هم قرمز هم آبی میشه رنگت می کنن اگه رنگین نشدی البته رنگ خدا طوری نیست صبغت الله رنگ خدا

باشه خوبه گفتیم چی گفت خدا تورو دوست داشته که زودتر فهمیدی مشرکی رفتیم تو حرم و گفتیم متشکریم بعد دیدم نه واقعاً اخلاص مشکله از حرم امام

رضا اومدم بیرون در طلا را بوسیدم اومدم در چوبی رو حال نداشتم ببوسم دیدم اما متم  هم با طلا قاطی شد اینکه آدم پول نمیگیره معنیش این نیست

اخلاص داره ممکنه پول نگیره اخلاص آن را نداشته باشد یه بار دیگه تو حرم بودیم یه پیرمردی کنارم نشسته بود   التماس دعا داشت  پولی گفت بده به فقیر

منظورم فقیر  نمی شناسم شروع کردم دعا خوندن باز دوباره گفت حاج آقا این پول رو میدید به فقیر گفتم یه بار دیگه هم گفتی من فقیر  نمی شناسم من

غریبم من زوار هستم باز شروع کردم به خوندن دفعه سوم دو مرتبه گفت حاج آقا این پول و بدین به فقیر دفعه سوم حالم گرفته شد گفتم پدرجان  پول هم

آبی بود تا کرده بود فکر کردم ۲۰ تومنه گفتم ۲۰ تومانی تا کردی سه بار حواس منو پرت کردی گفت ۲۰ تومن نیست حاج آقا هزار تومنه خوب هزار تومن سی

چهل سال پیش پول بود تا دیدم هزار تومن آروم شدم فهمیدم الا به ذکر هزارتومن تطمئن القلوب الا بذکر ۲۰ تومن لا تطمئن القلوب خیلی مشکله انسان

عملا خالص باشه فلله  دین و الخالص دین هم باید خالص باشه شغل مقدس شما خیلی شغل  مهمی است من میافتم مریض میشم میام بیمارستان شما

با تلاش  شما و پرسنل و پرستار من را میوفتم تا آخر عمرم هرچه حدیث بخونم ثواب آن برای پزشک و پرستار نوشته میشه چون شما سرمایه گذاری می

کنید تو عمر مردم خیلی مهمه متاسفانه ما آلوده شدیم نامه دادن دست بزرگواری گفت چرا تایپ  نکرده این توهین به منه  که به من می‌دهید باید تایپ

شده باشه خود آقام امضاکنه از طرفه حال تایپ بشه یا نشه بخوان برو ما گیریم چرا و این هم چی شد چرا به اون هم چی شد ان الذین آمنو و عمل صالح نه

ما عملو صالحات نه بلکه از الصالحات

 

ما داشتیم بعضی از اصحاب پیغمبر که پیغمبر پابرهنه آمد به تشییع جنازه اش اینقدر مقامش بالا بود پیغمبر پابرهنه اومد تشییع جنازه اش مادرش گفت خوشا

به حالت تو اهل بهشتی پیغمبر پابرهنه آمد به تشییع جنازه حضرت فرمود چرا زود قضاوت کردی این توی خونه بد اخلاق بود الصالحات نبود صالحی بود هزار تا

دکتر فرض کنید میرید پهلوش مرض رو تشخیص نمیده سه تا کار باید بکنه ۱- بگو بلد نیستم ۲- بگیم فلان پزشک تخصص از من بیشتره ۳ -پولش را پس بده

بره پیش همون دکتری که تخصصش بیشتره پست ۱-ا قرار کنه که بلد نیستم آدرس بده سوم پول و پس بده به نظر شما حالا من بیمارستان ها رو

نمیشناسم به نظر شما توی ۱۰۰ تا پزشک چند نفر این کار را میکند اینجا مشکله و الا فوق تخصص و تخصص فرانسه نیست آلمان نیست انگلستان نیست

تخصص که همه دنیا هست این تخصص شما باعث بشه  اینکه عجب این فوق تخصص بود پول و پس داد فوق تخصص بود گفت فلانی از من بهتره به موسی

گفتم برو پهلوی فرعون گفت هارون از من بهتره بیانش فصیح تر

طوری نیست که پیغمبر اولوالعزم است حتی گاهی وقتا به شما اشکال وارد می‌کنند با روی باز بپذیرید من یک مرتبه رفتم به خدمت امام گفتم آقا اگر کسی

به شخص  شما اشکال بگیرد ضد ولایت فقیه است فرمودند نه ما که معصوم نیستیم گفتم من دوتا اشکال به شما دارم نگفت من کجا شما کجا قصه برا

چهل سال پیشه گفت اشکال من کجاست گفتم جسارت نیست گفت نه بگو گفتم شما برای جایی نماینده گذاشتید که نیاز به نماینده نداره مثلانهضت

سواد آموزی من نماینده شمام چه خطری دارد چند تا پیرزن اومدن آب بابا یاد بگیرند چه خطری دارد یا مثلا یه جایی سیل اومده هلال احمر چهارتا پتو میخواد

بده آقای غیوری نماینده امام در هلال احمر خدا رحمتش کنه حالا ۲۰ تا پتو  هلال احمر می دزدن فوقش چه خطری داره ۱۰ تا پتو که نماینده نمی خواد آب بابا

که نماینده نمی خواد یه جایی شما نماینده میزارید من میگم چ فایده ای داره  از طرفی  شما یک جایی  نماینده ندارید گفت کجا گفتم اتاق پخش تلویزیون

چه فیلمی خوراک مردم است این فیلم ها چقدر بد آموزی دارد چقدر درست است چقدر امید آفرین است چقدر یأس آفرین است این کتاب های درسی

آموزش و پرورش و دانشگاه صدها میلیون کتاب چاپ میشه

 

سطر به سطرش رو میخونم که توی این کتاب ها چی نوشته شما توی آموزش و پرورش و صدا و سیما نماینده ندارید ولی برای فتوای هلال احمر و آب بابای

پیر زنان نماینده دارید این اشکال اول  امام فرمود من در حرف شما تامل می کنم گفتم ممنون گفتم یک دقیقه هم به من اجازه غیبت بدهید من می‌خواهم

یک آدمی که نماینده شما هم هست توی شورای عالی انقلاب فرهنگی هم هست که صدا و سیما هم هست توی کتاب های درسی هم هست این ور

اون ور هم سخنرانی می کند و یه آدم خطرناکی است اشکال نداره ما یکم زودتر از شما آدما رو بشناسیم چون حیوونا زودتر از آدما زلزله را میفهمند اشکال

نداره ما یه چیزی را بفهمیم و شما ندونید

هدهد امد پهلوی سلیمانی گفت احاطه دارم ای سلیمان هم پیغمبری و هم حکومت داری اما من هدهد یه چیزی بلدم که تو هم بلد نیستی اشکال داره

هدهد بفهمه سلیمان نفهمه گفت چی چی فهمیدی گفت از منطقه پرواز میکردم مردم خورشید پرست بودند پادشاه خانومی داشتند تخت بزرگی داشت

سلیمان هم نامه ای به هدهد داد گفت برو نامه رو بده و برگرد گفتم یک دقیقه غیبت می خواهم کنم حرام جز به خاطر اینکه می خواهم مطلب مهم تری رو

بهتون بگم ایشان یک لبخندی به من زد گفت یک دقیقه هم غیبت کن گفتم فلانی آدم خطرناکی است حرفم رو شنید و گفت تامل می کنم ما نفهمیدیم تامل

می کنم یعنی باریکلا یا برو گمشو تحمل می‌کنم رو امام کجاها به کار میبره به آقای شیخ حسن گفتم که امام دو تا حرف مرا شنید  و گفت تأمل می کنم او

خوشش آمده است گفتیم خیلی خوب است دست امام رو بوسیدیم و از جماران داشتیم میومدیم بیرون که صد متری کم و زیاد از جماران فاصله گرفتیم

دیدیم حاج احمد آقا بدون عبا توی کوچه

 

صدا زد آقای قرائتی گفت برگرد گفت خونه داری ماشین داری از خودته بدهکار نیستی هیچ مشکل مالی نداری گفتم هیچ مشکل مالی ندارم گفت خیلی خوب برو من از این حرکت احمدآقا فهمیدم امام به ایشون گفته این شیخ اگر خونه ماشین نداره  یا بدهکاری داره یاهر مشکل مالی داره حل کنید چون روان انتقاد کرد

بدون رودربایسی انتقاد کنید حالا اگر یک کسی از اشکال کنه اصلاً از بیمارستان اخراج نمی کنیم براش خط و نشون نمی‌کشیم هممون   همینطوریم  این آخوند و غیر آخوند نداره ما بعضی وقتا خودمون مریض هستیم اخلاص یعنی اینکه خدا رو ببین و غیر خدا را نبین ان الذین آمنوا و عملو الصالحات خوب اگر آمنوا ده درجه ایمان داشته باشیم عملمونم ن صالحی ای باشه ن صالحات از الصالحات باشه شما آخوندها ول کن معامله هستید میگیم خدا ول کن نیست میگه تواصوا بالحق

نمیگه اصوا بالحق یعنی شما به مردم سفارش به حق کنید میگه تواصوا

باهم سفارش کنید ی زمانی حق به این بود مثلا تشویق کنیم مدرسه بسازن ی وقت ن مدرسه به اندازه کافی ساخته شده مسجد بسازن

این تواصوا بالحق از زمانی حق به چیزی ممکن ی چیزی در یه جایی حق باشه در ی جای دیگه باطل باشه  اگر آیت الله بهجت به دختری بگوید عزیزم همه

فامیل ش خوشحال می شوند اما اگر یک طلبه جوان به دختر بگوید عزیزم دادگاه ویژه روحانیت برگزار می شود کلمه عزیزم از حلقوم آقای بهجت حرف حق اما

از حلقوم یک طلبه جوان باطل است خیلی کارها ممکن حق باشه ممکنه باطل باشه تشخیص مهمه یه وقت فکر نکنید بنده حجت الاسلام و شما دکتری

همه چیز را می فهمیم و تشخیص میدهیم نه خیلی وقتا با اینکه با سوادیم اما نمی توانیم تشخیص حق بدهیم خیال می کنیم می توانیم حق را تشخیص

بدهیم در قران چند تا یحسبون داریم یحسبون انهم یهتدون یعنی خیال میکنه درست میره کج میریم آیه دیگری داریم یحسبون انهم یهتدون خیال میکنه کارش

درسته

وَهُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ  خیال میکنه

خیال میکنه کارش درسته یحسبون انهم علی شیء خیال میکنه کسیه زیّن  گاهی یه چیزی رو ولخرجی می کنیم میگیم چه نیازی بود به این پول میگه جزو شعائر مذهبیه شعائر دوتا پنل بسازیم که پول ی مسجده

زین للمسرفرین ما لم یعلمون قرآن میگه مسرف ها ادم های اسراف کار اسراف میکنند اسمش میزارن شعائر مذهبی شأن ما شأن نظام ما پرستیژ ما مهمه تواصوا بالحق  تشخیص حق رو باید یک اسلام شناس بگه یه زمانی اب انبار ساختن حق بود الان اب انبار ساختن لغو عزاداری قبل از ظهر عاشورا حق اما ظهر عاشورا خود امام زمان وامام حسین سر نمازه

 

امام حسین(ع) و امام زمان(عج) دارن خودشون نماز اول وقت میخونن تو چرا سینه میزنی خیلی وقتا درسهایی که میخونیم لغو ممکن عبادت کنیم ولی  لغو بشه

 

مسئله بگیم شک بین یک و دو شک بین ۳ و ۴ را بگو و شک بین دو پنج هم بگو چه جنی در تاریخ نماز بین رکعت ۲ و ۵ شک کرده مگه مست الان شکیات مراجع را هم بگی باطل چون مورد نیاز نیست امروز سر کلاس چی میگیم اشکال نداره یه روز شما تدریس نکنید مشکلات فکری را حل کنید بگید چند تا شبهه توی  شاگردای من   هست می خوام اون ها رو حل کنم شما اگر داری چایی میخوری و میوه میخوری دیدی رودخونه داره یه بچه رو میاره همین جاست که همه رو ول کنی بپری توی رودخونه بچه رو نجات  بدید نجات غریق مهم الان گاهی وقتا شاگردهای شما گوش به حرف های شما می دهند چون استاد شی اما گوش به حرف من نمیدم میگن آقای قرائتی آخوند باید این حرفا رو بزنه ولی شماررو نمیگن که آخوندی میگن  استادی

اما دلش سوخته که چرا من فکرم منحرف شده خدا رحمت کنه شهید قدوسی رو می‌گفت ۱۱ ساعت با یک طلبه حرف زدم خصوصی تا این رو فکرش رو عوض کردم شما باید از تخصص تون درست استفاده کنید تواصوا  بالحق بعضی وقتا هم میرید تواصوا بالحق بگید  برخورد می کنند و تواصوا بالصبر یعنی باید مقاومت کنیم اگر تبرزدی  چوب نشکست نه چوب رو دور میندازی ن تبر را میزنی تا بشکنه اگر سر سفره ای در نوشابه باز نشد دور نمیندازی دست به دست میدی تا درش رو باز کنم ممکنه حرف شما اثر نکنه حرف فلانی  اثر کنه دلال تویی

ممکن اول کمک مالی کرد بعد کمکش کرد یک دانشجو هست گره تو کارش افتاده گره وا کنیم براش

 

ممکنه اول کمک مالی کرد بعد کمکش کرد یک دانشجو هست گر تو کارش افتاده اگر اول گره باز کنیم کمکش کنیم بعد نیم ساعت باهاش حرف بزنیم و بگیم اینطور درسته یا اینطور درست نیست امر به معروف نجات غریق زمانی که سیل شبهات می ریزند گفتم این دیگه سکنجبین جمهوری اسلامی هرکی میرسه سر که توش میریزه عمل مسئولین سر که بد عمل می کند گوجه خودمون می فروشیم به چین و دوباره از چین میخریم هر چی فکر کردم غیر از لقب دیوانه چه لقبی میشه داد بهشون که گوجه خودمون می فروشیم و خودمون ازشون میخریم این عمل مسئولین از نوع سرکه و حرص از نوع دوم سرکه حالا یک شانه تخم مرغ میخواد میره سه شانه تخم مرغ میخره ۱۰ کیلو برنج میخواد میره پنجاه کیلو برنج میخره حرص یکی هم عملکرد مسئولین و دیگری فشار خارج

 

گاهی وقتا یه استاد دانشگاه نقش داره گاهی وقت ها یک فوتبالیست نقش داره گاهی وقتا یک تاجر نقش داره گاهی وقتا باید شکم را سیر کرد بعد دعوتش کرد قران میگه کلومن طیبات و عملوا صالحات اول کلو بعد میگه و عملوا  صالحات قرآن وقتی که میخواد در وصف عبادت کنه فلیعبد رب هذاالبیت طعمه من جو وامنوا من خوف تواصوا بالصبروتواصوا بالحق خدایاهر چه از عمرمان و نعمتها تو هدر دادیم و غفلت کردیم اتلاف و خسارت ها ای این نعمت ها را ببخش و بیامرز

 

به ما توفیق بده حق را بشناسیم و تواصو بالحق داشته باشیم باطل را بشناسیم از باطل دوری کنیم و در فهم باطل ما را به خودمون واگذار نکن من به قول

هواپیمایی ها داریم ارتفاع کم میکنیم کم کم داریم وامیریم یک تفسیری ما نوشتیم ۲۱ سال پیش به نام تفسیر نور این تفسیر نور کتاب سال شد اون زمان

هم ۵۰ تا سکه به ما هدیه دادند داورش آیت الله معرفتی و آیت الله سبحانی دکتر محمد باقر حجتی هفت نفر بودند سه تا شون رو شناختم ۴تاشون  را

نشناختیم  ما این تفسیر نور را به ۳۰ زبان دنیا ترجمه شد چکیده برای رادیو برون مرزی خود تشکیلات صدا و سیما انجام داد بعد دیدیم شیشه گلاب کسی

دقت نمیکنه این رو باید عطرش کنیم بزارن جیبشون اون ده جلد رو تبدیل کردیم به یه جلد و رنگی هم چاپ کردیم یک قران کامل زیرش هم ترجمه اونه بیست

وپنج هزار نکته قرآنی در اونه کسانی که حال تفسیر المیزان ندارن چون چهل جلده نمونه حال ندارن چون بیست وهفت جلده و نور حال ندارن چون دوازده

جلده این یک جلد دیگه بخونید چون مردم حوصله اش رو ندارن قدیم خانوما غذا میپختن اما الان   غذا نمیپزن از رستوران غذا میگیرن بی حوصله تر شدن

ساندویج میخورن اخیرا دیگه ابمیوه میخورن حوصله جویدن ندارن قران هم یه ایه داریم میگه همینکه طرف نمیکشه کوتاه بیا ایه اش اینه

الْآنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنْکُمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِیکُمْ ضَعْفًا ۚ فَإِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ

 

ضعفا خدا میدونه شما ضعیفید خَفَّفَ اللَّهُ کوتاه اومدحالا کسایی که میخان در فاصله پنج دقیقه با قران اشنا بشن تفسیر خوبیه  شما اگر ده دقیقه باتفسیر

قران بشید خیلی چیزا دستتون میاد عمرتون تلف نمیشه یعنی حرف زیادی درش نیس چکیده چکیده اس روزی بیست وچهار ساعت  ده دقیقه برا قرآن با

تفسیرش وقت بزاره  به جایی لطمه نمیزنه  ولی شما خیلی چیزا رو یاد گرفتید ی روز شهید رجایی از من پرسید تو قرائتی با همزه هستی یا عین گفتم

قرائتی قران با همزه اس قراعتی با عین که نداریم گفت چرا میگی نداریم الْقَارِعَهُ (۱) مَا الْقَارِعَهُ (۲) وَمَا أَدْرَاکَ مَا الْقَارِعَهُ

  قَارِعَهُ با عین گفتم یادم نبود بعد ی کلمه گفت هم رجایی اسم خودش بود هم قارعه با عین قرائتی خواندن با همزه یعنی خواندن قران قراع با عین یعنی

کوبنده القارعه مالقارعه وما ادرک مالقارعه چ صدایی چ صدایی تو هم نمیدونی چ صدایی یعنی نظام هستی با یک صدا متلاشی میشه این نظام افرینش با

یک صدا پودر میشه مثل دیوار صوتی پس قرع باعین یعنی کوبنده بعد شهید رجایی این شعر خوند الهی قرعت باب فضلک در خانه فضل تورو میکوبم به ید

رجائی یعنی با دست امیدم در خانه لطف تورو دارم میکوبم الهی باب فضلک بیده رجائی خیلی خوشم اومد که از قراعت همزه ربط داده با عین بعدم یه جمله

گفت هم قراعت باعین توش بود هم رجائی اسم خودش توش بودبهش گفتم شما سوادتون چقدره گفت من لیسانسم منتها لیسانسی هستم با قرآن رفیق

بودم ی دوچرخه قراضه داشتیم میرفتیم تفسیر ایت الله طالقانی و تفسیر دکتر بهشتی چون هیچ کتابی به اندازه قران نکته نداره گاهی یه ایه قران ۱۰۱

سوره بقره علامه طباطبایی فرمود یک میلیونو دویست هزار معنا داره ما مزه قران نچشیدیم تک سخنرانی ها خوبه ولی باید وصل بشه به مطالعه ممتد ولو

روزی ده دقیقه باشه هرکس خواست ثبت نام کنه و کتاب بگیره.

 

تمام

ارسال نظر شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *