متن سخنرانی دکتر مجد در محفل انس با قرآن و اهل بیت (جلسه دوم)

۱۳۹۸/۰۲/۲۳ بدون نظر

متن سخنرانی دکتر مجد در محفل انس با قرآن و اهل بیت (جلسه دوم)

هوالحکیم

متن سخنرانی دکتر مجد در محفل انس با قرآن و اهل بیت

نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری

دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

جلسه دوم– مسجد النبی(ص) دانشکده علوم پزشکی شهید بهشتی

 

عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت سروران گرامی و از خداوند آرزوی قبولی طاعات وعبادات همگی را خواستارم ،ماه مبارک رمضان ماه بهار قرآن است و خود قرآن بهار قلب هاست که در نهج البلاغه شریف بیان شده که قرآن ربیع   القلوب هست. دلهای انسانها را بهاری می کند. خاصیت  بهار زیبایی طراوت آب و هوا و شکوفا شدن گل هاست قرآن بهار دلهاست ها را از کدورت ها از زمختی ها از تنگ و تاریک بودن ها بهاری میکنه دلها رو وسیع میکنه وشرح صدرمیده وآرامش میده وصفات  نیک رو در قلب انسان شکوفا میکنه.

این معنای بهاری بودن قرآن است توفیقی بود که در این ماه مبارک هم در خدمت شما عزیزان برسیم و بحث خودمون رو در زمینه تدبر در قرآن ادامه بدیم مقدماتی در جلسه قبل خدمت شما ارائه دادیم مبنی بر اینکه حکمت نزول قرآن چه هست که یکی از اون حکمت ها تدبر در آیات شریفه قرآن است من سه تا از آیات مربوط به تدبر در قرآن را انتخاب کردیم قبل از اینکه به خود مفهوم تدبر در قرآن چیست؟ بپردازیم این آیات را قرائت می کنیم و نکاتی را ازش بهره مند میشیم.

آیه اول آیه گ چنین بیان می کند که کِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَیْکَ مُبارَکٌ و ما قرآن کتابی است که به سوی تو پیامبر نازل کردیم و مبارک است این قید مبارک نکته ای درش است که در خود آیات تدبر باید تدبر کنیم و این نکات را استفاده کنیم برای چی این کتاب مبارک نازل شد  ولیدبرو آیاته  تا انسان ها در آیات این کتاب تدبر کنند که خواهیم گفت مراد از تدبر چیست.  کلمه مبارک که در اینجا آمده برکت چیزی  که در واقع پر است و انسان وقتی نگاه میکنه میگه گویا تمام نمیشه میگیم برکت کرد یعنی هنوز ادامه داره خیر فراوان خیرش ماندگار قید مبارک در اینجا این است که شما در تدبر در قرآن به نقطه نهایی نمی رسیم این کتاب پر است از نکته ها و دقایق تا هرچه در آن اندیشه کنی باز هم ادامه داره و نکات و حقایق زیادی را میتونید شکار کنید لِّیَدَّبَّرُوا آیَاتِهِ وَلِیَتَذَکَّرَ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ تا صاحبان خرد متذکر بشم از این کتاب کتاب تذکر میده اونها متذکر بشند از این کتاب ببینید در خصوص قرآن کریم از دو واژه در این آیات استفاده شده که  استفاده شده که هر دو واژه مربوط به خرد ورزی انسان یعنی کتاب عقل کتاب اندیشه است تدبرکنید و خردمندان از آن تذکر می یابند حالا خود اینکه کلمه أُوْلُوا الْأَلْبَابِ یعنی چی یعنی مغز ‏ اشاره به به اندیشه ای است که این اندیشه از پوست توهم و تخیل و پوسته گرایش های نفسانی خارج شده است این شد لب  چنین اندیشه ای میتونه متذکر بشه و از قرآن کریم بهره ببرد این آیه اول در مورد تدبر بود آیه دوم با زبان سوالی این تدبر را بیان میکنه اول میگه حکمت نزول قرآن تدبر و تذکر است برای کسانی که دارای اندیشه ناب خرد ناب سالم هستند این برای اوناست در آیه دوم می‌فرماید أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ تو قرآن یکی از سبک هاش گاهی اوقات یه موضوعی را به شکل امری میگه گاهی اوقات به صورت سوالی مطرح میکنه یه موقع میگه یه موقع میگه خدا را عبادت کنیداعبدلله یه موقع میگه  چرا چی شده که مرا عبادت نمی کنید اون کسی که منو آفریده که فرد را باز به فکر وادار کنه اندیشه کن چرا تدبر نمیکنی مشکل چیست که تدبر نمیکنی افلا یتدبرون قرآن آیا در قرآن اندیشه نمی‌کنند

آتدبّر نمی کنند  أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا یا بر دلها قفل زده شده در این آیه یک پرده دیگری از قضیه تدبر در قران را باز میکنه و اون اینه که تدبر قرآنی نیاز به یک قلبی داره که بر این قلب قفل نباشه و و این یعنی چی ؟

انشا الله در بحث تدبر من توضیح میدم فقط آیات را عنایت داشته باشید نکاتش را در ذهن شریفتون داشته باشید  تا در ادامه این رو توضیح بدیم

قلبی که مقفوله بسته شده نمیتونه تدبر کنه یعنی یکی از شرایط تدبر باز شدن دل هست و با صرف مجموعه ای از اطلاعات و دانش آن می‌توانیم به تدبر برسیم این هم نکته ای است که در آیه دوم باید بهش اشاره میشه آیه سوم بیان می کند افلا یتدبرون القران یکی از ثمرات تدبر در قرآن را در آیه سوم بیان کرده تقریباً آیات اول و دوم شرایط تدبر در قرآن و در آیه سوم ثمره که یکی از ثمرات تدبر در قرآن را اشاره می‌کند آیا در قرآن تدبر نمی کنند وَلَوْ کَانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلَافًا کَثِیرًا

نتیجه در قران که بفهمیم همه این آیات مال خداست وحی کما که در عرفان میگن وقتی که انسان به طبیعت نگاه می کند به آسمان و زمین نگاه می کند به این معرفت برسد که همه چیز از اوست هر گیاهی که از زمین روید وحده لا شریک له گویند این هماهنگی  رو در مطالعه طبیعت بعضی ها می‌فهمند می‌بینند می‌فهمند قران هم همینجور یعنی تدبر و اندیشه در قران باید به اینجا منتهی بشه که هر آنچه داریم می خوانیم نشانه او دیده بشه در واقع در قرآن کریم هماهنگی تمام مشاهده میشه لذا اگر کسی این آیه با این آیه دچار تناقض هست معلوم متدبرانه وارد قران نشده این کتاب های نوشته مجلات زیادی هم در غرب دایره المعارف های زیادی نوشته شده در رابطه با تناقض در قرآن مراکز استشراق در هلند خیلی زیاد در آلمان فرانسه اینها اگه مطالعه بفرمایید کتاب های زیادی رو نوشته اند یه بخشی رو اختصاص دادن به وجود تناقض در قرآن در دوره دکترا درس میدادیم و هر تناقض پاسخ میدیم می‌فهمند به اعجاز قرآن آگاه می‌شوند در میان کلمات یک نکته ای رو کرده دقیقا این نکته میرسونه که هیچ تناقضی وجود نداره با آیه دیگه و این بسیار جالب و واضح اگر کسی میگه اینجا این آیه با این پایه نمیخونه تناقض دارد مدبرانه در قران نگاه نکرده خوب این سه آیه بود راجع به هدف در قران حکمت فرو فرستادن تدبر است در قران لازم اینکه تدبر پیدا کنیم قفل قلب باید باز بشه و نتیجه تدبر هماهنگی همه آیات با هم است خوب در روایات ما هم در خصوص تدبر در قرآن داریم از پیامبر اکرم نقل شده است مَعاشِرَالنّاسِ، تَدَبَّرُوا الْقُرْآنَ وَ افْهَمُوا آیاتِهِ قرآن که می خوانید تدبر کنید تا آیات قرآن را بفهمیم و به محکمات  قرآن نظر کنید و از متشابهات قرآن پیروی نکنید حالا بعد به آیات متشابه می پردازیم از امیر مومنان نقل لا خَیرَ فی قِراءهٍ لیسَ فیها تَدَبُّرٌ قرائتی که در آن تدبر نباشد خیری در آن نیست انسان یک صفحه قرآن می خواند حتی شده یک آیه در ذهن خودش  بسپارد و در طول روز به به اون آیه فکر کند این آیه چی میخواد بگه و به من مخاطب چه چیزی رو میخواد القا کند از امام صادق در دعاشون نقل  شده لاَ تَجْعَلْ قِرَاءَتِی قِرَاءَهً لاَ تَدَبُّرَ فِیهَا قراعت  من قرائتی نباشد که در آن تدبیری وجود نداشته باشد این آیات و روایات ضرورت تدبر را به ما میرساند مباحث تدبر در این چهار بخش تقسیم کردیم یکی چیستی تدبر اصلا تدبر یعنی چه دوم چرایی تدبر برای چی تدبر کنیم و سوم چگونگی تدبر حالا که بناست تدبر کنیم به چه شکل و شیوه ای باید تدبر کنیم و چهارم گونه شناسی تدبر ه‍ست که عرض خواهیم کرد اما چیستی تدبر واژه تدبر در کتب لغت تدبر یک اصطلاح ویژه قرآنی که در خصوص قران اومده یعنی نیامده در قران تعقل کنید و در قرآن تفکر کنیم در قران واژه تذکر به کار رفته جالبه بدونید خدا هیچگاه به عنوان عاقل معرفی نشده متفکر هم معرفی نشده اما مدبر چرا  چون عقل و فکر برای کسی است که دارای مجهولی است حالا می‌خواهد مجهول را بفهمد از نیروی عقل استفاده می کنند معلومات خودش را به میان می می‌آورد از میان معلومات کشف مجهول میرسد می‌گوییم تعقل کرد می‌گوییم تفکر کرد در مورد خدا معنا نداره خدا علم محض علم مطلق علم بی نهایت مجهولی برای حضرت حق نیست تا بگیم تعقل می کند تفکر می کند اما تدبر مفهوم عام دارد که حالا در خلال معنای لغوی بهش میرسیم ماده تدبر از دبر به معنای پشت سر اشیا پایان آخر و زاویه و جانب در نتیجه دبر یعنی نگریستن به عاقبت و آخر کار و تأمل و تفکر به پایان کار در حوزه زندگی خودمون میگیم فلانی خوب تدبیر کرد یعنی خوب همه جوانب رادید ‏ اگر کسی کاروانی دارد می برد به جایی یه جا به مشکلی برخورد کرد میگن مدبرانه کار نکرد خوب چاره ای در این بخش نیاندیشی  پس در تدبیر و تدبر ما  نگاهمون

فهمموم دیدمون به گونه ای است همه جوانب و زوایا باید نگاه کنیم و یک جهت و جانب را نمی بینیم دقت فرمودیم لذا در لغت عرب این معنا شده ان نظرو فی ادبارامورو تأملها یعنی به پایان و جوانب امور انسان نگاه کن تدبیر هم از همانجاست تدبر اصطلاح علما مطالعه تدبیر چون تدبر یعنی تعقل تدبر پذیرش تدبیر یعنی قرآن کریم محصول یک تدبر الهی است و چیدمان حکیمانه ای دارد همه چیز در آن دیده شده پس ما تدبیر میکنیم اون حکمت رو و جوانب رو دریافت میکنیم می‌یابیم و می فهمیم آن میشود تدبر تعاریف از تدبر ارائه می‌شده متأسفانه در کتب تفسیر خوب بیان نشده کتب لغت قرآنی این بار مراد از تدبر در قرآن چیست مرحوم طباطبایی مطلبی بیان فرمودند گرفتن چیزی از چیزی دیگر را در مورد آیات قرآن به معنای تأمل در آیات قرآن

پس از ایه دیگر  منظور ایشان این است که تدبر در قرآن این است که از این آیه برای آیه دیگر استفاده می کنیم یعنی اگر نگاه کردیم وای نمیستیم می گردیم آیه دیگری و جانب دیگری از قران رو میبینیم اون جانب را با این جانب کنار هم قرار می دهیم به نتیجه میرسیم یعنی همون نظریه تفسیر قرآن به قرآنی که ایشون در میز المیزان داره می‌خواهد تدبر را اینگونه معنا کند مادر خود آیه نگاه می کنیم از خود آیه مفهوم آیه روباز شناسایی می کنیم در تفسیر نمونه هم بیشتر معنای لغوی چیزی نگفته که از ماده ی به معنای عقل

دبرمعنای عقل به معنای بررسی نتایج و عواقب چیزی برعکس تفکر که وسیع و علل اسباب رو می پردازد در تفکر ریشه علل وعوامل   میبینیم و در تدبر عواقب رو میبینیم این خیلی درست و مستقیم نیست باید گفت مفهوم تدبر گسترده تر از مفهوم تعقل تفکر وتفقه و تذکر است این چهار واژه در قرآن آمده تعقل تفکر افلا یتفکرون افلا تعقلونو همچنین فلیتفقه فی الدین و تذکر  . اینها هم خانواده هستند پس تعقل به معنای اندیشیدن تفکر به معنای اندیشیدن تفقه به معنای فهمیدن و تذکر به معنای یادآوری کردن اما تدبر به معنای درجه بالاتری از اینهاست و آن این است فهمی همه جانبه این فهم در ساحت ذهن متوقف نمیشه بر همه ابعاد وجودی حیات انسان جریان پیدا می کند به قرب الی الله می شود به این میگن تدبر یعنی تدبر این است که مابه گونه بفهمیم که این

که این فهم انسان را به حرکت درآورد لذا میگه چرا طلب و نمی کنیم نمیگه چرا تعقل نمی کنیم مشکلی رو حل نمیکنه خیلی ها می فهمند خیلی ها میدونند شیطان هم خوب بلد بود خوب هم میدونست خوب هم می فهمید بلکه واژه تدبر را به کار برده ۱- تدبر یعنی فهم همه جانبه قرآن یک آیه که با آیه دیگر تناقض ایجاد نکند با سایر آیات برخورد نکند یعنی اینکه فهم درست ۲- یکی از معانی تدبر  توجه به عاقبت بود خوب تدبر فهمی است که این فهم نتیجه اش چی میخواد بشه پس اولین مولفه این بود فهم  باید همه جانبه باشد هماهنگ با روح قرآن باشه با کل قرآن باشه ۲- چون معناش انتها و عاقبت اندیشی بود این فهم  برای چیه من فهمیدم که چی بشه این فهم چه تاثیری در زندگی من میخواد داشته باشد برای من چی در واقع تدبّر میگه پس من چی برای من چی این چی میخواد به من بگه با من چیکار باید انجام بدم لذا این فهم میاد پرتو می افکنه کل وجود انسان یک  تحولی ایجاد میکنه که به سوی خود خدا بره  قران نامه خداست قرآن دعوت به سوی خودش است تدبر پاسخ به این دعوته.   برای روشن شدن معنی حقیقته تدبردو نکته است لازمه مشخص بشه یکی چون تدبر گونه ای از فهم وشناخت بود یکی راجع به فهم حد ومراحل فهم است یکی راجع به انگیزه فهم .مابرای چی میخایم یه چیزی رو بفمیم اما سوال اول اینکه فهم سه مرتبه داره این کاری به قرانم نداره ما فهممون از پدیده ای طبیعی از همین جسم انسان از طبیعت سه مرتبه داره یک فهم سطحی من الان خورشید نگاه میکنم چیه خورشید نوری داره گرما داره این میشه فهم سطحی . چشم چیه  یک عضوی از بدن است  کوچیکه و سایز هم این اندازه اینه  یک پلکی هم دارد کارش هم دیدن است این شد فهم سطحی مرحله بعد فهم عمقیه من اینارو عمیق تر می خواهم بشناسم مطالعه باید بکنم دنبال ابزارها باید برم از خورشید اطلاعات بیشتری پیدا کنم اطلاعات بیشتری از چشم پیدا کنم لذا دانش ها اینجا پدید میاد به من  فهم عمیق نسبت به پدیده ها میده در فهم عمیق من یک فرضیه دارم حالا با این فرضیه میرم آزمایشگاه مطالعه می کنم تحقیق می کنم به یک نتیجه میرسم نظریه ارائه  میدم میگم فهم عمیق پیدا کرده است مرحله اول این است که از دانش های پیشین داره استفاده میکنه که قبلا برای فهم عمیق نبود و می آید با این دانش ها به فهم بیشتر از یک پدیده می پردازد این در همه علوم جاری است اما در خصوص قرآن کریم این رو ما اینگونه تعبیر می‌کنیم دوتاش که فهم سطحی فهم عمیق و سومین مرحله ی فهم مستضاح ازش تعبیر میکنیم

فهم مستضاح ازش تشبیه میکنیم این نکته ای است از زبان حضرت امیر علیه السلام استفاده کردم فهم سطحی چون قرآن برای همه مردم همه میتونن بفهمند و اون فهم غلط نیست فهمی که ما از خورشید داریم از چشم داریم از گوش داریم همه میدونن گوش مال شنیدنه مال دیدن نیست این اشتباه نمیگیره لذا همه ما میدونیم میتونیم قران رو بخونیم با یک فهم درست ابتدایی از قرآن کریم باید داشته باشیم یه نمونه عرض کنم سوره توحید رو ما به بچه ها یاد میدیم بچه ها میفهمند قل هو الله احد بگو خدا یکی الله الصمد خدا بی نیاز است نه زاده و نه زاییده و مانندی ندارد برداشته اولیه از سوره و فهمی سطحی از آن است و همه هم میدونن هیچ مشکلی هم نیست اما می‌خواهیم  از این مقدار بیشتر بریم جلو آیات فقهی رو همه میفهمن اما فقیه این آیه رو جور دیگه میفهمه عمیق تر می فهمه مثل اینکه پدیده های طبیعی رو یک دانشمند بیشتر میفهمه خوب در مرحله ی فهم عمیق تدبر هم اینجا حضور پیدا میکنه اینجا از سوره توحید سوال میکنه چرا گفت قول هو الله و احد چرا نگفت واحد همه جای قران این جوانب رو داره همه جای قرآن می‌گفت خدای  واحد چرا اینجا گفت  اله واحد  واحد تفاوت احد با واحد چیه رابطه با صمدیت حق چیه رابطه اینا با لم یلد و لم یولد چیه اینجاست که ابوعلی سینا گفت من نمی فهمم این سوره توحید را یعنی شما می‌روید بیشتر میفهمید حرفها در دل خودش دارد اینجام با سوال ها بیشتر به عمق میرویم این کتاب مبارک آن پر از حرفه حرف زیاد داره و چی میخواد بگه اونجا هست که میفهمیم که قرآن چه حرفایی داره اون وقت می فهمیم که پیغمبر اکرم مشرف به توحید در مقام احدیت است

که انبیاء گذشته به این مقام نرسیدند توحید در مقام واحدیت بوده نه توحید  در مقام احدیت که بحث مفصلی دارد نمی خواهیم وارد آن شویم اما مرتبه سوم فهم مستضام یعنی چی یعنی اینکه وقتی که ما میریم کلاس درس از یه عالم علمی آموزیم با مجموعه ای از دانش ها به تفکر می نشینیم این با این فرق داره که با خالی از ذهن به تفکر  بشینیم فهم مستضاح یعنی ما از منبع نور که عبارت است از عالمان کتاب که  اهل بیت باشند دانش هایی را می آموزیم با محبت به اونها صفایی پیدا می کنیم این ۲ مثل وقتی که عارف قلبش رو نورانی شدجهان رو ی جور دیگه قران میبینیم این طور نیس هرچه رو نگریستم قبلش و بعدش و همراهش را خدا می دیدم هر کسی اینجوری نمیبینه این بینش مال کیه مال فهمی که نور میگیره از منبع، مال روشنفکر دینی فعلیست که روشن از یک منبع نورانی این مراتب فهمه حالا ما وارد قران اگه میشیم فهم عمیق و فهم مستضاح همان تدبر هستش چرا نباید با وسیله و ابزار خودش واردش بشیم این مربوط به موضوعی بود که فهم مراتبی داره سوال دوم مربوط به اینکه خوب حالا ما می خواهیم موضوعی را بفهمیم برا چی بفهمیم انگیزه ما چیست رشته پزشکی حقوق روانشناسی برای چه رفتن این رشته برای چی می خوام قران را بفهمم انگیزه و انگیخته فهم چیه انگیزه فهم قرآن ببینید انگیزه برای فهم داریم یک هدف گرایی و حقیقت گرایی بنده کمونیستم خدایی نکرده مارکسیسم میرم قران رو میخونم از توی قران برای نظریات کمونیسم حرف در میارم وَ أَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى‌ برای نظریه اجتهادیشان می آوردند در قران هم گفته مارکس گفته مطالعه قرآن هدف بود یادمه

یا مثلا کسی سنی هس میگه جوری ایه تطهیر تفسیر کنی که بخوره به زنهای پیامبرشیعه هم می‌خواهم طوری تفسیر کند بخوره به اهل بیت این با انگیزه حرکت کردند انگیزه نمیتونیم حذف کنیم انگیزه وجود دارد انگیزه باید هدف گرایانه باشد حقیقت گرایانه باشد مادر تمام مطالعات دینی متاسفانه مسئله خطرناک وجود دارد گاهی اوقات توی  شرایط محیط بر اساس انگیزه های نفسانی مطالعه بپردازیم میگن مرحوم علامه حلی قدیما آب لوله کشی نبود آب چاه بوده اینجا اگر آب چاه نجس میشد نجسی وارد آب چاه می شد چیکار باید میکردم فقها فتوا شون این بود باید بدونیم نجسی  چی هست براساس اون نجاست سه تا سطل پنج تا سطل از آب چاه بکشیم  تا پاک بشه برخی از نجاسات باید کل آب چاه تخلیه می شد و دوباره آب ریختن و تطهیر آب این گونه بود علامه حلی چاه خونش نجاستی می افته که کل آب چاه رو باید میکشیدن خب این یعنی چی یعنی مصیبت لوله کشی نبود آب برای وضو می خوان  حالا وضو دارن غسل دارن آشامیدن دارند چیکار می خوام بکنم گرفتاری بوده میگه برم مطالعه کنم ببینم اصلا ن کشیدن آب سطل از چاه واجبه یا مستحب مطالعه میکنه میبینه نه روایات حکم استحباب رو می رسونه هیچ لزومی نداره این کار انجام بشه  میاد فتوا میده میگه مطالعه من به انگیزه چاه خونم بوده این چاه خونم منو وادار کرده که یه جوری نگاه کنم جوری استنباط کنم کی استحباب را بفهمم نه وجود را بلافاصله چاه خونش رو پر میکنه دوباره میشینم مطالعه میکنه اون موقع حکم استحباب رو میده تا انسان شاه انگیزه رو پر نکنه نمیتونه درست از کلام وحی برسد با انگیزه های نفسانی نمیتونیم قرآن کریم صاحبش خدا حی.ّ نمی‌گذارد کسی که اهلیت ندارد بفماند لذا آیه تدبر چه بود گفت قلب قفل داره قفل باید باز بشه باید هدف گرایی در کنار برکنار و حقیقت گرایی بیاید میدون چیزی که امیرالمومنین علیه السلام در نهج البلاغه نقل شده از ایشون که آراء تو ن رو متهم به قران خطا کنیم نه قران رو از قرآن برای وحی خودم دلیل پیدا  کنم نه قران چی میگه هرکسی از ظن خود شد یار من از درون من نجست اسرار من سر من از ناله من دور نیست لیک چشم و گوش را دور نیست چشم و گوش با انگیزه پر شده اما انگیخته که حالاهمه اینها رو از کلام و حی و نهج البلاغه شاهد بر همه اینه فهرست بحثه اما انگیخته فهم من چیه  حالا من رفتم همه اینا رو فهمیدم نتیجه این فهم چیه آیا در اصلاح شخصیت من این فهم  نقش داره یا نداره خب نتیجه بحث این میشه که تدبر در قران باید به تحول منتهی بشه و تحول به تقرب این ساختار به بحث تدبر راستش رو میخونیم دقت فرمایید این خودش هم یک شیوه تدبر این چیدمان آیات انشالله روش کار هم هست آیه قرآن می فرماید  کَذَلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمُ الْآیَاتِ لَعَلَّکُمْ تَتَفَکَّرُونَ عین این این آیه جای دیگری هم امده کذالک آیاته لَعَلَّکُمْ تعقلون لَعَلَّکُمْ یتذکرون لَعَلَّکُمْ یتقون، لَعَلَّکُمْ تهتدون لَعَلَّکُمْ تشکرون یعنی این آیات را نازل کردیم که شما اولا درش تفکر و اندیشه کنید و بعد این تفکر و اندیشه منتهی به تحول بشه اون تحول چیست تذکرون تتقون تهتدون تشکرون  ۴ مطلب که اساس حرف دین هم همینه که انسان به نقطه شاکریت برسند خیلی حرفه امام سجاد علیه السلام در دعای اولیه صحیفه سجادیه می فرمایند که خدا به ما شناخته حمد خودش را آموخت اگر ما حامد خدا نبودیم شاکر پروردگار نبودیم لخرجوا من حدود الانسانیه الی حد البهیمیه از حدود انسانی به حدود حیوانی تنزل می کردیم اما این شکر یعنی چی خدایی شکر باید مفهوم شناسی بشه غذا خوردیم بگیم الحمدالله شکرت خونه خوب داریم الحمدالله شکرت  فرزند خوب دادیم الحمدلله شکر ت خیلی عذر می خوام حیوانات هم همین کار را می‌کنند غذا که میخوره سرشو میکنه بالا یاد می شد که تکون میده بهش غذا میدی شکر که منظور نیست شکر نعمت یعنی نعمت وجود خودمون رو اون رو شکر بدونیم کلمه اسراف در قرآن آمده باید این را قرآنی بزنیم تدبر یعنی همین اب اسراف نکنید عقل بشر میفهمه نیازی به قران نداره عقلا عالم هم اهل اسراف نیستن مراد از اسراف اسراف بزرگترین نعمت به وجود خودمون هست الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اللَّهِ کسانی که خودش را اسراف کردند اندیشه شون رو اسراف کردن قلبشون را اسراف کرده‌اند عمرشان را اسراف کردند شکر یعنی اسراف نکردن مجموعه وجود خود فکرمون شکر گذاری نعمت عقل چیست به اون چیزی بیاندیشیم که خدا میخواد شکرگزاری نعمت چشم چیه اون چیزی رو ببینیم که خدا میخواد شکرگزاری نعمت زبان چیه اون چیزی رو بگیم که خدا میخواد یعنی شاکریت ممیز وجود انسان خوب قران میگه اندیشه کنید اولین محصول تحول اولین تحول این که به شاکریت برسیم که در جلسه قبل گفتیم از نقطه کفوریت به نقطه شکوریت برسه انسان عبد شکور حضرت نوح خیلی قشنگه خیلی زیباست در مسئله شکر و همچنین تتقون به تقوا برسی حالا تقوا چی هست تقواهمه به یک شکل نیس تقوا یعنی اینکه حضرت انسان خودش دربرابر حضرت حق صیانت کند خودپایی یعنی خودش را به پاید خوب بگذریم این آیات تدبر و تحول بود به چی باید بیانجامد  اگر انسان تحول درش پیدا شد شاکر شد به تقوا رسید چه می شود قرآن بیان کرده فتقل الله لعلکم تفلحون رستگاری انسان  و فلاح انسان در سایه دستیابی به این تحول است یعنی پیدا کردن تقواست و همچنین فتقوالعلکم ترحمون  دستیابی به رحمت بی منتهای الهی درسایه این تحول پس تحول و تدبر  وتحول انسان را آماده میکند در مجرای پذیرش فیض الهی رحمت بی منتهای الهی قرار بگیره که پایان براش متصور نیست به این مدار انسان وارد میشه مداری که دیگه گفت انتها نداره

بلبلی برگ گلی خوشرنگ در منقار داشت         اندر آن برگ و نوا خوش دانه های زار داشت

خوب بلبل عاشق گل عاشق تا دور از معشوق اشک میریزه دوران فراق هست ولی وقتی به معشوق میرسه باید شاد باشه حالا بلبل برگ گل رو در منقار داره ولی داره اشک میریزه گفتمش در عین وصل این ناله های زار چیست گفت ما را جلوه معشوق بر این کار داشت کمالات اونکه تمام نمیشه فیض اون که تمام نمیشه هر دم از این باغ بری میرسد تازه تر از تازه تری میرسد قرآن دعوت به این حرکت به این جنبه بی نهایت میکنه که انسان هرچه میره جلو اون فیض و رحمت را بگیره همان کلید ش این است تقوا یعنی پیکره معنوی انسان به گونه‌ای ساخته بشه که بتونه پذیرای رحمت بی منتهای الهی بشه این به معنای تقوا است رخش می باید تن رستم کشد لذا همین ها را در همین جا آوردیم انگیزه و هدف تدبر میشه  تعقل و تفکر  اون دوتا آیه اولی تحول همان تقوا شد تذکر هدایت آیات بعدی تقرب هم که فلاح و رستگاری و برخورداری از رحمت بی منتهای الهی نتیجه میگیریم که تدبر  فهم هماهنگ و هماهنگی هاست یعنی فهمی که هماهنگ با  روح قرآن

هماهنگ بودن آیات قرآن با همه عدم اختلاف و تناقض در قران با چه هدفی با هدف این که چی میخواد بگه کشف امراعات تحمیل وحی تفکر خودم با همراهی قلب و عمل این فهم قلب من را به خواست به نشونه عمل من رو به حرکت به نشونه اندیشه من بر انگیزه من میتابد ونیت و انگیزه من به طرف حق به حرکت وا می دارد بریم به بحث بعدی گونه شناسی تدبر هست گونه شناسی تدبر به سه قسم تقسیم می‌شود گونه شناسی نگرشی گرایشی و رفتاری تقریباً بحث‌هایی که مطرح کردیم یه مقدار می خوام دقیق تر و جمع بندی ‌شده تر بیان کنیم اما گونه‌شناسی نگرشی تدبر چگونه فهمیه  یک فهم هماهنگ با منظومه معرفتی قرآن فهم گسسته توضیح اینه که امروز جهان اسلام دچار مشکلاتی است که هرچه پیش می‌رویم اختلاف‌ها بیشتر و نزاع ها بیشتر درگیری ها بیشتر رفتارها خشن‌ترو غیر اخلاقی ریشه اش کجاست همه قران دارن چون به قرآن متدبرانه   نگاه نمی کنند وهابیت میادیک ایه قطاع رو نگاه میکنه فهم هماهنگ نداره منظومه قران رو نمیبینه قران میگه بکشید قتال کنید با مشرکین. دیگه سروسرّ ایه رو نگاه نمیکنه که این مشرکین کدوم مشرکین است و بعد هم مگر دین همین یه دستور رو داره دستور عدالت داره دستور اخلاق داره دستور نماز یک عالمه دستور دارد چرا فقط این چرا قرآن شد کتاب جنگ چرا مسلمانان به جنگ شناخته شدند این مطلب باید در دانشگاه آقای دکتر مسیحی هم بود دعوت کرده بودند یکی سوال کرد قرآن را چگونه می بینید گفت قرآن در مورد جنگ  شیطان و فرشته صحبت کرده برداشته ایشون این بوداز قرآن این بود من اونجا گفتم چند تا آیه در مورد جنگی در قرآن است ۱۰ آیه در مورد تفکر آیا در انجیل شما چیزی هست در مورد تفکر و تعقل ۱۰ آیه در مورد تعقل ۱۰ آیه در مورد عدالت صدها آیه در مورد اصول اخلاقی چند ۱۰ آیه از میانه ۶۰۰ آیه راجع به جنگ هست اون هم در شرایط خاصی حدود و قیود خاصیه ما جنگ طلب نیستیم جنگ گریز هم نیستیم مقصود اینه و این امر  کاملا عقلانیه چرا شما قرآن را اینجوری نگاه می کنید مدبرانه به قران به قرآن نگاه نمیکنید

یعنی فهم هماهنگ با منظومه معرفتی  قران نبود نتیجه این همه فرقه و این همه تنازع چون متدبرانه  به قرآن نگاه نکردیم پس متدبرانه به ما فهم هماهنگ همه جانبه میده این طرف و دیدید اخلاقم داره گذشتم داره مهربانی هم داره صلح هم داره همه این ها رو داره ۲ فهم با رویکرد کشف مراد این لحظه که امروزه هرمونوتیک  مطرح میشه اونا میگن ما کار نداری متکلم چی میخواد بگه

 

متن مخاطب محور متکلم محور من چکار دارم چی میفهم چکار دارم اون چی ایراد کرده حرف هرمونوتیک حرف همینه در واقع من نمیدونم خوانش چی میگه من از این اینو میفهمم تابلوی هنر که نقاش کشیده چی میخواد بگه من کاری ندارم که اون چی میگه در واقع من  خوانش متن بر اساس چه هست من است خواسته ی منه سهم منه خوب در قران این غلط در علم هم غلطه شما در علم میتونید بگید من از طبیعت اینجوری میفهمم نه میگم این جوری فهمیدی که میشه  خرافه دلیل بیارید شما باید این واقعه را کشف کنید تا بشه علم

 

در قران هم حرف ما سمانتیکه نه هرمونوتیک یعنی باید بفهمیم که قرآن چی میخواد بهمون بگه حرف ش چیه چون از  واقعیت عالم غیب داره میگه خوب من باید این رو بفهمم حکم میده من می خوام تعبد کنم امتثال امر  کنم مطیع به شم بنده بشم پس باید بدونم که اون میخواد چی بگه لذا باید در تدبر فهم  با رویکرد کشف مراد مراد محبوب مراد خدا چی هستی که واقعیت به حقیقت اون رو هم می خوام بفهمم نه رای خودم رو به قرآن تحمیل کنم و تفسیر به رای کنم  :

کرده ای تعویل حرف بکر را                          خویش تاویل کن نی ذکر را

چرا قرآن تغییر میدی خودتو تغییر بده واقعیت وحقیقت رو بفهمه دومین بخش  گونه شناسی گرایشی هست  که همون بحثی که قبلا گفتیم تاثیر درونی این فهم من می خوام قران رو بفهمم  برای چی  برای اینکه خدا را بهتر بشناسم خودم را بهتر بشناسم  راه رسیدن به کمال  بهتر بشناسم با این گرایش به تدبر در قرآن  ورود پیدا می‌کند  این مهمه  نه اینکه من قران رو بخونم  یا مثلاً بتونم تفسیر شو بگم  قران رو بخونم که حالا به  دیگران بگم نه  یا برای حل نظریه علمی  دلیل بیارم نه این تدبر بهش نمیگن تدبر اینکه  این است  که آدرس خدا رو باید  ازش بیرون بیارم  من نسخه خودم را باید از این کتاب استخراج می کنم  این مطالبی را که عرض می‌کنم شاهدش را از کلام حضرت امیر  بعد از تو میخونم این فهرست شه پس در واقع  تاثیر درونی این فهم   اینست که من توحید م تقویت بشه  خداشناسیه قوی تر بشه  و تربیت یعنی ربو یعنی رشد من و افزایش وجودی من  اتفاق بیفته پس خداشناسی  خدا گرایی حب الله   خدامحوری  عبادت الله  که همه آیات همین حرفا رو داره میزنه  داره  و بعد خودشناسی خود یابی و  خود پایی که تقوا و خود اطلاعی  که رشد باشه  این منظور از فهمه.  گاندی در کتاب خاطراتش  حرفی داره  میگه من همه  کتب مقدس دنیا رو خوندم  یه حرف مشترک  همشون داشتن اون حرف مشترک این بود  انسان خودت را بشناس  این حرف اصلی   که بیان میشه  و آخرین  که سومین مرحله گونه مرحله گونه شناسی رفتاری فهمی است که فرد متدبر روحامل وحارث قران میکنه نه فهم بایگانی شده فهمیدیم خداحافظ شما نخیر یه خانومی چند سال پیش از انگلستان آمده بود من یه خدایی رو اعتقاد داشتم که میدونستم یه خدایی هست من اون خدا را داخل کمد گذاشتم هر موقع مشکل داشتیم  کمد رو باز میکردم گفتم یا خدا کمکم کن این خدای بایگانی شده است آموزه های قرآن بایگانی شده نیست علائم راه اعلام الهدی لذا باید انسان حامل و  حارث باشه این تعبیر روایات و نهج البلاغه است حارث به یک کشاورز میگن از حرثه قران باشید حامل قرآن باشید یعنی قرآن را فهمیدم روی کولم حملش کنم مانند کشاورزی که بذر ها رو میریزه رو کولش حالا هرجا هست میکاره حالا وقتی که قرآن رو فهمیدم حالا باید توی لحظه به لحظه و آن به انه زندگیم این  بذر ها رو رو بکارم

 

لذا حضرت امیر حضرت مولانا همین که گفتیم از کلام امیرالمومنین حقیقت قرآن ناطق را داره بیان میکنه حضرت مولا میگه به وسیله قرآن خدا را طلب کنید به سوی خدا توجه کنید با محبت  قرآن یعنی با توجه به قرآن و عشق قرآن به سوی خدا متوجه بشید به وسیله قران از خلق درخواست نکنید هیچ کسی به اندازه قرآن به سوی خدا متوجه نشده کلام خداست آدرس است از قران طلب دلیل پیدا کنید به طرف خدا رضایت او چگونه به دست می آید فرمول عاشقی خدا چیه چیکار کنم عاشق خدا بشم عشق مجازی راحته یه نگاه میکنه عاشق میشه شبا بیدار روز ها هم غصه و اشک راحت اما عاشق خدا شدن اینجوریه انسان گرفتار خدا میشه عاشق خدا میشه ما توجهوستدلو الی ربکم  وستنثتوا علی انفسکم  خداجویی اینم خودشناسی طلب نصیحت و خیرخواهی برای خودتون بکنید یعنی همون حرفی که الان زدیم که از قرآن خدا و خود شناخت خدا محبت خدا و اطاعت خدا به خودشناسی خودشکوفایی خود پایی چیزیست که از قرآن نسخه شو می خوام به دست بیاریم شاید گفتم بحث کردم میخواستم بیشتر پیش برم اما وقت کم هست حضرت در اوصاف اهل تقوا میگه قرآن و این جوری باید نگاه کرد این جوری باید فهمید شبا اهل تقوا میشن تالین اجزا قران  اجزای قران رو میخونن ترتیل میخونن آهسته میخونن با دقت می خونن میشه بفهمیمی میرسند  یحزنون به انفسکم  که خودشون و دچار حزن می کنند این این حزن با این غمها ها فرق میکنه این غم ها و افسردگی ها راکد میکنه آدم رو اما حزنی که از عشق بر می انگیزد اینطوری نیست گفت ط‌وبی و بهشت و حورزهد میوزد از او  ما و درکی ناله میوزد از او در مناجات محبین هست

 

گفت طوباو بهشت و حور زهد می روید از او ما درکی که ناله می روید از او مناجات محبین است و روزگارشان اشک و آه و ناله است برخاسته از اون عشقه یعنی تو قران رو میفهمن تو این  فهم دچار دلدادگی میشن غم دلدار در وجودشون پدید میاد یَسْتَثِیرُونَ بِهِ دَوَاءَ دَائِهِمْ دنبال نسخه خودشون تو قرآن می‌گردند یعنی شخم می زنند می گردند تا داروی دردشون را پیدا کنند الان این معلومه که شناخت رو خودش پیدا کرده بیماری هاش رو میدونه مشکلات روحی و اخلاقی شو میدونه حالا درمان این مشکلات را از قران داره به دست میاره. بخیلم چیکار کنم بخلم موپیدا کنم.شرک در من جوانه زده و خیلی هم چه کار کنم رها بشم دچار ریا  هستم چه کنم داروی محبت داروی عشق داروی انسانیت داروی معرفت همه اینها رو میگرده و در قرآن کریم پیدا میکنه حالا ادامه داره وقتی به آیه تشویق می رسند طمع پیدا میکنند شوق در شان به وجود می آیدخوف پدید میاد و و همینطور به هر صورت قرآن رو اینجوری نگاه میکند یَطْلُبُونَ إِلَی اللهِ تَعالََی فِی فَکََاکِ رِقََابِهِمْ. آخرین بخشه. ماهه مبارک هم ماهه عطق از آتش جهنم ماه آزادی تو قرآن راه آزادی رقاب  پیدا می‌کنند گردن ما گیر به چیزهایی است که ما را از خدا دور میکنه کلمه جهنم رو بزاریم کنار انسان وقتی از نور جدا میشه به نار میوفته و میسوزه گردن ما گیر چیزهایی است که این چیزها حقیقت وجودی ما رو میسوزونه. در دعای اول ماه مبارک در صحیفه سجادیه آمده حضرت به خدا چنین عرضه میکنه بحثم رو تمام می کنم به خدا میگه خدایا این شبها شبهایی که تو گروهی روازاده شان می کنی مارو از اون آزاد شده ها قرار بده و.رقاب . مار و از این گرفتاری ها و از این دوری ها بعد این تنگناها رها کن امیدواریم مشمول این دعای امام سجاد قرار بگیریم و این تدبیر ما در قرآن به این نهایت برسه که از هر آنچه که غیر اوست رها بشیم زیر بارند درختان که تعلق دارند ای خوشا سرو که از بار غم آزاد است و سلام علیکم و رحمت الله و برکاته

ارسال نظر شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *