متن سخنرانی دکتر مجد در محفل انس با قرآن و اهل بیت (جلسه چهارم)

۱۳۹۸/۰۲/۲۳ بدون نظر

متن سخنرانی دکتر مجد در محفل انس با قرآن و اهل بیت (جلسه چهارم)

هوالحکیم

متن سخنرانی دکتر مجد در محفل انس با قرآن و اهل بیت

نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری

دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

جلسه چهارم– مسجد النبی(ص) دانشکده علوم پزشکی شهید بهشتی

 

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین وصل الله علی محمد و آله طاهرین

تبریک عرض میکنیم دهه کرامت روتولد حضرت فاطمه معصومه علیه السلام و امام هشتم امام رضا(ع) امام رئوف بهره مند شدیم از سخنان ارزشمند جناب آقای دکتر نکات بسیار خوبی رو اشاره فرمودند لذت بردیم از این که مبنای بسیار زیبا و بسیار خوبی در گزارش ارائه دادند که ما می بایست در تفسیر به رای پرهیز کنیم بر اساس آموزه های پیامبر و اهل بیت علیه السلام به تفسیر قرآن بشینیم نکته ای که امیرالمومنین علیه السلام در خطبه ۱۷۶ نهج البلاغه می فرمایند: اتَّهِمُوا عَلَیْهِ آرَاءَکُمْ وَ اسْتَغِشُّوا فِیهِ أَهْوَاءَکُمْ در برابر قرآن متهم به خطا کنید و نه این که قرآن را به سوی آراء چون متمایل کنید کرده‌اید تاویل حرف دل راتاویل کنم نه ذکر را یک دقیقه اجازه می خوام راجع به تفسیر علمی مطلبی رو بگم بعد بحث و خودم را ادامه میدهم خوب شنیدید که آراء مختلفی در رابطه با تفسیر با این نکته مهم این جا وجود داره ما معمولاً در هر علمی اولین کاری که انجام میدیم طبقه بندی مسائل هست در قران کریم ما باید طبقه بندی کنیم موضوعات را بخشی از موضوعات قرآن مربوط به عالم غیب است و در عالم غیب علم تجربی راه نداره علم تجربی کارش مشاهده امر محسوس است عالم غیب روند خاصی رو داره برای فهم و درک قاصر است برای درک فهم وحی از اینکه بفهمه از اینکه فرشته رو بفهمه جهان ماورا رو متوجه بشه می تواند اثبات کند وجودش را اما  نمی‌تواند به چیستی او راه پیدا کند بخش دوم از موضوعات قرآن مربوط به قراردادها و احکام هستش اینجا هم علم نمی تونه حضور داشته باشه چون منوط به تشریح است نمیتونیم بگیم حالا ما وضو و نماز و حج و بر اساس این یافته علمی چنین تغییرش بدیم امکان نداره این تابع تشریع و تابع قرارداد الهیه و بخش سوم  مفاهیم اخلاقی است  و چهارم هم مفاهیم علمی  ما می خواهیم بفهمیم که واقعا آسمانه هفتگانه چیه اینجا طبیعتا پای علم میاد و مطالبی از این دست است مابهش  مطالب علمی میگیم در مفاهیم علمی ما باید دست به تفسیر علمی بزنیم و تفسیر علمی کمک میکنه به اینها در روایات هم داریم که بخشی از اون زمان برای ما آشکار میکنه یعنی باپیشرفت علم ما می توانیم مطالب را دقیق تر و صحیح تر و بهتر در این دسته از موضوعات بیان کنید خب موضوع بحث ما جلسه گذشته در رابطه با در ادامه تدبر در قرآن بود و رسیدیم به بحث که دین چی هست و چه جایگاهی داره ایاتش رو  صحبت کردیم عزیزان فرمودند که بهتره که دیگه از مقدمه بگذریم و وارد تفسیر بشیم پیشنهاد دادند که سوره ی حمد را تفسیر شروع کنیم خب برای ورود به تفسیر من دو سه  نکته اینجا عرض  می کنم انشالله امروز برسیم به بسم الله الرحمن الرحیم و نکاتی را در فهم قاصر خودمون بیان بکنیم در واقع جلسه تفسیر رو نمیذاریم در ساحل معارف قرآن می خواهیم یک نگاهی داشته باشیم و یک دریافت به اندازه وسع خودمون داشته باشیم نکته اول این هست که ببینید قرآن کار خداست کتاب خداست از ناحیه حق نازل شده تنزیل  من رب العالمین تنزیل من رحمان رحیم از حقیقت بی نهایت این کتاب فرود آمده همانگونه که جهان هستی هم از ناحیه اوبه وجود آمده خب نگاه کنید که در جهان هستی ما میدونیم اجزای بی جان و موادی که وجود داره ماده ی ظاهری  داره مایه برداشت محدودی از این ظاهر داریم خورشید هست ی سیاره ایست نور داره گرما داره طلوع میکنه غروب میکنه تموم شد اما همین شد خورشید میبینیم یک عالمه حرف داره  که حالا حالا ها باید دنبالش بگردیم سراغ یک ذره می آیم می ‌بینیم هرچه میشکافم این ذره را می‌بینیم این غیر قابل اعتناست می‌بینیم این ذره از اتم و اتم ها از الکترونها و پروتونها همین جوری میریم جلو می‌بینیم به بنش نمیرسیم قرآن هم همینجوره قران هم ظاهری داره وزیر این ظاهر باطن هایی  داره که باید از روش خودش پیش رفت  اینطوری نیست که یک نفر بخواد بدون دستگاه ها بدون مطالعات بخواد از  ذره چیزی و بفهمه این داره ظاهر رو میبینه ظاهر این آفتاب رو میبینه باید دانش هایی رو بیآموزه باید آزمایشهایی بکند باید دستگاه‌های را اختراع بکنه به وسیله آنها به کشف بیشتر لایه‌های درونی این ماده دست پیدا کنه قرآن هم همینجوره لذا امیرالمومنین می فرماید لا تنقبیه عجایبه عجایب قران تاریخ انقضا ندارد یعنی هر چقدر شما پیش بروید در باطن این حرف وجود دارد همین بسم الله الرحمن الرحیم روایتی داریم امیرالمومنین علیه السلام فرمودند شترها را بیاورید بار بکنید من در تفسیر باء بسم الله حرف دارم یعنی چی خودما واقعا نمی‌فهمیم یعنی چی من یه خاطره از سی سال پیش رو بگم من یه نمازی رو خوندم یکی از اولیاءخدا را ببینم نمازیه هفته نگذشت کسی آمد از رفقا  گفت ی  نفری را پیدا کردیم خلاصه می خواهیم تو را ببریم پیشش گفتم خوب درخواست کرده

بودم یه همچین کسی رو ببینم رفتیم آقای عجیبی بود مرد بی ادعا سوادی هم نداشت سه کلاس بیشتر درس نخوانده بود

میرفتم من پیشش ماهی یکی دوبار خیلی حرفا می‌زد خیلی چیزا می گفت بعد یه روز یه آیه ای را برای من تفسیر کرد توجه فرمودید هم خودش گریه کرد هم من و گریه امان نداد آیه معناش اینه آقا گفت این تفسیر ترجمه ناقص قرآن .اونجا فهمیدم که قرآن خیلی حرفا داره یه جوری اشاراتی و نکاتی داره که برای هرکسی مکشوف نمیشه این نکته اولی که قرآن باردار معانی و حقایق لایتناهی است

قرآن باردار مفاهیم معانی و حقایق لایتناهی کما اینکه عالم طبیعت باردار هست که به یک جایی نمی ایستا هر چی که مطالعه می کنید در مورد ماده در مورد جسم بشر هر چی که میخواهید حساب کنید دیگه نمی گید ما به آخر خط رسیدیم هنوز مطالعات ادامه داره حرف داره باردار عالم هستی است خب این نکته اول نکته دوم این است که لذا در روایات داریم در قرآن مطالبی است که لاتعقلو فی الرجال عقول انسانها نمیتونه بهش برسه اونم مطهران و پاکان عالم هستند که را به  باطن قرآن دارند دو نقطه نکته دوم این است که دانش های تجربی و انسانی که ما میخونیم این ها بدون تهذیب نفس هم میشه فهمید یعنی انسان میتونه اهله هر خلاف اخلاقی باشه اما میتونه شیمیدان باشه فیزیکدان باشه مانعی نداره اما علم الهی به تعبیر امام سجاد علوم ربانی بدون تهذیب  بهش انسان نمیتونه برسه اصلا  قرآن کتاب صاحب حی  همه کتابها صاحب میت هستندصاحب مرده اند  اما قرآن کتاب صاحب حی چهره خودش را به کسی نشون میده که اهلیت داشته باشه لذا میگه یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَهَ  لذا میگه  اتَّقُوا اللهَ وَ یُعَلِّمُکُمُ الله تا انسان پاک نشه سخن پاک رو دریافت نمیکنه کلید اصلی و شاه کلید فهم قرآن کریم این است که شاه کلید فهم قران کریم اینه لذا ما بریم علوم عربی بخونیم علوم مختلف هم بدونیم حتی دانش تجربی رو هم بدونیم حالا می خواهیم آیه رو بفهمیم این حقیقت آیه اون پیام اصلی آیه به چنگ ما نمیاد لازم است پاکی قدر مجموعه گل یعنی قرآن مرغ سحر داند و بس و ورنه هر کو ورقی خواند معانی دانست امیرالمومنین در نامه۳۱ به فرزندشان می فرمایند یک سفارش مفصلی در این نامه به فرزندشان دارند بعد می فرمایند ان کان قد صفا قلبک

أَنْ قَدْ صَفَا قَلْبُکَ اگه قلبت صفا پیدا کرد فَخَشَعَ خاشع  شده در برابر حقیقت وَ تَمَّ رَأْیُکَ فَاجْتَمَعَ وَ کانَ هَمُّکَ فى ذلِکَ هَمّاً واحِداً فَانْظُرْ فیما فَسَّرْتُ لَکَ اون موقع نگاه کن همه اینها برای طرف مشکل ایجاد میکند کسی که در جستجوی خوبی نیست در طالب پاکی نیست نمیتونه از این کتاب دریافت داشته باشه و این کتاب با روح اون کار میکنه یکی از دوستان بنده در قم که از فضلا هم هست  که کتاب های متعددی نوشته گفت پدر من کشاورز بود رفتم پیش پدرم یک روز مقداری از نهج البلاغه براش خوندم معنا کردم  پدرم شروع به گریه کرد بیست ساله رفتی آخوندی تا حالا چرا این حرفا رو به من زدی بعد رو کرد گفت بابا می فهمی یعنی چی آقای بی سواد به پسر درس خونده می‌گفت میفهمی یعنی چی این دریافت هایی است که در واقع به وسیله پاک شدن روح برای انسان اتفاق میافته یزکیهم و یعلم کتاب  و الحکمه این نکته دوم . خب بریم سراغ  سوره حمد سوره حمد سوره ای که مادر هرروز میخونیم و تکرارشون می کنیم ودر  روایات داریم وقرآن کریم هم میفرماید ‌:

وَلَقَدْ آتَیْنَاکَ سَبْعًا مِنَ الْمَثَانِی وَالْقُرْآنَ الْعَظِیمَ ما به تو هفت آیه از مثانی رودادیم چون چون سوره ی حمد هفت آیه است با احتساب بسم الله الرحمن الرحیم چون بین فقها اختلاف است البته مشهور فقهای شیعه معتقدند که بسم الله های قرآن جزء سوره است یکی از دلیل هاشم همین آیه است که میگه هفت تا از مثانی را دادیم بسم الله اگر نباشد جز از سوره باید بگیم شیش تایی است هفت آیه از قرآن کریم حالا داخل پرانتز این خاطره رو بگم حاج ملا کاظم ساروقی بوده که حافظ قرآن بوده آدم  بی سوادی که عاشق قرآن بوده یهویی حافظ قرآن شده پدر بنده ایشون را دیده بود که ازشون نقل کرده بود رفتم پیش حاج کاظم سوره ی نیت کرده بودم گفتن بسم الله الرحمن الرحیم ادامه سوره را خوند یه سوره ی دیگه ای رو هم نیت کردم خون که اونجا به من ثابت شد بسم الله الرحمن الرحیم جزء سوره

است سوره حمد بسم الله الرحمن الرحیم جزء سوره است و میشه هفت آیه قرآن کریم سوره ی حمد در ازاء کل قرآن قرار گرفته که ما به تو کل قران رو داریم و سوره حمد داریم لذا درروایت داریم خدا این سوره را از کل قران جدا کرد منفرد کرد و در ازای کل قرآن قرار دارد چون سوره حمد خلاصه و فشرده قران آن چیزی که قرآن داره میگه اینجا فشرده و خلاصه شده است که حالا یه مقدار بیان کنیم شاید بتوانیم تصویری ازش داشته باشیم تعابیری که در رابطه با سوره  حمد می رسونه ام کتاب ام القران مادر قران اینا همه بیانگر عظمت سوره  هستش نکته بعدی در راجع به سوره حمد می خوام عرض کنم این هست که در مورد همه سور  قرآنه ببینید سوره های قران همه یک نظام هندسی داره که متاسفانه در هیچ کدوم از تفاسیر به این نکته اشاره نشده یعنی تفاسیر ما آمده یک آیه را گرفته ذیل این آیه نکات ادبی روایت نکات علمی رو بیان کرده دانشش رو در ذیل آیه ابراز کرده ولی نیومده این سوره  رو چون هر سوره ای که واحد مستقلی است  و الا سوره نمیشد سوره یعنی دیوار کشیدن دوریک چیزی اصلا بر میداشتن همه قران با هم میومد نه این سوره یک واحد مستقل که با یک محوریت اومده این آیات را کنار هم چیده و کنارهم قرار داده شاید یکی دوتا تفسیر اخیر نوشته شده که البته آغاز کار به نام التفسیر بنا القرآن تفسیر هندسی قران مثلا من یکی دو نمونه عرض کنم در رابطه با سور دیگه مثلا سوره حضرت مریم را نگاه کنید در سوره حضرت مریم آغاز می‌کند کهیعص ذکر  رحمه ربک عبده زکریا ذکر میکنه رحمت خدا به بنده زکریا خب در کل سوره از اسامی خدا فقط رحمان رو میگه اصلارحیم را نمیگه ان آت رحمانه الا عبدا حضرت مریم به جبرئیل میگه اعوذبالرحمن ان کنت تقیا و وقتی که به تو می خوام فرزندی عطا کنم میگه من بشری تا الان ندیدم اعوذ بالرحمان پناه میبرم به رحمان از دست تو اگر تو آدم تقوا داری  میگه من فرستاده خدای تو هستم همش رحمان است و رحیم نیست این سوره نشون‌میده تجلی رحمت رحمانیه الهی است و آیات بر محور رحمت رحمانیه حق باید دیده بشه یا مثلاً در سوره یوسف نگاه کنید حالا از یک زاویه و از زوایای دیگر میشه این نظام مهندسی رو نگاه کرد مثلاً پیراهن یوسف به دم کذب  به خون گرگ آغشته میشه میارن میگن این خونه یوسف گرگ خوردش به خون آغشته می کنند و میارن همین پیراهن در مورد زلیخا غدت من قبل غدت من دبرپاره میشه و همین پیراهن میاد چشم یعقوب را بینا می کندفرتد بصیرا انی واجد لیوسف  میگه پیراهن من را ببرید پیش پدرم ببینید در هر صورت یک نظام مهندسی داریم حالا یه سوره دیگه هم داریم به این سوره حمد میرسیم خیلی جالبه خیلی قشنگه سوره فجر و الْفَجْرِ (۱) وَ لَیالٍ عَشْرٍ (۲) وَ الشَّفْعِ وَ الْوَتْرِ (۳) وَ اللَّیْلِ إِذا یَسْرِ (۴)هَلْ فِی ذلِکَ قَسَمٌ لِذِی حِجْرٍ

حجر یعنی عقل میگه این قسم هایی که گفتم قسم هایی است برای صاحب عقل میبینیم در کل قرآن کلمه عقل یا با عقل اومده یا با فکر اومده یا لب اومده یا با هجا اومده اماباحجر یک  بار اومده آنهم در این سوره است چرا خب میگف لذی لب چرا لذی لب اورد چون در نظام مهندسی این سوره صحبت از اینک فرعون ذل اوتاد فرعون دارای  میخ ها بود اینا میرفتن کوههای سنگی را به عنوان پناهگاه درست می کردند که آسیبی نرسونه وَ فِرْعَوْنَ ذِی الْأَوْتادِ وَ ثَمُودَ الَّذِینَ جابُوا الصَّخْرَ بِالْوادِ صخره ها رو بر می داشتم می‌تراشیدن میخواد بگه اون چیزی که شما رو جلوی نفوذ ناپذیر تر میکنه آسیب ناپذیر تون میکنه عقل نه سنگها لذا عقل را حجر از حجر میاد چیکار میکنه شمارو نفوذناپذیر میکنه با عقلتون برید نه با تراشیدن سنگ ها مادی  ولذا واژه عقل حجر به کار میبره امثال اینها بسیار زیاد  اینها نکات ظریف  قرآنی که باید بهش توجه بشه سوره حمد این سوره مبارک یک نظام مهندسی داره حالا از حروفی که به کار رفته تا انقساماتش چیدمانش همه اینها حرف توش هست که واقعاً اگر بخواهیم به نکات ریاضی و حروف مثلا این تعداد اومده بعد تقسیم کنیم به تعداد در قرآن خیلی چیزهای عجیب و غریب در نظام مهندسی سوره حمد مثلا حرف جیم  در این سوره نیست چون جهنم جیم اینجا نیست بعضی حروف خاص اینجا یعنی در واقع به نحوی فقط حروف رحمت در این سوره وجود دارد خب ببینید این سوره در نظام هندسی خودش یک روایت داریم که قرائت می کنم در این روایت فقط به نظام هندسی سوره میکنه من چون مقیدم که روایت را از رو بخونم که چیزی نمونه روایتی در عیون اخبار الرضا در تفسیر امام عسکری از امام صادق نقل شده که حضرت  از پیامبر اکرم این روایت را نقل می‌کند که خدا می فرماید که قسمت بالفاتحه الکتاب سوره حمد رو تقسیم کردم به سه قسمت یک قسمت بینی و نصف مال خودمه الحمدلله رب العالمین الرحمن الرحیم مالک یوم الدین یعنی تا اینجا نصفشم مال بنده ی منه ایاک نعبد و ایاک نستعین و نصفش برای بنده ام در درخواست شه ایاک نعبد اعلام ادعا است اهدناصراط تا اخر  درخواسته بعد اونوقت تفسیر را بیان می کند که خدا میگن تا گفت بسم الله چنین و چنان خواهم کرد بعد تفسیر رو بیان میکنه که خدا میگه تا گفت بسم الله چنین وچنان خواهم کرد  اگه گفت الحمدلله چنین و چنان خواهم کرد تا آخر این از یک زاویه نظام هندسی قرار میده که از سه بخش این سوره تقسیم شده اما از زاویه های دیگر بخواهیم نگاه کنیم خب ببینید این سوره کریم  چرا با حمد شروع شده چرا نگفت سبحان الله رب العالمین چرا نگفت لا اله الا الله رب العالمین چرا نگفت الله و اکبر رب  العالمین چرا گفت الحمدالله رب العالمین سوال میشه چون در نظام هندسی اولین سوال آغازگر یک چیز است چرا این خطبه با این کلمه آغاز شد چرا این سوره با این کلمه شروع شد مثلاً امیرالمومنین در خطبه متقین اولین صفتی که ذکر می کنند در مورد اهل تقوا بیان میکنه این است و منطق صواب گفتارشان درسته حرف بیجا نمی زنند چرا در میان صفات اول اینو حضرت  فرمود چرا با این صفت  شروع کرد جواب داره جوابش رو در یکی از خطبه های دیگر حضرت فرموده که و اللهِ مَا اَرَی عَبداً یَتَّقِی تَقوَی تَنفَعُهُ حَتَّی یَحزُنَ لِسانَهُ

تقوای هیچ کسی به دردت نمیخوره مگر اینکه زبانش را کنترل کند پس شاه کلید تقوا زبان ولذا  اولین مطلب اینجا زبان است اگر این کنترل نشه سایر ابعاد شخصیت مفید نخواهد بود خوب در این اینجا چرا حمد آورد سواله بعد چرا از صفات خدا ربوبیت را گفت مالکیت حق  را گفت بعد اینها چه ارتباطی با ایاک نعبد و ایاک نستعین داره و اینها چه ارتباطی با اهدناصراط  داره و چرا در نعمت خطاب کرد انعمت علیهم تو نعمت دادی اما در غضب نگفت تو غضب  کردی به صورت مجهول آورد و چرا در لضَّالِّینَ به صورت فاعل آورد نگفت گمراه شده مغضوب غضب  شده خب خدا بهش غضب کرده  نگفت غیر  علیهم گفت غیر مغضوب علیهم این نکته این نظام چرا اینجوری شد چرا از خطاب اومد به فعل معلوم به فعل مجهول اومد  چرا این همه این چه راه هایی است که در این سوره وجود دارد که پاسخ این نظام هندسی سوره رو بیان میکنه انشاء الله بعد از اینکه آیه  بسم الله الرحمن الرحیم رو بهش اشاره کردیم در رابطه با این که چرا  ها در ادامه عرض خواهیم کرد که چرا حمد خیلی نکته مهمی است بسیار مهم است که چرا حمد به کار رفته و خیلی حرف توشه و ارتباط چیدمان مطالب را هم انشالله عرض  خواهیم کرد اما بریم سراغ بسم الله الرحمن الرحیم خدا کلید در گنج حکیم خدا قرآنش را با بسم الله الرحمن الرحیم شروع کرد و روایت داریم هر کاری بدون بسم الله الرحمن الرحیم ابتر است یعنی ناتمام یعنی ناقصه همه شنیدیم این درسته ابتدا می خوام جایگاه این رو بدم فعلا جایگاه بسم الله الرحمن الرحیم خدا گفته بسم الله نگید کار ابتره  سوال ما می بینیم خیلی ها به خدا هم اعتقادی ندارند اسم خدا را هم نمی برن کارهاشون به پایان میرسه ماه ها هم خیلی اوقات بسم الله میگیم اما کارمون ناتمامه پس این چیه که کُلُّ اَمْرٍ ذى بالٍ لَمْ یُبْدَءُ فیهِ بِحَمْدِ اللّهِ فَهُوَ اَبْتَرٌ هرکاری که بسم الله نگیم ابتر ه ناقص میشه جواب این است که ابتر بودن در فرهنگ دینی باید معنا بشه ابتر به این معنا نیست که کاربه انجام نرسد نه ابتر بودن یعنی اینکه شما این کار رو نیت میکنی  یعنی اینکه حتی کار رو شما نمی کنی انجام هم نمیدی اما ابتر نیست چون به اون طرف میرسه یعنی وقتی که انسان با بسم الله چیزی رو شروع کرد این بسم الله ضامن بقای این عمل برای آخرت انسان حتی ممکن این عمل به پایانه نرسه و یا عمل به پایان میرسه اما همین جا تمام میشه و برای فرد این عمل بقا نداره ماعندکم ینفد ماعندلله باق پس معنای ابتر بودن این هست که در همین جا تاریخ مصرفش باشه و ادامه پیدا نکنه بسم الله کمک میکنه اما چه بسم الله ای دلیل سخن حقیر روایاتی وجود داره که بیان میکنه ابتریت معناش  چیزی نیست که ما گمان می‌کنیم که کار ناتمام بشه و این حرفها بلکه ابتریت معنای امتداد عمل بقای عمل هست دراونجاست این آیه شریفه که من جاء بالحسنه من جاءسیًء نمیگه کسی که کار بد انجام داد یا کار خوب انجام داد نه کار بدش رو آورد اونموقع عذاب میشه کار بد کرد توبه  کرد دیگه نمیره اونجا که کار خوب شو آورد کار خوب کرد منت گذاشت عجب داشت ریا داشت غرور داشت دیگه نمیره اون جا کار خوب  همین جا هست چقدر قشنگ قران میگه که بیاره این رو صحبت انجام دادن نیس صحبت از آوردنشه لذا این معنای بسم الله الرحمن الرحیم

جایگاه بسم الله را داریم عرض میکنیم نکته دیگر این است که بسم الله الرحمن الرحیم آیه ای است که در واقع عامل برکت است که عامل این است که اون اندوه های   درونی  انسان رو برطرف میکنه این متن روایت که عرض می کنم اینکه گفتم ابتریت معنای عرفی رو نمیده معنای دیگه ای داره اینه پیامبر می فرمایند من حزن امرٌ کسی امری که انسان رو غصه دار  کنه حالا هرچی میخواد باشه فقاله بسم الله الرحمن الرحیم بحق بسم الله الرحمن الرحیم و هومخلصُ بلله با اخلاص بگه  بسم الله الرحمن الرحیم ویقبل بقلبه الیه با قلبش به خدا اقبال کنه روی کنه لم ینفک من اهدفنین از یکی از این دو چیزجدا نیست إما بلوغ حاجته فی دنیا یا می رسد چیزی که میخواسته برسه در این دنیا یاإمایعدعنده ربه اینکه خدا جواب میده اما این را ذخیره میکنه برای آخرتش حضرت می فرماید بهتر است که بزار برا آخرتش پس  بسم الله ابتر نشد بسم الله نتیجه نتیجه داد

ببینیم خود بسم الله الرحمن الرحیم یعنی چی بسم الله یعنی به نام خدای رحمان رحیم یعنی چی خب بگم بخدای رحمان چرا میگیم به نام خدای رحمان در زبان عربی من اینجا رو می خوام بگم که حضرت فرمود با بسم الله  خیلی حرف توشه عربی میگه حرف با چند معنا داره مفسرین هم خیلی اینجا صحبت دارن یک باب به معنای استعانت مثل من میگم لا حول ولا قوه الا بالله یعنی هیچ حول  و قوه ای نیست مگر به سبب خدا به وسیله خدا هر نیرویی به وجود میاد باءبعدی به معنی استعانت یعنی استعینو  کمک میگیرم ازخدای  توانا یه عده میگن  نخیر  با به معنای معیت همراهی بسم الله یعنی با نام خدا من خودمو همراه می کنم یه عده میگن  باء به معنای الساق یعنی من خودم رو پیوست می کنم به چی به اسم الله ما میگیم همش در سته بسته به حالات فرده و سرّش اینه  یعنی من می بایست به این برسم که هیچم بدون او هیچم هرچه دارم از اوست همه هستی به دست اوست او سبب می سازد و سبب می سوزد هر کاری که می خوام انجام بدم تا اراده ی الهی نباشه تحقق پیدا نمیکنه ما مالک آن بعدیمون نیستیم مالک هیچ رگ و مویرگ ای در بدنمون نیستیم اگر این قدرت را داریم او  به ما داده لذا اول باء بسم الله فهم این است که فرد بفهمند که فقر ذاتی خودشه و اینکه او هیچ است همه چی دریداوست بیده  ملکوت و کل شی  اون موقع بسم الله معنا پیدا میکنه پیوند زدن این وجود فقیر و فقر خودم را به اون حقیقتی که زمام عالم به دست اوست عظمته امورکل بیده وکل مستعمدمن مدده زمام همه امر  دست حضرت حق اراده بکنه میشه لذا با این تفکر بن بست در جهان بینی توحیدی نیست همه اسباب رو

نیست همه اسباب فراهم بکنیم به هم میریزه گه اسباب تعیش خودش آماده شود گه به صد حیله همه ویرانه شود   این توحیده بای  بسم الله با الساق بای استعانت با معیت بسته به مراتب روحی انسان ولی همش ی  کلمه رو  میگه که باید خودت رو به او متصل کنی خودت را به او وصل کنی ربط بدی به این ربط ربط هیچ به همه نیستی به هستی این رو بفهمه انسان معنی لاحول ولاقوه الابالله همینه تا اون نخواد اتفاقی نمیافته وقتی بخواد هیچ چیز جلودارش نیست اگر بدی به انسان برسد از خدا هیچکس نمیتونه جلوشو بگیره اگر اراده خیر به شما بکنه هیچی جلودار اراده حق نمی تونه باشه پس این باء بسم الله است حالا چرا اسم چرا به نام خدا چرا الله نگیم اینجا باز هم خیلی حرف داره خیلی ساده و روشن و شفاف بگیم میریم سراغ روایت آقای دکتر هم فرمودند ببینیم چی میگن اسم در فرهنگ اهل بیت نام نیست که ما میگیم اسم یعنی صفت.صفت یعنی چی اینجاست که بسم الله های هر سوره فرق میکنه ما یه موقع خودمون رو به کرم خدا می‌خواهیم متصل کنیم یه موقع به قدرت خدا یه موقع به رحمت خدا بسم الله یعنی چی به قدرت الله به  کرم الله به رحمت الله به عظمت الله از اون زاویه داریم نگاه میکنیم اسم  به معنای نام نیست که ما خودمون بیان می کنیم اسم از صفته از  صفات الهی فرد  در واقع در این مقام خودش رو متوسل می کنه و متمسک میشه به صفتی از صفات الهی مَّا تَدْعُواْ فَلَهُ الأَسْمَاء الْحُسْنَى صفات حسنای الهی صفات  زیبای خداست که باید انسان این رو بفهمه این فهم

اینانسان این رو بفهمه  فهمش مهمه وقتی فهمید دیگه از چیزی نمیترسه  با بسم الله کارش پیش میره چیزی جلودارش نیست لذا دیدید یکی از بزرگان حلقه درسی داشت شاگردی داشت که دیر میومد به شاگردش گفت چرا دیر میای گفت من اون طرف رودخونه منزل دارم بخوام بیام معطل میشم  لنج  قایق ها بیان طول  میکشه ایشون میگه من یه چیزی می نویسم روی کاغذ بگیر تویه دستت از روی آب بیا این هم میگیره و فرداش میاد دم آب میبینه قایقا نیومدن کاغذ و تو دستت میگیره و هیچی میبینه پاش نرفت توی  آب از روی آب میره اونور فردا و پس فردا همین طور آخرش میگه ببینم چی نوشته توی این کاغذ باز میکنه میبینه بسم الله الرحمن الرحیم میگه خودمون بلدیم میگه بسم الله الرحمن الرحیم میره توی آب فرو  این نکته مهم گفت  وَلَا تَقُولَنَّ لِشَیْءٍ إِنِّی فَاعِلٌ ذَلِکَ غَدًا – إِلَّا أَنْ یَشَاءَ اللَّهُ  نگید من فردا اینکارو می کنم مگر اینکه خدا بخوادمولوی میگه ترک‌استثنا مرادم قسوطیست نی همین  گفتن آزگفتن انشالله کاری …نمیکنه گفتن گفتن اعوذ و بالله کاری نمیکنه گفتن بسم الله خوبه حداقل زبان انسان به این کلمات نورانی متبرک میشه اما اثر مال اینه که انسان باورش بشه من هیچم همه اسباب به دست خداست او سبب ساز و سبب سوز است یا مسبب الاسباب این رو بفهمه اون موقع بسم الله کار میکند کار میکنه در عالم هستی اینجوری نیست کرامت های بسیاری از اولیای خدا در باور این نامه اسم اعظمیست که میگن اگر بلد باشی

چنین و چنان میکنه در باور این مسئله است و این عجیبه خب این اسم الله خوب  حالا خدای کریم در میان مجموعه نامهای خودش همه کمالات همه صفات را جمع کرده و بر غیر خدا این کلام  نمیشه اطلاق بشه اما در همه اینها رحمان و رحیم و ذکر می‌کند چون میخواد بگه آفرینشم رحمته  بازگشت هستی به سوی کَتَبَ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَهَ لَیَجْمَعَنَّکُمْ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ برخودم  رحمت و نوشتم در قوس بازگشت از رحمتم میگه درقوس  آفرینش از رحمت میگه  قران از رحمت میشماره حتی عذابم هم محصول رحمت شه آیه در خاطرتون هست ان یمسک عذاب من  الرحمن ابراهیم به باباش میگه میترسم از  رحمان عذاب ببینی  ما وقتی که یه بچه توی کوچه حرف زشت میزنه زده که زده اما وقتی بچه خودمون حرف میزنه برآشفته میشیم تندی میکنیم بهش پدر مادر گاهی اوقات فرزند را نوازش میکند گاهی اوقات میبرنش اتاق جراحی میبرنش بیمارستان داد میزنه که چه پدر و مادر بی رحمی هستید شما رحمت داره این کارا انجام میده کبوتر با نوکش دانه میاره میزاره دهانه جوجه دهانشون ضعیفه و این نکته که رحمت اما بعد از اینکه پر و بالی درآوردن با این نوکش بهشون نوک میزنه چون اگر این نوک رو نزنه اینا توی لانه می مونن میخواد بهشون پرواز یاد بده راز رنج های عالم اینجا معلوم میشه رحمت خداست که تو را رنج میاره زیر پای من و شما را آتیش گذاشتن که نمونیم اینجا دل نبندیم به اینجا دنیا در اضطراب قرار داره آخه دل نبند بهش جای ما اینجا نیست رحمتش میگه جای شما اینجا نیست کمه برای  شما لذا باید فهمید رحمت الهی یعنی چی یک جلوه ناخوشایندیک جلوه خوشایند  همش  رحمته  انشالله بیشتر در مورد الرحمن الرحیم درس ما پس میدن خدا نگذره از کسانی که نگذاشتند ائمه ما حرفشان را بزنند زندان شون کردند به شهادت رساندند ما در انتظار ظهور هستیم امام زمان بیاد و حقایق قرآن را بگه ظهور یعنی ظهور دانش قرآن  ظهور مهدیظهور دانش قرانه   دانش این نکته مهم خدا رحمت کنه آیت الله بهجت این نکته را می‌فرمودند از زبان خودشون از  گوش  خودم شنیدم که فرمودن  حضرت میان از علم امام بهره‌مند میشیم از دانشی که خدا به حضرت حق داده حقایق قرآن را بیان کند امیدواریم که همه ما شاهد آن روز باشیم و از این سفره بی نهایت الهی بهره‌مند و متنعم بشیم تشکر می کنم که تحمل فرمودید و سلام علیکم و رحمه الله

ارسال نظر شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *