متن کامل سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین محسن قرائتی در چهاردهمین محفل انس با قرآن و اهل بیت (ع) دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

۱۳۹۸/۰۴/۰۱ بدون نظر

پایگاه  نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی متن کامل بیاناتحجت الاسلام والمسلمین محسن قرائتی در چهاردهمین محفل انس با قرآن و اهل بیت (ع) دانشگاه علوم پزشکیشهید بهشتی که در تاریخ ۳۱ خرداد ۱۳۹۸ در مسجد النبی(ص) دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی برگزار شد به منظور بهره برداری علاقه مندان از این محفل نورانی  در ادامه منتشر شده است:

بسم الله الرحمن الرحیم

 الحمد لله رب العالمین

اللهم صل علی محمد و آل محمد

الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی

 

کلمه طبیب یکی از اسم‌های خداست در دعای جوشن می‌خوانیم یا  طبیب من لا طبیب له

امیرالمؤمنین وقتیمی‌خواهد پیغمبر معرفی کند می‌گویند ایشان طبیب بود طبیب دوار لطبه

طبیبی بود که خودش سراغ مریض‌ها می‌رفت این واسطه فیض خداست

چون شفا دست خداست

وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشْفِینِ 

 

مریض شدم خدا شفام میده منتها به‌واسطه همین علم و پزشکی و دارو و درمان‌.

طبابت مال شماست اثر باخداست نه در طبابت من خودم یه جا یه چیزی گفتم قهقهه خندیدن

همین رو در یک محفل دیگر گفتم دیدم مردم گریه می‌کنن

گفتم آه من همان آدمم لب و دندان حرفم و کلمات و اصطلاحات همه یک‌جور

خدا خودش گفته دست تو نیست که کی بخند کی گریه کند

وَأَنَّهُ هُوَ أَضْحَکَ وَأَبْکَىٰ

یعنی اون می‌خنداند او می‌گریاند

گاهی وقت‌ها شما چیزی رو می‌شنوی کلی هم می‌خندی ولی یه جا نقل می‌کنی هیچ‌کس نمی خنده

خدا می‌گوید دست منه

قرآن که می‌گوید نجات یک نفر مساوی است با نجات همه بشر و خداوند برای بیماران خط ویژه رفته

نه‌فقط شما آمبولانس و اینا دارید

مثلاً می‌گوید می‌خواهی نماز بخوانی نمی‌توانی قیام نمی‌شد قُعُوداً بشین، نمی تونی بشینی

الَّذینَ یَذْکُرُونَ اللَّهَ قِیاماً وَ قُعُوداً وَ عَلی جُنُوبِهِمْ

 به پهلو بخواب، این نماز.

روزه:

وَعَلَى الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ فِدْیَهٌ طَعَامُ 

و اگر کسی بیمار یا احتمال دارد بشماریش طول بکشد یا سخت بشود و شدید بشود

مادر اگر احتمال بده روزه بگیرد در شیرش اثر دارد اون شیر در بچه اثر دارد

همین احتمالاً عقلایی باشد، تخفیفِ، نماز را تخفیف می‌دهند به بیمار، روزه را تخفیف می‌دهند،

حجم تخفیف می‌دهند، در آیه حجم داریم می‌فرمایند که:

اگر کشی در مکه فلان کار را کند جریمش اینِ است،

منتها اگر مریضِ جریمش سبک می‌شود،

در جهاد

 ((لَیْسَ عَلَى الْأَعْمَى حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْمَرِیضِ حَرَجٌ ))

یعنی در نماز روزه حج زکات در همه اینها تخفیف می‌دهند.

منتها کار ضریبش فرق می‌کند یعنی در همه دنیا پزشک است.

تخصص و بیمارستان همه‌جا هست،

 اما جمهوری اسلامی ایران و شخص شما یک خورده فرق می‌کند

زلیخا عاشق یوسف شد، یک روز تصمیم گرفت کارش را عملی کند

خودش را آرایش کرد و درها را هم سفت بست،

وَغَلَّقَتِ الْأَبْوَابَ وَقَالَتْ هَیْتَ لَکَ

 هم همه را بست و هم خودش با دست خودش بست که شک نکند که بد قفل کنند‌،

حضرت یوسف کارش را دستور می‌داد

((اجعلوا بضاعتهم فی رحالهم))

به نوکرانش می‌گفت این کار را بکنید،

اما زلیخا چون دلهره داشت، خودش هم سفت بست هم همه را بست

قَالَ مَعَاذَ اللَّهِ ۖ إِنَّهُ رَبِّی أَحْسَنَ مَثْوَایَ ۖ إِنَّهُ لَا یُفْلِحُ الظَّالِمُونَ.

پا به فرار گذاشت زلیخا هم عقبش می‌دوید خوب ازلحاظ فیزیکی هردو می‌دوند او می‌دوید و من می‌دویدم

شیمی فرق می‌کند یوسف می‌دود که گناه نکند

زلیخا می‌دود که گناه بکند

این فرق می‌کند جراحی شکم کار می‌کند چاقوکش هم شکم پاره می‌کند منتها جراح پولش را می‌دهند

از چاقوکش پول می‌گیرند این حیث فرق می‌کند که ما در نماز جمعه

گاهی وقت‌ها می‌بینیم این امام‌جمعه تا می‌گوید

امام حسن مجتبی(ع) امام حسین(ع) امام سجاد(ع) یک عده پا می‌شوند

پیداست اینها پایشان درد گرفته است و الله آن‌کس که باید پا شود به اسم امام زمان (عج) پا می‌شود

این‌که از امیرالمؤمنین  پا می‌شود پیداست پایش درد می‌کند

این پزشکی شغل نیست نجات‌غریق شغل نیست مثل قضاوت مثل پیش‌نمازی.

به یک کسی گفتند شغل شما چیست گفت من پیش‌نمازم،

گفت شغل منم معلوم شد گفت شغل شما چیه؟

گفت به شما چه، منم پس‌نمازم،

گفت اگر یک متر جلوتر  شغل است پس یک متر پشت سر هم یک شغل دیگر‌‌‌…

پیش‌نمازی شغل نیست قضاوت شغل نیست وظیفه است

طبابت وظیفه شما است حالا پول هم هست الحمدالله،

اگر یک‌زمانی هم مردم اعتصاب کردند که پول به دکترها ندهند

یا دولت به هر دلیلی فیش حقوق را قطع کرد

نمی‌توانید شما بگویید پول نمیدن ما هم نمیریم کار ما واجب است

کسی اگر بتواند یک نفر را نجات دهد ولی نجات ندهد گیر است.

کما این‌که هجرت واجب است.

 من حالا که ازپاافتاده‌ام دیگر پیر شده‌ام حالا می‌گویم درست بود در تلویزیون بودی

شاید خدا در روز قیامت به تو بگوید تو چهل سال در تلویزیون بودی

یک سالش را زبان اردو یاد می‌گرفتی

هجرت می‌کردی می‌رفتی به هندوستان بین گاو پرست ها

اگر ۳۹ سالش را یک آخوند مهاجری بودی

آنجا تلاش می‌کردی با زبان اردو شاید هزاران گاو پرست خداپرست می‌شد،

تو غلط کردی تو تلویزیون بودی

احتمالش هست، گاهی وقت‌ها آدم در تشخیص قاتی می‌کند قرآن

یک آیه دارد که در آن می‌گوید جهنمیان می‌گویند

خدایا ما را برگردان به دنیا عمل صالح انجام بدهیم 

نَعْمَلْ صَالِحًا

منتها یک‌کلمه‌ای اضافه می‌گوید( غَیْرَ الَّذِی کُنَّا نَعْمَلُ  )

این یعنی چه؟ خدایا ما در این دنیا اشتباه کردیم غلط کردیم

برمون گردون به دنیا عمل صالح انجام دهیم خوب می‌شویم

برگردان ما را خوب می‌شویم غیر از خوبی‌های قبلی،

خدایا وقتی در دنیا بودم خیال می‌کردم کارم خوب است

حالا پرده رفته است کنار می‌فهمم کارم خوب نیست خیالی بوده.

یکی دو سال پیش بود دوبین شده بودم مثلاً این خال سیاه را دوتا می‌دیدم

یک روز رفتم مسح بکشم رو زمین مسح کشیدم پامو دوتا می‌دیدم،

اومدم خانه دیدم دو تا خانم دارم گفتم من یه مهریه دادم می‌دیدم دو تا خانم دارم.

گاهی وقت‌ها انسان دو بینه می‌شود یعنی روز قیامت وقتی پرده کنار می‌رود

می‌گوید این اون نیست که ما می‌گفتیم پس چیز دیگر لازم بود

و لذا خدا قسمت کنه زیارت امام جواد علیه‌السلام یک دعای دارد دعایش این است

 أَرِنِی الْحَقَّ حَقّاً  درست تشخیص بدهم

( فَأَتَّبِعَهُ وَ الْبَاطِلَ بَاطِلًا فَأَجْتَنِبَهُ وَ لَا تَجْعَلْهُ عَلَیَّ مُتَشَابِهاً )

کمکم کن حق را حق ببینم تا دنبال کنم باطل را باطل ببینم

که دوری‌کنم و فهم حق باطل من را به خودم وامگذار که قاتی می‌کنم

این دعای مهمی است و به همین خاطر همه دعاها مستحب است

جز یک دعا اهدنا صراط المستقیم این واجب است

همه دعاها مستحب است یک دعای واجب داریم اینم باید روزی ۱۰ بار بگویید

چون ۱۷ رکعت نماز ۱۰ رکعت حمد و سوره دارد پیغمبر ما هم بیست بار باید بگوید

چون نماز شب بر پیغمبر واجب است

یعنی پیغمبری که سوار بر راه مستقیمه نمیگه پیامبر در راه مستقیمه؟

فی صراط المستقیمراجع به پیغمبر نداریم الی صراط المستقیم راجع به پیامبر نداریم

می‌گوید

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

ِ به نام خداوند رحمتگر مهربان

یس

یس[/یاسین]

وَالْقُرْآنِ الْحَکِیمِ

سوگند به قرآن حکمت‏ آموز

إِنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ

که قطعا تو از [جمله] پیامبرانی

عَلَی صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ

بر راهی راست

 

، علی یعنی سواره، چند جای قرآن فرمود پیغمبر تو سوار راه مستقیم هستی،

یعنی تسلط دارید به راه مستقیم با این‌که سوار راه مستقیم هستی دو برابر بقیه باید دعای واجب را بگی

این خیلی نکته مهمی است

خیلی نکته دقیقی است به امیرالمؤمنین گفتند شما یکی که راه ات مستقیم است،

گفتند تا الآن، فردا چی؟! فردا چی؟ یه بنده خدایی برای اینکه سیگار کم بکشد

سیگارش را می‌گذاشت دستش با تیغ آن را سه قسمت می‌کرد که مثلاً یک‌سوم سیگار را بکشد.

بهش گفتم که شما سیگار داری میبری دستت را نبری

گفت تا حالا که نبریدم تا گفت نبریدم خون ریخت پایین یعنی همان ثانیه برید،

آدم نمی‌داند یه وقت می‌بینی یک کسی که مسئول تعلیم و تربیت بوده است زنش را تو حمام با تیر می‌کشد،

این بنا است که بیست میلیون بچه را تربیت کند، حالا زن خودش را در خانه خودش می‌کشد،

آدم نمی‌داند چه می‌شود، اینا که سیگار می‌کشند اینا نسخ شدن،

یعنی پول میده هوا را تلخ می‌کند، بهش گفتم آقا می‌خواهی سیگار بکشی پولت را اتیش بزن

چون اگر پولت را اتیش زدی پول رفته ریه‌ات هست،

هم پول میدی هم ریه میدی، هرکسی که می‌خواهد سیگار بکشد پول آتش بزند،

ولی این چپ شده فکرش یعنی پول می‌دهد تا دود تلخ بخورد،

خوب شیرینی می‌خواهی بسم‌الله خرما توت ترش می خوای لیمو ترش ترش و شیرین می‌خواهی

پرتقال انار می‌گوید

نه من عرق می خوام بخورم گاهی وقت‌ها انسان این رقمی می‌شود؛

یعنی خوب را بد می‌بیند بد را خوب می‌بیند و لذا قرآن همش می‌گوید

وَإِذْ زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ أَعْمَالَهُمْ

 

کارش غلط است اما شیطان می‌آید

زَیَّنَ لَهُمُ

 

، گاهی مذهبی‌ها هم همین کار را می‌کنند، من یک‌بار وارد جایی شدم گفتند شما چند جایزه بدهید گفتم

به کی برای چی گفتند کارهای قرانی کردند اینها، جایزه هفتم شک کردم

گفتم خوب به من بگویید گفتند شما جایزه‌ات را بده دیدم اصرار می‌کنند بیشتر شک کردم،

گاهی این‌طوری آدم حرف میزند قبول می‌کند بفرمایید اصرار می‌کنند شک می‌کند،

قسم که می‌خورد دروغ می‌شود، یعنی هرچه از آن‌طرف می‌تاباند ما وامی تابانیم.

گفتی قبول کردم اصرار کردی شک کردم قسم خوردی فهمیدم دروغ میگی،

گاهی هم این‌طوری است، اصرار کردم گفتم باید بگویید گفتند یه آیه‌ای در قرآن یازده قاف دارد هرکه پیدا کرد جایزه دارد

، این بچه‌ها از اول تابستان تا آخر تابستان قاف شماری،

ببینید چقدر خریت و حماقتِ که قرآن نازل شد که ما قافاشو بشمریم، ببین این کج فهمیِ،

فهم درست، یک کسی اومد گفت ببین دعای اول روز مفاتیح را دیدی صفحه اول دعای ساعت

اول ساعت دوم ساعت سوم این یعنی چی؟

دینی که شما به ما معرفی می‌کنید همش باید بشینیم دعا بخونیم

، یا رفت فضا رو تسخیر کرد شما نشسته‌اید اینجا دعا می‌خوانید، این فهم کج است

معنایش این نیست که همش دعا بخون معنایش این است که هر ساعتی وقت کردی دعایش هست،

مثل‌اینکه بگوییم تهران-قم ساعت ۷ ساعت ۸ ساعت ۹ ساعت ۱۰ معنایش اینکه

هر موقع خواستی ماشین هست مثل

داروخانه شبانه‌روزی هرلحظه دارو به خواهید بخرید درش باز است.

یک کسی آمده بود نگاهش به شکمش بود بهش گفتند

چرا این‌قدر نگاهت به شکمت است گفت دکتر گفته است که مواظب شکمت باش،

این فهم درست مواظب شکمت باشد یعنی چه؟

یک‌بار چند نفر آمدند پیش من همه حرف زدن جز یکی،

از اول تا آخر سرش پایین بود وقتی می‌خواست برن گفتم این اصلاً کلمه‌ای هم نگفت،

گفتن این‌یک مدتی است که دارد خودسازی می‌کند من گفتم بنده خدا قاتی کرده نفهمیدم خودسازی یعنی چه؟!

فهم درست، وارد حمام شدید یک مقداری آب حمام را بخورید، یعنی چه؟! یعنی آب حمام باید آب آشامیدنی باشد،

نری آب خزینه را بخوری.

یک شخصی گفت انگشتر تو بده برای چی خوب برای هر موقع دیدمش یادت بیوفتم،

گفتم بهت نمیدم تا دیدی نیست یاد من بیوفت بگو قرائتی انگشترشم به ما نداد،

امام به یک کسی گفت این دعا را بخوان یا مقلب‌القلوب، طرف گفت یا مقلب‌القلوب و الابصار،

امام گفت ابصارش را من گفتم؟ من گفتم یا مقلب‌القلوب.

اگر گفتند ۳۴ متری گنجه شما ۳۵ متری بکنی به گنج نمی‌رسی،

خود شما بخواهید آمپول بزنید تو رگ خوب می‌شود بزنی بغل رگ درد می‌آید.

یک میلی‌متر فرق باشد.

آقا چرا کشورهای اسلامی پیشرفت نکردن به خاطر اینکه اسم اسلامی دارد.

حالا شما هم قرآن سر بگیر بگو کپسول کپسول قرص قرص قران سر گرفتی

سر گرفتن نسخه که انسان را خوب نمی‌کند این هم باید به وقتش باشد

شما اگر یک بیماری پیشتان آمد و گفت من خوب شدم می‌گویید همه دارو را مصرف کردی

آن‌طور که من گفتم مصرف کردی باید همونطور که من گفتم مصرف می‌کردی

من گفتم یا مقلب‌القلوب چرا میگی والابصار؟

باز امام گفت این دعا را بخون یحیی و یمیت

آن شخص گفت: یحیی و یمیت و یمیت و یحیی

امام گفت من چی گفتم؟

 

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ

جلو نیفتید.

یک‌باره حضرت فرمود در سفر روزه نیست من خودم روزه را می‌خورم.

یه نفر گفت احتیاطاً روزه‌بگیرید.

می‌گویند خمس را به مرجعت بده.

آقا خودم سیدا رو بهتر می‌شناسم بله خودت سیدا رو بهتر می‌شناسی ولی نفس هم داریم

ممکنه یک سید خوشت بیاد خمسش بدی از یک سید بدت بیاد خمسش را ندهی،

پس خمس فدای هوس شما شده، از کی خوشت می‌آید از کی بدت می‌آید

خمس باید صددرصد برای خدا باشد اون مرجع تو شرط کردند مرجعی حق مرجعیت دارد که مخالفاً لهواً

غیر از علم و عدالت میگن باید دنبال هوا و هوس نباشد

شما اگر پول خمسه تو دادی به مرجعی میگی این هوا ندارد ولی من خودم ممکنه از یه سری خوشم بیاد

بدم از یکی بدم بیاد ندم، پول منه.

الآن اگر یک گوسفند بدهند به ما بگویند تقسیم کن کبابی رو برای خودتان برنمی دارین؟ ما نفس داریم.

یک رودخانه آب‌خنکی بود دستم رو کردم داخلش عجب آب یخی گفتم وضو بگیریم

آب رو ریختیم گفتم خیلی آب سرده پس گفتم های های های هی آب می‌ریختم بعد (با خودم) گفتم

وضویت باطله تو برای های های وضو می‌گیری؛ وضو باید برای خدا باشد، گفتم خوب نمی‌خوام،

های های که حرام نیست، هی ریختم ریختم های های های تا بالاخره تمام که شد گفتم

حالا یه مشت برای خدا بریز، کارهایی که ما در اداره می‌کنیم

سر ساعت می‌رویم سر ساعت می‌آییم اینها وظیفه دولتی است اگر نکنیم شماره می‌زنند

یا کامپیوتر نشان می‌دهد یا بازرس می‌آید،

کسی رو هل می‌دهند تو چاه کسی چیزی نمیگه اگر خودت بپری کف می‌زنند

عنصر نیت مهمِ در دنیا مسئله نیت مهم نیست،

کسی وصیت کرده بود یک انبار خرما را به فقرا بدهند

حضرت یک‌دانه خرما را برداشت گفت اگر یک‌دانه خرما را با دست خودش به فقرا می‌داد

بهتر بود از این‌که بعد از مرگش یک انبار خرما بدهد.

چرا؟ برای اینکه ما فقط اقتصادی نگاه نکنیم، اقتصادی بله یک انبار خرما افراد بیشتری را سیر می‌کند

تا یک‌دانه ولی بحث شکم نیست بحث این است

که آیا سخاوت تو هم رشد کرد یا نه اگر با دست خودت یک‌دانه خرما را بدهی سخاوتت رشد کرده

تواضع ات رشد می‌کرد. اگر دهان بچه یتیم خرما می‌گذاشتی بچه را می‌بوسیدی عاطفه رشد می‌کرد

بحث عاطفه بحث انسانیت فقط بحث شکم نیست.

مسئله ازدواج با مسئله دوست‌دختر گرفتن یا دوست‌پسر گرفتن حلقه ازدواج شهوتِ،‌

منتها کدهایش خیلی فرق می‌کند.

رستوران غذا می‌پزد مادر هم‌غذا می‌پزد منتها مادر بامحبت می‌پزد

رستوران برای جیب شما می‌پزد می‌خواهد پول شمارا بگیرد اگر غذای خوبی هم می‌دهد برای این است

که پول بیشتری از شما بگیرد این انگیزه‌ها در پزشکی در آخوندی فرق می‌کند به چه نیتی؟

یک فرصت‌های پیش می‌آید که استثنایی است، پزشکی اسلامی مسئله نیت براش مهمِ.

دو نفر اومدن خدمت امام رضا گفتن مسافریم حضرت فرمودند امروز تو شرکتی بخون چهار رکعتی گفت

آقا برادریم از یه خانه و محله اومدیم گفت اومدی مأمون الرشید رو ببینی

زیارت طاغوت گناهِ سفر گناه نماز چهار رکعتی است تو آمده‌ای زیارت من زیارت امام مستحب

بنابراین شما از یک‌خانه آمدید اما تو نمازت شکسته است و تو نمازت درست است.

 ببینید فرق می‌کند.

اینها در اخلاق غرب نیست که نیت چیست؟!

چقدر نشاط داریم اگر کار با اجبار باشد قبول نیست قران می‌گوید و هم با کسالت نماز میخونه

اما هیچی چرا چون با کسالت نماز میخونه نمی‌خواهد نماز بخواند حالا چون واجبِ میخونه.

((وَ هُمْ کارِهُونَ)) در قرآن است زکات هم می‌دهد اما با عشق نمی‌دهد

زورکی می‌دهد صدقه می‌دهد دلش به حال فقرا نمی‌سوزد می‌خواهد ماشینش چپ نشود،

می‌گوید صدقه بیندازید اول

سفره، این برای خودشِ برای اون (فقیر) نیست.

میگن اگر به چهل مؤمن دعا کنی دعایت مستجاب می‌شود

این معنای اینِ است که باید رشد شما به‌قدری باشد که قبل از این‌که خودتان رو ببینید

دیگران را ببینید از درون عاشق شوید.

آنکه می‌گویند به چهل مؤمن به خاطر ایمانش یعنی روحت روحی باشد که روح جمعی باشد اینها مهم است.

شاعری اومد پهلوی امام شعر خواند، امام ده تومان آن زمان به او داد شاعر دیگر آمد

یک شعر خواند امام پنج ریال به او داد آقا به او ده تومان دادی

گفت او فضیلت امام صادق را گفت تو آمدی ستایش منو کردی.

ببینید این مهمِ.

توجه به این‌که آدم ((من)) نگوید.

یه خاطره شنیدم یک زنگ زدم به آقای شیخ حسن صانعی گفتم

که این خاطره از شما نقل‌شده می خوام در تلویزیون بگم درسته گفت آره درسته.

شاه پول فرستاد برای بعضی از آخوندها که مردم دعوت کنند که تقلید آیت‌الله حکیم بکنند،

چون می‌خواست مرجعیت زیر گوش کاخ نباشد گوشی برن از نجف تقلید کنند‌،

خوب اوقاف هم یک مهمانی‌های انجام داد و افطاری‌های داد و پول‌هایی رو داد

و سفارش این‌که ما می‌خواهیم

شما مردم را به آقای حکیم دعوت کنیم، این موضوع را به امام ‌گفتند

که اوقاف همچنین کاری را کرده، امام گفت با این شهدای پانزده خرداد مرجعیت من تائید شد

دیگر با این افطاری‌ها پول‌ها سفارش‌ها و…

فردای آن روز امام را گرفتند بعد از ۱۵ سال تبعید برگشت رفت خانه خودش به آقای صانعی گفت

آقای صانعی یادت هست ۱۵ سال پیش در همین پله‌ها گفتی

اوقاف پول میده که مرجعیت برای نجف گفتم شاه نمیتونه جلوی مرجعیت ما رو بگیرد

وضعیت ما تثبیت شد یادت می‌آید می‌گفتم گفت بله یادم هست

گفت اون روز من ۱۵ سال تبعید شدم

این ۱۵ سال تبعید گوشمالی خدا بود به من که نگویم من بگم خدا.

ببینید این خیلی مهم است این دقت‌ها خیلی مهم است.

ما خیلی وقت‌ها می‌گویم من من جهیزیه شدم من بیمارستان خواباندمش من فلان چیز رو خریدم

من من من خیلی من من می‌کنیم.

آن مرد خدا وقتی نمازش را میخواند می‌گفت درست است نماز شب خواندم

اما چیزی نیست برای معبود بیدار شدم از تو بود ممکن بود بیدار نشم پاشدم قدرتم از تو بود

شیر آب رو باز کردم آب از تو بود وضو گرفتم آموزش از کی بود ایمان داشتم

که با تو حرف بزنم ایمانش از کی بود گفت من طلبی از شما ندارم.

یک‌شب کره شمالی خوابیده بودیم گفتم خدایا ۲۰۰۰۰۰۰۰ کمونیست اینجان به همه رزق میدی

یک‌رکعت نماز هم برای تو نمی‌خوانند چقدر حوصله داری همین‌طور که خوابیده بودم و فکر می‌کردم

گفتم حالا تو که امشب اومد های اینجا تو مسلمانی بلند شو امشب یه نماز شب بخون

مگِ نمیگن خدا غریبه پاشو از رختخواب پاشو چند رکعت نماز بخون وضو گرفتم

و روبه‌قبله گفتم آقای قرائتی قرآن می‌گوید ذرات هستی سبحان‌الله میگن صبح لله

با فعل ماضی یصبح الله با فعل مضارع تمام هستی سبحان‌الله میگن تو کی هستی که سبحان‌الله بگی

خدا از غربت بیاد بیرون برو گمشو رفتم خوابیدم دوباره این نماز شب ما در کره شمالی بود.

این آقای رضایی که رئیس سازمان حج بود بیست سال، ایشان با یک کسی دعوایش شد

گفت این‌رو نگذارید بره مکه.

نمیگم به‌حق و ناحق نمی دونم ایشان خودش میدونه می‌گفت فلانی ناراحت بودم

به نظر من ایشان نباید بره مکه من برای اینکه یک‌وقت کلاه سرم نره عکس این و بزرگ کردم

زیر شیشه میز گذاشتم صبح به صبح نگاه می‌کردم که به این ویزا ندم، باید ایشان امضا می‌کرد.

گفت مکه دیدمش، ایشان به من گفته بود که مکه منو می‌بینی، گفتم اگر من مدیر حج عمره نمیزارم‌بری،

می‌گفتم که دیدمش و گفت خودت امضا کردی من گفتم خدایا این آقای رضایی می‌خواهد من مکه نرم

تو هم لطف کن و منو به مکه بفرست،

من میرم با دست خودش منو ببینه و امضا کنه ولی نفهمد ما امضا کردیم و نفهمیدیم.

من خودم بارها شده صبح آیه را خواندم هرچه فکر کردم

چیزی نفهمیدم فردایش نگاه کردم کلی چیز فهمیدم این‌که من مطالعه می‌کنم

می‌فهمم به شرطی است که خدا حالی‌مان کنه.

ما مثال مون مثال راننده ماشین آموزش رانندگی که رفتید

شما گاز میدی ترمز می‌کنیم ولی به شرطی که این مربی هم بخواهد

اگر او نخواهد هرچه هم شما گاز بدهید او ترمز می‌کند هر چه که ترمز کنید گاز می‌دهد

شما اراده و اختیاردارید گازدارید ترمز دارید عقل دارید کلاچ دارید

همه چی داری چشم داری عقل داری گوشت داری سوادداری همه چی داری

اما او مربی اگر نخواهد و لذا می‌گوید ((مَآ تَشَآءُونَ إِلّآ أَن یَشَآءَ اللهُ))

چیزی که خدا می‌خواهد چیزی نمی خواد مگر این‌که خدا بخواهد

اگر خدا خواست شما هم در جریان قرار می‌گرفتید خدا نخواست هیچی،

گفتم من انقلاب ۱۵ سال عقب افتاد خطر من مهمِ.

چون گاهی هم آدم مشهور می‌شود مثل بنده اعدام یک صحنه‌هایی را می‌بیند

داشتم می‌رفتم یک زن و شوهر باهم بودند یک بچه بغل زن بود بچه هنوز راه نیفتاده بود

بغل بود یه نگاه به من کرد گفت مامان تلویزیون یعنی این شهرت آدم را منحرف می‌کند

فوق تخصص آیت‌الله‌العظمی دکتر بعضی از افراد مثلاً فکر می‌کنند اگر این لقب باشد عزیزتر می‌شود

این‌طور نیست از مرجعیت گرفته حالا فکر می‌کنند اگر رئیس‌جمهور شیم عزیز میشیم

ممکنه رئیس‌جمهور هم بشی دو تا کار خلاف بکنی مگه بنی‌صدر نبود خدا خواسته باشد

کسی را ذلیل کند منتظر کسی نیست وزیر باشد در حمام زنش را می‌کشد

بنی‌صدر باشد بالباس دیگر فرار می‌کند آیت‌الله‌العظمی ما باشد سقوط می‌کند.

مناجات شعبانیه: إِلَهِی بِیَدِکَ

شاه گفت عکس خمینی هر جا بود صاحب‌خانه را بگیرید عکس خمینی ممنوع بود

هیچ مرجعی در طول تاریخ به‌اندازه امام عکسش منتشر نشد شاه گفت نه خدا گفت آره.

زلیخا درها را بست که هیچ‌کس نفهمد، همه دنیا فهمیدند باخدا کشتی نگیرید

من خودم این دوربین ای هست می‌آمد راست خودم می‌نشست این‌روبروی من می‌نشست حواسم پرت می‌شد

منم نمی‌دانستم فیلم‌برداری زنده است بهش گفتم پاشو برو کنار بشین پاشو من خواستم

ایشان راست دوربین نباشد در عمرش همان هفته که من گفتم نباشد بیش از همه نشانش دادن، باخدا نمی‌شود کشتی گرفت

۴۳ رادیو به امام جسارت می‌کرد در زمان جنگ صدام تعریف می‌کرد

حالا مقام کدام بالاتره همه‌چیز دست خداست پزشکی تخصص آیت‌اللهی پول هم دست خداست

رزق هم دست خداست گاهی آدم رزقش نیست، هرچه می‌دود رزقش نیست،

فهم انسان با کمک خداست شغل شما شغل مثل قضاوت مثل امام جماعتی مثل امام‌جمعگی شغل نیست

شما در پزشکی همه‌چیز را به هم پیوند می‌زنید از پا می‌گیرید از چشمم می‌گیرید

از پشت دست می‌گیرید هر جای بدن با کم‌وزیادش می تونید پیوند بزنید اما شغلتان رو با پول پیوند نزنید

این پیوند مقدس نیست

بعد شما شریک اجر می‌شوید من مریض میشم میام پهلوی شما

شما منو راه میندازی وقتی راه افتادم تا آخر عمرم هرچه عبادت کنم ثوابش را شما هم دارید

پرستار هم همین‌طور است جمعی رفتند مدینه یکی مریض شد یکی هم وایسا در خانه گفت

من پرستاری‌شان باقی هم رفتند حرم پیغمبر حضرت فرمود:

اون کسی که پرستاری کرده ثوابش کمتر از او نیست که رفته زیارت پیغمبر خدا

کار باید آگاهانه باشد خیلی افراد باسواد هم هستند اما بصیرت ندارند خیلی افراد بصیرت دارند اما سواد ندارند

یکی از دونه درشت‌های های مملکت می‌گفت نشسته بودم یک شعرخوانم شعر این بود:

الهی جسم و جانم خسته گشته در رحمت به رویم بسته گشته می‌گفت

یک بی‌سوادی بغلم نشسته بود گفت آقا جسم و جان خسته گشته دو ساعت بخواب

در رحمت خدا هیچ‌وقت بسته نیست

می‌گفت خجالت کشیدم ما شخصیت مملکتی اینم بی‌سواد این‌رو میگن بصیرت یعنی می‌فهمد

توی عالم یک خبرهایی هم هست

بابای من خدا همه اموات را بیامرزد پیرمردی بود جان کندنش خیلی سخت شد سیاه می‌شد سرخ می‌شد

با سختی جون کند منم هی بالا سرش بودم نمی‌دانستم چرا گفتم نکند نخ و ابریشم‌ها که میفروخته نم داشته

آخر اگر نخ ابریشم نم داشته باشد وزن سنگین من پاشم برم خانه فلان آیت‌الله‌العظمی

یک‌خرده پول بدهم رد مظالم اگر احیاناً پدرمان به کسی بدهکار این مبلغ را ببرم منتها به احدی نگفتم

کاشان این به فکرم رسید به احدی نگفتم سوار ماشین شدم

اومدم پیش آن آیت‌الله‌العظمی ماجرا را گفتم و یه خورده پول دادم و بعد رفتم جمکران وارد کاشان شدم

تا وارد خانه شدم مادر من هیچ سواد نداشت مادرم گفت محسن گفتم بله گفت رفتی بودی قم گفتم بله

گفت رفته بودی خانه آیت‌الله فلان گفتم بله از کجا میگی شما؟

گفت رفتی گفتی که نخ‌های پدرم ابریشم‌های پدرم نم داشته بدهکار مردم است،

پول داده که ایشان بدهکاری‌اش را بدهد رد مظالم دادی من هی مادرم حرف میزد می‌گفت

من نه چی میگی از کجا میگی این حرفا رو گفت خواب دیدم بابایت چوب‌دست گرفته میزند تو سرت

میگه محسن رفته قم خانه فلانی گفته بابای من نخ و ابریشم شاید نم داشته رد مظالم داده

من کی حق مردم رو بردم چرا محسن در آبروی منو می‌برد همین‌طور موندم اصلاً موندم

اینکه میگن خرمقدس یکی از معنای خرمقدس این‌ است

در دنیای خیال می‌گوییم من خوبم در دنیای خیال می‌گوییم او بده اینا مهم در این عالم یک خبرهایی است

این کارهایی که می‌کنیم همه کانال یک خدا حرف‌ها را با همه کانال‌ها حساب می‌کنند

گاهی وقت‌ها می‌بینید کار خوب است ولی ممکن است قیامت بیایند بگویند بیخود کردی.

 اسراف گناه کبیره است و خدا وعده هلاکت داده است پرده کنار برود ممکن است

چیز دیگری از آب دربیاید هیچ‌کس به خودش نباید اطمینان داشته باشد

خدایا تو را به‌حق خوبان واقعی کمتر از آنی ما را به حال خودمان وامگذار،

ما را از خیال‌پردازهایی که عمر و نعمت‌های تو را در مسیر توهماتشان خرج می‌کنند

و دستشان خالیِ ما را از آن‌ها قرار مده مشکلات فرد و جامعه ما را حل بفرما

شر  اشرار به‌خصوص آمریکا و اسرائیل را به خودشان بازگردان

در تشخیص کمک ماکان حق را حق ببینیم و به ما تقوای بده که عمل کنیم باطل را باطل ببینیم

تقوایی بده که دوری‌کنیم والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

ارسال نظر شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *